همه چیز از یک پارتی شروع شد

داستان و حکایت

همه چیز از یک پارتی شروع شد

همه چیز از یک پارتی شروع شد!

به گزارش خراسان، متهم این پرونده جنایی که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد است درحالیکه دستبندهای آهنین بر دستانش گرهخورده بود در محل ارتکاب قتل، مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاد.

او با توصیه «قاضی موحدی راد» مبنی بر اینکه مواظب اظهارات خود باشد و حقیقت ماجرا را بیان کند لب به سخن گشود و پس از معرفی خود گفت:

چند ماه قبل از وقوع این حادثه با نامزدم در یک مجلس پارتی آشنا شدم و باهم ازدواج کردیم اما همیشه حرکات و رفتار و ارتباط‌گیری او با دوستان ناباب، عذابم می‌داد. خانواده‌ام راضی به این ازدواج نبودند ولی بازهم من با او ازدواج کردم چون او دختر خیلی زیبایی بود. به خاطر همین مسائل باهم اختلافات شدیدی داشتیم.

این گزارش حاکی است: متهم به قتل درحالیکه سعی می‌کرد اظهارات قبلی خود را در حضور قاضی ویژه قتل عمد و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی بهنوعی زیرکانه، انکار کند، درباره چگونگی وقوع جنایت ادامه داد:

پدرم فوت کرده است و مادرم نیز به همراه دیگر نزدیکانم برای خرید از منزل بیرون رفته بود و من در خانه، تنها بودم که نامزدم دیروقت به خانه آمد و در پاسخ من که پرسیدم کجا بودی؟ گفت: با دوستانم به طرقبه شاندیز رفته بودم.

به همین خاطر مشاجره ما شروع شد و او در این حال به پدر و مادرم توهین کرد. البته او همیشه مرا تحقیر می‌کرد ولی این بار از توهینهایش خیلی ناراحت شدم. دراثناء مشاجره لفظی او از جایش بلند شد و به سمت دستشوئی رفت که ناگهان پایش روی سرامیک‌های منزل سُر خورد و به زمین افتاد.

نمی‌دانم چطور شد که یکلحظه شیطان در جلدم نفوذ کرد من هم بهطرف او رفتم و درحالیکه روی زمین افتاده بود با هر دودستم گلویش را حدود ۱۵ تا ۲۰ ثانیه فشار دادم که دیگر تکان نمی‌خورد البته نمی‌دانم وقتی من دستم را روی گلویش گذاشتم او به خاطر اصابت به زمین مُرده بود یا نه!

گزارش خراسان حاکی است:

وقتی متهم این اظهارات را مطرح کرد مقام قضایی از او پرسید: پای نامزدت دقیقاً در کجا، سُر خورد که او نقطه‌ای از منزل را نشان داد اما محل سقوط را در نقطه دیگری نشان داد. در این هنگام، قاضی موحدی راد از وی سؤال کرد: آیا وقتی همسرت به زمین افتاد از سَر، گوش یا بینی او خون آمد و یا دچار تشنج شد که متهم پاسخ منفی داد.

در ادامه بازسازی صحنه جنایت، دکتر ناصر غروبی (پزشک باتجربه قانونی) که در محل حضور داشت خطاب به قاضی ویژه قتل عمد گفت: ازنظر پزشکی اظهارات متهم با واقعیت انطباق ندارد.

سپس متهم در پی درخواست مقام قضایی برای توضیح ادامه ماجرا گفت: وقتی گلویش را رها کردم مدتی کنارش نشستم و پشیمان شدم که این چهکاری بود کردم. در این حال دوستم که قبلاً با او تماس گرفته بودم به دنبالم بیاید، زنگ زد و گفت: من کنار منزل، منتظرت هستم، می‌خواستم با او دور بزنم چون حالم خوب نبود.

جسد را به داخل اتاق بردم و رفتم. شب که بازگشتم دیدم جنازه تکان نخورده است. صبح هم سرکارم رفتم و بعدازظهر پراید دوستم را گرفتم و جسد را داخل ملحفهای پیچیدم و آن را در صندوقعقب پراید گذاشتم و بعد هم بهطرف جاده آسیایی رفتم. در نزدیکی روستای منزل‌آباد قصد داشتم جسد را کنار یک درخت توت بگذارم که چشمم به حفره‌ای مانند حوضچه افتاد.

جسد را از سوراخ حوضچه رها کردم و دیگر هم به آن منطقه نرفتم. وقتی پدر و مادر همسرم نگران شدند به خاطر اینکه به من مشکوک نشوند به همراه آنان برای اعلام مفقودی به پلیس آگاهی رفتم تا اینکه کارآگاهان به من مظنون شدند و مرا دستگیر کردند اما جسد را من نسوزانده‌ام.

این گزارش حاکی است: در ابتدای بازسازی صحنه جنایت نیز، افسر پرونده خلاصه‌ای از ماجرای قتل دختر ۲۱ ساله و چگونگی دستگیری متهم را تشریح کرد و در پایان «قاضی موحدی راد» دستور انتقال متهم به زندان را صادر کرد تا این پرونده جنایی دیگر مراحل قانونی را طی کند.

  • تهیه و نظیم: مجله اینترنتی فهادان

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی