القاب ائمه اطهار علیهم السلام در سند احادیث

مباحث تاریخی

القاب ائمه اطهار علیهم السلام در سند احادیث

 ابوالقاسم علیه‌السّلام:[1]

مقصود از «ابوالقاسم»، حضرت رسول الله صلّی الله علیه و آله و حضرت صاحب الامر عجّل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد و به صورت مطلق، مراد، «بقیه الله» است.

← امیر المؤمنین علیه السّلام

این عبارت برای حضرت علی علیه‌السلام به كار می‌رود مانند:
۱. عدّه عن اصحابنا عن احمد بن محمّد البرقی رفعه قال: سأل الجاثلیق أمیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ فقال اخبرنی عن الله یحمل العرش ام العرش یحمله، فقال امیر المؤمنین علیه السّلام: عزّوجلّ حامل العرش و السموات و الارض و ما فیها ... [۲]
۲. قال امیر المؤمنین علیه السّلام: لا تشدّ الرحال الاّ إلی ثلاثه مساجد؛ المسجد الحرام و مسجد رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مسجد الكوفه. [۳]

← ابو جعفر علیه السّلام

مقصود از «ابو جعفر» به صورت مطلق، یا با قید ابو الجعفر الأوّل در روایات، امام محمّد باقر علیه‌السّلام می‌باشد و اگر مقیّد به «ابو جعفر ثانی» باشد، منظور امام جواد علیه‌السّلام است. مانند:
۱. محمّد بن یحیی عن محمّد بن الحسین عن ابن أبی عمیر عن هشام بن سالم عن محمّد بن مسلم عن ابی جعفر ـ علیه السّلام ـ قال: سمعته یقول: كان الله عزّوجلّ و لا شیء غیره و لم یزل عالما بما یكون فعلمه به قبل كونه كعلمه به بعد كونه. [۴]
۲. علی بن محمّد و محمّد بن الحسن عن سهل بن زیاد عن محمّد بن الولید عن داود بن القاسم الجعفری، قال: قلت لأبی جعفر الثانی ـ علیه السّلام ـ (الجواد): جُعلت فداك ما الصمد؟ قال: السیّد المصود الیه فی القلیل و الكثیر.» [۵]


← ابو عبدالله علیه السّلام

مقصود از «ابو عبدالله» امام حسین علیه السّلام و امام جعفر صادق علیه السّلام است ولی در بیشتر موارد بین محدّثان، مقصود از آن امام صادق علیه السّلام می‌باشد. مانند:
۱. محمّد بن یحیی العطار عن احمد بن ابی زاهر عن الحسن بن موسی عن علی بن حسان عن عبد الرحمن بن كثیر قال سمعت ابا عبدالله ـ علیه السّلام ـ (الصادق) یقول: نحن ولاه الامر و خزنه علم الله و عیبه وحی الله. [۶]
۲. عدّه عن اصحابنا عن أحمد بن محمّد بن خالد ... عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ (الصادق) ... [۷]

← ابو الحسن علیه السّلام

مقصود از «ابوالحسن» با قید الاوّل و در بیشتر موارد [۸] به صورت مطلق و با قید الماضی، امام موسی کاظم علیه‌السّلام می‌باشد و اگر مقیّد به «ابو الحسن الرضا، یا ثانی» باشد، مقصود امام رضا علیه‌السّلام است و اگر مقیّد به «ابو الحسن ثالث» بود، مقصود امام هادی علیه‌السّلام خواهد بود. مانند:
۱. محمّد بن یحیی عن احمد بن ابی زاهر او غیره عن محمّد بن حمّاد عن أخیه احمد بن حمّاد عن ابراهیم عن ابیه عن ابی الحسن الاوّل (الكاظم) ـ علیه السّلام ـ قال: قلت له: جعلت فداك اخبرنی عن النبی ـ صلّی الله علیه و آله ـ ورث النبین كلّهم؟ قال: نعم. [۹]
۲. احمد بن ادریس عن محمّد بن عبد الجبار عن صفوان بن یحیی قال: قلت لأبی الحسن (الكاظم)ـ علیه السّلام ـ اخبرنی عن الإراده من الله و من الخلق؟ فقال: إراده من الخلق الضمیر و ما یبدو لهم بعد ذلك من الفعل و اما من الله تعالی فارادته احداثه. [۱۰]
۳. عن عبد الرحمن بن الحجّاج قال: سألت عبد الرحمن فی السنه التی اخذ فیها ابو الحسن الماضی (الكاظم) ـ علیه السّلام ـ فقلت له ... . [۱۱]
۴. عنه، عن أحمد بن محمد بن ابی نصر عن ابی الحسن الرضا ـ علیه السّلام ـ قال: قال ابو عبدالله ـ علیه السّلام ـ : ـ صلّی الله علیه و آله ـ : صل رحمك و لو بشربهٍ من ماءٍ. [۱۲]
۵. علی بن محمّد عن بعض اصحابنا عن ایوب بن نوح عن ابی الحسن الثالث ـ علیه السّلام ـ (الهادی) قال اذا رفع علمكم من بین اظهركم فتوقعوا الفرج من تحت اقدامكم. [۱۳]

← ابو ابراهیم علیه السّلام

اصطلاح «ابو ابراهیم» مخصوص حضرت امام کاظم موسی بن جعفر علیه السّلام می‌باشد، همچنان كه برای ایشان لقب «عبد صالح، شیخ، عالم» نیز به كار رفته است. مانند:
۱. عن داود الرقی قال: قلت لأبی ابراهیم ـ علیه السّلام ـ (الكاظم): جعلت فداك انّی قد كبر سنّی فخذ بیدی من النار، قال: فاشار إلی ابنه ابی الحسن ـ علیه السّلام ـ قال: هذا صاحبكم من بعدی. [۱۴]
۲. عدّه من اصحابنا عن احمد بن محمّد ... عن محمّد بن منصور قال: سألت عبداً صالحاً (الكاظم) عن قول الله عزوجل: (انّما حرّم ربّی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن). قال: فقال ـ علیه السّلام ـ : ان القرآن له ظهر و بطن ... . [۱۵]
۳. عن داود الرقی عن العبد الصالح (الكاظم) قال: انّ الحجّه لا تقوم لله علی خلقه الاّ بامام حتی یعرف. [۱۶]
۴. الحسین بن محمّد عن معلّی بن محمّد ... عن ابن مسكان قال: سألت الشیخ ـ علیه السّلام ـ (الكاظم) عن الائمّه قال: من انكر واحداً من الأحیاء فقد انكر الاموات. [۱۷]
۵. عن الحسین بن محمّد عن معلّی بن محمّد قال: سئل العالم (الكاظم) ـ علیه السّلام ـ كیف علم الله: قال: علم و شاء و اراد و قدّر و قضی و أمضی ... . [۱۸]

← ابو محمّد علیه السّلام

عبارت «ابو محمّد»، برای امام حسن مجتبی علیه‌السّلام و امام حسن عسکری علیه‌السّلام و امام زین العابدین علیه‌السّلام به كار می‌رود ولی عبارت ابومحمّد در روایات برای امام حسن عسکری علیه‌السّلام به كار رفته است مانند:
۱. عن ابی هاشم الجعفری قال: قلت لأبی محمّد ـ علیه السّلام ـ (العسكری): جلالتك تمنعنی من مسألتك فتأذن لی ان اسألك فقال: سل. فقلت: یا سیّدی هل لك ولد؟ فقال: نعم. قلت: فان حدث بك حدث فأین أسأل عنه؟ قال: بالمدینه. [۱۹]

۲. علی بن محمّد عن جعفر بن محمّد الكوفی عن جعفر بن محمّد المكفوف عن عمرو و الأهوازی قال أراینه ابو محمّد ـ علیه السّلام ـ و قال هذا صاحبكم. [۲۰]

← دیگر القاب [۲۱]

  • عبارت «ابو اسحاق» مختصّ به حضرت صادق علیه السّلام است. [۲۲]
  • لقب «فقیه» برای حضرت صادق علیه السّلام و حضرت امام عسکری علیه السّلام و حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف به كار می‌رود؛
  • چنانچه لقب «عالم» برای حضرت صادق علیه السّلام هم به كار رفته است.
  • لقب «نقی»، «ماضی»، «صاحب العسکر» و «رجل» نیز برای امام حسن عسکری علیه السّلام به كار رفته است.
  • لقب «صاحب» و «صاحب الدار» و «صاحب الناحیه»، «غایب»، «علیل»، «غریم» نیز برای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف به كار می‌رود.
  • عبارت «باحدهما» برای حضرت باقر علیه السّلام یا صادق علیه السّلام
  • عبارت «کاظمین» برای موسی بن جعفر علیه السّلام و حضرت جواد علیه السّلام
  • عبارت «عسکریین» برای حضرت هادی علیه السّلام و امام حسن عسکری علیه السّلام به كار می‌رود.
  • در غالب موارد نیز نام ائمه علیه السّلام در نقل روایت گفته می‌شود مانند عن الصادق علیه السّلام ، عن العسکری علیه السّلام ، عن الکاظم علیه السّلام ، عن ابا الحسن الرضا علیه السّلام ، عن زین العابدین علیه السّلام ، عن الباقر علیه السّلام ، عن الجواد علیه السّلام ، عن الحسن علیه السّلام ، و ...
  • چون اغلب روایات از امام صادق علیه السّلام و امام باقر علیه السّلام هستند، از لقب: عن ابی عبدالله علیه السّلام و عن ابی جعفر علیه السّلام فراوان یاد می‌شود.

پانویس:

۱.    ↑ . جهت شادی روح ائمه اطهار، صلوات
۲.    ↑ . كافی: ۱ / ۱۲۹.
۳.    ↑ . من لا یحضره الفقیه: ۱ / ۱۵۰ روایت ۶۹۵.
۴.    ↑ . كافی: ۱ / ۱۰۷.
۵.    ↑ . همان، ص ۱۲۳.
۶.    ↑ . الكافی: ۱ / ۱۹۲.
۷.    ↑ . همان، ص ۱۴۹.
۸.    ↑ . در مواردی به صورت مطلق آمده ولی مقصود امام هادی ـ علیه السّلام ـ است مانند: كافی: ۱ / ۱۷۹؛ روایت ۹، باب ان الارض لاتخلو من حجّه.
۹.    ↑ . كافی: ۱ / ۲۲۶.
۱۰.    ↑ . همان، ۱۰۹.
۱۱.    ↑ . همان، ص ۳۰۸.
۱۲.    ↑ . همان: ۲ / ۱۵۱.
۱۳.    ↑ . همان: ۱ / ۳۴۱.
۱۴.    ↑ . همان: ۱ / ۳۱۲.
۱۵.    ↑ . همان، ص ۳۷۴.
۱۶.    ↑ . همان، ۱۷۷.
۱۷.    ↑ . همان، ۳۷۳.
۱۸.    ↑ . همان، ۱۴۸.
۱۹.    ↑ . همان، ۳۲۸.
۲۰.    ↑ . همان، ص ۳۳۲.
۲۱.    ↑ . علم الحدیث، شانه چی، ص ۱۹۴.
۲۲.    ↑ . بحار الانوار: ۴۶ / ۲۸۶، باب ۶، مكارم اخلاق؛ مستدرك الوسائل: ۱۸ / ۲۲۶، باب ۱۳، حكم من امر غیره بالقتل.

منبع: سایت ویکی فقه

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی