loading...

مجله اینترنتی فهادان

سایت مسعود رضانژاد فهادان

آخرین ارسال های انجمن

::..بررسی روایات باب دوم از ابواب ما یَجِبُ فیهِ الخُمس..::

از کتاب وسائل الشیعه و مستدرک آن

2_ بَابُ وُجُوبِ الْخُمُسِ فِی غَنَائِمِ دَارِ الْحَرْبِ وَ فِی مَالِ الْحَرْبِیِّ وَ النَّاصِبِ وَ عَدَمِ وُجُوبِهِ فِی غَیْرِ الْأَشْیَاءِ الْمَنْصُوصَةِ وَ أَنَّهُ یَجِبُ مَرَّةً وَاحِدَةً.

۱۲۵۴۶. ([1]) مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام، یَقُولُ: لَیْسَ الْخُمُسُ إِلَّا فِی الْغَنَائِمِ خَاصَّةً.

وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ([2]).

أَقُولُ: الْمُرَادُ لَیْسَ الْخُمُسُ الْوَاجِبُ بِظَاهِرِ الْقُرْآنِ إِلَّا فِی الْغَنَائِمِ، فَإِنَّ وُجُوبَهُ فِیمَا سِوَاهَا إِنَّمَا ثَبَتَ بِالسُّنَّةِ وَ یُمْکِنُ أَنْ یُرَادَ بِالْغَنَائِمِ هُنَا جَمِیعُ الْأَصْنَافِ الَّتِی یَجِبُ فِیهَا الْخُمُسُ ذَکَرَهُ الشَّیْخُ وَ غَیْرُهُ وَ یُفْهَمُ الثَّانِی مِنْ أَحَادِیثِ وُجُوبِهِ فِیمَا یَفْضُلُ عَنْ مَئُونَةِ السَّنَةِ کَمَا یَأْتِی وَ یُمْکِنُ کَوْنُ الْحَصْرِ إِضَافِیّاً بِالنِّسْبَةِ إِلَی الْأَنْوَاعِ الَّتِی لَا یَجِبُ فِیهَا الْخُمُسُ.

خاصةً، تمیز نسبت، برای کل عبارت است.

ظاهر این حدیث، انحصار خمس در غنائم دار الحرب است و لذا ظاهر آن با احادیث زیاد دیگری که به تواتر معنوی (و شاید هم لفظی) رسیده است و اصناف خمس را 5 مورد بیان کرده در تعارض است با توجه به اتقان سند هر دو دسته، وجوه زیر، جهت جمع روایات، محتمل است:

1.        شیخ محمد بن حسن حُرّ عاملی: مراد حضرت از "لَیْسَ الْخُمُسُ إِلَّا فِی الْغَنَائِمِ خاصَّةً" لَیْسَ الْخُمُسُ الْوَاجِبُ بِظَاهِرِ الْقُرْآنِ إِلَّا فِی الْغَنَائِمِ" می‌باشد به عبارت دیگر، شیخ حر عاملی، خمس را به دو صنف: خمس قرآنی و خمس مُستفاد از سنّت تقسیم نموده سپس می‌گوید: مراد حضرت از انحصار، خمس قرآنی بوده که همان غنائم دارالحرب است.

2.       شیخ طوسی رحمة الله علیه: مراد حضرت از غنائم، معنای عام لغت غنیمت است که به معنای کُلُّ ما یُستَفاد وَ یُکسَب است. (شیخ حر عاملی: این وجه، از احادیث باب 8 از أَبْوَابُ مَا يَجِبُ فِيهِ الْخُمُس‏ برداشت می‌شود.

3.       البته ممکن است مراد حضرت، حصر اضافیّ به نسبت به انواع بی‌شماری که مشمول خمس نمی‌شوند باشد. (خیلی دور از ذهن است.)

4.     استاد سیّد احمد سجادی دام ظله: این حدیث و احادیث مشابه، همه از باب تقیه است؛ یا با در نظر گرفتن وجه اوّل، از باب توریه در مقام تقیه، بوده است. یعنی حضرت در مقام تقیه و در حضور مخالفین، از لغت خمس، خمسی که از ظاهر آیه 41 سوره انفال برداشت می‌شود در اراده کرده بودند.

5.       به نظر نگارنده (رضانژاد) حصر در فرمایش حضرت صادق علیه‌السلام به خاطر مقام تمهید ذهن و رفع استبعاد از شمول آیه 41 سوره أنفال بر دیگر موارد خمس (مثل گنج و معدِن و غوص و ارباح مکاسب) همچنین برای گردش انصراف ذهنی از غنیمت دارالحرب به مطلق ما یُکسب و ما یُستفاد، می‌باشد. گویا حضرت در صدد توجیه أصنافی از خمس که از طریق سنّت فهمیده می‌شود بوده‌اند و اینکه آن موارد، همه تحت عموم لغت «غَنِمتُم» در آیه 41 سوه أنفال است.

6.       همچنین احتمال می‌دهم با توجه به اینکه این حدیث و احادیث مشابه از لسان ائمه 5 به بعد بیان شده لغت «غنیمت»تا آن زمان، در تمام اصناف خمس، به صورت «حقیقت متشرّعه» در آمده باشد.

۱۲۵۴۷. ([3]) وَ فِی الْمُقْنِعِ قَالَ: رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ: أَنَّ الْخُمُسَ عَلَی خَمْسَةِ أَشْیَاءَ: الْکُنُوزِ وَ الْمَعَادِنِ وَ الْغَوْصِ وَ الْغَنِیمَةِ وَ نَسِیَ ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ الْخَامِسَةَ.

المُقنِع، تألیف شیخ صدوق و خلاصه کتاب مَن لا یَحضرُه الفقیه است. المقنعه، رساله عملیه شیخ مفید و النهایة، رساله شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیهم است.

√  ابواحمد محمد بن‌ ابی‌ عمیر زیاد بن‌ عیسی‌ اَزْدی‌ (217ق.) از محدثان‌ بزرگ‌ امامیهو از اصحاب‌ اجماع‌در قرن۳ قمری که‌ به‌ درک‌ محضر ۳ تن‌ از امامان‌ شیعه علیهم‌السلام نائل‌ آمد. وی دارای کتب و تألیفات زیادی است زمانی که متوجه شد به زودی توسّط مأمون ملعون، به زندان می‌افتد و اموال و کتبش مورد مصادره و تفتیش قرار می‌گیرد پیش از آنکه به حبس بیفتد از آنجا که نقل احادیث امامان شیعه علیهم‌السلام، به شدّت ممنوع بود تمام نوشته‌های خود را در جایی از منزل خواهرش در زیر خاک، پنهان نمود وی وقتی از حبس (4 یا 17 سال) آزاد شد به سراغ کتب مدفونه رفت امّا متوجه شد تمام آن‌ها بر اثر نم و رطوبت باران و زمین، نابود شده لذا به احیاء دوباره آن‌ها اهتمام ورزید امّا گرچه غالباً متن احادیث را از بر داشت ولی متأسفانه سند روایات را فراموش کرده بود لذا دیگر بار، آن احادیث را بدون سند و به صورت مرسل، کتابت نمود که مرسلات وی نزد علماء، بی چون و چرا، مورد پذیرش است. از محمد بن أبی عمیر، حکایت عجیبی نقل شده که نشان از عظمت شخصیتی وی دارد:

محمد بن ابی عمیر چون از زندان به خانه بازگشت، دید که اموال، مغازه و خانه‌اش به غارت رفته و مصادره شده است و با فقر و تنگدستی به زندگی ادامه داد.

یکی از تجّار که از قبل به وی بدهکار بود آمد و خواست تا ده هزار درهم بدهی خود را به او باز‌ گرداند. محمد که از وضع زندگی او آگاه بود، پرسید این پول را از کجا آوردی؟ مرد بدهکار گفت: چون تو را در این وضع دیدم متأثر شدم و خانه‌ام را فروختم تا بتوانم طلب تو را ادا کنم. محمد روایتی از امام صادق علیه‌السلام نقل کرد که حضرت فرمودند: خانه که جزء ضروریات زندگی انسان است، در مقابل قرض، فروخته نمی‌شود. بعد گفت: بنابراین اگر چه به یک دینار آن هم (یک، یکِ آن دینارها) نیاز دارم ولی نمی‌توانم آن را از تو قبول کنم و مبلغ را به آن مرد باز‌ گرداند. (منبع حکایت: اختصاص، شیخ مفید، ص 86)

√  ظاهراً به قرینه روایت 12554، پنجمین موردی که محمد بن أبی عمیر، فراموش کرده، ملاحة یا همان نمکزار و معدِن نمک بوده است.

۱۲۵۴۷. وَ فِی عِقَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: لَیْسَ النَّاصِبُ مَنْ نَصَبَ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ لِأَنَّکَ لَا تَجِدُرَجُلاً یَقُولُ أَنَا أُبْغِضُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ لَکِنَّ النَّاصِبَ مَنْ نَصَبَ لَکُمْ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّکُمْ تَتَوَلَّوْنَّا وَ أَنَّکُمْ مِنْ شِیعَتِنَا.

√  وَ فِی الْعِلَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ مِثْلَهُ ([4]) وَ فِی صِفَاتِ الشِّیعَةِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ عَمِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام مِثْلَهُ([5]).

√  أَقُولُ وَ فِی مَعْنَاهُ أَحَادِیثُ کَثِیرَةٌ فِی تَفْسِیرِ النَّاصِبِ[6] وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی وُجُوبِ الْخُمُسِ فِی مَالِهِ[7].

√  أَهْلَ الْبَیْتِ، بدل تفسیری از نا در «لَنا» می‌باشد.

√  ابن ماجیلویه از مشایخ بزرگ حدیث در مقطعی از دوره غیبت صغری که از سال ۲۶۰ ق. آغاز و در سال ۳۲۹ ق. پایان پذیرفته می‌زیسته است. بدین سبب او را از اصحاب هیچ یک از امام علیهم‌السلام به حساب نیاورده‌اند اما از آنجا که در زمره قدماء محسوب می‌شود کتب و احادیث وی، تماماً صحیح محسوب می‌شود. مدرس تبریزی در ریحانة الأدب 5/143 گوید: ماجیولیه، شاید از دو کلمه "ویه" (اسم فعل: دریاب) و "ماجل" (آب دامنه، کوه یا دشت) باشد که با إشباع کسرهِ "جیم" شده "ماجیل"؛ "ماجل" موضعیست در مکه که هر چه جلب مکه شود آنجا جمع کنند و این بزرگوار، هم جامع کمالات بوده است.همچنین برقعی در "راهنمای دانشوران، 2/210" گوید: شاید از "ماجیل" مُعرَّب "ماهرو" و "ویه" (تحسین و إعجاب) باشد یعنی: وه چه ماهرویی!

√  مُعَلَّی بْنِ خُنَیْس همان کسی است که امام صادق علیه السلام، خطاب به او، حدیث نوروز را بیان کرده‌اند نهایتاً وی توسّط داود ملعون عموی منصور دوانیقی شهید شد. برخی در صحّت روایات او، تردید کرده‌اند ولی اکثر بزرگان قدماء، چون شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه و همچنین اساتید بزرگ رجالی مثل آیت الله خوئی او را موثّق دانسته‌اند.

۱۲۵۴۹- ([8]) مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه‌السلام قَالَ: الْخُمُسُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْیَاءَ مِنَ الْغَنَائِمِ وَ الْغَوْصِ وَ مِنَ الْکُنُوزِ وَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْمَلَّاحَةِ الْحَدِیثَ.

√  وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ کَمَا یَأْتِی[9].

√  مراد از عبد الصالح در روایات، امام ششم یا هفتم (علیهما‌السلام) است.

√  أشیاء، در اصل شیئاء بوده که به مرور زمان أشیاء شده مثل عُمر که در اصل عامر بوده است. أشیاء، همیشه غیر منصرف است.

√  ملاحة: نمکزار یا معدِن نمک.

√  چنانچه مشاهده می‌کنید در این روایت و روایت شماره 12547، ارباح مکاسب و غنیمت دارالحرب، مشترکاً تحت عنوان: «غنائم» ذکر شده است.

√  عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ از مشایخ بزرگ حدیثی و کتاب تفسیر او از کتب موثّق است.

۱۲۵۵۰- ([10]) وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیهما‌السلام قَالَ: کُلُّ شَیْ‌ءٍ قُوتِلَ عَلَیْهِ عَلَی شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَإِنَّ لَنَا خُمُسَهُ وَ لَا یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَشْتَرِیَ مِنَ الْخُمُسِ شَیْئاً حَتَّی یَصِلَ إِلَیْنَا حَقُّنَا.

۱۲۵۵۱- ([11]) مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: خُذْ مَالَ النَّاصِبِ حَیْثُمَا وَجَدْتَهُ وَ ادْفَعْ إِلَیْنَا الْخُمُسَ.

۱۲۵۵۲- ([12]) وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ سَیْفٍ عَنْ أَبِی بَکْرٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ.

√  وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ أَبِی بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ مِثْلَهُ[13] وَ رَوَاهُ ابْنُ إِدْرِیسَ فِی آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ[14].

√  آخِرِ السَّرَائِرِ معروف به مستطرفات السرائر، نوشته إبن إدریس حلّی است که مشتمل بر احاديث متفرقه در موضوعات گوناگونی است كه به عنوان تتمه‌اى بر كتاب سرائر آمده‌اند. این کتاب، در زمره کتب معتبره می‌باشد.

√  إبن ادریس حلّی نیز در زمره افراد موثّقی است که کتب روایی او تماماً مورد استناد قرار می‌گیرد.

√  با اینکه برخی سنّ إبن إدریس را تا 60 سال نیز گفته‌اند امّا عبدالله مامقانی در «تنقیح‌المقال»، همچنین ابوعلی حائری در کتاب «منتهی‌المقال فی احوال الرجال» عمر او را 35 و 25 ذکر کرده‌اند. علی دوانی در کتاب مفاخر اسلام به نقل از این دو کتاب می‌نویسد: در این زمان‌ها و السنه عوام مشهور است که عُمر إبن‌إدریس به واسطه اسائه ادب به مقام جدّش، شیخ طوسی کوتاه گشت. مرحوم استاد علی دوانی پس از نقل این مطلب می‌نویسد: ظاهراً این دو بزرگوار، این مطلب را از کتاب کفعمی ذکر کرده‌اند و مطلب، اینطور نیست و باید این را از اغلاط مشهوره دانست. (ر. ک. کتاب مفاخر اسلام؛ 4/21)

 

۱۲۵۵۳- ([15]) وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام فِی الرَّجُلِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَکُونُ فِی لِوَائِهِمْ فَیَکُونُ مَعَهُمْ، فَیُصِیبُ غَنِیمَةً؛ قَالَ یُؤَدِّی خُمُسَنَا وَ یَطِیبُ لَهُ.

√  این روایت، سخن از مردی از اصحاب امام صادق علیه‌السلام به میان آمده که با وجود شیعه بودن امّا ظاهراً برای بنی‌امیه کار می‌کرده و گاهی چیزی از آن‌ها را به غنیمت بر می‌داشته؛ حضرت صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: اگر خمسش را بدهد بقیه آن، پاکیزه و حلال خواهد شد.

√  به نظر نگارنده این حدیث از موارد مال مخلوط به حرام است حضرت می‌فرمایند در چنین مواردی که مالی با حرام مخلوط می‌شود می‌توان با پرداخت خمس، بقیه آن را پاک و قابل تصرّف نمود.

۱۲۵۵۴- ([16]) وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْبَغْدَادِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ صَالِحٍ الصَّیْمَرِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی قَالَ رَوَاهُ لِی بَعْضُ أَصْحَابِنَا ذَکَرَهُ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه‌السلام قَالَ: الْخُمُسُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْیَاءَ مِنَ الْغَنَائِمِ وَ مِنَ الْغَوْصِ وَ الْکُنُوزِ وَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ الْمَلَّاحَةِ.

√  وَ فِی رِوَایَةِ یُونُسَ وَ الْعَنْبَرِ.

√  أَصَبْتُهَا فِی بَعْضِ کُتُبِهِ هَذَا الْحَرْفَ وَحْدَهُ الْعَنْبَرِ وَ لَمْ أَسْمَعْهُ الخ. ظاهراً این جمله معترضه، گفته یونس است که می‌گوید: عنبر را از مشایخ، سماع نکرده‌ام بلکه آن را صِرفاً در برخی از کتب دیده‌ام.

√  توضیحی راجع به عنبر: عنبر، موم سیاه یا خاکستری رنگی است که نهنگ خاصی (کاشالوت یا گاو دریایی) آن را در روده یا معده‌اش تولید می‌کند. عنبر از ادغام کندوی عسل با ماهی مرکب، در معده یا روده آن نهنگ حاصل می‌شود جالب اینکه در عنبر، بقایای زنبور عسل دیده شده است. آن نهنگ گاهی این عنبر را به خاطر اینکه قابل هضم نیست از راه دهان به کنار ساحل می‌اندازد. (ر. ک. غیاث الغات و فرهنگ معین)

√  بحث تفصیلی راجع به عنبر در باب هفتم از همین باب خواهد آمد.

√  ابوالحسن الأوّل امام کاظم علیه‌السلام و ابوالحسن الثانی امام رضا علیه‌السلام و ابوالحسن الثالث، امام هادی علیه‌السلام می‌باشند اما هر گاه در تاریخ مطلقاً گفته شود ابوالحسن، مراد، امیرالمؤمنین می‌باشند.

√  توضیحی راجع به اصحاب اجماع: عبدالعزیز کشی (340 ق.) برای اوّلین بار این اصطلاح را خلق کرد. مراد از اصحاب إجماع، راویان موثّقی است که همه علماء درایه و حدیث و فقها به روایاتی که از ایشان به طریق صحیح نقل شده باشد بدون تردید و دغدغه خاطر، اعتماد می‌کنند و آن‌ها را صحیح می‌دانند و عمل به آن‌ها را لازم می‌شمرند، اگر چه از افراد ناشناخته یا ضعیف، نقل خبر کرده باشند. «اختیار معرفة الرجال (رجال الکشی)، ص238»

آن‌ها عبارتند از:

از اصحاب امام 5و6 علیهما‌السلام

از اصحاب امام 6 علیه‌السلام

از اصحاب امام 7و8 علیهما‌السلام

زرارة بن اعین شیبانی
محمّد بن مسلم
فضیل بن یسار
برید بن معاویه عجلی
ابو بصیر
معروف بن خربوذ

جمیل بن درّاج
ابان بن عثمان
عبدالله بن بکیر شیبانی
عبدالله بن مسکان
حماد بن عیسی

حماد بن عثمان
صفوان بن یحی
عبدالله بن مغیره
حسن بن محبوب
یونس بن عبدالرحمان
محمد بن ابی عمیر
احمد بن ابی نصر بزنطی

۱۲۵۵۵- ([17]) وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام فِی الْغَنِیمَةِ قَالَ: یُخْرَجُ مِنْهُ الْخُمُسُ وَ یُقْسَمُ مَا بَقِیَ بَیْنَ مَنْ قَاتَلَ عَلَیْهِ وَ وَلِیَ ذَلِکَ.

√  وَلِیَ ذَلِکَ: یعنی فرمانده آن جنگ.

۱۲۵۵۶- ([18]) وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: حَدَّثَنَا بَعْضُ أَصْحَابِنَا رَفَعَ الْحَدِیثَ قَالَ: الْخُمُسُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْیَاءَ: مِنَ الْکُنُوزِ وَ الْمَعَادِنِ وَ الْغَوْصِ وَ الْمَغْنَمِ الَّذِی یُقَاتَلُ عَلَیْهِ وَ لَمْ یَحْفَظِ الْخَامِسَ الْحَدِیثَ.

√  أَقُولُ حَصْرُ الْخُمُسِ فِی هَذِهِ الْأَشْیَاءِ مَبْنِیٌّ عَلَی دُخُولِ الْبَاقِی فِی الْغَنَائِمِ أَوْ حَصْرٌ إِضَافِیٌّ بِالنِّسْبَةِ إِلَی مَا عَدَا الْمَنْصُوصَاتِ.

√  ظاهراً این حدیث نیز از محمد بن أبی عمیر است.

۱۲۵۵۷- ([19]) عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ الْمُرْتَضَی فِی رِسَالَةِ الْمُحْکَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ نَقْلًا مِنْ تَفْسِیرِ النُّعْمَانِیِّ بِإِسْنَادِهِ الْآتِی[20] عَنْ عَلِیٍّ علیه‌السلام قَالَ: وَ أَمَّا مَا جَاءَ فِی الْقُرْآنِ مِنْ ذِکْرِ مَعَایِشِ الْخَلْقِ وَ أَسْبَابِهَا فَقَدْ أَعْلَمَنَا سُبْحَانَهُ ذَلِکَ مِنْ خَمْسَةِ أَوْجُهٍ وَجْهِ الْإِمَارَةِ وَ وَجْهِ الْعِمَارَةِ وَ وَجْهِ الْإِجَارَةِ وَ وَجْهِ التِّجَارَةِ وَ وَجْهِ الصَّدَقَاتِ فَأَمَّا وَجْهُ الْإِمَارَةِ فَقَوْلُهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ فَجُعِلَ لِلَّهِ خُمُسُ الْغَنَائِمِ وَ الْخُمُسُ یُخْرَجُ مِنْ أَرْبَعَةِ وُجُوهٍ مِنَ الْغَنَائِمِ الَّتِی یُصِیبُهَا الْمُسْلِمُونَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ مِنَ الْمَعَادِنِ وَ مِنَ الْکُنُوزِ وَ مِنَ الْغَوْصِ.

۱۲۵۵۸- ([21]) الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ شُعْبَةَ فِی تُحَفِ الْعُقُولِ عَنِ الرِّضَا علیه‌السلام فِی کِتَابِهِ إِلَی الْمَأْمُونِ قَالَ وَ الْخُمُسُ مِنْ جَمِیعِ الْمَالِ مَرَّةً وَاحِدَةً.

√  از این روایت استفاده می‌شود که بر خلاف زکات، خمس در هر مالی فقط یکبار واجب می‌شود.

۱۲۵۵۹- ([22]) مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِیسَ فِی آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ مَسَائِلِ الرِّجَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ زِیَادٍ وَ مُوسَی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عِیسَی قَالَ: کَتَبْتُ إِلَیْهِ یَعْنِی عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهما‌السلام أَسْأَلُهُ عَنِ النَّاصِبِ هَلْ أَحْتَاجُ فِی امْتِحَانِهِ إِلَی أَکْثَرَ مِنْ تَقْدِیمِهِ الْجِبْتَ وَ الطَّاغُوتَ وَ اعْتِقَادِ إِمَامَتِهِمَا فَرَجَعَ الْجَوَابُ مَنْ کَانَ عَلَی هَذَا فَهُوَ نَاصِبٌ.

√  صِرف اعتقاد به تقدّم جبت و طاغوت در حکومت، بر امام علی علیه‌السلام، نمی‌تواند ملاک ناصبی بودن قرار بگیرد ظاهراً چیز دیگری در روایت، قرینه بوده که در دسترس ما نیست.

۱۲۵۶۰- ([23]) الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِی الْحَسَنِ علیهما‌السلام قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا عَنِ الْخُمُسِ فَقَالَ: لَیْسَ الْخُمُسُ إِلَّا فِی الْغَنَائِمِ.

√  أَقُولُ تَقَدَّمَ وَجْهُهُ وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ.

احادیث همین باب از کتاب مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏

2_ بَابُ وُجُوبِ الْخُمُسِ فِي غَنَائِمِ دَارِ الْحَرْبِ وَ فِي مَالِ الْحَرْبِيِّ وَ النَّاصِبِ وَ عَدَمِ وُجُوبِهِ فِي غَيْرِ الْأَشْيَاءِ الْمَخْصُوصَةِ وَ أَنَّهُ يَجِبُ مَرَّةً وَاحِدَةً.

8223- ([24]) الْجَعْفَرِيَّاتُ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه‌السلام: أَنَّهُ كَانَ يَسْتَحِبُّ الْوَصِيَّةَ بِالْخُمُسِ وَ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَضِيَ لِنَفْسِهِ مِنَ الْغَنِيمَةِ بِالْخُمُسِ‏.

√  وصیّة علاوه بر معنای معهود، می‌تواند به معنای توصیه و سفارش به یکدیگر هم باشد.

8224- ([25]) دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام أَنَّهُ قَالَ: الْغَنِيمَةُ تُقْسَمُ عَلَى خَمْسَةِ أَخْمَاسٍ فَيُقْسَمُ أَرْبَعَةُ أَخْمَاسِهَا عَلَى مَنْ قَاتَلَ عَلَيْهَا وَ الْخُمُسُ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ. الْخَبَرَ

8225- ([26]) مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَيَّاشِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ، عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام: فِي الرَّجُلِ مِنْ أَصْحَابِنَا فِي لِوَائِهِمْ فَيَكُونُ مَعَهُمْ فَيُصِيبُ غَنِيمَةً قَالَ يُؤَدِّي خُمُسَنَا وَ يَطِيبُ لَهُ‏.

8226- ([27]) وَ عَنِ ابْنِ الطَّيَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: يُخْرَجُ خُمُسُ الْغَنِيمَةِ ثُمَّ يُقْسَمُ أَرْبَعَةُ أَقْسَامٍ‏ عَلَى مَنْ قَاتَلَ عَلَى ذَلِكَ أَوْ وَلِيَه.

√  از چند روایت آخر، نحوه توزیع خمس غنیمت جنگی استفاده می‌شود بدین صورت که 4 سهم به لشکریان و فرماندهان جنگی و 1 سهم به امام معصوم علیهم‌السلام می‌رسد.

تقریر درس استاد سید احمد سجادی

توسط مسعود رضانژاد فهادان/ 12 فروردین 94



[1]الفقيه 2- 40- 1646

[2]التهذيب 4- 124- 359، و الاستبصار 2- 56- 184

[3]المقنع- 53، و أورده عن الخصال في الحديث 7 من الباب 3 من هذه الأبواب‏.

[4]علل الشرائع- 601- 60

[5]صفات الشيعة- 9- 17

[6]قال ابن إدريس- الناصب- أهل الحرب لأنّهم ينصبون العداوة للمسلمين (منه قده)

[7]يأتي في الحديثين 6، 7 من هذا الباب‏.

[8]الكافي 1- 539- 4، و أورد قطعات منه في الحديث 2 من الباب 41 من أبواب جهاد العدو، و في الحديث 3 من الباب 4 من أبواب زكاة الغلات، و في الحديث 3 من الباب 28 من أبواب المستحقين للزكاة، و في الحديث 1 من الباب 3 من أبواب قسمة الخمس،  و في الحديث 4 من الباب 1 من أبواب الأنفال.

[9]يأتي في الحديث 9 من هذا الباب‏.

[10]الكافي 1- 545- 14، و أورد صدره في الحديث 4 من الباب 1 من هذه الأبواب، و أورده عن المقنعة في الحديث 9 من الباب 3 من أبواب الأنفال‏.

[11]التهذيب 4- 122- 350

[12]التهذيب 6- 387- 1153، و أورده في الحديث 1 من الباب 95 من أبواب ما يكتسب به‏.

[13]التهذيب 4- 123- 351

[14]مستطرفات السرائر- 101- 30

[15]التهذيب 4- 124- 357

[16]التهذيب 4- 128- 366، و الاستبصار 2- 56- 185

[17]التهذيب 4- 132- 369، و أورده بتمامه في الحديث 3 من الباب 2 من أبواب الأنفال، و عن العيّاشيّ في الحديث 14 من الباب 1 من أبواب قسمة الخمس‏.

[18]التهذيب 4- 126- 364، و أورد ذيله في الحديث 9 من الباب 1، و قطعة منه في الحديث 2 من الباب 3 من أبواب قسمة الخمس، و أخرى في الحديث 17 من الباب 1 من أبواب الأنفال.

[19]المحكم و المتشابه- 57، و أورد ذيله في الحديث 12 من الباب 1 من أبواب قسمة الخمس، و في الحديث 19 من الباب 1 من أبواب الأنفال.

[20]يأتي في الفائدة الثانية من الخاتمة برقم (52)

[21]تحف العقول- 418

[22]مستطرفات السرائر- 68- 13

[23]تفسير العيّاشيّ 2- 62- 54

[24]الجعفريات ص 242

[25]دعائم الإسلام ج 1 ص 386

[26]تفسير العيّاشيّ ج 2 ص 64 ح 66

[27]تفسير العيّاشيّ ج 2 ص 62 ح 58

به دلیل به روز بودن سایت از صفحات دیگر نیز، دیدن فرمایید.

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟