جمعه 06 مرداد 1396

مجله اینترنتی فهادان

جدیدترین مطالب


دستورات امام عصر علیه‌السلام به آیت الله سید شهاب الدین مرعشی

حکایت تشرّف آیت الله سید شهاب الدین مرعشی
به همراه نقل دستورات حضرت به ایشان

در زیارت عسکریین علیهم السّلام و در جاده اطراف حرم سیّد محمد، راه را گم کردم و در اثر تشنگی و گرسنگی زیاد و وزش باد، در قلب الاسد از زندگی مأیوس شدم، غش کرده به حالت صرع و بیهوشی روی زمین افتادم.

ناگهان چشم باز کرده، دیدم سرم در دامن شخص بزرگواریست، پس به من آب خوش‌گواری داد که مثلش را از شیرینی و گوارایی در مدت عمر نچشیده بودم. بعد از سیراب کردنم سفره‌اش را باز کرد و در میان سفره دو یا سه عدد نان بود خوردم.

سپس این شخص که به شکل عرب بود فرمود: «سید در این نهر برو و بدن را شستشو نما».

امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 5


حکایت جالب شاه عباس و ملاعبدالله

مکالمه آخوند ملّا عبدالله با شاه عبّاس

گویند که «شاه عباس» روزی به دیدن ملّا عبدالله تونی آمد و آخوند، مدرسه ساخته بود و خالی از جماعت طلّاب بود. پس سلطان، مدرسه را سیر کرد و از «ملّا عبدالله» سؤال کرد که چرا مدرسه شما خالی است و مجمع طلاب نیست؟

ملّا عبدالله در جواب گفت که جواب این سؤال را بعد از زمانی به شما عرضه خواهم داشت.

پس روزی آخوند ملّا عبدالله به بازدید شاه عباس رفت؛ پس از طی تعارفات و گفت و گوها پادشاه به ملّا عبدالله گفت که چیزی از من خواهش کن!

آخوند گفت: من مطلبی ندارم.

سلطان در این باب، اصرار کرد!

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 6


آیت الله محمد مهدی خالصی کاظمی

گزاره‌ای از زندگی

یکی از شخصیتهای به تمام معنا کامل و جامع آیه الله العظمی محمد مهدی خالصی[۱] است. وی دارای افکاری مصلحانه بود و فرد مبارز و سیاستمداری[۲] به شمار می آمد.

این شخصیت سترگ در نهم ذیحجه سال ۱۲۷۶ ق در کرخ ـ از توابع کاظمین ـ چشم به جهان گشود.[۳]

پدرش شیخ حسین و پدر بزرگش شیخ عزیز هر دو از علما بودند.[۴]

آیه الله خالصی در شهرهایی نظیر نجف اشرف و کاظمین به تلمذ و فراگیری دروس حوزوی پرداخت و از عالمان بزرگ و فضلای سرآمد روزگار شد.[۵]

از جلمه مهم ترین اساتید آیه الله خالصی میرزا حبیب الله رشتی و آخوند خراسانی و میرزای شیرازی را باید برشمرد.[۶]

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 4


حکایتی تأثیرگذار از سید علی آقا قاضی (متن و فیلم)

حکایت درنگ و تأمل آیت الله قاضی طباطبائی در وادی السلام نجف

از مرحوم آیة الحق آیة الله العظمی حاج میرزا علی آقا قاضی رضوان الله علیه، افراد بسیاری از تلامذه ایشان نقل کردند که ایشان بسیار در وادی السلام نجف برای زیارت اهل قبور می‌رفت و زیارتش دو، سه، چهار ساعت به طول می‌انجامید و در گوشه‌ای می‌نشست به حال سکوت؛ شاگردها خسته می‌شدند و بر می‌گشتند و با خود می‌گفتند: استاد چه عوالمی دارد که اینطور به حال سکوت می‌ماند و خسته نمی‌شود.

مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملیرحمة الله علیه، از شاگردان سلسله اوّل مرحوم قاضی در قسمت اخلاق و عرفان بوده‌اند. از قول ایشان نقل شد که من مدت‌ها می‌دیدم که مرحوم قاضی دو، سه، ساعت در وادی السلام می‌نشینند. با خود می‌گفتم: انسان باید زیارت کند و بر گردد و به قرائت فاتحه‌ای روح مردگان را شاد کند؛ کارهای لازم‌تر هم هست که باید به آن‌ها پرداخت.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 3


می‌خواهی بنویس؛ می‌خواهی ننویس

خدایا بنویس؛ خدایا بنویس!!

در دولاب یک خانم بی‌بی بود که در دوران جوانیش در مجالس جشن و عروسی زنانه، دایره می‌نواخت. وقتی پا به سن گذاشت توبه کرد و دست کشید و دیگر حتی در مجالس عروسی، شرکت هم نمی‌کرد.

یکبار به اصرار از او خواستند به مجلس عروسی دو تا بچه سیّد برود و بالأخره قبول کرد در داخل مجلس به او گفتند که خانم فاطمه زهراء سلام الله علیها خوشحال نیست که مجلس عروسیِ بچه‌هایش، سوت و کور باشد اجازه بده خودمان با سینی دایره بزنیم و بالأخره پذیرفت.

خانم‌ها یک به بک، سینی را دست به دست می‌دادند و می‌نواختند تا اینکه به بی‌بی خانم رسید. او هم سینی را گرفت و شروع به زدن کرد و ابتداء می‌گفت: خدایا ننویس؛ خدایا ننویس.

امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 4


داستان مردی که گاوش مریض شده بود

ماجرای صبر زیاد علامه امینی و تأخیر اجابت

علامه امینی می‌فرمود که: در یک شب جمعه زائر حرم حضرت امیر المؤمنین علیه‌السلام بودم مشغول زیارت و دعا بودم و از خدا می‌خواستم به خاطر حضرت امیر  علیه السلام کتاب «درر السمطین» که در آن زمان کمیاب بود و در تکمیل مباحث کتاب الغدیر نیاز داشتم برای من مهیا کند.

در این زمان یک عرب روستایی برای زیارت حضرت مشرف شد و از ایشان می‌خواست که حاجت او را برآورده کند و گاوش را که مریض بود شفا دهد.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 5


وقتی از دست کسی ناراحتی!!!

هر وقت کسی شما را اذیت کرد یا از کسی ناراحت شدید نمی‌خواد به کسی بگویید؛ استغفارکنید،هم برای خودتان هم برای کسی که شما را اذیت کرده است وقتی استغفار می‌کنی اگر قلبت حاضر نیست با زبان استغفار کن، آن وقت یک دفعه دلت نرم می‌شود اگر دو، سه مرتبه این کار را کردی دیگر غم نمی‌تواند شما را بگیرد. چون راهش را بلد هستی استغفار «امانگاه» انسان است، یعنی پناهگاه؛ وقتی گفتی «استغفرالله» در پناه خدا هستی و کجا امن‌تر و آرامش‌بخش‌تر از آغوش خدا...

حاج اسماعیل دولابی

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 6


ليست صفحات

تعداد صفحات : 2