به بهانه فرار رسیدن نوروز: شرح حالی از معلی بن خُنَیس

مباحث تاریخی

به بهانه فرار رسیدن نوروز: شرح حالی از معلی بن خُنَیس

به بهانه فرار رسیدن نوروز

مُعَلَّى از معرفتشان تجاهل کرد و چون داود ملعون بر کشف اسامى و خصوصیّات اصحاب، اصرار ورزید و وى را تهدید به قتل کرد، مُعَلَّى به او گفت‏:

أبِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنِى؟ وَ اللهِ لَوْ کَانُوا تَحْتَ قَدَمِى مَا رَفَعْتُ قَدَمِى عَنْهُمْ. وَ إنْ أنْتَ قَتَلْتَنِى تُسْعِدْنِى، وَ أشْقَیْتُکَ!

«آیا مرا به کشتن تهدید مى‏نمائى؟! قسم به خدا اگر اصحاب حضرت در زیر گامم باشند، من گامم را از روى ایشان بر نمى‌‏دارم. و اگر تو مرا بکشى من به سعادت رسیده‏‌ام و تو به شقاوت!»

وقتى که داود مشاهده کرد که مُعلَّى از ابراز اسامى آنان به شدّت امتناع مى‏‌کند او را کشت، و اموال او را که اموال امام بود ربود و مصادره نمود.

شبکه های اجتماعی