احکام خُمس

احکام خُمس (منبع)

۱۰۱ مسئله

مساله ۱۷۵۱ـ‏ در هفت چیز خمس واجب می‌شود که احکام این‌ها مفصلاً گفته خواهد شد.‏

  1. منفعت کسب؛
  2. معدن؛
  3. گنج؛
  4. مال حلال مخلوط به حرام؛
  5. جواهری که بواسطۀ‏‎ ‎‏غواصی یعنی فرو رفتن در دریا به دست می‌آید؛
  6. غنیمت جنگ؛
  7. زمینی‏‎ ‎‏که کافر ذمی از مسلمان بخرد.

۱ـ منفعت کسب

مساله ۱۷۵۲ـ‏ هرگاه انسان از تجارت یا صنعت، یا کسب‌های دیگر مالی به دست‏‎ ‎‏آورد، اگر چه مثلاً نماز و روزه میتی را به جا آورد و از اجرت آن، مالی تهیه کند،‏‎ ‎‏چنانچه از مخارج سال خود او و عیالاتش زیاد بیاید، باید خمس یعنی پنج یک آن را‏‎ ‎‏به دستوری که بعداً گفته می‌شود بدهد.‏

مساله ۱۷۵۳ـ‏ اگر از غیر کسب، مالی به دست آورد، مثلاً چیزی به او ببخشند‏‎ ‎‏واجب نیست خمس آن را بدهد، اگر چه احتیاط مستحب آن است که اگر از مخارج‏‎ ‎‏سالش زیاد بیاید، خمس آن را هم بدهد.‏

مساله ۱۷۵۴ـ‏ مَهری را که زن می‌گیرد خمس ندارد. و همچنین است ارثی که به‏‎ ‎‏انسان می‌رسد. ولی اگر مثلاً با کسی خویشاوندی دوری داشته باشد و نداند چنین‏‎ ‎‏خویشی دارد، احتیاط مستحب آن است خمس ارثی را که از او می‌برد، اگر از مخارج‏‎ ‎‏سالش زیاد بیاید بدهد.‏

مساله ۱۷۵۵ـ ‏اگر مالی به ارث به او برسد و بداند کسی که این مال از او به ارث‏ رسیده خمس آن را نداده، باید خمس آن را بدهد، و نیز اگر در خود آن مال خمس‏‎ ‎‏نباشد ولی انسان بداند کسی که آن مال از او به ارث رسیده، خمس بدهکار است،‏‎ ‎‏باید خمس را از مال او بدهد.‏

مساله ۱۷۵۶ـ‏ اگر بواسطۀ قناعت کردن، چیزی از مخارج سال انسان زیاد بیاید،‏‎ ‎‏باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۷۵۷ـ‏ کسی که دیگری مخارج او را می‌دهد، باید خمس تمام مالی را که‏‎ ‎‏به دست می‌آورد بدهد. ولی اگر مقداری از آن را خرج زیارت و مانند آن کرده باشد‏‎ ‎‏فقط باید خمس باقی مانده را بدهد.‏

مساله ۱۷۵۸ـ‏ اگر ملکی را بر افراد معینی مثلاً بر اولاد خود وقف نماید، چنانچه‏‎ ‎‏در آن ملک، زراعت و درختکاری کنند و از آن چیزی به دست آورند و از مخارج سال‏‎ ‎‏آنان زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهند.‏

مساله ۱۷۵۹ـ‏ اگر مالی را که فقیر بابت خمس و زکات و صدقۀ مستحبی گرفته از‏‎ ‎‏مخارج سالش زیاد بیاید، واجب نیست خمس آن را بدهد. ولی اگر از مالی که به او‏‎ ‎‏داده‌اند منفعتی ببرد مثلاً از درختی که بابت خمس به او داده‌اند میوه‌ای به دست‏‎ ‎‏آورد چنانچه درخت را برای منفعت بردن و کسب نگهداشته باشد، باید خمس‏‎ ‎‏مقداری که از مخارج سالش زیاد می‌آید بدهد.‏

مساله ۱۷۶۰ـ‏ اگر با عین پول خمس نداده جنسی را بخرد یعنی به فروشنده‏‎ ‎‏بگوید این جنس را به این پول می‌خرم یا در وقت خریدن قصدش این باشد که از پول‏‎ ‎‏خمس نداده عوض آن را بدهد، چنانچه حاکم شرع معاملۀ پنج یک آن را اجازه‏‎ ‎‏بدهد، معاملۀ آن مقدار صحیح است. و انسان باید پنج یک جنسی را که خریده به‏‎ ‎‏حاکم شرع بدهد و اگر اجازه ندهد، معاملۀ همان مقدار باطل است. پس اگر پولی را که‏‎ ‎‏فروشنده گرفته از بین نرفته حاکم شرع خمس همان پول را می‌گیرد و اگر از بین رفته‏‎ ‎‏عوض خمس را از فروشنده یا خریدار مطالبه می‌کند.‏

مساله ۱۷۶۱ـ‏ اگر جنسی را بخرد و بعد از معامله قیمت آن را از پول خمس‏‎ ‎‏نداده بدهد، و در وقت خریدن هم قصدش این نباشد که از پول خمس نداده عوض‏‎ ‎‏را بدهد، معامله‌ای که کرده صحیح است. ولی چون از پولی که خمس در آن است به‏ ‏فروشنده داده به مقدار پنج یک آن پول به او مدیون می‌باشد. و پولی را که به‏‎ ‎‏فروشنده داده اگر از بین نرفته حاکم شرع پنج یک همان را می‌گیرد، و اگر از بین رفته‏‎ ‎‏عوض آن را از خریدار یا فروشنده مطالبه می‌کند.‏

مساله ۱۷۶۲ـ‏ اگر مالی را که خمس آن داده نشده بخرد چنانچه حاکم شرع‏‎ ‎‏معاملۀ پنج یک آن را اجازه ندهد معاملۀ آن مقدار باطل است و حاکم شرع می‌تواند‏‎ ‎‏پنج یک آن مال را بگیرد. و اگر اجازه بدهد معامله صحیح است و خریدار باید مقدار‏‎ ‎‏پنج یک پول آن را به حاکم شرع بدهد، و اگر به فروشنده داده می‌تواند از او پس‏‎ ‎‏بگیرد.‏

مساله ۱۷۶۳ـ‏ اگر چیزی را که خمس آن داده نشده به کسی ببخشند پنج یک آن‏‎ ‎‏چیز مال او‌نمی شود.‏

مساله ۱۷۶۴ـ‏ اگر از کافر یا کسی که به دادن خمس عقیده ندارد، مالی به دست‏‎ ‎‏انسان آید، واجب نیست خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۷۶۵ـ‏ تاجر و کاسب و صنعتگر و مانند این‌ها از وقتی که شروع به کاسبی‏‎ ‎‏می‌کنند یک سال که بگذرد، باید خمس آنچه را که از خرج سالشان زیاد می‌آید‏‎ ‎‏بدهند، و کسی که شغلش کاسبی نیست، اگر اتفاقاً معامله‌ای کند و منفعتی ببرد، بعد‏‎ ‎‏از آن که یک سال از موقعی که فایده برده بگذرد، باید خمس مقداری را که از خرج‏‎ ‎‏سالش زیاد آمده بدهد.‏

مساله ۱۷۶۶ـ‏ انسان می‌تواند در بین سال هر وقت منفعتی به دستش آید خمس‏‎ ‎‏آن را بدهد، و جایز است دادن خمس را تا آخر سال تأخیر بیندازد و اگر برای دادن‏‎ ‎‏خمس، سال شمسی قرار دهد، مانعی ندارد.‏

مساله ۱۷۶۷ـ‏ کسی که مانند تاجر و کاسب باید برای دادن خمس، سال قرار‏‎ ‎‏دهد، اگر منفعتی به دست آورد و در بین سال بمیرد، باید مخارج تا موقع مرگش را از‏‎ ‎‏آن منفعت کسر کنند و خمس باقی مانده را بدهند.‏

مساله ۱۷۶۸ـ‏ اگر قیمت جنسی که برای تجارت خریده بالا رود و آن را نفروشد‏‎ ‎‏و در بین سال قیمتش پایین آید، خمس مقداری که بالا رفته بر او واجب نیست.‏

مساله ۱۷۶۹ـ‏ اگر قیمت جنسی را که برای تجارت خریده بالا رود و به امید این‏ که قیمت آن بالاتر رود، تا بعد از تمام شدن سال آن را نفروشد و قیمتش پایین آید‏‎ ‎‏خمس مقداری را که بالا رفته بنابر احتیاط واجب باید بدهد بلکه اگر به‌اندازه‌ای هم‏‎ ‎‏نگه داشته که تجار معمولاً برای گران شدن جنس آن را نگه می‌دارند، خمس مقداری‏‎ ‎‏که بالا رفته باید بدهد.‏

مساله ۱۷۷۰ـ‏ اگر غیر مال‌التجاره مالی داشته باشد که خمسش را داده یا خمس‏‎ ‎‏ندارد مثلاً به او بخشیده‌اند، چنانچه قیمتش بالا رود، اگر چه آن را بفروشد مقداری‏‎ ‎‏که بر قیمتش اضافه شده، خمس ندارد. ولی اگر درختی که خریده نموّ کند و بزرگ‏‎ ‎‏شود و یا گوسفندی که خریده چاق شود، در صورتی که مقصود او از نگهداری آن‌ها‏‎ ‎‏این بوده که از زیادتی عین آن سود ببرد، باید خمس آنچه زیاد شده بدهد.‏

مساله ۱۷۷۱ـ‏ اگر باغی احداث کند برای آن که بعد از بالا رفتن قیمتش بفروشد،‏‎ ‎‏باید خمس میوه و نمو درخت‌ها و زیادی قیمت باغ را بدهد ولی اگر قصدش این باشد‏‎ ‎‏که از میوۀ آن استفاده کند، فقط باید خمس میوه را بدهد.‏

مساله ۱۷۷۲ـ‏ اگر درخت بید و چنار و مانند این‌ها را بکارد، سالی که موقع‏‎ ‎‏فروش آن‌ها است اگر چه آن‌ها را نفروشد، باید خمس آن‌ها را بدهد ولی اگر مثلاً از‏‎ ‎‏شاخه‌‌های آن که معمولاً هر سال می‌بُرند، استفاده‌ای ببرد و بتن‌هایی یا با منفعت‌های‏‎ ‎‏دیگر کسبش از مخارج سال او زیاد بیاید، در آخر هر سال باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۷۷۳ـ‏ کسی که چند رشته کسب دارد مثلاً اجارۀ ملک می‌گیرد و خرید و‏‎ ‎‏فروش و زراعت هم می‌کند، چنانچه در هر رشته کسبی که دارد سرمایه و دخل و‏‎ ‎‏خرج و حساب صندوق جداگانه دارد، باید منافع همان رشته را حساب کند و خمس‏‎ ‎‏آن را بدهد، و اگر در آن رشته ضرر کند از رشتۀ دیگر جبران‌نمی شود، و اگر‏‎ ‎‏رشته‌‌های مختلف، در دخل و خرج و حساب صندوق، یکی باشند باید همه را آخر‏‎ ‎‏سال یک جا حساب کند و اگر نفع داشت خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۷۷۴ـ‏ خرج‌هایی را که انسان برای به دست آوردن فایده می‌کند، از‏‎ ‎‏فایده کسر می‌شود و خمس ندارد.‏

مساله ۱۷۷۵ـ‏ آنچه از منافع کسب در بین سال به مصرف خوراک و پوشاک و‏‎ ‎‏اثاثیه و خرید منزل و عروسی و جهیزیۀ دخترو زیارت و مانند این‌ها می‌رساند، در‏‎ ‎‏صورتی که از شان او زیاد نباشد و زیاده روی هم نکرده باشد، خمس ندارد.‏

مساله ۱۷۷۶ـ‏ مالی را که انسان به مصرف نذر و کفاره می‌رساند، جزء مخارج‏‎ ‎‏سالیانه است، و نیز مالی را که به کسی می‌بخشد یا جایزه می‌دهد در صورتی که از‏‎ ‎‏شان او زیاد نباشد، از مخارج سالیانه حساب می‌شود.‏

مساله ۱۷۷۷ـ‏ اگر انسان نتواند یک جا جهیزیۀ دختر را تهیه کند و مجبور باشد‏‎ ‎‏که هر سال مقداری از آن را تهیه نماید یا در شهری باشد که معمولاً هر سال مقداری‏‎ ‎‏از جهیزیۀ دختر را تهیه می‌کنند، بطوری که تهیه نکردن آن عیب است چنانچه در بین‏‎ ‎‏سال از منافع آن سال جهیزیه بخرد، خمس ندارد.‏

مساله ۱۷۷۸ـ‏ مالی را که خرج سفر حج و زیارت‌های دیگر می‌کند اگر مانند‏‎ ‎‏مرکب سواری باشد که عین آن باقی است و از منفعت آن استفاده شده از مخارج‏‎ ‎‏سالی حساب می‌شود که در آن سال شروع به مسافرت کرده، اگر چه سفر او تا‏‎ ‎‏مقداری از سال بعد طول بکشد. ولی اگر مثل خوراکیها از بین رفته باشد باید خمس‏‎ ‎‏مقداری را که در سال بعد واقع شده بدهد.‏

مساله ۱۷۷۹ـ‏ کسی که از کسب و تجارت فایده‌ای برده، اگر مال دیگری هم‏‎ ‎‏دارد که خمس آن واجب نیست، می‌تواند مخارج سال خود را فقط از فایده کسب‏‎ ‎‏حساب کند.‏

مساله ۱۷۸۰ـ‏ اگر از منفعت کسب آذوقه‌ای که برای مصرف سالش خریده، در‏‎ ‎‏آخر سال زیاد بیاید، باید خمس آن را بدهد. و چنانچه بخواهد قیمت آن را بدهد در‏‎ ‎‏صورتی که قیمتش از وقتی که خریده زیاد شده باشد باید قیمت آخر سال را حساب‏‎ ‎‏کند.‏

مساله ۱۷۸۱ـ‏ اگر از منفعت کسب پیش از دادن خمس، اثاثیه‌ای برای منزل‏‎ ‎‏بخرد، چنانچه در بین سال احتیاجش از آن برطرف شود، واجب است که خمس آن‏‎ ‎‏را بدهد. و همچنین است زیورآلات زنانه، اگر در بین سال وقت زینت کردن زنها به‏‎ ‎‏آن‌ها بگذرد.‏

مساله ۱۷۸۲ـ‏ اگر در یک سال منفعتی نبرد،‌نمی تواند مخارج آن سال را از‏‎ ‎‏منفعتی که در سال بعد می‌برد کسر نماید.‏

مساله ۱۷۸۳ـ‏ اگر در اول سال منفعتی نبرد و از سرمایه خرج کند، و پیش از تمام‏ ‏شدن سال منفعتی به دستش آید، می‌تواند مقداری را که از سرمایه برداشته از منافع‏‎ ‎‏کسر کند.‏

مساله ۱۷۸۴ـ‏ اگر مقداری از سرمایه از بین برود و از باقی ماندۀ آن منافعی ببرد‏‎ ‎‏که از خرج سالش زیاد بیاید، می‌تواند مقداری را که از سرمایه کم شده، بردارد.‏

مساله ۱۷۸۵ـ‏ اگر غیر از سرمایه چیز دیگری از مال‌های او از بین برود،‌نمی تواند‏‎ ‎‏از منفعتی که به دستش می‌آید آن چیز را تهیه کند ولی اگر در همان سال به آن چیز‏‎ ‎‏احتیاج داشته باشد، می‌تواند در بین سال از منافع کسب آن را تهیه نماید.‏

مساله ۱۷۸۶ـ‏ اگر در اول سال برای مخارج خود قرض کند و پیش از تمام شدن‏‎ ‎‏سال منفعتی ببرد، می‌تواند مقدار قرض خود را از آن منفعت کسر نماید.‏

مساله ۱۷۸۷ـ‏ اگر در تمام سال منفعتی نبرد و برای مخارج خود قرض کند‏‎ ‎‏می تواند از منافع سال‌های بعد قرض خود را ادا نماید.‏

مساله ۱۷۸۸ـ‏ اگر برای زیاد کردن مال یا خریدن ملکی که به آن احتیاج ندارد‏‎ ‎‏قرض کند‌نمی تواند از منافع کسب، آن قرض را بدهد ولی اگر مالی را که قرض کرده‏‎ ‎‏و چیزی را که از قرض خریده از بین برود و ناچار شود که قرض خود را بدهد،‏‎ ‎‏می تواند از منافع کسب، قرض را ادا نماید.‏

مساله ۱۷۸۹ـ‏ بنابر احتیاط واجب باید خمس مال حلال مخلوط به حرام را از‏‎ ‎‏عین همان مال بدهد. ولی خمس‌‌های دیگر را می‌تواند از همان چیز بدهد یا به مقدار‏‎ ‎‏قیمت خمس که بدهکار است پول بدهد.‏

مساله ۱۷۹۰ـ‏ تا خمس مال را ندهد‌نمی تواند در آن مال تصرف کند اگر چه‏‎ ‎‏قصد دادن خمس را داشته باشد.‏

مساله ۱۷۹۱ـ‏ کسی که خمس بدهکار است‌نمی تواند آن را به ذمه بگیرد یعنی‏‎ ‎‏خود را بدهکار اهل خمس بداند و در تمام مال تصرف کند و چنانچه تصرف کند و‏‎ ‎‏آن مال تلف شود، باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۷۹۲ـ‏ کسی که خمس بدهکار است، اگر با حاکم شرع مصالحه کند،‏‎ ‎‏می تواند در تمام مال تصرف نماید و بعد از مصالحه منافعی که از آن به دست می‌آید‏‎ ‎‏مال خود او است.‏

مساله ۱۷۹۳ـ‏ کسی که با دیگری شریک است، اگر خمس منافع خود را بدهد و‏‎ ‎‏شریک او ندهد و در سال بعد از مالی که خمسش را نداده برای سرمایۀ شرکت‏‎ ‎‏بگذارد هیچ کدام‌نمی توانند در آن تصرف کنند.‏

مساله ۱۷۹۴ـ‏ اگر بچه صغیر سرمایه‌ای داشته باشد و از آن منافعی به دست آید‏‎ ‎‏بنابر احتیاط واجب بعد از آن که بالغ شد، باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۷۹۵ـ‏ انسان‌نمی تواند در مالی که یقین دارد خمسش را نداده‌اند تصرف‏‎ ‎‏کند، ولی در مالی که شک دارد خمس آن را داده‌اند یا نه می‌تواند تصرف نماید.‏

مساله ۱۷۹۶ـ‏ کسی که از اول تکلیف خمس نداده، اگر ملکی بخرد و قیمت آن‏‎ ‎‏بالا رود، چنانچه آن ملک را برای آن نخریده که قیمتش بالا رود و بفروشد مثلاً زمینی‏‎ ‎‏را برای زراعت خریده است اگر پول خمس نداده را به فروشنده داده و به او گفته این‏‎ ‎‏ملک را به این پول می‌خرم، در صورتی که حاکم شرع معاملۀ پنج یک آن را اجازه‏‎ ‎‏بدهد، خریدار باید خمس مقداری که آن ملک ارزش دارد بدهد، و همچنین است‏‎ ‎‏بنابر احتیاط واجب اگر چیزی را که خریده از اول قصد داشته که پول خمس نداده را‏‎ ‎‏عوض آن بدهد.‏

مساله ۱۷۹۷ـ‏ کسی که از اول تکلیف، خمس نداده اگر از منافع کسب چیزی که‏‎ ‎‏به آن احتیاج ندارد خریده و یک سال از خرید آن گذشته باید خمس آن را بدهد و اگر‏‎ ‎‏اثاث خانه و چیز‌های دیگری که به آن‌ها احتیاج دارد مطابق شان خود خریده پس اگر‏‎ ‎‏بداند در بین سالی که در آن سال فایده برده آن‌ها را خریده لازم نیست خمس آن‌ها را‏‎ ‎‏بدهد، و اگر نداند که در بین سال خریده یا بعد از تمام شدن سال، بنابر احتیاط‏‎ ‎‏واجب باید با حاکم شرع مصالحه کند.‏

۲ـ معدن

مساله ۱۷۹۸ـ‏ اگر از معدن طلا، نقره، سرب، مس، آهن ، نفت، ذغال سنگ،‏‎ ‎‏فیروزه، عقیق، زاج، نمک و معدن‌های دیگر، چیزی به دست آورد در صورتی که به‏‎ ‎‏مقدار نصاب باشد، باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۷۹۹ـ‏ نصاب معدن بنابر احتیاط ۱۰۵ مثقال معمولی نقره یا ۱۵ مثقال‏ ‏معمولی طلاست، یعنی اگر قیمت چیزی را که از معدن بیرون آورده، بعد از کم کردن‏‎ ‎‏مخارجی که برای آن کرده به ۱۰۵ مثقال نقره یا ۱۵ مثقال طلا برسد، بنابر احتیاط‏‎ ‎‏واجب باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۸۰۰ـ‏ استفاده‌ای که از معدن برده، اگر قیمت آن به ۱۰۵ مثقال نقره یا‏‎ ‎‏۱۵ مثقال طلا نرسد، خمس آن در صورتی لازم است که به تن‌هایی یا با منفعت ‌های‏‎ ‎‏دیگر کسب او از مخارج سالش زیاد بیاید.‏

مساله ۱۸۰۱ـ‏ گچ و آهک و گل سرشور و گِل سرخ، بنابر احتیاط واجب از معدن‏‎ ‎‏محسوب است و خمس دارد.‏

مساله ۱۸۰۲ـ‏ کسی که از معدن چیزی به دست می‌آورد، باید خمس آن را بدهد‏‎ ‎‏چه معدن روی زمین باشد، یا زیر آن، در زمینی باشد که ملک است، یا در جایی‏‎ ‎‏باشد که مالک ندارد.‏

مساله ۱۸۰۳ـ‏ اگر نداند چیزی را که از معدن بیرون آورده به ۱۰۵ مثقال نقره یا‏‎ ‎‏۱۵ مثقال طلا می‌رسد یا نه، بنابر احتیاط واجب باید به وزن کردن یا از راه دیگر،‏‎ ‎‏قیمت آن را معلوم کند.‏

مساله ۱۸۰۴ـ‏ اگر چند نفر چیزی از معدن بیرون آورند، چنانچه بعد از کم کردن‏‎ ‎‏مخارجی که برای آن کرده‌اند، اگر سهم هر کدام آن‌ها به ۱۰۵ مثقال نقره یا ۱۵ مثقال‏‎ ‎‏طلا برسد، باید خمس آن را بدهند.‏

مساله ۱۸۰۵ـ‏ اگر معدنی را که در ملک دیگری است بیرون آورد، آنچه از آن به‏‎ ‎‏دست می‌آید، مال صاحب ملک است و چون صاحب ملک برای بیرون آوردن آن‏‎ ‎‏خرجی نکرده، باید خمس تمام آنچه را که از معدن بیرون آمده بدهد.‏

۳ـ گنج

مساله ۱۸۰۶ـ‏ گنج مالی است که در زمین یا درخت یا کوه یا دیوار پنهان باشد و‏‎ ‎‏کسی آن را پیدا کند و طوری باشد که به آن، گنج بگویند.‏

مساله ۱۸۰۷ـ‏ اگر انسان در زمینی که ملک کسی نیست گنجی پیدا کند، مال خود‏‎ ‎‏او است و باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۸۰۸ـ‏ نصاب گنج ۱۰۵ مثقال نقره یا ۱۵ مثقال طلا است، یعنی اگر‏‎ ‎‏قیمت چیزی را که از گنج به دست می‌آورد، بعد از کم کردن مخارجی که برای آن‏‎ ‎‏کرده به ۱۰۵ مثقال نقره یا ۱۵ مثقال طلا برسد، باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۸۰۹ـ‏ اگر در زمینی که از دیگری خریده گنجی پیدا کند و بداند مال‏‎ ‎‏کسانی که قبلاً مالک آن زمین بوده‌اند نیست، مال خود او می‌شود و باید خمس آن را‏‎ ‎‏بدهد ولی اگر احتمال دهد که مال یکی از آنان است، باید به او اطلاع دهد و چنانچه‏‎ ‎‏معلوم شود مال او نیست، باید به کسی که پیش از او مالک زمین بوده اطلاع دهد و به‏‎ ‎‏همین ترتیب به تمام کسانی که پیش از او مالک زمین بوده‌اند خبر دهد، و اگر معلوم‏‎ ‎‏شود مال هیچ یک آنان نیست مال خود او می‌شود و باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۸۱۰ـ‏ اگر در ظرف‌های متعددی که در یک جا دفن شده مالی پیدا کند که‏‎ ‎‏قیمت آن‌ها روی هم ۱۰۵ مثقال نقره یا ۱۵ مثقال طلا باشد، باید خمس آن را بدهد‏‎ ‎‏ولی چنانچه در چند جا گنج پیدا کند، هر کدام آن‌ها که قیمتش به این مقدار برسد،‏‎ ‎‏خمس آن واجب است و گنجی که قیمت آن به این مقدار نرسیده خمس ندارد.‏

مساله ۱۸۱۱ـ‏ اگر دو نفر گنجی پیدا کنند که قیمت سهم هر یک آنان به ۱۰۵‏‎ ‎‏مثقال نقره یا ۱۵ مثقال طلا برسد، باید خمس آن را بدهند.‏

مساله ۱۸۱۲ـ‏ اگر کسی حیوانی را بخرد و در شکم آن مالی پیدا کند چنانچه‏‎ ‎‏احتمال دهد که مال فروشنده است، بنابر احتیاط واجب باید به او خبر دهد، و اگر‏‎ ‎‏معلوم شود مال او نیست، باید به ترتیب، صاحبان قبلی آن را خبر کند، و چنانچه‏‎ ‎‏معلوم شود که مال هیچ یک آنان نیست، اگر چه قیمت آن ۱۰۵ مثقال نقره یا ۱۵ مثقال‏‎ ‎‏طلا نباشد، بنابر احتیاط واجب باید خمس آن را بدهد.‏

۴ـ مال حلال مخلوط به حرام

مساله ۱۸۱۳ـ‏ اگر مال حلال با مال حرام بطوری مخلوط شود که انسان نتواند‏‎ ‎‏آن‌ها را از یکدیگر تشخیص دهد و صاحب مال حرام و مقدار آن، هیچ کدام معلوم‏‎ ‎‏نباشد، باید خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس، بقیۀ مال حلال می‌شود.‏

مساله ۱۸۱۴ـ‏ اگر مال حلال با حرام مخلوط شود و انسان مقدار حرام را بداند‏ ‏ولی صاحب آن را نشناسد، باید آن مقدار را به نیت صاحبش صدقه بدهد و احتیاط‏‎ ‎‏واجب آن است که از حاکم شرع هم اذن بگیرد.‏

مساله ۱۸۱۵ـ‏ اگر مال حلال با حرام مخلوط شود و انسان مقدار حرام را نداند‏‎ ‎‏ولی صاحبش را بشناسد، باید یکدیگر را راضی نمایند و چنانچه صاحب مال راضی‏‎ ‎‏نشود، در صورتی که انسان بداند چیز معینی مال او است و شک کند که بیشتر از آن‏‎ ‎‏هم مال او هست یا نه، باید چیزی را که یقین دارد مال او است به او بدهد، و احتیاط‏‎ ‎‏مستحب آن است مقدار بیشتری را که احتمال می‌دهد مال او است به او بدهد.‏

مساله ۱۸۱۶ـ‏ اگر خمس مال حلال مخلوط به حرام را بدهد و بعد بفهمد که‏‎ ‎‏مقدار حرام بیشتر از خمس بوده، چنانچه مقدار زیادی معلوم باشد، بنابر احتیاط‏‎ ‎‏واجب مقداری را که می‌داند از خمس بیشتر بوده، از طرف صاحب آن صدقه بدهد.‏

مساله ۱۸۱۷ـ‏ اگر خمس مال حلال مخلوط به حرام را بدهد، یا مالی که‏‎ ‎‏صاحبش را‌نمی شناسد به نیت او صدقه بدهد، بعد از آنکه صاحبش پیدا شد، بنابر‏‎ ‎‏احتیاط واجب باید به مقدار مالش به او بدهد.‏

مساله ۱۸۱۸ـ‏ اگر مال حلالی با حرام مخلوط شود و مقدار حرام معلوم باشد و‏‎ ‎‏انسان بداند که صاحب آن از چند نفر معین بیرون نیست ولی نتواند بفهمد کیست، به‏‎ ‎‏احتیاط واجب باید از تمام آنان تحصیل رضایت نماید، و اگر ممکن نگردید باید‏‎ ‎‏قرعه بیندازند و به نام هر کس افتاد مال را به او بدهند.‏

۵ـ جواهری که به واسطۀ فرو رفتن در دریا به دست می‌آید

مساله ۱۸۱۹ـ‏ اگر بواسطۀ غواصی یعنی فرو رفتن در دریا لولو و مرجان یا‏‎ ‎‏جواهر دیگری که با فرو رفتن در دریا بیرون می‌آید بیرون آورند، روییدنی باشد، یا‏‎ ‎‏معدنی، چنانچه بعد از کم کردن مخارجی که برای بیرون آوردن آن کرده‌اند، قیمت‏‎ ‎‏آن به ۱۸ نخود طلا برسد، باید خمس آن را بدهند، چه در یک دفعه آن را از دریا‏‎ ‎‏بیرون آورده باشند یا در چند دفعه، آنچه بیرون آمده از یک جنس باشد یا از چند‏‎ ‎‏جنس، ولی اگر چند نفر آن را بیرون آورده باشند هر کدام آنان که قیمت سهمش به‏‎ ‎‏۱۸ نخود طلا برسد فقط او باید خمس بدهد.‏

مساله ۱۸۲۰ـ‏ اگر بدون فرو رفتن در دریا به وسیلۀ اسبابی جواهر بیرون آورد و‏‎ ‎‏بعد از کم کردن مخارجی که برای آن کرده قیمت آن به ۱۸ نخود طلا برسد بنابر‏‎ ‎‏احتیاط خمس آن واجب است. ولی اگر از روی آب دریا یا از کنار دریا جواهر بگیرد،‏‎ ‎‏در صورتی باید خمس آن را بدهد که این کار شغلش باشد و از مخارج سالش به‏‎ ‎‏تن‌هایی یا با منفعت‌‌های دیگر زیاد بیاید.‏

مساله ۱۸۲۱ـ‏ خمس ماهی و حیوانات دیگری که انسان بدون فرو رفتن در دریا‏‎ ‎‏می گیرد در صورتی واجب است که برای کسب بگیرد و به تن‌هایی یا با منفعت‌های‏‎ ‎‏دیگر کسب او از مخارج سالش زیادتر باشد.‏

مساله ۱۸۲۲ـ‏ اگر انسان بدون قصد این که چیزی از دریا بیرون آورد در دریا فرو‏‎ ‎‏رود و اتفاقاً جواهری به دستش آید در صورتی که قصد کند که آن چیز ملکش باشد‏‎ ‎‏باید خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۸۲۳ـ ‏اگر انسان در دریا فرو رود و حیوانی را بیرون آورد و در شکم آن‏‎ ‎‏جواهری پیدا کند که قیمتش هیجده نخود طلا یا بیشتر باشد چنانچه آن حیوان مانند‏‎ ‎‏صدف باشد که نوعاً در شکمش جواهر است، باید خمس آن را بدهد، و اگر اتفاقاً‏‎ ‎‏جواهر بلعیده باشد احتیاط آن است که حکم گنج را در آن جاری کنند.‏

مساله ۱۸۲۴ـ‏ اگر در رودخانه‌‌های بزرگ مانند دجله و فرات فرو رود و‏‎ ‎‏جواهری بیرون آورد، چنانچه در آن رودخانه جواهر عمل می‌آید، باید خمس آن را‏‎ ‎‏بدهد.‏

مساله ۱۸۲۵ـ‏ اگر در آب فرو رود و مقداری عنبر بیرون آورد که قیمت آن ۱۸‏‎ ‎‏نخود طلا یا بیشتر باشد، باید خمس آن را بدهد. و چنانچه از روی آب یا از کنار دریا‏‎ ‎‏به دست آورد، اگر قیمت آن به مقدار ۱۸ نخود طلا هم نرسد در صورتی که این کار‏‎ ‎‏کسبش باشد و به تن‌هایی یا با منفعت‌های دیگر او از مخارج سالش زیاد بیاید باید‏‎ ‎‏خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۸۲۶ـ‏ کسی که کسبش غواصی یا بیرون آوردن معدن است اگر خمس‏‎ ‎‏آن‌ها را بدهد و چیزی از مخارج سالش زیاد بیاید، لازم نیست دوباره خمس آن را‏‎ ‎‏بدهد.‏

مساله ۱۸۲۷ـ‏ اگر بچه‌ای معدنی را بیرون آورد، یا مال حلال مخلوط به حرام‏‎ ‎‏داشته باشد، یا گنجی پیدا کند، یا بواسطۀ فرو رفتن در دریا جواهری بیرون آورد،‏‎ ‎‏ولیّ او باید خمس آن‌ها را بدهد.‏

۶ـ غنیمت

مساله ۱۸۲۸ـ‏ اگر مسلمانان به امر امام ‏‏علیه السلام‏‏ با کفّار جنگ کنند و چیز‌هایی در‏‎ ‎‏جنگ به دست آورند، به آن‌ها غنیمت گفته می‌شود و مخارجی را که برای غنیمت‏‎ ‎‏کرده‌اند، مانند مخارج نگهداری و حمل و نقل آن و نیز مقداری را که امام ‏‏علیه السلام‏‏ صلاح‏‎ ‎‏می داند به مصرفی برساند و چیز‌هایی که مخصوص به امام است باید از غنیمت کنار‏‎ ‎‏بگذارند، و خمس بقیۀ آن را بدهند.‏

۷ـ زمینی که کافر ذِمّی از مسلمان بخرد

مساله ۱۸۲۹ـ‏ اگر کافر ذمی زمینی را از مسلمان بخرد، باید خمس آن را از همان‏‎ ‎‏زمین بدهد. و اگر پول آن را هم بدهد اشکال ندارد، ولی اگر غیر از پول چیز دیگر‏‎ ‎‏بدهد باید به اذن حاکم شرع باشد، و نیز اگر خانه و دکان و مانند این‌ها را از مسلمان‏‎ ‎‏بخرد، چنانچه زمین آن را جداگانه قیمت کنند و بفروشند باید خمس زمین آن را‏‎ ‎‏بدهد. و اگر خانه و دکان را روی هم بفروشند و زمین به تبع آن منتقل شود خمس‏‎ ‎‏زمین واجب نیست. و در دادن این خمس قصد قربت لازم نیست، بلکه حاکم شرع‏‎ ‎‏هم که خمس را از او می‌گیرد لازم نیست قصد قربت نماید.‏

مساله ۱۸۳۰ـ ‏اگر کافر ذمی زمینی را که از مسلمان خریده به مسلمان دیگری‏‎ ‎‏هم بفروشد، باید خمس آن را بدهد، و نیز اگر بمیرد و مسلمانی آن زمین را از او ارث‏‎ ‎‏ببرد، باید خمس آن را از همان زمین، یا از مال دیگرش بدهند.‏

مساله ۱۸۳۱ـ‏ اگر کافر ذمی موقع خرید زمین شرط کند که خمس ندهد، یا‏‎ ‎‏شرط کند که فروشنده خمس آن را بدهد، شرط او صحیح نیست و باید خمس را‏‎ ‎‏بدهد، ولی اگر شرط کند که فروشنده مقدار خمس را از طرف او به صاحبان خمس‏‎ ‎‏بدهد اشکال ندارد.‏

مساله ۱۸۳۲ـ‏ اگر مسلمان زمینی را به غیر خرید و فروش، ملک کافر کند و‏‎ ‎‏عوض آن را بگیرد، مثلاً به او صلح نماید، بنابر احتیاط واجب در ضمن عقد با کافر‏‎ ‎‏ذمّی شرط کند که خمس آن را بدهد.‏

مساله ۱۸۳۳ـ‏ اگر کافر ذمی صغیر باشد و ولیّ او برایش زمینی بخرد احتیاط‏‎ ‎‏واجب آن است که تا بالغ نشود خمس زمین را از او نگیرند.‏

مصرف خمس

مساله ۱۸۳۴ـ‏ خمس را باید دو قسمت کنند: یک قسمت آن سهم سادات است،‏‎ ‎‏که امر آن با حاکم است، و باید آن را به مجتهد جامع الشرایط تسلیم کنند و یا با اذن او‏‎ ‎‏به سیّد فقیر، یا سیّد یتیم یا به سیّدی که در سفر درمانده شده بدهند. و نصف دیگر‏‎ ‎‏آن سهم امام ‏‏علیه السلام‏‏ است که در این زمان باید به مجتهد جامع الشرایط بدهند یا به‏‎ ‎‏مصرفی که او اجازه می‌دهد برسانند. ولی اگر انسان بخواهد سهم امام را به مجتهدی‏‎ ‎‏که از او تقلید‌نمی کند بدهد، در صورتی به او اذن داده می‌شود که بداند آن مجتهد و‏‎ ‎‏مجتهدی که از او تقلید می‌کند، سهم امام را به یک طور مصرف می‌کنند.‏

مساله ۱۸۳۵ـ‏ سیّد یتیمی که به او خمس می‌دهند، باید فقیر باشد ولی به سیّدی‏‎ ‎‏که در سفر درمانده شده، اگر در وطنش فقیر هم نباشد می‌شود خمس داد.‏

مساله ۱۸۳۶ـ‏ به سیّدی که در سفر درمانده شده، اگر سفر او سفر معصیت‏‎ ‎‏باشد، نباید خمس بدهند.‏

مساله ۱۸۳۷ـ‏ به سیّدی که عادل نیست می‌شود خمس داد ولی به سیّدی که‏‎ ‎‏دوازده امامی نیست، نباید خمس بدهند.‏

مساله ۱۸۳۸ـ‏ به سیّدی که معصیت کار است، اگر خمس دادن کمک به معصیت‏‎ ‎‏او باشد،‌نمی شود خمس داد و به سیّدی هم که آشکارا معصیت می‌کند، اگر چه دادن‏‎ ‎‏خمس کمک به معصیت او نباشد، بنابر احتیاط واجب نباید خمس بدهند.‏

مساله ۱۸۳۹ـ‏ اگر کسی بگوید سیّدم‌نمی شودبه او خمس داد مگر آن که دو نفر‏‎ ‎‏عادل، سیّد بودن او را تصدیق کنند یا در بین مردم بطوری معروف باشد که انسان‏‎ ‎‏یقین یا اطمینان پیدا کند که سیّد است.‏

مساله ۱۸۴۰ـ‏ به کسی که در شهر خودش مشهور باشد سید است، اگر چه انسان‏‎ ‎‏به سیّد بودن او یقین نداشته باشد می‌شود خمس داد.‏

مساله ۱۸۴۱ـ‏ کسی که زنش سیّده است بنابر احتیاط واجب نباید به او خمس‏‎ ‎‏بدهد که به مصرف مخارج خودش برساند، ولی اگر مخارج دیگری دارد که به آن‏‎ ‎‏محتاج است و بر شوهرش واجب نیست، جایز است شوهر از بابت خمس به زن‏‎ ‎‏بدهد که به مصرف آن مخارج برساند.‏

مساله ۱۸۴۲ـ‏ اگر مخارج سیّدی که زوجۀ انسان نیست بر انسان واجب باشد‏‎ ‎‏بنابر احتیاط واجب،‌نمی تواند از خمس خوراک و پوشاک او را بدهد، ولی اگر‏‎ ‎‏مقداری خمس ملک او کند که به مصرف دیگری ـ غیر مخارج خودش که بر خمس‏‎ ‎‏دهنده واجب است ـ برساند مانعی ندارد.‏

مساله ۱۸۴۳ـ‏ به سیّد فقیری که مخارجش بردیگری واجب است و اونمی تواند‏‎ ‎‏مخارج آن سیّد را بدهد، می‌شود خمس داد.‏

مساله ۱۸۴۴ـ‏ احتیاط واجب آن است که بیشتر از مخارج یک سال به یک سیّد‏‎ ‎‏فقیر خمس ندهند.‏

مساله ۱۸۴۵ـ‏ اگر در شهر انسان سیّد مستحقّی نباشد و احتمال هم ندهد که پیدا‏‎ ‎‏شود، یا نگهداری خمس تا پیدا شدن مستحق، ممکن نباشد، باید خمس را به شهر‏‎ ‎‏دیگری ببرد، و به مستحق برساند و احتیاط آن است که مخارج بردن آن را از خمس‏‎ ‎‏برندارد و اگر خمس از بین برود، چنانچه در نگهداری آن کوتاهی کرده، باید عوض‏‎ ‎‏آن را بدهد و اگر کوتاهی نکرده، چیزی بر او واجب نیست.‏

مساله ۱۸۴۶ـ‏ هرگاه در شهر خودش مستحقی نباشد ولی احتمال دهد که پیدا‏‎ ‎‏شود اگر چه نگهداری خمس تا پیدا شدن مستحق ممکن باشد می‌تواند خمس را به‏‎ ‎‏شهر دیگری ببرد، و چنانچه در نگهداری آن کوتاهی نکند و تلف شود، نباید چیزی‏‎ ‎‏بدهد. ولی‌نمی تواند مخارج بردن آن را از خمس بردارد.‏

مساله ۱۸۴۷ـ‏ اگر در شهر خودش مستحق پیدا شود، باز هم می‌تواند خمس را‏‎ ‎‏به شهر دیگر ببرد و به مستحق برساند، ولی مخارج بردن آن را باید از خودش بدهد‏‎ ‎‏و در صورتی که خمس از بین برود، اگر چه در نگهداری آن کوتاهی نکرده باشد‏‎ ‎‏ضامن است.‏

مساله ۱۸۴۸ـ‏ اگر با اذن حاکم شرع خمس را به شهر دیگر ببرد و از بین برود‏‎ ‎‏لازم نیست دوباره خمس بدهد و همچنین است اگر به کسی بدهد که از طرف حاکم‏‎ ‎‏شرع وکیل بوده که خمس را بگیرد و از آن شهر به شهر دیگر ببرد.‏

مساله ۱۸۴۹ـ‏ اگر خمس را از خود مال ندهد و از جنس دیگر بدهد، به احتیاط‏‎ ‎‏واجب باید از حاکم شرع اجازه بگیرد و باید به قیمت واقعی آن جنس حساب کند، و‏‎ ‎‏چنانچه گرانتر از قیمت حساب کند، اگر چه مستحق، به آن قیمت راضی شده باشد،‏‎ ‎‏باید مقداری را که زیاد حساب کرده بدهد.‏

مساله ۱۸۵۰ـ‏ کسی که از مستحق طلبکار است و می‌خواهد طلب خود را بابت‏‎ ‎‏خمس حساب کند، بنابر احتیاط واجب باید خمس را به او بدهد و بعد مستحق بابت‏‎ ‎‏بدهی خود به او برگرداند. ولی اگر با اذن حاکم شرع باشد این احتیاط لازم نیست.‏

مساله ۱۸۵۱ـ‏ مستحق‌نمی تواند خمس را بگیرد و به مالک ببخشد، ولی کسی‏‎ ‎‏که مقدار زیادی خمس بدهکار است و فقیر شده و امید چیزدار شدنش هم‌نمی رود‏‎ ‎‏و می‌خواهد مدیون اهل خمس نباشد، اگر مستحق راضی شود که خمس را از او‏‎ ‎‏بگیرد و به او ببخشد اشکال ندارد.‏

مساله ۱۸۵۲ـ‏ اگر خمس را با حاکم شرع یا وکیل او یا با سیّد، دست گردان کند و‏‎ ‎‏بخواهد در سال بعد بپردازد‌نمی تواند از منافع آن سال کسر نماید، پس اگر مثلاً هزار‏‎ ‎‏تومان دست گردان کرده و از منافع سال بعد دو هزار تومان بیشتر از مخارجش داشته‏‎ ‎‏باشد، باید خمس دو هزار تومان را بدهد، و هزار تومانی را که بابت خمس بدهکار‏‎ ‎‏است از بقیه بپردازد.‏

مطلب پیشنهادی

چرا شیطان خلق شد؟

چرا شیطان خلق شد؟ خدا شیطان را خلق نکرد، بلکه شیطان، خودش شیطان شد. همین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code