loading...

مجله اینترنتی فهادان

سایت مسعود رضانژاد فهادان

آخرین ارسال های انجمن

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمــــه

شرافت علم فقه:

علم فقه به خاطر شرافت و برتری موضوع، مبادی، مقاصد و غایت از شریف‌ترین علوم است.[1]

چند حدیث در اهمیّت و ضرورت آموختن علم فقه:

   √ امام صادق علیه‌السلام: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ‏ بِعَبْدٍ خَيْراً، فَقَّهَهُ‏ فِي الدِّينِ».[2]

   امام باقر علیه‌السلام: لَوْ أُتِيتُ‏ بِشَابٍ‏ مِنْ شَبَابِ الشِّيعَةِ لَا يَتَفَقَّهُ فِي الدِّينِ لَأَوْجَعْتُهُ. (الکافی/ مقدمه)

دأب روات و نویسندگان کتب روایی تا پایان قرن 4 قمری، بر نقل روایات معتبر بوده است و لذا مطابق نظر تمام علماء اخباری و برخی از اصولیّون مثل حضرات آیات: مرعشی نجفی، بروجردی و سید عبد الأعلی سبزواری صاحب کتاب مهذب الاحکام فی بیان حلال و الحرام،  تمام روایات موجود در کتب حدیثی تا زمان شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه، معتبر است.

و این بدان خاطر است که تا اواسط قرن 4 یعنی سال 329 قمری که از آن به سال تناثر النجوم یاد می‌شود ارتباط علماء با حضرت مهدی علیه‌السلام و ارواحنا فداه به واسطه نوّاب اربعه میسور بود همچنین گر چه شیخ مفید رحمة الله علیه در عصر غیبت تام حضرت مهدی علیه‌السلام متولد شد (336) امّا از آنجا که توقیعات متعددی از جانب امام عصر ارواحنا فداه دریافت می‌نمود معلوم می‌شود ایشان به شدّت مورد عنایت آن حضرت بوده بنابراین بعد از سال 329 تا پایان حیات شیخ مفید، همچنین از آنجایی که دو کتاب از کتب اربعه شیعه[3]، یعنی التهذیب الأحکام و الإستبصار نوشته شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه (480) است احادیث شیخ طوسی خصوصاً احادیثی که در کتب التهذیب و الإستبصار آورده با وجود اینکه وی در اواخر قرن 4 (385) تا اواخر قرن 5 می‌زیسته نیز در زمره احادیث مورد وثوق است.

دسته‌بندی فقهاء به لحاظ تاریخی:

در مسیر 100 ساله فقه تشیّع (بعد از غیبت تام) عبارات متقدمین و متأخرین به حسب هر دوره به نحو خاصی مصطلح گردیده که در ذل، به سه اصطلاح رایج آن اشاره خواهد شد:

   1_ اصطلاح نخست مربوط به متون فقهی قرن ششم و قرن هفتم است که در این متون، معمولاً منظور از متقدّمین، فقهاء معاصر ائمه علیهم‌السلام و مراد از متأخرین، فقهائی که پس از دوران غیبت تامّ متولّد شده‌اند می‌باشد.[4]

   2_ در اصطلاح دوم منظور از متقدّمین، شیخ طوسی و فقهاء قبل از شیخ مانند شیخ مفید، کلینی، شیخ صدوق و امثال این‌ها می‌باشد مطابق اصطلاح دوم، متأخرین به فقهاء بعد از شیخ طوسی رضوان الله تعالی علیه اطلاق می­‌شود.

   3_ اصطلاح سوم: این اصطلاح در متون فقهی قرون بعدی رائج است که متقدمین به فقهاء پیش از علامه حلی یا خود علامه و متأخرین به فقهاء بعد از آن‌ها گفته می‌شود. آنچه در کتب زمان­‌های اخیر می­‌بینیم بیشتر این اصطلاح سوم یعنی متقدمین به فقهاء قبل از علامه و متأخرین به فقهاء بعد از علامه، اطلاق می­‌شود، این اصطلاح نسبت به دو اصطلاح نخست، رایج­‌تر است.

   √ اصطلاح جدید: در اصطلاح فقهی قرن سیزدهم به بعد، یک اصطلاح متأخری المتأخرین (یعنی متأخرین از متأخرین) وارد شده است که مراد از این اصطلاح، شاید فقهائی باشند که بعد از صاحب مدارک آمده‌اند و قبل از ایشان می­‌شوند متأخرین و پیش از علامه حلّی، متقدّمین.


مبحث خمس

در قرآن سه آیه مربوط به مبحث خمس وجود دارد که عبارتند از:

   1_ انفال/سوره 8، آیه 41 (مهمترین آیه در بحث خمس)

   2_ اسراء/سوره 17، آیه 26

   3_ حشر/سوره 59، آیه 7

آیه 41 سوره انفال:

وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ‏ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيل‏.

نکته:

   √ آیۀ 41 سوره انفال، دلالت بر خمس در هر فایده و سود دارد و هر درآمدی را از واژه « غَنِمَ » می‌توان استفاده کرد؛ چرا که از لحاظ لغت، چنانچه خلیل بن احمد در العین آورده[5] عام بوده و شامل تمام فوائد می‌شود و مخصوص غنائم جنگی نیست همانطور که در آیۀ (تَبتَغونَ عَرَضَ الحَیَاةِ الدُنیا فَعِنْدَالله مغانمٌ کثیرة[6](آمده است. ولی اهل سنّت می‌گویند: با توجه به ظاهر آیه و شأن نزول آیه که در جنگ بدر نازل شده است کلمۀ غنیمت، فقط به غنیمت جنگی اطلاق می‌شود.


متن درس: کتاب وسائل الشیعه/ کتاب الخمس

کتاب الخمس: أَبْوَابُ مَا یَجِبُ فِیهِ الْخُمُسُ

1-بَابُ وُجُوبِهِ

12540- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ[7] بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ علیه‌السلام:مَا أَیْسَرُ مَا یَدْخُلُ بِهِ الْعَبْدُ النَّارَ قَالَ مِنْ أَکْلٍ مِنْ مَالِ الْیَتِیمِ دِرْهَماً وَ نَحْنُ الْیَتِیمُ.

ابی بصیر نقل می‌کند که به امام باقر علیه‌السلام عرض کردم: کمترین چیزی که فرد به وسیله آن به جهنم می‌رود چیست؟ حضرت فرمود: خوردن یک درهم از مال یتیم، و یتیم مائیم.

12541- قَالَ وَ قَالَ الصَّادِقُ علیه‌السلام: إِنَّ اللَّهَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَمَّا حَرَّمَ عَلَیْنَا الصَّدَقَةَ أَنْزَلَ لَنَا الْخُمُسَ فَالصَّدَقَةُ عَلَیْنَا حَرَامٌ وَ الْخُمُسُ لَنَا فَرِیضَةٌ وَ الْکَرَامَةُ لَنَا حَلَالٌ.

امام صادق علیه‌السلام: خداوندی که خدایی جز او نیست، وقتی صدقه را بر ما حرام کرد خمس را برای ما قرار داد، پس صدقه بر ما حرام و خمس برای ما واجب است و هدایا برای ما حلال است.

وَ رَوَاهُ فِی الْخِصَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْیَعْقُوبِیِّ عَنْ عِیسَی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام مِثْلَهُ.

12542- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام أَنَّهُ قَال: إنِّی لآَخُذُ مِنْ أَحَدِکُمُ الدِّرْهَمَ وَ إِنِّی لَمِنْ أَکْثَرِ أَهْلِ الْمَدِینَةِ مَالًا مَا أُرِیدُ بِذَلِکَ إِلَّا أَنْ تُطَهَّرُوا.

از امام صادق علیه‌السلام نقل شده که فرمودند: با وجودی که من از بسیاری از اهل مدینه ثروتمندترم ولی حتی یک درهم از خمس را هم از شما می‌گیرم برای آن که شما پاک گردانیده شوید.

وَ فِی الْعِلَلِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ مِثْلَهُ مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ.

12543- وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیهما‌السلام فِی حَدِیثٍ قَالَ: لَا یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَشْتَرِیَ مِنَ الْخُمُسِ شَیْئاً حَتَّی یَصِلَ إِلَیْنَا حَقُّنَا.

از امام باقر علیه‌السلام نقل شده که فرمودند: برای کسی حلال نیست که چیزی از [مال متعلق خمس را بخرد مگر آن که حقّ ما] خمس به ما برسد.

12544- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیهما‌السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ مَنِ اشْتَرَی شَیْئاً مِنَ الْخُمُسِ لَمْ یَعْذِرْهُ اللَّهُ اشْتَرَی مَا لَا یَحِلُّ لَهُ.

ابی بصیر می‌گوید که از امام باقر علیه‌السلام شنیدم که فرمود: کسی که چیزی از خمس بخرد، مال غیر حلال خریده و خداوند او را معذور نمی‌دارد.

12545- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ فِی بَصَائِرِ الدَّرَجَاتِ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَی عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ علیه‌السلام قَالَ: قَرَأْتُ عَلَیْهِ آیَةَ الْخُمُسِ فَقَالَ مَا کَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِرَسُولِهِ وَ مَا کَانَ لِرَسُولِهِ فَهُوَ لَنَا ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ یَسَّرَ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَرْزَاقَهُمْ بِخَمْسَةِ دَرَاهِمَ جَعَلُوا لِرَبِّهِمْ وَاحِداً وَ أَکَلُوا أَرْبَعَةً أَحِلَّاءَ ثُمَّ قَالَ هَذَا مِنْ حَدِیثِنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا یَعْمَلُ بِهِ وَ لَا یَصْبِرُ عَلَیْهِ إِلَّا مُمْتَحَنٌ قَلْبُهُ لِلْإِیمَانِ.

وَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه‌السلام مِثْلَهُ أَقُولُ وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ.

فوائد:

   1_ علامه حلّی، پدر علم اصول است.

   2_ ملامحمدامین استرآبادی، از علمای نامدار امامی و بنیان‌گذار گرایش اخباری‌گری است.

   3_ یکی از دلائل قوّت اخباری‌گری در عهد صفوی، افراط اصولیّون در إعمال حسن و قبح عقلی و ملازمات آن در استنباط احکام شرعی بوده است. به قول خواجه نصیر طوسی: كُلُّ شَيْءٍ جاوَزَ حَدَهُ اِنْعَكَسَ ضِدُّهُ؛هر چيزي كه از حد خودش تجاوز كند ضدش را نتیجه می‌دهد .مسلّماً وقتی مستقلات عقلیه، بیش از حدّ، نزد علماء اصولی مورد توجّه قرار می‌گیرد به قول شیخ طوسی، ضدّش یعنی أخباری‌گری انعکاس پیدا می‌کند.

تقریر درس استاد سید احمد سجادی

94/01/03 مسعود رضانژاد فهادان

پاورقی:

[1] جهت مطالعه بیشتر به مقصد الأوّل از مقدمه کتاب معالم الدین و ملاذ المجتهدین شهید اوّل رجوع شود.

[2] الکافی؛ 1/32

[3] البته به گفتۀ آقا بزرگ طهرانی در الذریعة (20/251)؛ مدینة العلم شیخ صدوق، خامس کتب اربعۀ شیعه بوده است. ابن شهر آشوب مازندرانی در "معالم العلماء" گفته است که: «مدینة العلم» 10 جزء و کتاب «من لا یحضر» چعار جزء یعنی کمتر از نصف آن می‌باشد. ولی متأسّفانه نسخۀ این کتاب ارزشمند و مهمّ، از عهد پدر شیخ بهائی که ظاهراً آن را دیده، مفقود شده است. مرحوم علامه محمّد باقر مجلسی (م1110ق) اموال هنگفتی را صرف جستجوی این کتاب نمود ولی به آن دست نیافت.

گویند نسخه‌ای از مدینة العلم نزد سیّد محمّد میرلوحی اصفهانی از مخالفین علامۀ مجلسی که در حق آن بزرگوار حسادت می‌نمود موجود بوده و علامه از او درخواست فرموده که این کتاب را به وی امانت بدهد تا در مجموعۀ "بحارالانوار" بیاورد، که مبادا بر اثر حوادث دهر، نابود شود؛ امّا میرلوحی امتناع کرده و از روی حسادت، قبول نمی‌کند؛ لذا پس از حملۀ افغان به ایران در 1135ق. و اشغال اصفهان  و قتل علماء اخباری و غارت کتابخانه‌های آن، دیگر هیچ اثری از "مدینة العلم" که اصلی‌ترین کتاب شیخ صدوق و مهم‌تر از کتاب "مَن لا یحضر" او بوده به دست نمی‌آید.

دکتر سیّد ابراهیم مهدوی اصفهانی در دایرة المعارف علم و مذهب، ذیل مدخل "مدینة العلم"

و نیز مرحوم سیّد محمّد باقر شفتی اصفهانی (حجّة الإسلامِ عصر فتحعلی‌شاه قاجار) در امر طلب نسخه‌ای از این کتاب، مال بسیاری خرج نمود و نتیجه‌ای نگرفت.

دکتر مهدوی در دایرة المعارف مذکور، در اظهار تأسّف از عملکرد میرلوحی و همکاری نکردن او با علامۀ مجلسی در إحیاء این میراث گران‌سنگ شیعه، این دو بیتی را از شاعری نقل می‌کند:

دردا! که دوای دردِ پنــــهانی ما

 

افسوس! که چارۀ پریشانی ما

در عهدۀ جمعیست که پنداشته‌اند

 

آبادی خویش را زِ ویرانی ما

[4] یعنی از سال 360 ه.ق به بعد

[5] الغُنْمُ‏: الفوز بالشي‏ء في غير مشقة.

[6] نساء / آیه 94

[7] منظور از عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْن، إبن بابویه پدر شیخ صدوق است. همچنین مراد از مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْن، همان شیخ صدوق است.

 

به دلیل به روز بودن سایت از صفحات دیگر نیز، دیدن فرمایید.

بک لینک فهادان نیوز
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • دیوار آگهی
    رضانژاد.نت
    راهنمای حل جدول

    درج آگهی فروش کلیه

    فهادان نیوز

    فهادان عربیک

    فهادان انگلیش

    داستان و حکایت

    قصه های کافی

    پزشکی و سلامت

    فرهنگ مقاومت

    دانش و فناوری

    موضوعات دینی

    سبک زندگی
    موضوعات اخلاقی
    آگهی