آمدی خوش آمدی

صندوقچه خاطرات

آمدی خوش آمدی

بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏

وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‏ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْني‏ فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثين‏.

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ وَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَ أَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَ يَدْعُونَنَا رَغَبًا وَ رَهَبًا وَ كَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ.

و زكريّا را [ياد كن‏] هنگامى كه پروردگار خود را خواند: «پروردگارا، مرا تنها مگذار و تو بهترين ارث برندگانى.»

پس [دعاى‏] او را اجابت نموديم، و يحيى را بدو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته كرديم، زيرا آنان در كارهاى نيك شتاب مى‌‏نمودند و ما را از روى رغبت و بيم مى‏‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.


شهاب الدین؛ فرزندم!

آمدنت گرامی باد...

هفت فروردین 1395_ ساعت 21:45 _ بیمارستان دکتر شریعتی اصفهان

تولد سی و دو سالگی

صندوقچه خاطرات

تولد سی و دو سالگی

تولّد 32 سالگی من

هدیه تولّد 32سالگی‌ام (26 آذر)، حدیثی زیبا از پیامبر مهربانی حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه و آله به مناسبت روز پژوهش (25 آذر)

المؤمنُ إذا ماتَ وتَرَکَ وَرَقةً واحِدَةً علَیها عِلمٌ تَکونُ تِلکَ الوَرَقةُ یَومَ القِیامَةِ سِترا فیما بَینَهُ وبَینَ النارِ ، وأعطاهُ اللّه‏ُ تبارکَ وتعالى بکُلِّ حَرفٍ مَکتوبٍ علَیها مَدینَةً أوسَعَ مِن الدنیا سَبعَ مَرّاتٍ.

أمالی الصدوق : ۴۰ /3

هر گاه مؤمن بمیرد و یک برگه که روى آن علمى نوشته شده باشد از خود برجاى گذارد روز قیامت آن برگه، پرده میان او و آتش مى‏‌شود و خداوند تبارک و تعالى به ازاء هر حرفى که روى آن نوشته شده شهرى هفت برابر پهناورتر از دنیا به او مى‏‌دهد.

خاطرات عدلام! (1)

صندوقچه خاطرات

خاطرات عدلام! (1)
مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.
سلام علیکم!لطفاً برای مشاهده این مطلب، رمز عبور مورد نظر، را وارد نمایید.

زائر شما، حرمت دارد!!

تألیفات من فیدهای من صندوقچه خاطرات

زائر شما، حرمت دارد!!

✔️ زائر امام حسین علیه السلام حرمت‌ها دارد!

به نام خدایی که عشق را آفرید. امشب، دقائق چه سخت ‌می‌گذشت؛ آقائی بعد از عشاء بسراغم آمد؛ آرام بود؛ کم سخن می‌گفت امّا نیش می‌زد.  سوگند که در تمام عمر، زبانی را اینچنین نیش‌دار ندیده بودم. نیش بود و نیش بود و نیش!

با لحن خوش باو گفتم: من برادر کوچک تو؛ اجازه می‌دهی نهی از منکری بکنم؟ گفت بگو: گفتم: سیّد، جانت را از نیش زبان، آزاد کن؛ گفت: این‌ها که تو می‌گویی برای ما معروف است!!

عزم نفرینش نمودم بیادم آمد سه‌شنبه عازم کربلاست.

آقا جان!! منّتی نیست هر چه داریم از شماست؛ به حرمت شما و زوّار شما از او گذشتم...

به قبرستان گذر کردم

صندوقچه خاطرات

به قبرستان گذر کردم

شب دهم ماه مبارک رمضان 1394

به قبـرستان گذر کردم کم و بیش

 

بدیدم قبــر دولتمند و درویش

نه درویش، بی کفن در خاک رفته

****

نه دولتمند، برده یک کفن بیش

باباطاهر همدانی

پربازديدها

شبکه های اجتماعی