کشاورز و ساعت

داستان کشاورز و ساعت

داستان و حکایت

داستان کشاورز و ساعت

روزی کشاورزی متوجه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی اما با خاطره‌ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.

بعد از آنکه در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه‌ای دریافت نماید.

شبکه های اجتماعی