loading...

مجله اینترنتی فهادان

سایت مسعود رضانژاد فهادان

آخرین ارسال های انجمن

درس خارج فقه استاد اشرفی کتاب الخمس

استاد مصطفی اشرفی شاهرودی

موضوع: آیات داله بر خمس/آیه خمس در سوره انفال

سه آیه در قرآن کریم، مورد استدلال خمس قرار گرفته است:

اوّلین آیه خمس: آیه 41 سوره انفال

وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ مَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ.

طبعاً سهم خدا در خمس به رسول خدا  صلی الله علیه و آله رسیده و سهم رسول الله صلی الله علیه و آله بعد از وفات ایشان به امامان بعدی علیهم السلام تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر ما می‌رسد. سهم ذوی‌القربی هم جزء اختصاصات امامان معصومین علیهم‌السلام بوده و سه سهم دیگر، مال یتامی و مساکین و ابن السبیل از خاندان بنی هاشم تعلق می‌گیرد.

فقه اللغة آیه شریفه در بیان استاد میلانی ره:

ابتدا در فقه اللغة آیه شریفه بحث می‌کنیم تا عند الشک در مورد قید یا شرطی در حکم خمس، بتوان به عموم آیه شریفه، رجوع کرد.

جهت اوّل در معنای غنمتم:

نزاع اصلی در این آیه بین شیعه و سنی در مورد معنای غنمتم از ماده غنم می‌باشد. غنیمت به معنای فایده است در مقابل غرامت که به معنای ضرر و خسارت است. عبارت: « من له الغنم فعلیه الغرم» ناظر به همین معناست.[1]

در مورد دایره معنایی غنیمت، اختلاف نظر وجود داردبرخی کتب لغت مثل العین و لسان العرب غنیمت را چنین معنا کرده‌اند:

«الغُنْمُ: الفوز بالشي‌ء في غير مشقة[2]» غنیمت در این تفسیر، فقط تعلّق به مواردی دارد که شخص، منفعتی را بدون مشقت و رنج بدست آورد مثل هبه و میراث یا درآمدی سرشار در بیع فضولی که با اجازه بعدی مالک، قرین شود. اما در مفردات راغب، معنای وسیع‌تری را برای غنیمت بیان می‌دارد:

«أن الغنم بالضم فالسكون؛ إصابة الغنم و الظفر به، ثم استعمل في كل مظفور به» و همین آیه را به عنوان شاهد بر معنای عام غنیمت بشمار آورده است. بنابراین تفسیر، هر منفعتی که به آدمی برسد اعم از ارباح مکاسب و غوص و کنز و معدن و بقیه موارد خمس را مشمول کلمه غنمتم در آیه شریفه خواهد بود و اختصاص به غنائم دارالحرب نخواهد داشت. شاهد این معنای دوم را شاید بتوان آیه شریفه: «فعند الله مغانم کثیرة» دانست که هر گونه نصیب و اجر و منفعت از جانب پروردگار را شامل می‌شود. در روایات وارده از اهل بیت علیهم السلام پیرامون خمس هم این معنای عام از غنیمت مد نظر می‌باشد.

اشکال بر معنای غنم: اختصاص تاریخی خمس به غنیمت دارالحرب

 بعض از فضلاء قدیم، کتابی غیر مطبوع دارند و گویند این آیه، اختصاص به غنیمت دارالحرب دارد و گویند در زمان جاهلیت، رسم بوده است که وقتی لشکری در جنگ، غالب می‌آمد و غنائمی به کف می‌آورد، یک چهارم یا یک پنجم یا یک ششم از آن غنیمت را به سردار یا امیر لشکر، اختصاص می‌دادند و این آیه در اشاره و تأیید همان رسم جاهلی، نازل شده است پس حکم تعبّدی خاصی در مقام نیست. ضمناً این آیه از طرفی اختصاص به پیامبر صلوات الله علیه و آله دارد و از طرفی یتامی و مساکین و ابن السبیل هم اختصاص به ذریه پیامبر صلوات الله علیه و آله ندارد.

جواب:گاهی برخی از اشکالات، ناشی از علم‌زدگی یا حبّ شهرتست که موجب می‌شود کسی حرف جدید و بدعت‌آمیز بزند. (و الله اعلم بما فی صدور العالمین(!

چنانچه بیان شد در برخی از روایات، علاوه بر غنیمت جنگی بر هر فایده‌ای اطلاق غنیمت شده و ارباح مکاسب را به عنوان یکی از موارد غنیمت بشمار آورده‌اند. در روایت دیگری نیز شأن نزول آیه را گنج شمرده و اخراج خمس را از سنن به جای مانده از زمان عبدالمطلب دانسته است. پس اختصاص آیه به غنائم دارالحرب نه در معنای لغت غنمتم وجود دارد و نه به مقتضای روایات می‌توان چنین اختصاصی را ادعا کرد.

اشکال در معنای غنمتم: غنیمت در لغت به معنای غنیمت جنگی

به اتفاق اهل سنّت و برخی اصحاب مثل صاحب جواهر، غنیمت در لغت، اختصاص به فائده‌ای دارد که در جنگ بدست آید. و از سیاق آیه 41 سوره انفال و آیات قبل و بعد آن می‌توان نتیجه گرفت که آیه در فضای جنگ، نازل شده و اختصاص به غنائم دارالحرب دارد.

جواب:در جواب گفته‌اند که مورد، مخصص نیست. به تعبیر استاد میلانی[3] در آیه شریفه فوق، صله و موصول ما غنمتم بر معنای عام غنیمت یعنی هر گونه منفعتی دلالت دارد. البته آیه یک مصداق از این معنای عام، یعنی غنائم جنگی را مد نظر دارد اما تصادق آیه بر یک مورد خاص نمی‌تواند مخصّص معنای عام «ما غنمتم» در مورد انواع منافع باشد. ایشان مثالی بهنگام از آیات قرآن، نقل می‌کنند که قاعده «مورد، مخصص نیست» را بهتر تبیین می‌کند: در آیه 101 سوره نساء آمده است:

«وَ إِذا ضَرَبتُمْ فِي الْأَرْضِ فلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا، إِنَّ الْكافِرِينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِيناً»

در این آیه شریفه، مورد قصر نماز مسافر در جائی بیان شده که خوف از حمله لشگریان کفر باشد در حالیکه نماز مسافر در صورت عدم خوف هم محکوم به قصر بوده و مورد آیه نمی‌تواند مخصص عمومیت حکم قصر نماز مسافر باشد.

جمع‌بندی معنای غنمتم:

مراد از غنیمت، شامل انواع فوائد می‌باشد که از جمله آن‌ها، منفعت گنج  یا ارباح مکاسب را می‌توان نام برد.

جهت دوم: معنای «اعلموا» و معانی مستفاده از آن

مطلب دوم آنکه ابتداء آیه، امر به علم می‌کند (وَ اعلَمُوا) باز مستشکل گوید: این عبارت، دلالت دارد که حکم خمس، یک حکم الزامی نیست چون اگر حکم الزامی بود باید حکم و امر مستقیماً به مأمورٌ بِه یا واجب تعلق گیرد مثل: «اقیموا الصلاة» یا «آتوا الزکاة» یا «من شهد منکم الشهر فلیصمه» به نظر وی، دستورات الزامی در قرآن کریم  با عبارت «و اعلموا» بکار نمی‌رود و این نیز شاهدی است که این حکم، جزمی و ایجابی نیست بلکه حکم موقّت یا حکومتی می‌باشد.

جواب: «و اعلموا» ممکنست بیشتر تاکید باشد یعنی اگر فکر می‌کنید که اختیار دست شماست یا اختیار در دست اهل جاهلیت باشد که بتواند ربع یا خمس یا سدس بگیرد خیر این چنین نیست بلکه بدانید که باید خمس را به خدا و رسول داد.

دقتی هم استاد میلانی در معنای «و اعلموا» دارند که خالی از لطف نیست. ایشان می‌فرمایند:

·         اگر امر به دانستن کنایه از امر به انجام تکلیف خمس باشد پس نمی‌توان در مال صغیر از این آیه اثبات وجوب خمس کرد زیرا در مورد اطفال، قلم تکلیف برداشته شده است و قبل از بلوغ، تکالیف شرعی امکان توجه بدان‌ها ندارد. بنابر رای مرحوم استاد خوئی که در کتاب الزکاة اشاره شد به مقتضاء حدیث رفع (رُفِعَ القَلَم... عَنِ الطِّفل حَتی یَحتَلِم) مراد از رفع القلم، اعم از حکم تکلیفی و وضعی می‌باشد پس اطفال همانطور که مکلف به نماز نیستند مکلف به خمس و زکات هم نیستند لذا ایشان در بحث زکات هم منکر وجوب زکات بر اطفال شدند. استاد میلانی هم می‌فرمایند: که اگر بنا باشد امر به علم، کنایه از امر به عمل یعنی ادای خمس باشد، این امر اختصاص به ذوی التکالیف دارد.

·         ولی اگر «وَ اعلَمُوا» در مقام تمهید باشد بدین معنا که اصل حکم وجوب خمس مِدارست و بر اساس آن، این آیه خبر از ثبوت خمس در غنائم می‌دهد در این صورت فرقی بین صغیر و کبیر نمی‌باشد و خمس حقی مالیست که در اموال صغیر وکبیر ثابت می‌باشد. گرچه در ایام صغر چون قلم تکلیف برداشته شده است وجوب ادا بر ذمه و بعد از بلوغ، اخراج خمس واجب می‌شود.

جهت سوم: معنای «أنما»

 أنما یک کلمه نیست در مقابل إنما  که یک کلمه  و دال بر حصرست. أن در أنما از ادات تاکید  و مای در أنما، موصوله و نکره بوده و دلالت بر جزئیت دارد. بنابراین تفسیر معنای «أنما غنمتم...» یعنی دادن خمس برخی چیزهایی که به غنیمت برده‌اید لازمست. در ادامه عبارت غنمتم  در آیه شریفه هم عبارت «مِن شیءٍ» به صورت نکرهاضافه شده است که می‌تواند شاهدی باشد بر آنکه ما غنمتم کلیت نداشته و دادن خمس هر غنیمتی لازم نیست.

در مقابل این برداشت، برخی گویند: نکره در این مقام، اتفاقاً مفید عموم است زیرا ابتدائاً با أن مطلب با تأکید، قرین شده و بعد هم با مای موصوله و نکره‌ای که دلالت بر واحد و کثیر دارد بر عمومیّت آن اصرار شده است.

شاهد «مِن شیءٍ» در ادامه آیه نیز مؤیّد ماست و می‌گوید: که غنیمت و فایده چه قلیل باشد چه کثیر، خمس آن لازم‌الأدی می‌باشد.

ثمره این برداشت عام از أنما آنست که:

اولاً هرگونه غنیمتی را شامل می‌شود مگر دلیل خاصی بر اسثناء آن دلالت داشته باشد مثل هبه و اگر شک در تخصیص خمس نسبت به هبه داشته باشیم عموم آیه، مرجع لزوم اداء خمس می‌باشد.

ثانیاً هرگونه نصابی را در موارد خمس نفی می‌کند مگر دلیلی بر اختصاص بعض موارد مثل غوص و معدن بر نصاب حداقل بیست دینار، دلالت داشته باشد فَلنَأخُذ به. پس در موارد شک در جعل نصاب، به مقتضای عموم آیه هر مقدار که غنیمت برده شود ولو یک دینار باید خمس آن را داد.

جهت چهارم: لام در آیه شریفه

نکته دیگر آنکه، لام در سه دسته از مصارف خمس، وارد شده است: لله و للرسول و لذی‌القربی و در سه دسته بعدی، سراغی از آن نیست: و الیتامی و المساکین و ابن السبیل.

به قول مرحوم میلانی ممکن است از ضمیمه لام استفاده کنیم که سه تای اوّل به صورت مستقل، هر یک از خمس سهمی می‌برند ولی سهم خمس سه دسته اخیر، اشتراکیست.

دو آیه دیگری که در قرآن کریم مستند خمس قرار گرفته آیات ذیل‌ است که در روزهای آتی به بحث از آن‌ها خواهیم پرداخت؛ إن شاء الله.

وَ آتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ. اسراء 26

مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيل. حشر 7

مسعود رضانژاد فهادان/ 5 فروردین 94

لینک دانلود
صوت  pdf 

[1] قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لَا يُغْلِقِ الرَّاهِنُ الرَّهْنَ لِصَاحِبِهِ لَهُ غُنْمُهُ‏ وَ عَلَيْهِ غُرْمُه‏. (نهج الحقّ و كشف الصدق‏/ 489)

[2] کتاب العین، الخلیل بن احمد، 4/ 426 و لسان العرب، ابن منظور،12/445 همچنین المحیط فی اللغة، صاحب بن عباد 5/93

[3]محاضرات فی فقه الامامیة کتاب الخمس، سید هادی میلانی، ص10

به دلیل به روز بودن سایت از صفحات دیگر نیز، دیدن فرمایید.

بک لینک فهادان نیوز
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • دیوار آگهی
    رضانژاد.نت
    راهنمای حل جدول

    درج آگهی فروش کلیه

    فهادان نیوز

    فهادان عربیک

    فهادان انگلیش

    داستان و حکایت

    قصه های کافی

    پزشکی و سلامت

    فرهنگ مقاومت

    دانش و فناوری

    موضوعات دینی

    سبک زندگی
    موضوعات اخلاقی
    آگهی