loading...

مجله اینترنتی فهادان

سایت مسعود رضانژاد فهادان

آخرین ارسال های انجمن

موضوع: غنائم در جنگ بدون اذن امام

«و أما إذا كان الغزو بغير إذن الإمام ع فإن كان في زمان الحضور و إمكان الاستيذان منه فالغنيمة للإمام ع»[1]

در جلسات قبل، گفته شد در صورتی به غنائم جنگی خمس تعلق میگیرد و باقیمانده یعنی چهار پنجم، میان مقاتلین تقسیم خواهد شد که جنگ به اذن امام،‌رخ داده باشد اما اگر در زمان حضور امام جنگی اتفاق بفتد بدون اینکه امام اجازه ای برای این جنگ صادر کرده باشد به قول سید ماتن و مشهور بلکه نقل اجماع- تمام غنیمت از آنِ امام معصوم میباشد. مثل جنگهایی که در زمان خلفا صورت میگرفت و اصحاب امیر المومنین هم در آن شرکت میکردند از جمله جنگ اعراب با ایرانیان؛ با مبنای فوق اگر اصحاب با اجازه حضرتش در جنگ حاضر شده باشند خمس آن را باید بپردازند و اگر سر خود به جنگ رفته باشند در حالیکه امکان اجازه گرفتن هم داشته اند باید همه غنیمت را به امام بدهند.
اقوال اصحاب در این مساله
مرحوم حکیم در مستمسک به نقل ابن ادریس ادعای اجماع میکند. در کتاب الخلاف شیخ طوسی اقوال متعددی از عامه آمده است ولی شیخ به تبع فقهای شیعه، همه غنیمت را مال امام میداند:« دلیلنا اجماع الفرقة و اخبارهم.» مرحوم شهید ثانی در مسالک و روضه به اشتهار این قول و عدم اختلاف در آن اشاره میکند.
نقد اجماع
همانطور که میدانید اجماع در میان امامیه به عنوان دلیل مستقلی مطرح نیست بلکه زمانی امکان ارجاع به اجماع وجود دارد که کاشف از سنت(اعم از قول و فعل و تقریر امام معصوم) باشد. با این مقدمه اگر مدرک و دلیل اجماع معلوم باشد خود آن دلیل باید مورد ارزیابی قرار گیرد و اجماع از حجیت در آن مورد ساقط میشود چرا که اصطلاحا اجماع مدرکیست و اجماع معلوم المدرک و حتی محتمل المدرکیة،‌ از درجه اعتبار ساقط میباشد. اجماع در مانحن فیه نیز از قبیل اجماعات معلوم یا محتمل المدرکیة است که اجماع، نمیتواند به عنوان دلیل مستقلی در اثبات مطلب بشمار آید و باید به بررسی دیگر ادله پرداخت.
روایات وارده
اما روایات در مقام:اولین روایت، روایتیست که مرحوم شیخ طوسی در تهذیب آورده اند که ما متن آن را از وسائل الشیعه نقل میکنیم:
«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَسَارٍ عَنْ يَعْقُوبَ عَنِ الْعَبَّاسِ الْوَرَّاقِ عَنْ رَجُلٍ سَمَّاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا غَزَا قَوْمٌ بِغَيْرِ إِذْنِ الْإِمَامِ فَغَنِمُوا- كَانَتِ الْغَنِيمَةُ كُلُّهَا لِلْإِمَامِ- وَ إِذَا غَزَوْا بِأَمْرِ الْإِمَامِ فَغَنِمُوا كَانَ لِلْإِمَامِ الْخُمُسُ.» (باب1 از ابواب انفال ح16)[2]
دلالت روایت روشنست و تصریح دارد که اگر جنگی بین کفار و مسلمانان بدون اذن امام باشد و غنیمتی بدست مسلمانان افتد، همه غنائم،‌تعلق به امام معصوم دارد.
عمده اشکال این رواین در جانب سند مرسل آن میباشد و عمن سماه در سند روایت معلوم نیست.ضمنا مرسِل هم از اصحاب اجماع نیست تا بتوان ازین رهگذر اعتباری برای روایت جست.
عده ای از فقها ادعا کرده اند که ضعف سندی این روایت منجبر به عمل اصحاب میباشد.
انجبار ضعف سندی به عمل اصحاب
مناسبست اجمالی از بحث و مبنای خود در این بحث را به جهت کاربرد فقهی فراوان آن، یک بار مطرح کرده تا از طرح دوباره آن در مباحث بعدی، بی نیاز باشیم.
این مساله از قدیم بین فقها مورد اختلاف بوده است. مرحوم شهید ثانی در کتاب درایة الحدیث، ضعف سند را منجبر به عمل اصحاب نمیداند اما در مواضعی از کتاب مسالک، به این مبنا تمسک میکند.(از جمله در بحث ما نحن فیه)
 استاد خوئی انجبار ضعف سند به عمل اصحاب را منکرند و از نظر صغری و کبری، در آن خدشه میکنند:
اشکال استاد از نظر صغری: معلوم نیست که عمل اصحاب یا شهرت فتوائی، مستند به حدیث مخدوش سندی باشد بلکه احتمال میرود مستند این شهرت فتوائیه، روایات دیگری باشد که در دسترس فقها-به خصوص در زمانهای متقدم- بوده و در طول زمان، آن کتابها و روایاتشان به نابودی رفته است.خب! با کمال اسف شنیده ایم چه جنایاتی در طول تاریخ واقع شده و چگونه کتب اصحاب ائمه ع از بین رفته است. شخصیتی مثل ابن ابی عمیر که از اصحاب امام رضا ع بود و از بسیاری از اصحاب امام صادق و باقر علیهما السلام هم به نقل حدیث میپردازد علیرغم این کوشش فراوان که در جمع آوری روایات داشت خلفای جور او را به زندان افکندند و کتابهایش نیز مدفون و در طول زمان از بین رفت. یا کتاب مدینة العلم شیخ صدوق-که کتاب جامعی چون بحار الانوار در حدیث بود- امروز در دسترس ما نیست.داستان کتابخانه شیخ طوسی و آتش سوزی آن نیز معروفست که آن را با چهارصد هزار کتاب، در مقابل چشمان شیخ سوزاندند. در کتب فقهیه ای هم که از قدما بدست ما رسیده است-و درمجموعه تراث فقهیه مولف بزرگوار حاج شیخ علی اصغر مروارید گرد آمده است- نوعا متن فتاوای آنهاست که از احادیث اهل بیت عاری میباشد. لذا در مجموع نمیتوان به ضرس قاطع ادعا کرد که منشا فلان فتوای فقهی، فلان حدیث معین بوده است.
اشکال استاد از نظر کبری:از جهت کبرا هم استناد اصحاب موجب نمیشود که ضعف سندی حدیث، جبران شود، زیرا ممکنست روایتی که مورد عمل آنها قرار گرفته است از جهت مبانی آنها قابل قبول باشد ولی از نظر ما این مبنا و به تبع امکان عمل بدان حدیث ناممکن شود، مثلا در کتب روایی و فقهی شیعه، فراوان مشاهده میشود که از اعتبار روایاتی سخن گفته میشود در حالیکه در سند آن افراد ثقه قرار ندارند بلکه برخی وضاع و کذاب، روایت را نقل میکنند از جمله مرحوم کلینی که در مقدمه کتاب شریف کافی، میفرماید در این کتاب، آثار صحیحه صادقین را جمع کردم، فراوان از افراد ذیل نقل حدیث میکند:
-علی بن ابی حمزه بطائنی(سارق اموال امامت بعد از امام کاظم و منکر امامت حضرت رضا علیه السلام)
-سهل بن زیاد قندی(که نجاشی در موردش گوید انه ضعیف فی الحدیث)
-وهب بن وهب ابوالبختری ( که به تعبیر برخی رجالیین اکذب البریة‌ بوده است.)
یا - به قول استاد خوئی- گاهی استناد اصحاب به روایت افرادی که از نظر ما راویان غیر ثقه دارد به خاطر اصلی بوده که نزد قدما، حال افراد ضعاف یا مجهول را به وثاقت بلکه عدالت،‌تبدیل میکرده است. این اصل عبارت بود از اصالة العدالة بدین معنا که هرکسی که موصوف به تشیعست، اصل اولی در وی‌عدالت او میباشد مگر آنکه خلاف آن با فسق عملی مکشوف، احراز شود مثل همان اصل عدالت صحابی که البته در طول زمان وهن این مبنا روشن شده است. با این مقدمات، روشن میشود که این روایات ضعیف ولو از پشتوانه عمل اصحاب هم برخوردار باشد نمیتواند برای ما اعتباری ایجاد کند.
اقول: اولا به نظر ما برداشتی که ایشان از اصالة‌العدالة(شبیه عدالت صحابی) دارد با برداشت صدوق و استادش ابن ولید متفاوت باشد. مقصود قدما ازین اصل - که بدان استناد میکرده اند- یعنی آنکه از مسلمان یا شیعه ای، مادامی که گناه و فسق آشکاری سر نزند نمیتوان وی را رمی به بی عدالتی کرد و شاید حسن ظاهر وی، کافی برای حکم به عدالت او باشد همانگونه که اشتراط عدالت در امام جماعت با حسن ظاهری حال وی، احراز میشود و مادامی که کبیره ای ازو سر نزند یا اصرار بر صغائر در وی مشاهده یا گزارش نشود حکم به وثاقت وی میشود. شاید مقصود قدما ازین اصل چیزی شبیه اصالة الصحة بلکه بالاتر بوده است که همگان بدان قائلند. رجالی معاصر،‌جناب آقای شیخ مسلم داوری در کتاب «اصول علم الرجال» در این رابطه و اعتبار اصالة‌ العدالة نزد صدوق و استاد او مرحوم ابن الولید، بحث مبسوطی کرده است(فلیراجع) با این برداشت ما هم به مبنای قدما قائلیم و ازین جهت نمیتوان در مبنای آنها خدشه کرد.
ثانیا استاد مدار در حجیت روایات را به وثوق شخصی صدور یا وثاقت راوی میدانند و از نظر ما این حرف کامل است ولی میتوان با درج روایت در کتب معتبره مثل دو کتاب از دو نفر از مشایخ ثلاثه، وثوق به صدور را کشف کرد زیرا در زمانی که کتب اربعه تدوین شده،  اصول اربعمائة عمدتا موجود بوده در حالیکه آن اصول، امروزه از دسترس ما خارج شده است. اینکه می بینیم مرحوم کلینی، بیست سال وقت صرف میکند تا کتاب با عظمتی چون کافی را به یادگار گذارد؛ یا شیخ در عده میفرماید آنچه در کتب حدیثی نقل کردیم از کتب معتبر و مشهور بوده است؛ یا صدوق در مقدمه من لایحضر، مدعی میشود هر روایتی که در این  کتاب آورده، حجت بین خود و خدایش بوده است؛ نتیجه می گیریم که عمل اصحاب قدما به احادیث با استناد به مبانی مخدوش یا گتره نبوده و تا حجتی برایشان اقامه نمیشد بدان فتوا نمیدادند. و لذا وثوق به صدور مخصوصا برای ما که 14 قرن از زمان صدور روایات متاخریم و تحصیل قطع بلکه اطمینان برای ما عادتا در همه موارد مشکل بلکه عسری عادتا حاصل میشود.
چنانکه از برداشت قدما از روایات، نمیتوان به سادگی گذشت و گاهی استظهار قدمای متاخر از روایات، میتواند جابر ضعف دلالی آنها نیز باشد. به تعبیر مرحوم آیت الله بروجردی،قدمای اصحاب به خاطر قرب زمانی به فرمایشات ائمه ع و احاطه به عرف زمانه معصوم، شم الروایه و فقه اللغه بالاتری داشته اند. حال چگونه میتوان بعد از هزار و چهار صد سال با قطعیت فهم قدما از روایات را تخطئه و فهم-انتزاعی و ذهنی- از روایات را تصویب کرد؟
نتیجه نهایی: عمل اصحاب و شهرت فتوائی در یک مساله فقهی، بعید نیست که هم ضعف سندی و هم ضعف دلالی روایات را جبران کند.(که البته احراز و تطبیق این مبنا،‌ نیاز به فحص و تتبع و مهارت های خاص فقهی دارد که از هر مدعی برنیاید.)


[1] عروة الوثقى، سيد محمد كاظم طباطبائی، ج4، ص231، ط جامعه مدرسین.

[2] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج9، ص529، ط آل البیت.

به دلیل به روز بودن سایت از صفحات دیگر نیز، دیدن فرمایید.

بک لینک فهادان نیوز
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • دیوار آگهی
    رضانژاد.نت
    راهنمای حل جدول

    درج آگهی فروش کلیه

    فهادان نیوز

    فهادان عربیک

    فهادان انگلیش

    داستان و حکایت

    قصه های کافی

    پزشکی و سلامت

    فرهنگ مقاومت

    دانش و فناوری

    موضوعات دینی

    سبک زندگی
    موضوعات اخلاقی
    آگهی