یکشنبه 02 مهر 1396

مجله اینترنتی فهادان

جدیدترین مطالب

پربازدیدترین مطالب

جستجوگر پیشرفته سایت





تبلیغات ویژه

سایت اسکینک دات آی آر

بازار فهادان


آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

loading...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 30 bahramshah
0 102 asnkala
1 360 bahramshah
0 129 mohammadhajilu
0 177 abuzar
0 155 javadmhdz
0 149 parmiz
0 152 parmiz
0 158 parmiz
0 165 parmiz
0 178 parmiz
0 167 parmiz
0 145 parmiz
0 119 parmiz
0 113 parmiz
0 112 parmiz
0 110 parmiz
0 101 parmiz
0 104 parmiz
0 97 parmiz


درس خارج فقه استاد مصطفی اشرفی شاهرودی

«کتاب الخمس»

موضوع: کتاب الخمس و مقدمه آن

در اسلام، مالیات‌ها (یا به اصطلاح عربی، ضرائب) متعددی وجود دارد که هر یک، متکفّل تأمین مصارف خاصی می‌باشد و شارع از این راه به تامین نیاز آن موارد اهتمام دارد. در چند سال گذشته از مالیاتی اسلامی به نام زکات سخن گفتیم. خمس به معنای یک پنجم مال می‌باشد که در هفت مورد باید صاحب مال، خمس آن مال را اخراج کند و به دستور قرآن و روایات، به پیامبر صلی الله علیه و آله و یا معصومین علیهم السلام و مصارف دیگر آن بپردازد. در روزهای آتی، إن شاء الله بحث را در سه محور ذیل ادامه می‌دهیم:

وجوب خمس

مصرف خمس

موارد وجوب خمس

تیمناً و تبرکاً امروز اشاره‌ای به مطلع کلام مرحوم سید یزدی در عروة الوثقی و چند روایت، پیرامون آن خواهیم پرداخت تا در روزهای آتی به تفصیل مطلب بپردازیم:

«کتاب الخمس و هو من الفرائض«[1]

بنابر یک معنا، فریضه به دستوراتی گویند که در  قرآن بدان تصریح شده است و بنابر معنای دوم، هر چه در دین مقدس اسلام واجب شده باشد و لو سخنی از آن در قرآن نرفته باشد، فریضه نام دارد.

«و قد جعلها الله تعالى لمحمد صلی الله علیه و آله و ذريته عوضاً عن الزكاة إكراما لهم[2]«

چنانکه در کتاب الزکاة، تفصیلا سخن گفتیم دادن زکات به بنی هاشم حرامست. روایت اوّل باب 29 از ابواب مستحقین زکات، حرمت زکات بر بنی هاشم را از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله، چنین نقل می کند:

«يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِي وَ لَا لَكُمْوَ لَكِنِّي قَدْ وُعِدْتُ الشَّفَاعَةَ[3]«

و در روایت دومی یعنی روایت فضلا، فلسفه حرمت زکات بر ذریه رسول الله چنین بیان شده است:

إِنَّ الصَّدَقَةَ أَوْسَاخُ أَيْدِي النَّاسِ وَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَرَّمَ عَلَيَّ مِنْهَا وَ مِنْ غَيْرِهَا مَا قَدْ حَرَّمَهُ وَ إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِبَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِب[4]«

به همین جهت می‌توان گفت که خدای متعال، زکات را اوساخ و چرک اموال قرار داده است و به خاطر کرامت خاتم الانبیاء و به تبع، ذریه ایشان، زکات را بر ایشان حرام کرده و خمس را در عوض زکات بر ایشان مقرر داشته است.

سخن امام خمینی ره در مورد مصارف خمس:

مرحوم استاد امام خمینی ره در مورد مصارف زکات، سخنی دارند که بد نیست اشاره‌ای بدان داشته باشیم. ایشان می‌فرمودند: امکان ندارد مصرف خمس، اختصاص به شخص پیامبر صلوات الله علیه و آله و ذریه ایشان داشته باشد زیرا موارد خمس، رقم بالایی را شامل می‌شود که از نیاز پیامبر صلوات الله علیه و آله یا ائمه علیهم السلام و ذریه ایشان بسیار فراترست. مثلاً خمس نفت و گاز را اگر به عنوان یکی از معادن بخواهیم حساب کنیم و از خمس تکسّبات و دیگر معادن و موارد، صرف‌ِنظر کنیم می‌توان با عشری از اعشار آن، همه حوزات علمیه را اداره کرد و همچنین نیاز همه فقراء سادات را تا سر حد غنا تامین کرد.

نتیجه آنکه باید این رقم را مربوط به جایگاه و منصب حکومتی امام معصوم علیه السلام دانست که بدان وسیله نیازهای حکومت را برطرف سازد و هزینه اداره کشور و دولت اسلامی و تأمین نیازهای داخلی و خارجی از جمله: هزینه‌های نظامی و جنگ و دفاع دانست.

در بعض از روایات تاریخی نیز این نقل وجود دارد که پس از جنگ‌ها و فتوحاتی که در زمان عمر رخ داد و غنائم فراوان بدست آمد وی منکر خمس شد و آن را برای تأمین هزینه‌های حکومت بکار گرفت. مثلاً تنها زر و زیور آلات دختران یزدگرد، به قدری فراوان بود که عایشه را به طمع اندازد و تقاضای گرفتن بخشی از آن را داشته باشد و البته این تقاضای وی با پاسخ مثبت مواجه شد!

لذا شاید بتوان گفت: خمس پیامبر صلوات الله علیه و آله و امام علیهم السلام، برای حفظ ثغور اسلام و اداره حکومت اسلامی باشد.

«و من منع منه درهما أو أقل كان مندرجا في الظالمين لهم و الغاصبين لحقهم بل من كان مستحلا لذلك كان من الكافرين[5]«

انکار خمس به عنوان یکی از مسلّمات قرآن و ضروریات دین، موجب ارتداد می‌شود.

ففي الخبر عن أبي بصير قال: «مَا أَيْسَرُ مَا يَدْخُلُ بِهِ الْعَبْدُ النَّارَ قَالَ مِنْ أَكْلٍ مِنْ مَالِ الْيَتِيمِ دِرْهَماً وَ نَحْنُ‏ الْيَتِيم[6]‏»

و عن الصادق علیه السلام: «إِنَّ اللَّهَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَمَّا حَرَّمَ عَلَيْنَا الصَّدَقَةَ أَنْزَلَ لَنَا الْخُمُسَ فَالصَّدَقَةُ عَلَيْنَا حَرَامٌ وَ الْخُمُسُ لَنَا فَرِيضَةٌ وَ الْكَرَامَةُ لَنَا حَلَالٌ[7]»

و عن أبي جعفر علیه السلام «لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَشْتَرِيَ مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً حَتَّى يَصِلَ إِلَيْنَا حَقُّنَا[8]»

و عن أبي عبد الله علیه السلام: «لَا يُعْذَرُ عَبْدٌ اشْتَرَى‏ مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ يَا رَبِّ اشْتَرَيْتُهُ بِمَالِي حَتَّى يَأْذَنَ لَهُ أَهْلُ الْخُمُسِ[9]»

خمس غنائم جنگی و شرایط آن

فصل 1: فيما يجب فيه الخمس‌ و هو سبعة أشياء:‌ الأول الغنائم المأخوذة من الكفار  من أهل الحرب قهراً بالمقاتلة معهم بشرط أن يكون بإذن الإمام علیه السلام[10].

شرط اول: جنگ به اذن امام

هرگاه به اذن امام مسلمانان با کفار بجنگند و غنائمی به کف آرند یک پنجم آن خمسی است که بایستی به پیامبر و ذریه ایشان بپردازند. خمس غنائم جنگ، قدر متیقن از آيه خمس می‌باشد:

«وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى وَ الْيَتَامَى وَ الْمَسَاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ[11]»

منتها در عده‌ای از روایات شیعه وارد شده که غنائم، اختصاص به غنائم دار‌الحرب ندارد بلکه هر فایده‌ای که برای مسلمان حاصل آید خمس بدان تعلق می‌گیرد:

« حَتَّى الْخَيَّاطُ يَخِيطُ قَمِيصاً بِخَمْسَةِ دَوَانِيقَ فَلَنَا مِنْهُ‏ دَانِق‏[12]»

 برخی از علماء به مقتضای برخی روایات، کلمه غنیمت را به هر فایده‌ای که شخص می‌برد تعمیم داده‌اند ولی در مقابل، عده‌ای مثل صاحب مدارک[13]، بسان اهل سنت، غنائم را مختص غنائم دار‌الحرب گرفته و آیه را شامل شش مورد دیگر از موارد خمس نمی‌دانند.

باری سخن اینست که شرایط جنگی که غنیمت در آن لازم الخمس است چیست؟ اوّلین شرطی که مطرح شده است اذن امامست و اگر بدون اذن امام، جنگی صورت بگیرد تمام غنیمت، ملک امام می‌باشد و بین خمس و اربعة اخماس فرقی نیست.

بحث دوم آنست که خمس آیا شامل اراضی هم می‌شود مثل اراضی فتوحات دوران خلفاء، چون مدائن تا همدان و خراسان که بدست مسلمانان فتح شد؟ یا فقط اموال منقولی که در جنگ‌ها اخذ می‌شود ملک امام و سادات نیازمندست و در اراضی، ایشان را سهمی نیست؟ و سیأتی الکلام فیه، إن شاء الله.



[1]عروة الوثقی، سید کاظم یزدی، ج2، ص367

[2] همان

[3] وسائل الشیعه؛ ح1ب29 از ابواب مستحقان زکات

[4]همان ح2

[5]عروة الوثقی، سید کاظم یزدی، ج2، ص367

[6] وسائل الشیعه؛ 9/483

[7] همان

[8] همان؛ 9/484

[9] وسائل الشیعه؛ 9/542

[10]العروة الوثقی (للسید الیزدی)، ج‌2، ص: 367

[11] آیه 41 سوره انفال

[12] وسائل الشیعه؛ 9/503

[13] سید محمد موسوی عاملی مشهور به صاحب مدارک ملقب به شمس الدّین (زاده ۹۴۶ قمری - درگذشته ۱۰۰۹ قمری در جبع) از مراجع عام تقلید شیعه بود.


تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار کلی سایت

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 2041
    کل نظرات کل نظرات : 3274
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 17
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 2636

    آمار بازدید آمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 6,320
    باردید دیروز باردید دیروز : 5,418
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 758
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 781
    بازدید هفته بازدید هفته : 39,731
    بازدید ماه بازدید ماه : 153,676
    بازدید سال بازدید سال : 1,862,604
    بازدید کلی بازدید کلی : 4,094,465

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آِ ی پیآِ ی پی : 54.162.218.214
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :


پشتيباني آنلاين

    ارتباط با مدیر