سه شنبه 21 آذر 1396

مجله اینترنتی فهادان

جدیدترین مطالب

جستجوگر پیشرفته سایت





تبلیغات ویژه

سایت اسکینک دات آی آر

بازار فهادان


آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

loading...
عنوان پاسخ بازدید توسط
0 1 sitecup1
0 1 azadstyle
0 5 sitecup1
0 4 sitecup1
0 12 azadstyle
0 12 sitecup1
0 13 sitecup1
0 13 azadstyle
0 12 sitecup1
0 17 azadstyle
0 18 sitecup1
0 17 sitecup1
0 21 sitecup1
0 19 azadstyle
0 240 fns4565
0 29 fns4565
0 27 fns4565
0 28 fns4565
0 28 fns4565
0 27 fns4565


 ترجمه نامه امام جواد علیه‌السلام به علی بن مهزیار

راجع به مسئله خمس شیعیان در سال 220 ق.

([1]) وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً؛

محمد بن حسن صفّار که امامی و ثقه جلیل و از بزرگان است؛ از دو نفر نقل می‌کند یکی احمد بن محمد که «ثقةٌ جلیل» است؛ و عبدالله بن محمد که او هم «ثقةٌ علی التحقیق» است؛ عن علی بن مهزیار او هم «ثقةٌ جلیل» است، بنابراین سند روایت، صحیح است.

عَن عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ علیه‌السلام وَ قَرَأْتُ أَنَا كِتَابَهُ إِلَيْهِ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ قَالَ:

 علی بن مهزیار می‌گوید: امام جواد علیه‌السلام نامه‌ای برای او نوشته بودند که او، آن نامه را در راه مکه خوانده است؛ امام جواد علیه‌السلام مرقوم فرموده بودند:

إِنَّ الَّذِي أَوْجَبْتُ فِي سَنَتِي هَذِهِ وَ هَذِهِ سَنَةُ عِشْرِينَ وَ مِائَتَيْنِ فَقَطْ، لِمَعْنًى مِنَ الْمَعَانِي أَكْرَهُ تَفْسِيرَ الْمَعْنَى كُلَّهُ خَوْفاً مِنَ الِانْتِشَارِ وَ سَأُفَسِّرُ لَكَ بَعْضَهُ([2])إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

آن چیزی که من در این سال یعنی فقط در سال 220 واجب کردم به خاطر جهت خاصی بود که مایل نیستم همه آن جهت را بازگو کنم زیرا خوف از آن دارم که انتشار یابد و لیکن اجمالاً  بعضی از مسائل را به شما می‌گویم؛ إِنْ شَاءَ اللَّهُ‌.

إِنَّ مَوَالِيَّ أَسْأَلُ اللَّهَ صَلَاحَهُمْ أَوْ بَعْضَهُمْ قَصَّرُوا فِيمَا يَجِبُ عَلَيْهِمْ فَعَلِمْتُ ذَلِكَ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُطَهِّرَهُمْ وَ أُزَكِّيَهُمْ. بِمَا فَعَلْتُ (فِي عَامِي هَذَا) مِنْ أَمْرِ الْخُمُسِ فِي عَامِي هَذَا.

بعضی از دوستان ما (شیعیان) در دادن وجوهات کوتاهی کرده‌اند و من متوجه شدم؛ حالا می‌خواهم در دستوری که در سال جاری می‌دهم پاک و تطهیرشان کنم.

قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏:

(خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ‏وَ سَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)([3])

بعد حضرت، آیه زکات را می‌خواندند.

قال الله تعالی:

از اموال آنان صدقه‏‌اى (زکات) بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏‌شان سازى، و برايشان دعا كن، زيرا دعاى تو براى آنان آرامشى است، و خدا شنواى داناست.

آيا ندانسته‏‌اند كه تنها خداست كه از بندگانش توبه را مى‏‌پذيرد و صدقات را مى‏‌گيرد، و خداست كه خود توبه‌‏پذير مهربان است؟

و بگو: «[هر كارى مى‌‏خواهيد] بكنيد، كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست، و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى‌‏شويد؛ پس شما را به آنچه انجام مى‏‌داديد آگاه خواهد كرد.»

وَ لَمْ أُوجِبْ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ فِي كُلِّ عَامٍ وَ لَا أُوجِبُ عَلَيْهِمْ إِلَّا الزَّكَاةَ الَّتِي فَرَضَهَا اللَّهُ عَلَيْهِم‏.

و واجب نکردم آن را در هر سال و واجب نکردم بر ایشان (شیعیان) مگر همان زکاتی که خداوند بر ایشان واجب فرموده است.

در بخش اوّل این روایت گذشت که امام جواد علیه‌السلام در نامه­‌ای به «علی بن مهزیار» نوشتند: به خاطر کوتاهی‌هایی که بعضی از دوستانم کردند و به خاطر مصالحی دیگر، می­‌خواهم فقط امسال كه سال دويست و بيست است چیزی را واجب کنم تا آن‌ها را تطهیر نمایم. در ادامه می­‌فرمایند:

وَ إِنَّمَا أَوْجَبْتُ عَلَيْهِمُ الْخُمُسَ فِي سَنَتِي هَذِهِ فِي الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ الَّتِي قَدْ حَالَ عَلَيْهِا الْحَوْلُ وَ لَمْ أُوجِبْ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ فِي مَتَاعٍ وَ لَا آنِيَةٍ وَ لَا دَوَابَّ وَ لَا خَدَمٍ وَ لَا رِبْحٍ رَبِحَهُ فِي تِجَارَةٍ وَ لَا ضَيْعَةٍ إِلَّا ضَيْعَةً سَأُفَسِّرُ لَكَ أَمْرَهَا.

آنچه امسال واجب می­‌کنم، خمس طلا و نقره­ای است که یک سال بر آن‌ها گذشته است ولی خمس را بر اثاثیه و ظروف و چهارپايان و خدمتکاران و سودی که از تجارت کسب می­‌کنند واجب نكردم، چنانچه بر زمین کشاورزی و باغ، واجب نکردم مگر زمینی که بعداً توضیح خواهم داد.

تَخْفِيفاً مِنِّي عَنْ مَوَالِيَّ وَ مَنّاً مِنِّي عَلَيْهِمْ لِمَا يَغْتَالُ السُّلْطَانُ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ لِمَا يَنُوبُهُمْ فِي ذَاتِهِمْ.

[اینکه خمس این موارد را واجب نکردم،] تخفيفى است از من برای دوستانم و امتنانى است بر آنان، چرا که حکومت بخشی از اموالشان از بین می­برد و بخشی هم خرج خودشان می­‌شود.

سپس حضرت به غنائم اشاره کرده و خمس آن را در هر سال واجب می­‌داند چرا که در آیه خمس بدان تصریح شده است.

امام علیه‌السلام بعد از استدلال به آیه 41 سوره أنفال، «غنیمت» و «فایده» را تفسیر و مصادیق آن‌ها را بیان می‌فرمایند:

فَأَمَّا الْغَنَائِمُ وَ الْفَوَائِدُ فَهِيَ وَاجِبَةٌ عَلَيْهِمْ فِي كُلِّ عَامٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى:

اما غنائم و فواید، پس خمس آنها در هر سال بر شیعیان واجب است، خدای متعال می‌­فرماید:

(وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَأَنَّ لِلهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبىٰ وَ الْيَتٰامىٰ وَ الْمَسٰاكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّٰهِ وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلىٰ عَبْدِنٰا يَوْمَ الْفُرْقٰانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعٰانِ وَ اللّٰهُ عَلىٰ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ)([4])

«و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن، براى خدا و پيامبر و براى خويشاوندان [او] و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است؛ اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حقّ از باطل‏ یعنی همان] روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم، ايمان آورده‏‌ايد. و خدا بر هر چيزى تواناست.»

فَالْغَنَائِمُ وَ الْفَوَائِدُ يَرْحَمُكَ اللَّهُ فَهِيَ:

  • الْغَنِيمَةُ يَغْنَمُهَا الْمَرْءُ
  • وَ الْفَائِدَةُ يُفِيدُهَا
  • وَ الْجَائِزَةُ مِنَ الْإِنْسَانِ لِلْإِنْسَانِ الَّتِي لَهَا خَطَرٌ
  • وَ الْمِيرَاثُ الَّذِي لَا يُحْتَسَبُ مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَ لَا ابْنٍ
  • وَ مِثْلُ عَدُوٍّ يُصْطَلَمُ فَيُؤْخَذُ مَالُهُ
  • وَ مِثْلُ مَالٍ يُؤْخَذُ لَا يُعْرَفُ لَهُ صَاحِبٌ
  • وَ مَا صَارَ إِلَى مَوَالِيَّ مِنْ أَمْوَالِ الْخُرَّمِيَّةِ الْفَسَقَةِ

غنائم و فواید، خدا تو را رحمت کند:

  • استفاده‌­ای است که شخص می­‌برد.
  • و بهره­‌ای است که بهرمند می­‌شود.
  • و جایزه ارزشمندی است که از انسانی به انسان دیگر می‌رسد.
  • و میراثی است که از غیر پدر و پسر از راهی که فکرش را نمی‌کرد به او برسد.
  • و مثل اموال دشمنی که ریشه‌کن شده و اموالش تصرف شده؛
  • و مثل مالی که گرفته می‌شود ولی مالک آن شناخته شده نیست؛
  • و آنچه از اموال فرقه فاسق خرّمیه به دوستانم رسیده است.

 

فَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّ أَمْوَالًا عِظَاماً صَارَتْ إِلَى قَوْمٍ مِنْ مَوَالِيَّ فَمَنْ كَانَ عِنْدَهُ شَيْ‌ءٌ مِنْ ذَلِكَ فَلْيُوصِلْ إِلَى.

و من می­‌دانم که اموال زیادی از آن‌ها (خرمیه) به گروهی از دوستانم رسیده است. پس نزد هر کس، چیزی از این اموال قرار دارد باید [خمس] آن را به وکیلم بپردازد.

وَكِيلِي وَ مَنْ كَانَ نَائِياً بَعِيدَ الشُّقَّةِ فَلْيَتَعَمَّدْ لِإِيصَالِهِ وَ لَوْ بَعْدَ حِينٍ فَإِنَّ نِيَّةَ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ

و کسانی که در مکان­‌های دور هستند و دسترسی به وکیل من ندارند، باید در صدد رساندن آن به اینجا باشند، گرچه بعد از مدتی باشد، همانا نیت مؤمن، بهتر از عمل اوست.

فَأَمَّا الَّذِي أُوجِبُ مِنَ الضِّيَاعِ وَ الْغَلَّاتِ فِي كُلِّ عَامٍ فَهُوَ نِصْفُ السُّدُسِ مِمَّنْ كَانَتْ ضَيْعَتُهُ تَقُومُ بِمَئُونَتِهِ وَ مَنْ كَانَتْ ضَيْعَتُهُ لَا تَقُومُ بِمَئُونَتِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ نِصْفُ سُدُسٍ وَ لَا غَيْرُ ذَلِكَ.

اما آنچه هر سال واجب است از غلات و ضياع پرداخت شود یک دوازدهم است و اين بر كسانى واجب است كه ضيعه آن‌ها، مؤونه زندگيشان را كفايت كند؛ اما بر كسانى كه ضيعه آن‌ها، مؤونه­شان را كفايت نمى‌كند چيزى واجب نيست نه یک دوازدهم و نه کمتر از آن.

پانوشت:


[1]_ التهذيب 4- 141- 398، و الاستبصار 2- 60- 19

[2]_ في الاستبصار- بقيته (هامش المخطوط)

[3]_ التوبة 9- 103- 105

[4]_ آیه 41 سوره أنفال