loading...

مجله اینترنتی فهادان

سایت مسعود رضانژاد فهادان

آخرین ارسال های انجمن

(بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِيمِ وَ بِهِ نَستَعینُ)

(الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العَالَمِینَ وَ صَلّی الّلهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِه أجمَعِینَ)

 

(خدای را سپاس، که آغاز تصحیح و تحقیق «منهج الاجتهاد» شهید ثالث قدّس سرّه هم‌زمان شد با ولادت بانوی دو عالَم، صدّیقه کبری، حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها)

  • مقدّمۀ تصحیح:

متون درس خارج باب خمس، در فقه امامیّه، بسیار متنوّع است. فقهاء بزرگوار شیعه، زحمات فراوان در ارائۀ آثار فقه استدلالی متحمّل شده‌اند؛ لیکن برخی از این متون ارزشمند، غریب و مهجور مانده‌اند. لذا با مشورت دوستان و همکاران گرامی، بالأخصّ برادر محقّق، جناب استاد مسعود رضانژاد فهادان (سَلَّمَهُ اللهُ تعالی) به این نتیجه رسیدیم که معیار بحث خمس را، کتابی بس ارزشمند ولی گمنام قرار بدهیم که مؤلف بزرگوار آن، مرحوم شهید ثالث قدّس سرّه (ملّا محمّد‌تقی بَرَغانی قزوینی – شهادت: 1263ق) خون پاک خود را در راه دفاع از مکتب تشیّع تقدیم اهل بیت علیهم‌السلام نموده و به دست مزدوران و عوامل فرقه‌ها یا گروهک‌های استعماری شیخیّه و بابیّه، در محراب عبادت، به مقام شهادت نائل آمده است.

این کتاب، همان «مَنهَجُ الإجتهاد» است که جامع‌ترین و زیباترین شرح بر «شرایع الإسلام» محقق حِلّی قدّس سرّه است و حتی از حیث اسلوب، بر «جواهرالکلام» شیخ حسن نجفی قدّس سرّه برتری دارد؛ هر چند از نظر حجم، تقریباً به همان اندازۀ جواهر است. امّا متأسفانه غبار غفلت روی آن نشسته و در حقّ آن بسیار کم‌لطفی شده، که چنین اثری به این جامعیّت و با این اسلوب نگارش زیبا، و با بیانی چنین بلیغ و رسا، و قلمی این‌گونه فصیح و شیوا، آن‌ هم با گذشت حدود دو قرن از تصنیف آن به قلم جناب شهید‌ ثالث قدّس سرّه گمنام باقی بماند!

بالجمله، جناب رضانژاد (حَفِظَه الله) استخاره نمودند، جواب این‌چنین آمد:

(قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ عَلى‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما اُوتِيَ مُوسى‏ وَ عيسى‏ وَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ)[1]

ایشان خود، چنین تعبیر نمودند که: جامعیّت کتاب «منهج الاجتهاد» شهید ثالث قدّس سرّه از همین آیۀ کریمه، نمایان است؛ چه، اسماء عمدۀ انبیاء سَلَف علیهمُ‌السلام در آن آمده؛ مثل کتاب «مَنهج الاجتهاد» که اقوال عمدۀ فقهاء سلف قدّس سرّهم در آن، ذیل هر مسأله آمده است. و جملگی ایشان، علماء دین و فقهاء شریعت سیّد المُرسَلین صلی الله علیه و آله و مُرَوِّجان سنت اهل بیت عصمت و طهارت علیهمُ‌السلام بوده و هستند، که احترام همگی ایشان (با وجود اختلاف اقوال و فتاوی و مسالک فقهیه) بر ما فرض و واجب است.

و حقیر (سید احمد سجادی) نیز این استخاره را بسیار به فال نیک گرفتم (گذشته از اینکه تشابه اسم ایشان "مسعود رضانژاد" به اسم این کتاب "مَنهج الاجتهاد" نیز سببی دیگر شد برای تفؤّل به فال نیکی دیگر) و چنین به تعبیر استخارۀ ایشان افزودم که:

در این آیۀ کریمه، دو لفظ مبارک «ابراهیم» علیهِ‌السلام و «اَسباط» (نوادگان، جمع سِبط) مرا یاد خاطرات دوری انداخت که از یادآوری آن‌ها، بسی اندوهگین شدم. بیاد آن استاد فقیدی که چون پدری دلسوز، همیشه سایه‌اش مایۀ دل‌گرمی ما بود و حتی از وفات او در غربت (لندن – اواخر دهۀ هشتاد شمسی؟) بی‌خبر ماندیم. مرحوم استاد دکتر سید ابراهیم مهدوی اصفهانی قدّس سرّه که خود یک فقیه آگاه بودند، هر چند از سوی پدر، اهل اصفهان بوده، ولی مادر ایشان، اهل قزوین و از نوادگان (اسباط) شهید ‌ثالث قدّس سرّه بود؛ و گویا حق‌تعالی (جَلَّ شأنُهُ) در این استخاره، اشاره فرموده به استاد فقید ما دکتر سید ابراهیم مهدوی قدّس سرّه که می‌گفت:

«بزرگترین عقدۀ ناگشودۀ من در زندگی، تصحیح و چاپ "مَنهج الاجتهاد" جدّ مادریم مرحوم شهید ثالث است؛ که اشتغالات روزگار آشفته، اجازۀ آن‌ را به من نداد... زیرا در ایام نوجوانی، هنگامی که در نجف اشرف به تحصیل، اشتغال داشتم، شبی در عالَم رؤیا مرحوم شهید ثالث را دیدم که اندوهگین بود؛ چون سبب را پرسیدم، فرمود: «چرا "منهج الاجتهاد" مرا نمی‌خوانید؟ من برای این کتاب، عمری زحمت کشیده و خون دل خورده‌ام. و اگر خود نمی‌خوانید، اهل علم را از وجود آن باخبر سازید؛ که اگر از آن مطّلع شوند، شیفتۀ آن خواهند شد». پس چون از خواب برخاستم، عزم نمودم که در فرصتی مناسب، این کتاب را از زوایای گمنامی درآورده و بصورت منقّح و پاکیزه، مورد تحقیق قرار داده و چاپ و منتشر سازم؛ که متأسفانه کثرت اشتغال و تشتّت احوال و مهاجرت و مسافرت، مانع تحقق آمال و سدّ راه این آرزوی دور و کهنه شد».

نیز، در جلسه‌ای دیگر، مرحوم دکتر ابراهیم مهدوی، چنین تأکید می‌فرمود:

«تاکنون، بهتر از منهج الاجتهاد شهید ثالث قدّس سرّه کتابی در فقه استدلالی شیعه نوشته نشده است؛ زیرا به گفتۀ خود شهید در اجازه‌ای که برای صاحب قِصص العلماء (مرحوم میرزا محمد تُنکابُنی) نوشته: این کتاب، مُشتمِل بر تمام ابواب فقه، از طهارت تا دیات، و در کمال بسط و تحقیق دلائل، نگارش یافته و فروعات فقهیه بسیاری در آن درج شده و مدارک احکام را، اعمّ از آیات و روایات و اجماع و شهرت و نیز اقوال فقهاء سَلَف قدّس سرّهم را در هر مبحث، بنحوی ارائه داده که هر فرد مستعدّ لایق و اهل تدقیق را بی‌نیاز ‌کند از مراجعه به کتب دیگر در اخبار و اقوال فقهاء اَخیار. لیکن، این کتاب نفیس، بنا به عواملی چند، ناشناخته و غریب و مهجور مانده است...».

آری؛ اکنون که این استاد فقید، راهی سفری دور و دورتر شده و دیگر به ایشان دسترسی نیست (چنانکه در ایام هجرت و انزوا نیز دسترسی به ایشان نبود و پس از گذشت سال‌ها، از وفات وی باخبر شدیم) با این استخاره، یاد ایشان افتادیم و ثواب این عمل را نیز پس از روح شهید ثالث قدّس سرّه هَدیّه به روح ایشان می کنیم. (وَفّقَنَا اللهُ لإتمامِهِ)

تذکر1: مراد از تعبیر "قولـُهُ..." در متن، عبارات خود «شرایع الإسلام» محقق حلی قدّس سرّه است که این کتاب (مَنهج الاجتهاد) شرح مَزجی (آمیخته به متن) آن است.

تذکر2: عبارات یا کلمات و الفاظ داخل کروشه [ ] یا پرانتز ( ) توسط خود ما، جهت تحقیق یا تکمیل، افزوده شده؛ و از مرحوم مؤلف نیستند. (التماس دعا داریم...)

آثار ما به صفحۀ گیتی، نشان ماست              از بعد ما، نگـاه به آثـار ما کـنـیـد

 


منهج الإجتهاد _ شهید ثالث قدّس سرّه

کتاب الخمس: شماره مسلسل: 0001


قولُهُ «کِتابُ الخُمسِ»:

وَ هُوَ حَقٌّ مالِيٌّ یَثبُت لِبَني هاشِمٍ بِالأصل، عِوَضَ الزَّکـۈةِ. وَ ثُبُوتُهُ وَ وُجُوبُهُ بِإجماعِ المُسلِمینَ، بَل ضَرُورَةُ دِینِ الإسلامِ؛ وَ مُنکِرُهُ مَعَ عَدَمِ إحتمالِ الشُّبهَة فِی حَقّه کافِرٌ نَجِسٌ وَ یَجرِی فِیهِ جَمیعُ ما مَرَّ فِی مُنکِرِ سائِرِ ضَرُورِیّاتِ الدّینِ.

قَالَ اللهُ تَعالی:

(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ‏ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامَى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيل‏)[2]

وَ قالَ الصّادقُ علیهِ‌السلام:

(إِنَ‏ اللَّهَ‏ لَمَّا حَرَّمَ‏ عَلَيْنَا الصَّدَقَةَ أَنْزَلَ‏ لَنَا الْخُمُسَ‏، فَالصَّدَقَةُ عَلَيْنَا حَرَامٌ‏، وَ الْخُمُسُ‏ لَنَا فَرِيضَةٌ، وَ الْكَرَامَةُ لَنَا حَلَالٌ)[3]

قَولُه «[و فیه فصلان]: الأوّل فِیما یَجِبُ فِیهِ وَ هُوَ سَبعَةٌ»:

غَنائِمُ دارِالحَربِ، وَ المَعادِنُ، وَ الکُنُوزُ، وَ الغَوصُ، وَ أرباحُ المَکاسِبِ، وَ أرضُ الذِّمِّیِّ الَّتی إشتَراها مِن مُسلِمٍ، وَ الحَرامُ المُختَلِطُ بِالحَلالِ. وَ هَذا الحَصرُ استِقرائِیٌّ، مُستَفادٌ مِن تَتَبّـُعِ الأدِلّةِ الشَّرعِیَّةِ وَ یُمکِنُ إندِراجُها[4] فِی الغَنیمَةِ کَما نَبَّهَ عَلیهِ الشَّهیدُ فِی «البیان» وَ یُرشِدُ إلیهِ صَریحُ المَروِیِّ عَنِ الفِقهِ الرَّضَویّ علیهِ‌السلام بَعدَ ذِکرِ الآیة وَ هِیَ قَولُهُ تَعالی (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ‏ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ - الخ):

(وَ کُلُّ مَا أفادَهُ النّاسُ مِن غَنِیمَةٍ [خ ل: فهو غنیمة] لَا فَرقَ بَینَ الکُنُوزِ وَ المَعادِنِ وَ الغُوصِ...) إلَی آخِرِهِ[5] کَما سَیَأتی إن شَاءَ اللهُ تَعالَی.

وَ فِی مُوَثّقَةِ سَمَاعَةَ قَالَ: سَألتُ أبَاالحَسَنعلیهِ‌السلام عَنِ الخُمُسِ؛ فَقالَ:

(فِی کُلُّ مَا أفادَ النّاسُ[6] مِن قَلِیلٍ أو کَثِیرٍ)[7]

وَ [في] رِوَایَةِ حُكَيْمٍ مُؤَذِّنِ بني عيس[8] عن الصّادق علیهِ‌السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ‏...) [فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیهِ‌السلام  بِمِرْفَقَيْهِ عَلَى رُكْبَتَيْهِ ثُمَّ أَشَارَ بِيَدِهِ] ثُمَّ قَالَ:

(هِيَ وَاللهِ الْإِفَادَةُ يَوْماً بِيَوْمٍ‏؛ إِلَّا أَنَ‏ أَبِي‏ جَعَلَ‏ شِيعَتَهُ‏ فِي‏ حِلٍّ‏ لِيَزْكُوا)[9]

وَ [في] صَحِیحَةِ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ[10] الطَّویلَةِ المُتُضَمِّنَةِ لِتَفسِیرِ الآیةِ بِذلکَ؛ إلَی غَیرِ ذَلِکَ مِمَّا سَتَقِفُ إِن شَاءَ الله تَعالی فِی المَقَامَاتِ اللائِقَةِ.

پانوشت:


[1] - آل عِمران: 84

[2] - الأنفال: 41

[3]الوسائل: کتاب الخمس، الحدیث2

[4] - أي: اندراج موارد الحصر السبعة و هي موارد الخمس جمعاً (سج)

[5]- فقه الرّضا عليه السلام، نشر مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ص294

[6]- قال الخلیلُ بنُ أحمدَ في کتاب العَین: يقال: أفاد فلان خيرا و استفاد [بمعنیً واحدٍ] (سج)

[7]- الکافی: 1/544 ؛ الوسائل: الحدیث6 من الباب8 من الخمس.

[8]- قال العلاّمة المجلسی(ره) فی مِرآة العقول (6/275): ((و في رجال الشيخ: "حُكَيم مؤذن بني عَبس" بالباء الموحَّدة [السّاکنة]، و في التهذيب: بني‏ عيس(؟) بالياء المثناة... الخ)). و أقول: الأصحّ ما فی الکافی: "عَنْ حُكَيْمٍ مُؤَذِّنِ ابْنِ عِيسَى‏"؛ فإنّ الکافي أضبط. (سج)

[9]- زَكَا الرَّجُلُ، يَزْكُو: إِذَا صَلَح‏ (المصباح المنیر) – الکافی: 1/544؛ الوسائل: الحدیث8 من الباب4 من ابواب الانفال من کتاب الخمس.

[10]- التهذيب: 4/141 ؛ الوسائل: الحدیث5 من الباب8 من الخمس.

 

به دلیل به روز بودن سایت از صفحات دیگر نیز، دیدن فرمایید.

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • دیوار آگهی
    رضانژاد.نت
    راهنمای حل جدول

    درج آگهی فروش کلیه

    فهادان نیوز

    فهادان عربیک

    فهادان انگلیش

    داستان و حکایت

    قصه های کافی

    پزشکی و سلامت

    فرهنگ مقاومت

    دانش و فناوری

    موضوعات دینی

    سبک زندگی
    موضوعات اخلاقی
    آگهی
    بک لینک فهادان نیوز