قتل هولناک باجناق به خاطر سوءظن

داستان و حکایت

قتل هولناک باجناق به خاطر سوءظن

قتل هولناک باجناق به خاطر سوءظن

«از اولیای دم نمی‌خواهم مرا ببخشند؛ چون یک آدم بی‌گناه را کشتم و باید مجازات شوم.» مرد جوان که به‌خاطر سوءظن باجناقش را کشته است، وقتی در مقابل قاضی قرار گرفت این جملات را مطرح کرد و خود را مستحق مجازات دانست.

تحقیقات جنایی در این پرونده از عصر دهم بهمن 93 و به دنبال کشف بقایای جسد مردی در زمین‌های زراعی جاده موسوم به «لوله گاز» در جنوب تهران آغاز شد. بررسی نشان می‌داد، جسد چند روز قبل در آنجا دفن شده و توسط سگ‌های ولگرد از خاک بیرون کشیده شده بود.

رفتار زشت نامزدم با خواهرم

داستان و حکایت

رفتار زشت نامزدم با خواهرم

یک شب که نامزدم به خانه مان آمده بود رفتار زشتی با خواهرم کرد

وقتي به خواستگاري ام آمد يک دل نه صد دل عاشقش شدم. مسعود خيلي خوش تيپ بود يک لحظه با خودم فکر کردم اگر دوستانم مرا با او ببينند همه مرا تحسين مي کنند.

مسعود اهل تهران بود و خود را پيمانکار ساختمان معرفي کرد. پدر و مادرم راضي به ازدواج نبودند مي گفتند حداقل بايد طبق آداب و رسوم خودمان درباره خواستگارت تحقيق کنيم اما من که شيفته تيپ او شده بودم مخالفت کردم و گفتم حداقل ما را به هم محرم کنيد بعد هر کاري مي خواهيد انجام بدهيد.

میهمانی شوم برای یک دختر 19 ساله

داستان و حکایت

میهمانی شوم برای یک دختر 19 ساله

میهمانی شوم برای یک دختر 19 ساله

قصد ازدواج نداشت. خودم را در منزل محبوس کردم، دچار افسردگی شدید شدم، اول تصمیم به خودکشی گرفتم ولی وجود مادر بیمار و خواهرم سبب شد دوباره به زندگی برگردم.

به گزارش مجله اینترنتی فهادان، مینا دختری 19 ساله است که به دلیل مشکلات به‌وجود آمده به مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان گلستان مراجعه کرده و در گفت‌وگو با مددکار این مرکز داستان زندگی‌اش را اینگونه به تصویر می‌کشد...

داستان به دریا انداختن حضرت یونس علیه‌السلام

مذهبی داستان و حکایت

داستان به دریا انداختن حضرت یونس علیه‌السلام

داستان به دریا انداختن حضرت یونس علیه‌السلام

اصرار قرآن كر‌یم بر ‌ا‌ین است كه انسان صالحِ سالك از ‌نظر فضا‌یل در‌حد معین نا‌یستد و بكوشد تا به بالاتر‌ین درجه راه ‌یابد. چنانكه خداوند به پیامبر اكرم‌(صلی الله علیه و آله) می‌فرما‌ید: مانند ‌یونس نباش؛ او كار خوب كرد و تو خوبتر عمل كن. اگر او با عدالت رفتار كرد، تو با صبر بیشتر و احسان رفتار كن.

هر اندازه از رفاه بدن به ‌سود روح جود شود از مرز عدل فراتر رفته، در منطقه وسیع احسان و در فلات دامنه‌دار ا‌یثار و در فضای بی كران فوز و فلاح و نجاح و صلاح سیر می‌شود.

پذیرش توبه‌ی‌ قوم یونس در سوره‌ ‌یونس آمده است: وقتی حضرت ‌یونس از قومش فاصله گرفت، نشانه‌های عذاب برای آن قوم نمایان شد. آنان در ا‌ین حال واقعاً توبه و انابه كردند و خداوند هم توبه‌ی‌ آنها را در آخر‌ین لحظه پذ‌یرفت و با پذ‌یرفتن توبه، عذاب از آنها برطرف شد و نشانه‌های عذاب رخت بربست: "فلو لا كانت قر‌یة امنت فنفعها ا‌یمانها الا قوم ‌یونس لمّا امنوا كشفنا عنهم عذاب الخزی فی الحیوة الدنیا و متعناهم الی حین."(1) بر خلاف قوم ثمود كه وقتی حضرت صالح (علیه‌السلام) به آنان گفت: شما سه روز فرصت دار‌ید، پس توبه كنید، توبه نكرده، بر لجاجت خو‌یش پا‌یدار ماندند و مستحق عذاب دردناك الهی شدند.

حکایت درمان شاهزاده‌ای که فکر می‌کرد گاو شده

داستان و حکایت

حکایت درمان شاهزاده‌ای که فکر می‌کرد گاو شده

معالجه کردن بوعلی سینا صاحب مالیخولیایی را که فکر می‌کرد گاو شده!

بوعلی سینا، شاید بزرگ‌ترین پزشک دورهٔ اسلامی بود. فلسفه و طب، اصلی‌ترین فعالیت‌های وی محسوب می‌شدند. البته وی در زمینه‌های ریاضی و نجوم و هندسه و کیمیا آگاهی کامل داشت. ولی در فلسفه و طب سرآمد بود.

دربارهٔ قدرت علمی و تجربی بوعلی سینا در درمان روان‎پریشی، داستانی نقل شده است که در اینجا می‌آوریم.

حکایت

داستان ضرب المثل کبوتر با کبوتر، باز با باز

داستان و حکایت ادبیات فارسی

داستان ضرب المثل کبوتر با کبوتر، باز با باز

داستان ضرب المثل کبوتر با کبوتر، باز با باز

در روزگاران قدیم، پرنده فروشی بود که سر راه پرندههای بیچاره دام پهن میکرد تا آنها را شکار کند. او پرندههایی را که شکار میکرد، در قفس میانداخت و به مردم می فروخت. دکان پرنده فروش پر بود از گنجشک و قمری و بلبل و قناری و طوطی و کبوتر و سار.

مشتریهای پرنده فروش، آدمهای جور واجوری بودند. مثلاً یکی میآمد بلبل میخرید تا از شنیدن آواز قشنگش لذت ببرد. یکی کبوتر میخرید تا کبوتر بازی کند یا سرش را ببرد و آبگوشت کبوتر بخورد. یکی دنبال طوطی میآمد تا پرنده ای سخنگو بخرد. یک روز پرنده فروش سراغ دام رفت تا ببیند چه پرنده ای در دام او گرفتار شده، دید به جز چند گنجشک، یک کلاغ هم اسیر شده است

دانلود نمایش رادیویی آینه و گنبد

داستان و حکایت چند رسانه‌ای ادبیات فارسی

دانلود نمایش رادیویی آینه و گنبد

نمایش رادیویی آینه و گنبد

بر گرفته از حکایت 4 گلستان سعدی

طایفه دزدان عرب بر سر کوهی نشسته بودند و منفذ کاروان بسته و رعیت بلدان از مکاید ایشان مرعوب و لشکر سلطان مغلوب به حکم آنکه ملاذی منیع از قلّه کوهی گرفته بودند و ملجأ و مأوای خود ساخته مدبران ممالک آن طرف در دفع مضرّت ایشان مشاورت همی‌کردند که اگر این طایفه هم برین نسق روزگاری مداومت نمایند مقاومت ممتنع گردد.

پربازديدها

شبکه های اجتماعی