واژه عشق در منابع دینی (شماره 2)

واژه عشق در منابع دینی (شماره 2)

از دریچه عشق

واژه عشق در منابع دینی (شماره 2)

عشق از منظر آموزه‌های دینی

یکی از پرسش‌های بسیار مهم در زمینه عشق آن است که آیا مفهوم و اصطلاح عشق از نظر آموزه‌های دینی، به رسمیت شناخته شده و آیا دین درباره عشق به ستایش یا نکوهش سخن گفته است یا نه؟

از بررسی دیدگاه‌های مختلف در این زمینه دو نظریه اساسی قابل دستیابی است:

الف) عدم کاربرد اصطلاح عشق، در آموزه‌های دینی و نکوهش از عشق؛

از این دیدگاه می‌توان به عنوان دیدگاه افراطی در این زمینه یاد کرد. طبق این نگرش، قرآن و روایات، حتی در ترسیم و توصیف عشق حقیقی از واژه عشق استفاده نکرده و بجای آن از اصطلاح «حب، محبت، یا اشتیاق و مشتاقان» یاد کرده است.

بر اساس این دیدگاه، عشق مجازی از نگاه اسلام به طور کلی، مورد انکار قرار گرفته و گر چه حقیقت معنایی عشق حقیقی در آموزه‌های دینی آمده، اما از آنجا که واژه عشق، بیشتر برای عشق مجازی و در ترسیم رفتار و منش اهل لهو و لعب به کار می‌رود از کاربست این اصطلاح، اجتناب شده است. محدث نوری در کتاب «نفس الرحمن فی فضایل سلمان» در بررسی روایت نبوی، خطاب به (حضرت) علی علیه السلام «الجنه مشتاق الیک و الی عمار و سلمان و ابی‌ذر و المقداد(۱)» که در آن از اشتیاق و به تعبیری از عشق بهشت به دیدار امام علی علیه السلام عمار، سلمان، ابوذر و مقداد سخن به میان آمده، چنین آورده است:

«از آنچه گفته آمد دانسته شد که تعبیر از افراط در حب الهی به عشق، به معنای کنار گذاشتن شیوه محاوره و اصطلاحات ائمه علیهم السلام و رشحات بحار حب آنان است. زیرا در دعا‌ها، مناجات و گفتارهای ائمه علیهم السلام در بیان صفات متقین، و مؤمنان، صفات و خصایص و فضایل امام و نیز بیان حالات کسانی که با ائمه علیهم السلام دوست و صمیمی و اهل سر بوده‌اند هیچ‌گاه واژه عشق نیامده است. طبق اصطلاح مدعیان عشق، آیا کسی عاشق‌تر از امام سجاد علیه السلام وجود دارد؟ آیا دیده شده که در کلمات حکمت و مناجات این امام، لفظ عشق به کار رفته باشد؟! آیا برای کسی که می‌خواهد در تمام افعال، اقوال، حرکات و سکنات به دنبال ائمه علیهم السلام حرکت کند رواست از طریق و شیوه آنان فاصله گیرد؟!»(۲)

آنگاه ایشان از اصل توقیفی بودن اسامی برای خداوند و اولیای او بهره می‌جوید و مدعی می‌شود که برای خداوند، لفظ حب و حبیب یا خلیل آمده است اما لفظ عشق و عاشق به کار نرفته است.(۳)

سپس از استاد خود سید نعمت الله جزایری این چنین انتقاد کرده است:

«شگفت از سید محدث جزایری است که در کتاب «المقامات» و کتاب «الانوار النعمانیه» در مبحث نور حب، لفظ عشق حقیقی و مجازی را به کار برده و اولیای الهی را به عنوان عشاق الله یاد کرده و امام سجاد علیه السلام را سیّد العاشقین نام برده است. این کار از ایشان بسیار شگفت‌آور است، هر چند ممکن است از کسانی که روایات را کنار گذاشته‌اند چندان شگفت ننماید.»(۴)

محدث نوری در خاتمه مستدرک الوسائل در بررسی اعتبار کتاب «مصباح الشریعه»، یکی از دلایل اصالت و صحت انتساب آن به امام صادق علیه السلام را خالی بودن از مصطلحات شایع عرفا و صوفیه می‌داند؛ نظیر اصطلاح عشق، خمر، سکر، صحو، محو، فنا، وصل و ….(۵)

بر اساس این گفتار، محدّث نوری می‌پذیرد که روح معنایی عشق در آموزه‌های دینی آمده است چنانچه روایت پیش گفته از پیامبر صلی الله علیه و آله حکایتگر عشق بهشت نسبت به برخی از اولیاء الهی است. اما با این حال بر دو نکته، پای فشرده است:

۱. واژه و اصطلاح عشق و عاشق در آموزه‌های دینی نیامده است. او برای تقویت دیدگاه خود، افزون بر نقل عباراتی از حکماء در توصیف عشق مجازی به نوعی بیماری وسواسی و مالیخولیایی، این روایت را از امام صادق علیه السلام نقل کرده است: «عن المفضل بن عمر قال: سئلت اباعبدالله علیه السلام عن العشق؟ فقال: قلوب خلت عن ذکر الله فاذاقها الله حب غیره.(6) از امام صادق علیه السلام از عشق پرسیدم. فرمود: دل‌هایی‌اند که از یاد خدا خالی‌اند و خداوند، محبت غیر خود را به آن‌ها چشانده است.»

از سوی دیگر می‌دانیم که در میان فِرَق اسلامی، عجارده – گروهی از خوارج – معتقدند از آنجا که در سوره مبارکه یوسف، سخن از عشق به میان آمده و این امر با گفته الهی سازگار نیست این سوره بر قرآن افزوده شده است.(7)

۲. کاربست اصطلاح عشق در آموزه‌های دینی با ستایش از عشق حقیقی و نکوهش از عشق مجازی؛ عموم اندیشوران می‌پذیرند که اصطلاح عشق در آموزه‌های دینی بکار رفته و دلیلی ندارد که از کاربست آن پروا داشته باشیم. با این حال باید توجه داشت که در قرآن و روایات از عشق مجازی نکوهش و از عشق حقیقی و عشق به خداوند تمجید شده است.

مصداق بارز نکوهش از عشق مجازی، نکوهش از زلیخا همسر عزیز مصر است که چنان عاشق و واله یوسف شد که هوش از سر داد و زمام نفس را به کناری انداخت و با بستن درب‌ها و با گفتن «هیت لک» خود را در اختیار یوسف قرار داد و وصال او را طلبید و این عشق چنان در سراپرده جانش سرکشی و طغیان نمود که پس از ملامت زنان مصر و پس از دعوت آنان در مجلسی خاص و مشاهده جمال بی‌مثال یوسف، آن هنگام که آنان را در دلباختگی خود همصدا یافت خواسته خود را به صورت علنی برای بار دوم تکرار کرد و یوسف را در صورت تمرد به زندان تهدید کرد که سرانجام نیز به نیت خود جامه عمل پوشاند و یوسف را به رغم پاکدامنی به زندان انداخت.

قرآن از تمام این حالات و رفتار‌ها به عنوان رفتارهای خیانت‌آلود شیطانی که مخالف عقل، رشد و تعالی انسانست یاد کرده است؛ بویژه که یوسف علیه السلام در برابر درخواست زلیخا و زنان مصر چنین گفت: «وَ إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ» (33 یوسف) یعنی کشش شهوانی و عشق مجازی را رفتاری از سر جهل و سبکسری ارزیابی کرده است.

در روایات نیز ضمن کاربست اصطلاح عشق، از عشق مجازی نکوهش شده است. شماری از روایات بدین شرح است:

۱- امام علی علیه السلام فرمود: «العِشقُ مَرَضٌ لَیسَ فِیهِ أجرٌ وَ لا عِوَضٌ»(8) عشق بیماری‌ای است که اجر و عوض ندارد.» این روایت آن دسته از دیدگاه‌ها که عشق مجازی را نوعی بیماری و خبط دماغ می‌دانند، تقویت می‌کند.

نیز آن امام فرمود: «العِشقُ جَهدٌ عارِضٌ، صادَفَ قَلباً فارِغاً(9) عشق، تلاشی است عارضی که دل خالی بدان مبتلا می‌شود. همچنین از ایشان نقل شده که فرمودند: «مَنْ عَشِقَ شَیْئاً أَعْشَی بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ غَیْرِ صَحِیحَةٍ وَ یَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَیْرِ سَمِیعَةٍ(10) (یعنی هر کس به چيزي عشق ناروا ورزد، نابينايش مي کند، و قلبش را بيمار کرده، با چشمي بيمار مي نگرد، و با گوشي بيمار مي شنود.)

این روایت نیز نکته دوم پیش گفته در تبیین تفاوت‌های عشق حقیقی و مجازی را تأیید می‌کند که عشق مجازی با نوعی خبط قوای عقلانی همراه است.

مرحوم علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار بابی تحت عنوان «ذَمُّ العِشقِ وَ عِلَّتُه» به بررسی عشق، اختصاص داده و در آن سه روایت آورده است. مهم‌ترین روایت، روایت پیش‌گفته است که از امام صادق علیه السلام نقل شده و بر اساس آن، مفضل بن عمر از امام از عشق می‌پرسد. امام در پاسخ او فرمودند: دل‌هایی‌اند که از ذکر و یاد خدا خالی‌اند و خداوند محبت غیر خود را به آنان چشانده است.(11)

از این روایت، سه نکته قابل استفاده است:

۱. عشق الهی یا محبت خداوند در برابر (در مقابل) عشق به غیر الهی قرار دارد. از این جهت، امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتی دلی از محبت خدا خالی شده باشد محبت و عشق دیگری جای آن می‌نشیند. بنابراین تقسیم عشق به حقیقی و غیر حقیقی یا تقسیم به عشق درست یا نادرست از این روایت قابل استفاده است.

۲. عشق امری قلبی است که‌ گاه از آن به محبت یاد می‌شود.

۳. عشق مجازی و محبت غیر خداوند، مذموم و در برابر (آن) عشق حقیقی و محبت نسبت به خداوند ممدوح است.

در برخی از روایات از عفت و نگهداری نفس به هنگام بروز عشق تمجید شده است. به عنوان مثال از پیامبر صلوات الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: «مَن عَشِقَ فعَفَّ ثُمَّ ماتَ، ماتَ شَهيداً»(12) هر کس عاشق شود و عفّت ورزد و بمیرد شهید مرده است.»

ب) کاربست عشق حقیقی در آموزه‌های دینی و تمجید از آن

گذشته از آیات و روایاتی که در آن‌ها بدون کاربست واژه «عشق» از شوق و محبت زائدالوصف به خداوند و انقطاع الی الله تمجید شده، در برخی از روایات با تصریح به واژه عشق، از عشق حقیقی ستایش شده است. بهترین نمونه آن روایت ذیل است که در معتبر‌ترین جامع حدیثی یعنی «کافی» نقل شده است. در این روایت، امام صادق علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین نقل کرده است:

«أفْضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ فَعانَقَها وَ أحَبَّها بِقَلْبِهِ وَ باشَرَها بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَها، فَهُوَ لايُبالي‌ عَلَي‌ ما أصْبَحَ مِنَ الدُّنْيا عَلَي‌ عُسْرٍ(13) (بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد، با عبادت معانقه کند و آن را با تمام وجود لمس نماید و خود را برای آن فارغ سازد آنگاه نگران نخواهد بود که دنیا برای او به سختی بگذرد یا به آسانی.)

ملاصالح مازندرانی رحمة الله علیه در شرح این روایت پس از تبیین معنای لغوی عشق، گفتار حکما در کتب طبی را نقل می‌کند که می‌گویند: عشق، نوعی از مالیخولیا و جنون است و از سوی دیگر، حکماء در کتب الهی آن را اعظم کلمات و اتم سعادات دانسته‌اند.

آنگاه چنین می‌افزاید:

«ممکن است به نظر آید که میان این دو مدعا، تعارض است در حالی که چنین نیست؛ زیرا آنچه مذموم است عشق جسمانی حیوانی و شهوانی است و آنچه ممدوح است عشق روحانی انسانی و نفسانی است. و عشق از نوع اوّل به مجرد وصال، زوال و فنا یابد؛ اما عشق از نوع دوم، همواره و در همه حال، باقی مانده و تعالی می‌یابد.»(14)

علامه مجلسی رحمة الله علیه نیز پس از نقل این روایت، از آن استفاده کرده که عشق، تنها در امور باطل، کاربرد ندارد و چنان نیست (که) درباره محبت خداوند به کار نرود با این حال، معتقد است احوط آن است که بنابر اصل توفیقی بودن اسامی خداوند، اسامی مشتق از عشق، بر خداوند یا حتی بر فعل او اطلاق نگردد.(15)

از این روایت، افزون بر ستایش عشق حقیقی به خداوند و آنچه متعلق به او است و کاربست این واژه، نشانه‌هایی نیز برای عشق حقیقی بر شمرده شده که ماهیت آن را چنان که پیش از این اشاره کردیم روشن می‌سازد. نظیر معانقه با عبادت و محبت قلبی آن و فارغ ساختن خود برای عبادت به گونه‌ای که از هر چه غیر از آن است، غافل و بی‌اعتنا گردد.

ابن ابی العز حنفی پس از تعریف عشق به حب مفرط، معتقد است:

«و لکن لایوصف بالرب تعالی و لا العبد فی محبة ربه و ان کان قد اطلقه بعضهم و اختلف فی سبب المنع فقیل عدم التوقیف و قیل غیر ذلک و لعل امتناع اطلاقه ان العشق محبة مع شهوة.»(16)

ابن عربی در کتاب الفتوحات المکیه باب یکصد و هفتاد و هشتم در مبحث «معرفة مقام الحب» توضیح می‌دهد که برای این معنا، چهار صفت به کار رفته است که عبارتند از:

  • حبّ
  • ودّ
  • عشق
  • هوی

او درباره عشق چنین آورده است:

«العشق و هو افراط المحبة و کنی عنه فی القرآن بشّده الحبّ فی قوله تعالی: "و الذین آمنوا اشد حبّا لله" و هو قوله تعالی: "قد شغفها حباً‌" ای صار حبّها یوسف علی قلبها کالشغاف ... و قد وصف الحق نفسه فی الخبر بشدّه الحبّ غیر انه لایطلق علی الحق اسم العشق و العاشق…»(17)

ابن عربی می‌پذیرد که به شدت محبت به خداوند، عشق و به صاحب چنین محبتی عاشق اطلاق نمی‌گردد. با این حال او علت عدم اطلاق را توضیح نداده است.

شیخ احمد احسایی بر محمد تقی مجلسی رحمة الله علیه در شرح زیارت جامعه، در به کار بردن کلمه «عشق» نسبت به ائمه علیهم السلام، اعتراض کرده و می‌گوید:

"عشق هیچ معنایی جز «جنون شیطانی» ندارد و اگر بگویند که منظور از عشق، شدت میل است، می‌گوییم که از میل محمد و آل محمد علیهم السلام، (به خداوند) قوی‌تر وجود ندارد، در حالیکه در اخبار و آثار اهل بیت علیهم السلام کلمه عشق به کار نرفته است، نه به عنوان حقیقت و نه به عنوان مجاز، مگر از طرف مخالفان که چنین بدعتی را بنا نهاده‌اند، با اینکه می‌دانند این کلمه جز در موارد جنسی به کار نمی‌رود.(18)

ملّا هادی سبزواری در بخشی از مباحث کتاب «شرح الاسماء الحسنی» درباره کاربست یا عدم کاربست اصطلاح عشق در آموزه‌های دینی چنین آورده است:

«روح و گوهر معانی واژه‌های محبت، عشق، شوق، اراده، میل و ابتهاج و نظایر آن‌ها یکی است. چنانکه می‌گویند:

نیست فرقی در میان حبّ و عشق             شام در معنی نباشد جز دمشق

با این حال، لفظ عشق به فزونی در شرع به کار نرفته است. سرّ آن این است که شأن پیامبر صلوات الله علیه و آله به خاطر مقام رسالت، ارائه آداب و تنظیم عالم کثرت است و صفت عشق تخریب و وحدت است. و اگر گاهی نیز کلماتی از ایشان صادر شد نظیر «من عشقنی عشقته» و نظایر آن، از آن جهت که ایشان مقام ولایت دارد و می‌بایست میان مقام کثرت و وحدت جمع کند، آن را بکار برده است. پس مفهوم عرفی عشق، محبت مفرط است و عنصر معنایی دیگر ندارد لذا مقسم عشق، حقیقی و مجازی می‌شود.

می‌توان دلیل دیگری برای عدم کاربست لفظ عشق از سوی شرع نیز برشمرد و آن اینکه چون در السنه و افواه هوس‌بازان و شهوت‌پرستان، عشق بیشتر در شهوت جنسی به کار می‌رود، شرع از کاربست این واژه اجتناب ورزیده تا آن مفهوم ناصحیح توهم نشود نظیر عدم ورود لفظ الامن، ذائقی و شامه درباره خداوند تا تجسیم توهم نشود.(19)

روزبهان بقلی شیرازی در کتاب «عبهر العاشقین» که در زمینه عشق تدوین یافته و از مهم‌ترین آثار در این زمینه به شمار می‌رود، درباره جواز و عدم جواز اطلاق عشق بر خداوند چنین آورده است:

«هل یجوز اطلاق العشق علی الله تعالی؟ و هل یجوز ان یدعی احد عشقه؟ و هل اسم العشق عند العشاق من الاسماء المشترکه؟ و هل یکون جواز العشق علی الله و من الله و فی الله و بالله؟ قلت: اختلف شیوخنا فی ذلک: فمنهم من انکر و منهم من اجاز، فمن انکر أخفی هذا السرّ من اهل هذا العالم غیرهً علی الخلق، و من اجاز فمن جراته فی العشق و الانبساط، و العاشقون و المحبون لا یخافون فی الله لومه لائم …»(20)

آن‌گاه وی نام شماری از عرفا و بزرگان صوفیه را می‌برد که اصطلاح عشق را درباره خداوند به کار برده‌اند؛ نظیر ابوالحسین نوری، حسین بن منصور، ابوبکر واسطی، شبلی، ابویزید بسطامی، ابوالقاسم جنید و …»(21)

سپس می‌افزاید که (حضرت) داود علیه السلام «عشیق الله» نامیده می‌شود و قریش می‌گفتند:

«ان محمد صلی الله علیه و آله قد عشق ربه»(22)

و نیز به روایت منسوب به پیامبر صلوات الله علیه و آله استناد کرده است: «من عشق و عف و کتم فمات، مات شهیدا»(23)

نتیجه بررسی دیدگاه‌ها در کاربست واژه عشق در آموزه‌های دینی

از بررسی مجموعه آراء و دیدگاه‌های پیش گفته در زمینه کاربست یا عدم کاربست واژه عشق در آموزه‌های دینی و نگاه دین به این مقوله، نتایج ذیل قابل استفاده است:

۱. همه صاحب‌نظران پذیرفته‌اند که در آیات و روایات، مفاهیم معادل معنای عشق و به تعبییر ملاهادی سبزواری دارای روح معنایی یکسان با عشق، به کار رفته است؛ نظیر حبّ، ودّ، خلّه، اشتیاق؛ حتی از آیه «قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ يُوسُفَ حَتَّى تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهالِکينَ» (گفتند: به خدا قسم آنقدر یاد یوسف می‌کنی تا آنکه سخت، بیمار شوی یا به هلاکت بیفتی) گفته شده که مقصود از حرض‌‌، همان عشق و شیدایی مفرط یعقوب نسبت به یوسف است که باعث نابینایی او در غم فراغ یوسف شد.(24)

نیز می‌گویند آیه: «وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتيلاً» با توجه به اینکه تبتل به معنای انقطاع از غیر خداوند است، عملاً ناظر به مقام عشق به خداوند است.(25)

همچنین آیه «وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَي» (پروردگارا به سوی تو آمدم تا از من راضی شوی.) را ناظر به مقام عشق دانسته‌اند، بویژه آنکه در روایتی از امام صادق علیه السلام با استناد به این آیه، از کسانی که غرق در محبت خداوند‌ند یعنی‌‌ همان عاشقان الهی، تمجید شده است.(26)

افزون بر این‌ها از روایاتی نظیر «انَّ اللَّهَ جَميلٌ يُحِبُّ الْجَمالَ فَاتَجَمَّلُ لِرَبّي» و نیز دعا‌ها و مناجاتی که در زمینه حبّ الهی رسیده، برای تأیید کاربست روح معنایی عشق در آموزه‌های دینی استفاده شده است.

 

۲. همه صاحب نظرانی که از کاربست مطلق واژه عشق در متون دینی یا همراه با مذمت عشق مجازی و ستایش عشق حقیقی دفاع کرده‌اند، پذیرفته‌اند که این کاربست چندان شایع نیست. و یکی از دلایل آن را سوء استفاده بطالان و شهوت پرستان از این مقوله دانسته‌اند، چنان که ملا هادی سبزواری بر آن تأکید کرده است.

 

۳. برخی از روایاتی که با عنوان شاهد بر مدعای کاربست اصطلاح عشق در آموزه‌های دینی مورد استفاده قرار گرفته و نیز برخی از شواهد، جای مناقشه جدی دارد.

روایات مورد استناد که فاقد سند بوده و در هیچ یک از منابع اصیل روایی انعکاس نیافته و‌ گاه برخی از صاحب‌نظران بر مجعول بودن آن‌ها تصریح کرده یا آن‌ها را جزء مشهورات فاقد اصالت بر شمرده‌اند، بدین شرح است:
أ. «من عشق و عف و کتم و مات، مات شهیدا.»(27)
ب. «اطلبوا الحوائج عند حسان الوجوه».(28)
ج. «ان رسول الله (ص) کان یعجب الخضره و یعجبه وجه الحسن»(29)
د. «ثلاثه یزیدن فی قوة البصر: النظر الی الخضره، و النظر الی الوجه الحسن، و النظر الی الماء الجاری.»
از سویی دیگر ادعای آنکه به حضرت داود (ع) «عشیق الله» اطلاق شده، ادعایی بی‌دلیل است. چنانکه از گفتار مشرکان قریش که پیامبر را عاشق خداوند دانسته‌اند، نمی‌توان صحت این کاربست را اثبات کرد.


4. تمام اندیش‌وران پذیرفته‌اند که دین و شریعت، هیچ‌گاه به عشق مجازی آن هم از نوع شهوانی و حیوانی آن روی خوش نشان نداده و آن را نشانگر نوعی بیماری روحی و خالی بودن دل از محبت خداوند دانسته است. البته در برابر (مقابل)، دین از عشق حقیقی، ستایش کرده است.

 

حال که دانستیم عشق به معنای محبت مفرط است و به دو قسم اصلی: عشق حقیقی و عشق مجازی تقسیم می‌شود و نیز دانستیم که عشق مجازی نیز به دو قسم: عشق مجازی انسانی یا نفسانی یا عقلانی و عشق مجازی حیوانی یا شهوانی منقسم است و نیز دریافتیم که دین و آموزه‌های دینی به عشق مجازی بویژه از نوع شهوانی آن به هیچ وجه روی خوش نشان نداده است، اینک جای آن دارد (در نوشته بعدی) آسیب‌های عشق مجازی از نوع شهوانی آن، که متاسفانه به نوعی در میان مردم رواج دارد، را مورد بررسی قرار دهیم.

در آسیب‌شناسی این نوع از عشق، از آموزه‌های دینی، دستاورد‌های جامعه‌شناسی و تجاربی که در این راه بدست آمده، کمک گرفته‌ایم. از آنجا که بیشتر از همه جوانان پیش از ازدواج در معرض آسیب‌های عشق مجازی قرار دارند، در برشمردن آسیب‌های عشق مجازی، بیشتر این طیف اجتماعی و شرایط پیش از ازدواج را مورد توجه قرار داده‌ایم.

 پانوشت‌ها:

1_ الخصال، ج ۱، ص ۳۰۳

2_ نفس الرحمن فی فضایل سلمان، ص ۳۲۹

3_ همان، ص ۳۳۰

4_ همان، ص ۳۳۱

5_ خاتمه المستدرک، ج ۱، ص ۲۰۶

6_ امالی (شیخ صدوق)، ص ۷۶۵؛ علل الشرائع، ج ۱، ص ۱۴۰ «باب علة عشق الباطل»

7_ الملل و النحل، ج ۱، ص ۱۲۸

8_ شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۳۲

9_ همان

10_ موسوعه احادیث اهل البیت، ج ۷، ص ۱۶۹؛ میزان الحکمه، ج ۳، ص ۱۹۸۸

11_ بحار الانوار، ج ۷۰، ص ۱۵۸

12_ میزان الحکمه، ج ۳، ص ۱۹۸۸. باب «ثواب من عشق و عف» در این باب چهار روایت آمده که روایت چهارم ربطی به عشق ندارد و سه روایت نخست نیز فاقد اصالت منبع و سند صحیح است. نیز ر. ک: کنز العمال، ج۳، ص ۳۷۲

13_ کافی، ج ۲، ص ۸۳. «باب العباده»

14_ شرح اصول کافی، ج ۸، ص ۲۶۱

15_ بحار الانوار، ج ۶۷، ص ۲۵۳

16_ شرح العقیده الطحاویه، ص ۱۷۶

17_ الفتوحات المکیه، ج ۲، ص ۳۲۳

18_ به نقل از فلسفه عرفان، ص ۳۵۱

19_ شرح الاسماء الحسنی، ج ۱، ص ۱۶۲

20_ عبهر العاشقین، ص ۹-۱۰

21_ همان، ص ۱۰

22_ همان

23_ همان، ص ۲۳

24_ تفسیر غریب القرآن، ص ۳۳۲

25_ مفاتیح الغیب، ج ۳۰، ص ۷۸

26_ الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ج ۱۰، ص ۵۸

27_ عبهر العاشقین، ص ۹

28_ همان، ص ۵۰. (مقدمه)

29_ همان، ص ۲۹

ویرایش شده توسط: تارنمای مسعود رضانژاد

مطالب داخل پرانتز، متعلّق به مسعود رضانژاد فهادان است.

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی