نگاهی به روضة‌ الانوار عباسی

دانلود کتاب

نگاهی به روضة‌ الانوار عباسی

به نام خدا _ روضة الانوار هم در تحلیل و تبیین اندیشه سیاسی سبزواری و هم در بررسی اندیشه سیاسی شیعه در دوره ی صفویه و هم در تدوین تاریخ اندیشه های سیاسی در جهان اسلام یکی از مهم ترین منابع به شمار می رود.
برای بررسی مطلب مذکور، نگاهی داریم به همه مباحث کتاب از ابعاد و زوایای مختلف.
در تألیف روضة الانوار، علاوه بر درخواست شاه عباس دوم، انگیزه های شخصی نیز مؤثر بوده که این مطلب از نوشته سبزواری پیداست:
گاهی به خاطر می رسید که کتابی تألیف نماید مشتمل به آن چه پادشاهان را در کار باشد به حسب نجات و رستگاری اخروی و آن چه ایشان را نافع باشد به حسب تدبیر و مصلحت ملکی... لیکن بی اشاره ی اعلی [شاه عباس دوم] اقدام به این امر نمی نمود تا آن که قائد توفیق مساعدت نموده، مبشر عینی بشارت قدسی رسانید و از جانب اعلی اشاره اشرف به امر مذکور عزّ صدور یافت... امید آن دارد که... این کتاب به نحوی به اتمام برسد که... سال های دراز طبقات ملوک و سلاطین و غیرهم را از آن انتفاع عظیم حاصل شود و فواید برکات آن به روزگار فرخنده آثار همایون اعلی عاید گردد.(۱)
دقت در عبارت فوق، نشان می دهد که اهداف سبزواری از تألیف روضة الانوار هم معطوف به دنیاست و هم معطوف به آخرت. او از آن دسته نویسندگانی نیست که کتابی در امر تدبیر امور دنیایی، بدون توجه به امر آخرت بنویسد و یا آن قدر در مسائل مربوط به آخرت غور کند که از امور دنیا غافل شود، و همین مطلب نکته کلیدی در اندیشه سبزواری است. سبزواری با جمع میان امر دین و دنیا و به تعبیر امروزیان میان دین و سیاست، خود را به «امر واقع» نزدیک کرده و در واقع جمع میان «امر واقع» و «امور ارزشی» نموده است. وی بدون این که از ارزش های مذهبی و دینی فاصله بگیرد، شگفتی آفریده و پس از قرن ها، که تشیع و شیعیان از سیاست به دور بودند، توانسته است در عالم اندیشه، اصلاحگری شیعی را با واقعگرایی اصولی و منطقی یک جا جمع کند. کلید جمع میان قسم اوّل و دوم روضة الانوار در همین نکته نهفته است.
-روضة الانوار دریک مقدّمه و دو قسم سامان یافته است. سبزواری در قسم اوّل با طرح مباحث ارزشی توأم با استفاده ی فراوان از آیات و روایات، ذکر اصول و فروع دین و تبیین معرفت شناسی، جهان بینی، هستی شناسی و انسان شناسی خویش، بستر معرفتی محکمی را برای قسم دوم فراهم آورده است و آن گاه در قسم دوم کوشیده تا نظام سیاسی مورد نظر خود را ارائه دهد. گو این که در قسم اوّل نیز محدوده ی مباحث را میزان ارتباط آنها با حکومت، سلطان و سایر عناصر سیاسی مشخص کرده است. این نکته در فقره ی فوق مورد تأکید قرار گرفته بود.
مقدّمه کتاب در دو فصل ارائه شده است: در فصل اوّل، ضرورت زندگی سیاسی انسان مورد تأکید قرار گرفته و در فصل دوم، به اسباب زوال و بقای ملک و پادشاهی توجه شده است. به محتوای این دو فصل در جای خود اشاره خواهیم کرد. نکته ای که توجه به آن ضرورت دارد، این است که بحث اسباب زوال و بقای دولت از ابعاد مختلف مورد توجه سبزواری است؛ بر همین اساس، علاوه بر اختصاص دادن یک فصل از مقدّمه به این بحث، در سراسر قسم اوّل و دوم کتاب بارها به این بحث برمی گردد و مطالبی را مورد تذکر و تأکید قرار می دهد. روشن است که ضرورت های زمانه، به ویژه در سطح اوضاع جهانی، مانند فقدان حکومتی (غیر از صفویه) که مدافع تشیع و شیعیان باشد و وجود حکومت های شیعه ستیز، در طرح بحث مذکور و تأکید بر آن بی تأثیر نبوده است.
سبزواری در توضیح محتوایی قسم اوّل، مطالبی آورده که هم نشان دهنده ی دغدغه وی در کمک به استحکام حکومت صفوی است و هم مبین دغدغه های دینی و ارزشی وی:
قسم اوّل در آن چه بر پادشاهان جهت رستگاری و نجات آخرت و ربط به جناب احدیت لازم است تا تحصیل آن موجب ثواب و رفع درجات و نجات از عذاب و انتقام الهی بوده باشد، و امور مذکور به حسب دنیا نیز موجب انتظام امور ملک و دوام ایام سلطنت است و اهمال آن موجب اختلال امور ملک و دین.(۲)
مهم ترین مباحث قسم اوّل، به ترتیب آن چه در روضة الانوار آمده، از این قرار است:
باب اوّل: مهم ترین سؤالی که در این باب به آن پاسخ داده شده، این است که سبب آمدن آدمی به این جهان چیست.
باب دوم: مباحث مربوط به حقیقت ایمان به عنوان سرچشمه نجات و رستگاری و مراتب ایمان، محتوای این باب را تشکیل می دهد.
باب سوم: در این باب نماز، روزه، زکات، حج و... به عنوان ارکان ایمان مورد بحث قرار گرفته اند. ذیل بحث نماز، به وجوب نماز جمعه تصریح شده است. همچنین به وجوب تقلید از مجتهد زنده در همین باب اشاره شده است.(۳)
باب چهارم: کسی که ندای اصلاح سر می دهد، اگر در چگونگی ورود دیگران به جرگه ی انسان های شایسته و مصلح سخن نگوید، نمی توان او را مصلح نامید. به نظر می رسد در اندیشه دینی- سیاسی سبزواری بحث «توبه» دارای چنین جایگاهی است که تمام باب چهارم به آن اختصاص یافته است. فضیلت توبه، زمان توبه، اندازه توبه، مفهوم توبه، گناهان کبیره و صغیره، تفسیر برخی آیات مربوط به توبه و نقل چندین حکایت از کسانی که توبه کرده اند و معمولاً هم توبه آنان پذیرفته شده، در این باب مورد بحث قرار گرفته است. سبزواری با بیان داستان توبه شاه طهماسب و تعریف و تمجید از او و نیز اشاره به برکات فراوان توبه وی، به کنایه از شاه عباس دوم انتظار چنین کاری را دارد.
باب پنجم: در باب پنجم از ارزش هایی همچون عدل، شکر، صبر، توکل، رضا، حسن خلق، عفو، سخاوت، شجاعت و تواضع بحث شده است.
باب ششم: این باب تماماً در بیان مراعات حقوق گروه های مختلف مردم است. علاوه بر بحث های حقوق والدین، خویشان، همسران، همسایگان، بردگان، نوکران، ملازمان و مؤمنان، فصلی به بررسی حقوق رعایا بر سلاطین و تشویق حاکمان به رعایت حقوق زیردستان اختصاص دارد.
باب هفتم: بحث امر به معروف و نهی از منکر و نیز بحث حسبه از مسائلی است که در این باب مورد بررسی قرار گرفته است. فضیلت علم و عقل و بیان مرتبه علما و عقلا پایان بخش قسم اوّل کتاب می باشد. جمله بسیار مهم «خلیفه و مقتدا و امام و مُتبَّع باید که اعلم باشد»(۴) در همین باب آمده است.
در توضیح محتوای قسم دوم سبزواری خود چنین آورده است:
قسم دوم در مراعات قواعد و آدابی که پادشاه را در امور ملک و ضبط مراتب سلطنت و حفظ معاقد دولت و استحکام اساس پادشاهی و تأسیس مراسم جهانداری لازم است، سوای آن چه در قسم اوّل مذکور شد.(۵)
در قسم دوم، این مباحث آمده است:
باب اوّل، انواع سلطنت را مورد بحث قرار داده است. «سلطنت فاضله» و «سلطنت ناقصه» از مهم ترین اقسام سلطنت هستند. گسترش خیرات عامه، محور اعمال سلطنت فاضله و بسط شرور عامه، محور اقدامات سلطنت ناقصه است. بیشتر مطالبی که در این باب آمده، برداشت هایی است از کتب پیشینیان در باب حکمت عملی.
باب دوم، به چگونگی رابطه پادشاه با طبقه ی اهل قلم پرداخته است. اهل قلم از نظر سبزواری عبارتند از: علما، فقها، حکمای اهل شرع، وزرا، قضاوت، اشراف، اطبا، منجمان، کتّاب، منشیان، محاسبان، مستوفیان و امثال ایشان که «قوام دین و دولت به وجود ایشان مرتبط است».(۶) به هر یک از گروه های مذکور در فصلی مستقل پرداخته ایم.
باب سوم، رابطه پادشاه با طبقات دیگر را مورد بررسی قرار داده است؛ یعنی طبقه سپاهیان، تجار، صنعتگران، جمع کنندگان خراج، کشاورزان، ترجمه نامه طاهر به فرزندش در فصلی مستقل در همین باب آمده است.
باب چهارم، مباحث مربوط به قانون مشاورت در امور، چگونگی تدبیر خزاین و اموال، امور اطلاعاتی و جاسوسی در حوزه داخلی و خارجی و سیاست خارجی را مورد بررسی قرار داده است.
باب پنجم، پایان قسم دوم و در واقع پایان کتاب است که در آن عهدنامه مالک اشتر با ترجمه و در موارد اندکی با شرح مختصری آمده است.
مشاهده ی مجموع کتاب نشان می دهد که سبزواری در تدوین این کتاب نوآوری ها و ابتکارات زیادی دارد. اگر ارسطو اخلاق را مقدّمه سیاست قرار داده، وی نه تنها اخلاق را مقدّمه سیاست دانسته، بلکه فقه را مقدّمه اخلاق و مبانی کلامی را مقدّمه فقه قرار داده است، چنانکه کلام وی بر مبنای فلسفی نیز استوار است. بنابراین، سبزواری از آغاز تا انجام، سیری را دنبال می کند که در رابطه زیر قابل مشاهده است.

مبانی فلسفی⇐ مبانی کلامی⇐ فقه و احکام⇐ اخلاق⇐ مدیریّت و فن سیاسی

این سازماندهی تا آن جا که از اطلاعات موجود بر می آید، در آثار هیچ یک از متفکران قبلی دیده نمی شود. در این سازماندهی از گفتمان های مختلف یونانی، ایرانشهری و اسلامی استفاده شده است؛ چنان که توجه سبزواری به اخلاق ناصری، از عنایت وی به سیاست نامه خواجه نظام الملک نمی کاهد؛ مراجعه به آثار تاریخی، فلسفی و ... به گونه محققانه و مناسب صورت گرفته است. بر همین اساس، سبزواری بدون این که به پادشاه صفوی مشروعیتی بدهد، سعی می کند حتی الامکان او را به دولت مطلوب نزدیک کرده و کار ویژه ای سلطنت فاضله را از او بخواهد. در بخش های دیگر به این مطلب خواهیم پرداخت.
با این حال، این پرسش مطرح می شود که چرا در میان انبوه منابعی که سبزواری در کتاب خویش از آنها بهره برده، توجهی به فارابی، مؤسس فلسفه سیاسی در عالم اسلام، نکرده است و اسمی نه از او و نه از آثارش، در روضة الانوار نیست؟ دیگر این که سبزواری با این که فیلسوف است و روضة الانوار را نیز بر مبنای عقلی و فلسفی استوار ساخته است، اما هیچ علاقه ای به طرح مباحثی از آن دست که معمولاً فیلسوفان سیاسی همچون فارابی به آنها پرداخته اند مانند بحث سعادت با شقوق مختلفش ندارد؛ به عبارت دیگر، از ادبیات فیلسوفان سیاسی در این بحث و عمدتاً در این کتاب استفاده نکرده، بلکه ادبیات، ادبیات دینی و در مرتبه بعد ادبیات سیاست نامه ای است.
به نظر می رسد دلیل عمده این کار سبزواری، این باشد که وی در صدد ارائه طرحی برای نگهداری حکومت موجود است و نه تبیین مدینه فاضله و مطلوب و بر همین اساس است که در این کتاب، اندیشه سیاسی سبزواری به عنوان اندیشه یک «مصلح» بررسی می شود؛ مصلحی که درصدد اصلاح وضع موجود و نزدیک کردن آن به وضع مطلوب است و نه کسی که دنبال انقلاب و دگرگونی اساسی باشد؛ از این رو، مخاطب سبزواری شخص پادشاه یعنی شاه عباس دوم است، در حالی که مخاطب فارابی پادشاهان نیستند.

نویسنده مقاله: نجف لک زایی


پی‌نوشت‌ها:

۱- روضة، پیش گفتار.
۲-روضة، قسم اوّل، مقدّمه.
۳- همان.
۴-همان، باب هفتم، فصل دوم.
۵ و ۶- همان، قسم اوّل، مقدّمه.

منبع مقاله:
لک زایی، نجف، (۱۳۸۰)، اندیشه سیاسی محقّق سبزواری، قم: انتشارات بوستان کتاب (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ی قم)، چاپ اول.

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی