حکایت عجیب برزخ و نیش مار برای یک قضاوت

داستان و حکایت

حکایت عجیب برزخ و نیش مار برای یک قضاوت

عالم برزخ
حکایت عجیب برزخ و نیش مار برای یک قضاوت ناصحیح از زبان مرحوم نراقی

داستانی زیبایی از مرحوم آیت الله محمد نراقی رحمة الله علیه نقل می‌کنند، در یک روز از ماه مبارک رمضان، همسرش از او در خواست می‌کند که به بازار نجف برای خرید مواد غذایی برای تهیه افطاری بیرون برود، وی از منزل خارج می‌شود و پیش خود، تصمیم می‌گیرد که تا غروب آفتاب ساعتی باقی مانده، به قبرستان وادی السلام برای زیارت اهل قبور برود. هنوز آفتاب غروب نکرده بود که ایشان وارد قبرستان وادی السلام نجف شد و گوشه‌ای را انتخاب کرد و در آنجا کنار قبور مؤمنین نشست. چند دقیقه‌ای نگذشته بود که از دور دید، تشییع جنازه‌ای است و عده قلیلی وارد قبرستان شدند و قبری را آماده کردند و جنازه میت را داخل قبر قرار دادند. از اینجا بقیه داستان را از زبان خود این بزرگوار پی می‌گیریم.

حکایت تزویج دختر شیخ جعفر نجفی با یکی از طلاب

داستان و حکایت

حکایت تزویج دختر شیخ جعفر نجفی با یکی از طلاب

ازدواج آسان
تزویج آسان شیخ جعفر نجفی، دختر خویش را به یکی از طلاب

شخصی از طلاب، یکی از تلامذه (شاگردان) شیخ جعفر نجفی رحمهُ الله (متوفای ۱۲۲۷ق) را واسطه گرفت که در خدمت شیخ، دخترش را به او خطبه نماید.

پس آن واسطه، صباح به مجلس او رفته و چون شیخ بسیار با هیبت بود هر وقت که خیال این جواب و سؤال می‌کرد عرق انفعال بر رخسارش جاری می‌شد.

به همین خیالات بود تا از درس، فارغ شد و با خود قرار داد که به شیخ، ابراز این مطلب نکرده باشد و پشیمان شد؛ و چون خواست که برخیزد شیخ فرمود: بنشین.

کمر درد به خاطر بی‌حرمتی به استاد

داستان و حکایت

کمر درد به خاطر بی‌حرمتی به استاد

اهمیّت رعایت مقام استاد در همه حال

مرحوم تنکابنی رحمة الله علیه در کتاب قصص العلماء می‌نویسد:

مرحوم سید ابراهیم موسوی رحِمَهُ الله را تلمیذی بود به نام محمد محسن اردبیلی؛ محمد محسن در مجلس درس، سخن بسیار می‌گفت. روزی سر درس، با استاد محاجه بسیار نمود؛ استاد هر چه در جواب، اصرار کرد او جز انکار، کاری نکرد.

استاد فرمود: «نامربوط مگو» میرزا محمد محسن در جواب گفت: «نامربوط می‌شنوم!»

حکایتی عجیب و پرمعنا از امام باقر علیه‌السلام

مذهبی داستان و حکایت

حکایتی عجیب و پرمعنا از امام باقر علیه‌السلام

حکایتی عجیب و پرمعنا از امام باقر علیه‌السلام

قالَ جَعفرٌ علیه‌السلام فَقَدَ أَبِي علیه‌السلام بَغْلَةً لَهُ فَقَالَ: لَئِنْ رَدَّهَا اللَّهُ تَعَالَى لَأَحْمِدَنَّهُ بِمَحَامِدَ يَرْضَاهَا. فَمَا لَبِثَ أَنْ أُتِيَ بِهَا بِسَرْجِهَا وَ لِجَامِهَا.

فَلَمَّا اسْتَوَى عَلَيْهَا وَ ضَمَّ إِلَيْهِ ثِيَابَهُ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ» فَلَمْ يَزِدْ.

ثُمَّ قَالَ: مَا تَرَكْتُ وَ لَا بَقِيتُ شَيْئاً جَعَلْتُ كُلَّ أَنْوَاعِ الْمَحَامِدِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا مِنْ حَمْدٍ إِلَّا وَ هُوَ دَاخِلٌ فِيمَا قُلْت‏.

  • مدرک: كشف الغمة في معرفة الأئمة؛ 2/118

امام جعفر صادق علیه‌السلام فرمودند:

روزی پدرم امام محمد باقر علیه‌السلام [در وقتی که ایشان به سفر عجله داشتند و آماده حرکت بودند مشاهده کردند که قاطر و مرکبشان از محل نگهداری‌اش] گریخته است.

داستان کوتاه: سنگ‌تراش

داستان و حکایت فیدهای من

داستان کوتاه: سنگ‌تراش
[if gte mso 9]>

روزی، سنگ‌تراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می‌کرد، ازنزدیکی خانه بازرگانی رد می‌شد.

در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگانرا دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت:

این بازرگان چقدر ثروتمند است! وآرزو کرد که مانند بازرگان باشد. در یک‌لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلالشد.

[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

ناصر، دوست دخترش را می‌کشد...

داستان و حکایت خانه و خانواده

ناصر، دوست دخترش را می‌کشد...

کارآگاهان در جریان تحقیقات خود متوجه شدند سوسن با پسری جوان، چند بار به‌ صورت تلفنی ارتباط داشته و پیامک‌هایی بین آنها رد و‌ بدل شده بود. این پسر 18 ساله که ناصر نام دارد وقتی تحت بازجویی قرار گرفت، آشنایی با سوسن را تأیید کرد و گفت: «ما فقط در حد سلام و احوال‌پرسی با هم صحبت می‌کردیم و من هیچ اطلاعی از او ندارم.»

همه چیز از یک پارتی شروع شد

داستان و حکایت

همه چیز از یک پارتی شروع شد

همه چیز از یک پارتی شروع شد!

چند ماه قبل از وقوع این حادثه با نامزدم در یک مجلس پارتی آشنا شدم و باهم ازدواج کردیم اما همیشه حرکات و رفتار و ارتباط‌گیری او با دوستان ناباب، عذابم می‌داد. خانواده‌ام راضی به این ازدواج نبودند ولی بازهم من با او ازدواج کردم چون او دختر خیلی زیبایی بود. به خاطر همین مسائل باهم اختلافات شدیدی داشتیم.

پربازديدها

شبکه های اجتماعی