تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه (۵.۱)

حمایت از ما با خرید این محصول (هزار تومان)

مقدمه

پیش از این گفتیم که نظریه داو، اساس بیشتر بررسی‌های روند است که امروزه به کار می‌روند. همچنین مفاهیم مقدماتی روند را شامل خط حمایت، خط مقاومت و خطوط روند مطرح کردیم و با مقدمات نقش، حجم معاملات در روندها آشنا شدیم. حال آماده‌ایم تا به مرحله بعدی برویم که مرحله مطالعه الگوها هست. خیلی سریع متوجه خواهید شد که الگوها بر اساس مطالب و تفکرات قبلی ساخته‌شده‌اند.

در فصل چهار، روندها را به عنوان سری‌هایی از امواج صعودی یا نزولی، دارای اوج و فرود معرفی کردیم. تا زمانی که به سمت بالا حرکت می‌کنند روند صعودی و مادامی‌که رو به پایین دارند روند نزولی نامیده می‌شوند. زمانی نیز وجود دارد که بازار به صورت مستقیم حرکت می‌کند. این بخش از نمودارها یعنی بخشی که بازار راکد هست و در حقیقت قیمت، فعالیت چندانی انجام نمی‌دهد بخش مهمی‌ از نمودارهاست و مورد توجه ما در دو فصل آینده خواهد بود.

این تفکر که تغییرات در روندها اتفاقات ناگهانی هستند می‌تواند یک اشتباه بزرگ باشد. یک نکته بسیار مهم این است که تغییرات اصلی در روندها احتیاج به یک دوره انتقال دارند. اما اشکال اینجاست که این دوره‌های انتقالی به صورت اخطار بازگشت روند، ظاهر نمی‌شوند. برخی اوقات، این روند خنثی به صورت یک دوره توقف و یا تثبیت در روند موجود است که پس از آغاز روند اصلی ظاهر می‌شود.

الگوهای قیمت

مطالعه این دوره‌های زمانی انتقال و پیش‌بینی آن‌ها ما را به سمت مبحثی به نام الگوهای قیمت هدایت می‌کند. قبل از هر چیز، الگوهای قیمت چه چیزهایی هستند؟ الگوهای قیمت، تصاویر و شکل‌هایی هستند که در نمودار قیمت سهام و یا کالاها ظاهر می‌شوند و به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند و قابلیت پیش‌بینی شدن دارند.

دو نوع الگو:

الگوهای برگشتی و الگوهای ادامه‌دهنده

الگوهای قیمت به دو ‌گروه عمده تقسیم می‌شوند: الگوهای برگشتی قیمت و الگوهای ادامه‌دهنده. همان‌گونه که از نام‌گذاری پیداست الگوهای برگشتی، الگوهایی می‌باشند که روند قیمت در آن‌ها تغییر جهت می‌دهد. از طرف دیگر الگوهای ادامه‌دهنده، زمانی رخ می‌دهند که بازار برای مدتی توقف می‌کند این توقف می‌تواند برای تصحیح قیمت به علت فروش‌های بیش از حد و یا خریدهای بیش از ‌اندازه باشد و وقتی به قیمت واقعی نزدیک شد روند، ادامه می‌یابد. هدف این است که پیش از شکل گرفتن روند اصلی، بتوان تفاوت بین این دو الگو را تشخیص داد.

در این فصل، پنج الگوی برگشتی مطرح و عمده را بررسی می‌کنیم:

  1. سر و شانه «سقف و کف»
  2. سه قلوهای سقف و کف؛
  3. دو قلوهای سقف و کف؛
  4. اسپایک‌های سقف و کف؛
  5. الگوی ‌گرد و یا نعلبکی

در این قسمت، صرفاً نحوه شکل‌گیری قیمت را در نمودار و چگونگی تشخیص آن را تمرین می‌کنیم. سپس به مطالب مهم دیگری که باید بررسی شود مانند ارتباط میان الگوهای حجم و مفاهیم قابل‌اندازه‌گیری دیگر می‌پردازیم.

حجم معامله، نقش بسیار مهمی‌ را در تأیید این الگوها بازی می‌کند. در زمانی که شک داشته باشیم (که زیاد اتفاق می‌افتد) بررسی الگوهای حجم به همراه اطلاعات قیمت می‌تواند فاکتور تعیین‌کننده‌ای باشد که الگو، قابل اعتماد می‌باشد و یا خیر.

تقريباً اكثر الگوهای قیمت، دارای تکنیک ‌اندازه‌گیری درجه اطمینان می‌باشند که به تحلیل‌گر تکنیکی کمک می‌کند که اهداف قیمتی را تا حد امکان مشخص کند. این هدف‌ها تخمینی از میزان تحرکات قیمت می‌باشد و به معامله‌گر کمک می‌کند که درجه ریسک خود را تعیین کند.

در فصل شش، الگوی ادامه‌دهنده را مطالعه می‌کنیم. آن‌ها الگوهایی به شکل مثلث، پرچم، گوشه‌ها و مستطیل، هستند و بیشتر، نمایشگر توقّف در روند موجود هستند تا اینکه نشان‌دهنده روند برگشتی باشند و غالباً در نمودارها به عنوان الگوهای میانی (و یا فرعی در مقابل اصلی) از آن‌ها نام‌برده می‌شود.

نکات اساسی مشترک در الگوهای برگشتی

پیش از شروع بحث تخصصی الگوهای اصلی برگشتی لازم است برخی نکات مقدماتی که در تمام این الگوها مشترک است را بررسی کنیم.

١- لازمه شروع هر الگوی برگشتی وجود یک روند اوّلیه می‌باشد.

۲ – اوّلین اخطار برای ایجاد برگشت روند، اکثراً زمانی ساطع می‌شود که یکی از خطوط روند شکسته شود.

۳- بزرگ بودن الگو نشان‌دهنده بزرگ‌تر بودن تحركات بعد از آن می‌باشد.

۴ – الگوهای سقف، معمولاً دوره زمانی کوتاه‌تر و نوسان بلندتری نسبت به الگوهای کف‌ها دارند.

۵ – كف‌ها معمولاً تغییرات قیمت کمتری دارند و زمان بیشتری برای تشکیل شدن صرف می‌کنند.

۶- حجم معمولاً در نقاط سقف (قله) اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.

نیاز به روند اوّلیه:

وجود یک روند اوّليه، مهم‌ترین شرط ایجاد الگوی برگشتی می‌باشد. وقتی بازار دلیلی برای بازگشت داشته باشد، یکی از الگوهای برگشتی روی نمودار ظاهر می‌شود. اگر آن الگو به وسیله یک روند اوّلیه مشایعت نشده باشد چیزی برای بازگشت وجود ندارد و مورد شک واقع می‌شود. دانستن اینکه چه مکان‌هایی در روند اصلی، مستعد پدید آوردن الگوهای اصلی هستند یکی از نکات کلیدی در شناسایی الگوها می‌باشد.

نتیجه دیگر از داشتن یک روند اوّلیه برای بازگشت، موضوع مفاهیم اندازه‌گیری است.

پیش از این گفته شد که بیشتر تکنیک‌های ‌اندازه‌گیری برای برآورد حداقل هدف‌های قیمت کاربرد دارند. حداکثر هدف، کل بازه حرکت ابتدایی خواهد بود.

در یک بازار افزایشی بزرگ با الگوهای شکل‌گرفته سقف بیشترین پتانسیل برای حرکت به سمت پایین، ۱۰۰٪ بازگشت بازار افزایشی یا برگشت به نقطه شروع آن است.

شکسته شدن یکی از خطوط مهم روند:

اوّلین علامت مهم و جدی برای ایجاد الگوی برگشتی معمولاً شکسته شدن یکی از خطوط مهم روند می‌باشد. به یاد داشته باشید که عبور از خطوط روند، الزاماً به معنی شروع روند برگشتی نیست. بلکه چیزی که اخطار داده شده تغییر در روند است. شکسته شدن خطوط اصلی روند، ممکن است اخطار شروع الگوی جانبی قیمت باشند که ممکن است بعدها به عنوان نوع برگشتی یا تحکیمی قیمت شناخته شوند. برخی اوقات، شکسته شدن خطوط روند، همزمان می‌شود با به انتها رسیدن الگوی قیمت.

الگوی بزرگ‌تر پتانسیل بیشتری دارد:

وقتی ما از واژه بزرگ‌تر استفاده می‌کنیم منظور ما ارتفاع و پهنای الگو در نموداری است که از آن استفاده می‌کنیم. منظور از ارتفاع، تغییرات نوسانی قیمت و محدوده نوسان می‌باشد و منظور از پهنا، مقدار زمانی است که صرف ساخته شدن الگو می‌شود.

هرچه ‌اندازه الگو، بزرگ‌تر باشد که به معنی نوسان قیمت در پهنه وسیع‌تر همراه با ارتفاع بیشتری می‌باشد و اگر در زمان طولانی‌تری ساخته‌شده باشد اطمینان بیشتری نسبت به حرکت قیمت ایجاد می‌کند.‌اندازه بزرگ‌تر الگو که همراه است با نوسانات بزرگ قیمت و ارتفاع زیاد و همچنین مدت‌زمان طولانی‌تر برای ساختن آن، باعث اعتبار و اهمیت بیشتر الگو می‌شود و پتانسیل آن برای حرکات بعدی بیشتر خواهد بود.

در حقیقت تمام تکنیک‌های اندازه‌گیری در این دو فصل بر اساس ارتفاع الگو بنا شده‌اند. در ابتدا این روش بر روی نمودارهای میله‌ای به کار می‌رود که از معیارهای ‌اندازه‌گیری عمودی استفاده می‌کنند. تمرین برای اندازه‌گیری‌های افقی الگوهای قیمت به بحث نمودارهای نقطه و رقم موکول می‌شود. در آن روش ‌ترسیم نمودار از ابزاری به نام «شمارش» استفاده می‌شود که در آن فرض می‌شود که ارتباط تنگاتنگی بین پهنای سقف و کف و هدف قيمت بعدی وجود دارد.

تفاوت بین سقف‌ها و کف‌ها:

الگوهای برگشتی سقف‌ها معمولاً از نظر زمانی کوتاه‌تر و از نظر نوسان قیمتی نوسان بلندتری نسبت به کف‌ها دارند. در سقف‌ها اغلب شاهد این هستیم که در مدت‌زمان کوتاه، قیمت نوسانات شدیدی را تجربه می‌کند. سقف‌ها در زمان کوتاهی شکل می‌گیرند. در كف‌ها می‌بینیم که برای مدت مدیدی قیمت ثابت مانده و یا نوسان‌های کوچکی از خود به نمایش می‌گذارند و در کل در مدت‌زمان طولانی‌تری کف‌ها نسبت به سقف‌ها ساخته می‌شوند. به همین دلیل است که اغلب خرید کردن در کف به مراتب ساده‌تر از فروختن در سقف می‌باشد. شاید یکی از دلایلی که رفتار الگوهای سقف این‌گونه خائنانه به نظر می‌رسد این باشد که قیمت‌ها تمایل بیشتری به نزول دارند نسبت به اینکه بخواهند صعود کنند.

برای همین معامله‌گر همواره می‌تواند در روند افزایشی سود بیشتری را بسیار سریع‌تر بسازد تا اینکه بخواهد از نوسانات جزئی یک بازار کاهشی استفاده کند. در زندگی همه‌چیز بین ریسک و بازده می‌چرخد. ریسک‌های بزرگ‌تر بازده‌های به مراتب بیشتری دارند و بالعكس. فروش در الگوهای سقف زمانی که احساس می‌کنیم به سقف رسیده‌ایم کار سختی است ولی همواره سود در کوشش ما نهفته می‌باشد.

حجم در روندهای صعودی اهمیت ویژه‌ای دارد:

حجم در طی روند بازار، معمولاً باید افزایش پیدا کند و این برای تأیید تکمیل همه الگوهای قیمت، نکته مهمی‌می‌باشد. تکمیل هر الگویی به وسیله تأیید افزایش قابل توجه در حجم معاملات آن انجام می‌شود. در هر حال در مراحل مقدماتی روند برگشتی حجم به‌اندازه سقف‌ها و قله‌ها فاکتور مهمی ‌نمی‌باشد.

چارتیست‌ها علاقمند می‌باشدند که وقتی قیمت افت می‌کند شاهد فعالیت بیشتر روی سهم و در نتیجه، افزایش حجم باشند ولی این قابل اعتنا نیست؛ اما در کف‌ها افزایش حجم کاملاً ضروری به نظر می‌رسد. اگر الگوی حجم هنگام شکسته شدن سقف‌ها افزایش نداشته باشد تقریباً تمام الگو زیر سئوال می‌رود.

در فصل هفت، اهمیت حجم را بیشتر مطالعه می‌کنیم.

(۱) الگوی برگشتی سر و شانه‌ها

اجازه دهید نگاهمان را معطوف به بهترین و مهم‌ترین و در عین حال، قابل اعتمادترین الگوی برگشتی یعنی سر و شانه‌ها کنیم. به علت اهمیت بالای این الگو، وقت زیادی را صرف مطالعه این الگو خواهیم کرد و جزئیات این الگو را به بحث می‌کشیم. تمام الگوهای برگشتی با کمی ‌تغییرات جزئی تنها حالت خاصی از نمودار سر و شانه‌ها می‌باشند و نیازی به توضیح مفصل آن‌ها نیست.

این الگوی برگشتی مهم مانند تمام الگوها، تابعی از نظریه روند که در فصل چهار مورد بررسی قرار‌گرفت می‌باشد. موقعیتی را در یک روند صعودی با امواج بالارونده تصور کنید که جنبش و تحرک امواج آن به تدریج کاهش می‌یابد. روند صعودی برای مدتی متوقف می‌شود. در این زمان قدرت عرضه و تقاضا به تعادل می‌رسد. ناگهان عرضه شدت می‌گیرد و خط حمایت افقی بین سقف و کف شکسته می‌شود و روند نزولی جدیدی به وجود می‌آید. روند نزولی جدید قله‌ها و فرودهای جدید خود را دارد.

حال ببینیم چگونه این سناریو در مورد الگوی سر و شانه به وقوع می‌پیوندد (شکل‌های ۵_۱_الف و ۱_۵ _ب را مشاهده کنید.) در نقطه A روند صعودی همانطور که انتظار می‌رود بدون هیچ علامتی از سقف بودن به کار خود ادامه می‌دهد. حجم معاملات نیز با افزایش قیمت افزایش می‌یابد و به سطوح بالای جدیدی می‌رسد که کاملاً طبیعی است.

سرازیر شدن به سمت نقطه B همراه با حجم بالاتری است که این نیز مورد انتظار است. در نقبله C یک چارتيست هوشیار ممکن است متوجه بشود که حجم در روند افزایشی که از نقله A شروع شد، کمی‌کمتر از رالی بلی است. این تغییر به خودی خود اهمیتی ندارد اما به عنوان یک چراغ زرد در ذهن تحلیل‌گر باقی می‌ماند.

قیمت دوباره شروع به افت می‌کند تا نقطه D و حتی ممکن است آشفتگی بیشتری هم به وقوع بپیوندد و نزول حتی تا پایین‌تر از قله موج قبلی در نقطه A ادامه یابد. توجه کنید که در روند صعودی، پیک قبلی باید به عنوان حمایت برای امواج آتی عمل کند. رسیدن قیمت به کمتر از نقطه ۱، تقریباً در نقطه پایینی قبلی B زنگ خطری برای این موضوع است که نکنه مهمی‌در این روند رو به بالا وجود دارد.

شكل ۵-۱ – الف: مثالی از نمودار سر و شانه. شانه‌های چپ و راست (نقاط A و) ارتفاعی برابر دارند. سر (نقطه C) از هر دو شانه بلندتر است. به کم شدن حجمها در هر پیک دقت کنید. الگو در نزدیکی زیر خط‌گردن کامل شده است (خط شماره ۲) کمترین هدف قیمت فاصله عمودی بعد از شکست، مقدار عمودی فاصله سر از خط‌گردن می‌باشد. معمولاً بعد از شکست، برگشتی به خط‌گردن مشاهده میشود ولی سهم موفق به شکستن خط‌گردنی که قبلا آن را یک بار شکسته است نمی‌شود.

پلی بک رالی افزایشی قیمت دوباره به نقطه می‌رسد ولی قادر به رسیدن به حد بالایی در نقطه C نخواهد بود. اینجا نیز حجم معاملات نسبت به دو قله دیگر کم می‌شود (آخرین رالی در نقطه E معمولاً به حدود نصف یا دو سوم فاصله بین نقطه C تا D می‌رسد) برای ادامه روند صعودی هر کدام از نقاط بالایی باید از نقطه بالایی رالی پیش از خود فراتر بروند. با ناتوانی صعود رالی E در رسیدن به قله قبلی در نقطه C نیمی‌از ملزومات برای شروع روند نزولی جدید را که اصطلاح موج پایین رونده نامیده می‌شود به دست می‌آید.

در این زمان شکست خط روند اصلی بالایی که پیش از این در نزول نقطه D شکسته شد همچنان اهمیت خود را به عنوان یک اخطار حفظ می‌کند؛ اما علیرغم همه این هشدارها تنها چیزی که ما می‌دانیم این است که روند از حالت بالارونده به حالت مستقیم تغيير شكل داده؛ که این ممکن است باعث نقد کردن خریدها در بازار بشود اما به‌اندازه کافی توجیه کننده موقعیت فروش نیست.

شکل ۵-۱-ب: نمودار سر و شانه‌های سقف. سه نقطه ماکزیمم مشاهده می‌شود که در آن سر نسبت به دو تانه بالاتر می‌باشد برگشت سهم را به خط‌گردن پس از شکست همراه با فلش نگاه کنید.

شکسته شدن خط ‌گردن و کامل شدن الگو

خط نسبتأ صافی را می‌توان در زیر نقاط پایینی رسم کرد (نقاط B و نقطه D) که خط‌ گردن نامیده می‌شود (به خط شماره ۲ در شکل ۱۰۵ – الف، نگاه کنید). این خط، عموماً بالارونده با شیب ملایم مثبت است (اگرچه برخی اوقات این خط کاملاً افقی یا صاف و در مواقع نادری شیب نزولی دارد). عامل تعیین کننده کیفیت نمودار سر و شانه‌ها، شکست قطعی خط‌گردن است. در این حال قیمت در حوالی خطوط روند مربوط به کف‌ها در نقاط B و D نوسان کرده است و خط حمایت را در نقطه D شکسته و تقریباً همه‌چیز برای آغاز یک روند نزولی و موج‌های پایین رونده آماده است. روند نزولی جدید سقف‌ها و کف‌های کاهشی دارد که نقاط C ، D، E و F هستند. حجم معاملات با شکسته شدن خط‌گردن باید به طور چشمگیری افزایش یابد. البته افزایش قابل ملاحظه در حجم معاملات در یک روند کاهشی در مراحل اوّلیه بازار از اهمیت زیادی برخوردار نمی‌باشد.

حرکت برگشتی

معمولاً یک حرکت برگشتی به صورت جهش به بالاتر از خط‌گردن یا تا حد نقطه پایینی قبلی یعنی نقطه D (به نقطه G نگاه کنید) رخ می‌دهد که هر دو این‌ها به عنوان مقاومت برای روند شناخته می‌شوند. البته وقوع حرکت بازگشتی حتمی‌نیست و گاهی نیز یک جهش بسیار کوچک است. حجم معامله در این هنگام می‌تواند در تشخیص‌اندازه این جهش کمک کننده باشد. اگر شکست اوّلیه خط‌گردن با معاملات سنگینی انجام شده باشد احتمال وقوع بازگشت کم است زیرا افزایش فعالیت روند نزولی را با قدرت بیشتری مشخص می‌کند.

معاملات کمتر در هنگام شکست خط‌گردن احتمال وقوع برگشت بیشتری را به همراه دارد. البته جهش باید با حجم معاملات کمی‌همراه بشود ولی روند نزولی جدید بعدی همراه با فعالیت معاملاتی بیشتری خواهد بود.

جمع‌بندی و خلاصه

در اینجا سر فصل‌های اصلی مربوط به الگوی سر و شانه سقف را مرور می‌کنیم.

  1. وجود یک روند صعودی اوّلیه
  2. شانه چپ حجم معاملات سنگین‌تری دارد نقطه A و با یک موج نزولی به حفره نزولی B دنبال می‌شود.
  3. رالی دوم برای صعود آغاز می‌شود که با حجم معاملات کمتری همراه است. (نقطه (C
  4. کاهش بعد از قله دوم یعنی تا پایین‌تر از قله اول (نقطه A) ادامه می‌یابد و به سمت پایین‌ترین نقطه حفره نزولی قبلی حرکت می‌کند. (نقطه D)
  5. رالی سوم (نقطه E) آغاز می‌شود و حجم معاملات کم آن قابل توجه می‌باشد و هرگز نمی‌تواند به قله قبلی صعود کند. (نقطه C)
  6. الگو با شکسته شدن خط‌گردن کامل می‌شود.
  7. حرکت برگشتی به سمت خط‌گردن (نقطه) که در ادامه روند نزولی را به دنبال دارد.

چیزی که کاملاً مستند است وجود سه موج قابل تشخیص است. موج میانی (سر) بلندترین ارتفاع را نسبت به دو شانه (نقاط A و E) داراست. الگو تا زمانی که به خیل کردن به طور قطع شکسته نشده باشد و قیمت زیر آن قرار نگرفته باشد کامل نمی‌شود. در اینجا دوباره نفوذ در حد ۱ – ۳٪ زیر خط‌گردن برای ما ملاک می‌باشد. یا اینکه به طور قلع (مثلاً دو روز کاری) قیمت زیر خط‌گردن بسته شود که در این حالت شکسته شدن خود کردن تایید۔ می‌شود؛ اما تا زمانی که در جهت پایین خط‌گردن شکسته نشود همواره احتمال اینکه یک الگوی واقعی سر و شانه نداشته باشیم هست و ممکن است روند رو به بالا مجددا آغاز شود.

اهمیت حجم معامله

حجم معامله در الگوی سر و شانه‌های واقعی نقش بسیار مهمی‌را در تأیید آن بازی می‌کند همان طور که در همه الگوهای قیمت اهمیت زیادی دارد. به عنوان یک قانون کلی قله دوم (قسمت سر) باید با مقدار حجم معامله کمتری نسبت به شانه چپ همراه باشد. این یک شرط لازم نیست اما وقوع این اتفاق می‌تواند یک اخطار زودهنگام مبنی بر کاهش فشار خرید نسبت به قبل تلقی‌گردد. مهم‌ترین اخطار حجم معاملات در موج سوم رخ می‌دهد شانه راست. حجم باید در این قله به میزان قابل توجهی نسبت به دو قله قبلی کمتر باشد. سپس هنگام شکسته شدن خط‌گردن حجم باید بیشتر شود و در زمان انجام حرکت برگشتی به خط‌گردن باید میزان کمتری داشته باشد و در نهایت وقتی حرکت بازگشتی اتفاق می‌افتد افزایش مجدد یابد.

همانطور که پیشتر اشاره شد حجم نقش کمرنگ‌تری را در هنگام تکمیل قله‌ها بازی می‌کند اما در برخی نقاط برای ادامه روند کاهشی حجم معامله باید افزایش پیدا کند. حجم معامله در نقاط قعر یا پایینی نقش بسیار مهمی‌را بازی می‌کند و این موضوعی است که باید به زودی به آن پرداخت. اجازه بدهید به مفاهیم‌اندازه‌گیری الگوهای سر و شانه بپردازیم.

پیدا کردن هدف قیمت

نحوه به دست آوردن هدف قیمتی در نمودار سر و شانه با توجه به ارتفاع الگو تعریف می‌شود. فاصله عمودی سر (نقطه C) را تا‌گردن محاسبه کنید. سپس روی این فاصله جایی را که خط‌گردن شکسته می‌شود مشخص کنید. برای مثال بالاترین نقطه سر را عدد ۱۰۰ فرض کنید و خط‌گردن را روی عدد ۸۰ فاصله عمودی بین این دو نقطه را محاسبه می‌کنند که به طور واضح عدد ۲۰ می‌باشد. این بیست واحد باید از سمت پایین روند نزولی جایی که خط‌گردن شکسته می‌شود نیز محاسبه شود. مثلاً اگر در شکل ۱۰۵ – الف، خط‌گردن در نقطه ۸۲ شکسته شده است در این صورت هدف قیمتی ۲۰ واحد کمتر یعنی ۶۲ می‌باشد.

(۸۲ – ۲۰ =۶۲)

تکنیک دیگری که برای ما همان کار را انجام می‌دهد ولی کمی‌ساده‌تر است اینکه ارتفاع موج دوم کاهشی (نقطه C تا D) را‌اندازه بگیریم و آن را دو برابر کنیم. در هر دو روش می‌توان گفت هر چقدر الگوی ما الگوی بزرگ‌تری باشد و جهش‌های بلندتری داشته باشد هدف قیمتی آن نیز بزرگ‌تر خواهد بود.

شبیه آنچه که در فصل ۴ توضیح داده شده محاسباتی که برای اطمینان از نفوذ و شکست خطوط روند انجام می‌شود برای الگوهای سر و شانه نیز انجام می‌شود. قیمت‌ها در پایین خط‌گردن دقیقا همان فاصله‌ای را طی می‌کنند که در بالای خط‌گردن طی کرده‌اند.

در مطالعات آتی درباره الگوهای قیمت خواهید دید که بیشتر اهداف قیمتی در نمودارهای میله‌ای مبتنی بر ارتفاع یا جهش‌ها در الگوهای مختلف می‌باشد. موضوع ارتفاع الگو و محاسبه این فاصله از نقاط شکسته برای تعیین قیمت‌های هدف مرتبا تکرار خواهد شد.

نکته مهمی‌که باید خاطر نشان کرد این است که هدف قیمتی که محاسبه می‌شود در واقع کمترین مقدار مورد انتظار از تغییرات است. قیمت اغلب نوسان قابل توجهی در اطراف هدف دارد. قیمت‌ها معمولاً بیشتر از هدف قیمتی تغییر می‌کنند. داشتن یک هدف قیمتی برای بررسی‌ها، ابزار مفیدی است که در تشخیص پتانسیل تغییرات یک سهم برای رسیدن به حد مورد انتظار به ما کمک می‌کند. تخطی بازار از اهداف تعیین شده قیمت حداقل اتفاقی است که ممکن است بیافتد. بیشترین میزان تغییر معمولاً از حرکت قبلی الگو به دست می‌آید. برای مثال اگر هنگام رشد، قیمت از ۳۰ به ۱۰۰ رسیده باشد بیشترین میزان افت برگشت از بالاترین نقطه الگو که همان سر می‌باشد، به نقطه ۳۰ می‌باشد. در الگوهای برگشتی می‌توان گفت که حداکثر تغییر رسیدن به آن جایی است که در ابتدا بوده است.

تنظیم هدف‌های قیمتی

فاکتورهای دیگری نیز هنگام تعیین اهداف قیمتی برای الگوها باید مدنظر قرار گیرند. تکنیک‌های محاسبه از روی الگوی قیمت مانند کاری که برای الگوی سر و شانه‌های بالا انجام دادیم در حقیقت اوّلین مرحله است. فاکتورهای تکنیکالی دیگری نیز وجود دارند که باید در نظر‌گرفته شوند. برای مثال اینکه خطوط حمایت قوی که به وسیله کف‌های مهم در

طی روند نزولی قبلی به وجود آمده‌اند در چه سطوحی قرار دارند؟ معمولاً در بازارهای افزایشی قیمت‌ها در این سطوح متوقف می‌شوند؛ و یا اینکه چند درصد قیمت تغییر می‌کند؟ بیشترین هدف ۱۰۰٪ برگشت و یا ۵۰% و ۶۶% از سطوح برگشتی در کجا قرار دارد؟ این سطوح اغلب حمایت قابل توجهی را برای بازار ایجاد می‌کنند. آیا شکاف قابل توجهی وجود دارد؟ عملکرد چنین شکافی می‌تواند به عنوان فضای حمایتی باشد. آیا روند بلندمدت قابل ملاحظه‌ای در درون بازار وجود دارد؟

تحلیل‌گر تکنیکی باید سایر اطلاعات تکنیکی را در محاسبه دقیق هدف قیمت از طریق الگوهای قیمت مورد بررسی قرار دهد. برای مثال اگر قیمت پایین هدف طبق محاسبات ۳۰ به دست آمد و حمایت برجسته‌ای روی قیمت ۳۲ وجود داشت تصمیم عاقلانه این است که ۳۲ را جایگزین ۳۰ کند. به عنوان یک قانون کلی زمانی که یک اختلاف جزئی بین هدف قیمتی و خط حمایت و یا مقاومت نزدیک به آن باشد اغلب بهترین تصمیم این است که هدف قیمتی را آن خط حمایت و یا مقاومت قرار دهیم. اغلب لازم است که هدف قیمتی به دست آمده را با سایر اطلاعات تکنیکی محاسبه شده تطبیق دهیم. تحلیل‌گر ابزارهای مختلفی برای این تغییر در اختیار دارد ولی ماهرترین تحلیل‌گر کسی است که بداند چگونه این ابزارها و قیمت‌های به دست آمده را به درستی‌ترکیب کند و قیمت مناسب را تشخیص دهد.

 

مسعود رضانژاد فهادان

پست بعدی

دانلود مجموعه آثار مهندس مهدی بازرگان (33 اثر)

د آگوست 5 , 2019
راهنمای دانلود (عناوین مجلدات) (کلیک کنید) نام کتاب لینک پرداخت و دانلود جلد ۱ – مباحث بنیادین جلد ۲ – بعثت ۱ جلد ۳ – يادداشت‌های روزانه جلد ۴ – مقالات اجتماعی و فنی جلد ۵ – آموزش قرآن جلد ۶ – مدافعات جلد ۷ – مباحث علمی اسلامی جلد […]

سردبیر

مسعود رضانژاد فهادان

مسعود رضانژاد فهادان هستم. مدیر و نویسنده «مجله اینترنتی فهادان»

دسترسی سریع