داستان مناظره شيخ مفيد با قاضي عبدالجبار

 داستان مناظره شيخ مفيد با قاضي عبدالجبار

 داستان مناظره شيخ مفيد با قاضي عبدالجبار

در عصر شیخ مفید‌ رحمة الله علیه، یکی از علمای بزرگ اهل تسنّن، در بغداد مجلس درسی داشت، و به نام «قاضی عبدالجبّار» خوانده می‌شد، روزی قاضی عبدالجبّار در مجلس درس خود نشسته بود، شاگردانش از سنّی و شیعه حاضر بودند، در آن روز شیخ مفید‌ رحمة الله علیه نیز به آن مجلس وارد شد و دم در نشست، قاضی تا آن روز شیخ مفید رحمة الله علیه را ندیده بود، ولی وصفش را شنیده بود.
پس از لحظه‌ای، شیخ مفید به قاضی رو کرد و گفت: «آیا اجازه می‌دهی، در حضور این دانشمندان، سؤالی از شما ‌کنم؟»
قاضی: بپرس!

مناظره علامه حلی با مخالفان در حضور سلطان خدابنده + (فایل صوتی)

مناظره علامه حلی با مخالفان در حضور سلطان خدابنده + (فایل صوتی)

مناظره علامه حلی با مخالفان در حضور سلطان خدابنده

لینک دانلود فایل صوتی این داستان از آقای دانشمند

تذکّر: توهین و اهانت‌های سخنران، مورد تأیید این تارنما نمی‌باشد.


در شرح «من لا یحضره الفقیه» آمده است:

روزی سلطان خدابنده بر همسر خود خشمگین شد و در یک جمله او را سه طلاقه کرد و لکن خیلی زود پشیمان شد، لذا علماء اهل سنت را گرد آورد و نظر آن‌ها را جهت حال این مشگل پرسید:
آن‌ها جملگی گفتند: «چاره نیست جز اینکه نخست مُحَلّل (فردی غیر از سلطان) با او ازدواج کند تا پس از آن مُحَلّل، شما بتوانید باز او را به زوجیّت خود در آورید.»
سلطان گفت: «این کار بر من بسیار گران است، لکن شما در هر مسأله‎ای با هم اختلاف نظر دارید و در مسائل مختلف اقوال گوناگونی دارید، آیا در این مسأله هیچ قول دیگری ندارید؟»

شبکه های اجتماعی