تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه (۴.۳)

حمایت از ما با خرید فایل PDF این مطلب

خط روند

حال که با خطوط حمایت و مقاومت آشنا شدیم اجازه دهید تا یک ابزار مهم دیگر را به انبار مهمات تکنیکی خود اضافه کنیم به نام خطوط روند! (شکل‌های ۴-۶-الف تا ج را ببینید).

خط روند یکی از ساده‌ترین و در عین حال مفید‌ترین ابزارهای تکنیکی است که تحلیل‌گران تکنیکی از آن استفاده می‌کنند. خط روند صعودی، خط صافی است که انتهای موج‌های (حفره) نزولی (تصحیح‌گر) را به یکدیگر متصل می‌کند و شیب مثبت دارد که در شکل ۴-۶-الف، به وسیله خط پُر رنگ نشان داده شده است.

خط روند نزولی نیز خط صافی است که انتهای موج‌های صعودی (تصحیح‌گر) را به یکدیگر متصل می‌کند و شیب منفی دارد. این خط را در شکل ۴-۶-ب، می‌بینید.

شکل ۴-۶-الف: مثالی از خط روند صعودی که نقاطی که قیمت در آن‌ها تصحیح می‌شود را به یکدیگر متصل می‌کند. برای رسم اوّلیه خط روند به دو نقطه (مثل نقاط ۱ و ۳) نیاز هست ولی برای افزایش اعتبار خط روند، نقطه سوم (مثل نقطه ۵) باید آن را تأیید کند.

شکل ۴-۶-ب: خط روند نزولی بالای موج‌های صعودی کشیده می‌شوند برای رسم اوّلیه ابن خط به دو نقطه نیاز داریم مثل ۱ و ۳ ولی برای افزایش درجه اعتبار خط روند، نقطه سوم (مثل نقطه د) نیز باید آن را تأیید کند.

شکل ۴-۶-ج: خط روند صعودی بلندمدت را در عمل نشان می‌دهد. خط روند صعودی در امتداد دو نقطه از موج‌های نزولی این روند رسم شده است. سومین نقطه پایین بازار در ابتدای سال ۱۹۹۸ است که قیمت بعد از برخورد به آن به سمت بالا جهش کرده و در نتیجه می‌توان به این خط روند بیشتر تکیه کرد.

ترسیم خطوط روند

رسم صحیح یک خط روند درست، مانند رسم سایر موارد در نمودارها نیاز به رسم چندین خط به صورت تجربی دارد تا بتوان درست‌ترین آن‌ها را انتخاب کرد. گاهی ممکن است خط روندی که درست به نظر می‌رسد نیاز به تصحیح داشته باشد. چند دستورالعمل مفید برای پیدا کردن این خط وجود دارد.

ابتدا می‌بایست روند را تشخیص داد. به این معنی که برای رسم کردن خط روند صعودی می‌بایست حداقل دو حفره نزولی که حفره دوم از حفره اوّل بالاتر است را پیدا کرد. البته واضح است که برای رسم هر خط صاف و مستقیمی باید دو نقطه را انتخاب کنیم.

برای مثال در شکل ۴-۶-الف، زمانی که قیمت از نقطه ۳ شروع به رشد کرد چارتیست‌ها مطمئن می‌شوند که نقطه ۳ انتهای حفره نزولی بوده است و فقط خط روند صعودی مقدماتی را با استفاده از نقاط ۱ و۳ می‌توان رسم کرد. بعضی از چارتیست‌ها نفوذ قیمت تا بالاتر از نقطه ۲ را برای تأیید روند صعودی و کشیدن خط روند لازم می‌دانند برخی دیگر به رشد قیمت تا وسط موج ۲-۳ یا رشد قیمت تا نزدیکی‌های نقطه ۲ را لازم می‌دانند.

اگرچه معیارها برای رسم این خط، متفاوت است ولی یادآوری این نکته ضروری است که چارتیست‌ها از لحاظ منطقی نیاز دارند که درباره صحت شکل گرفتن نقطه پایینی حفره یا موج اطمینان حاصل کنند و اینجاست که از اتصال پایین‌ترین نقاط حفره‌های نزولی در روند صعودی، خط روند صعودی پدید می‌آید.

خط روند مقدماتی در مقابل خط روند معتبر

پیش از این هرچه ذکر شد درباره خط روند مقدماتی بود. برای تأیید اعتبار یک خط روند صعودی لازم است که این خط برای سومین بار به نقطه‌ای برسد که در آنجا قیمت‌ها مجدد به سمت بالا حرکت می‌کنند. در شکل ۴-۶-الف، آزمون صحت خط روند در نقطه ۵، اعتبار آن را تأیید می‌کند. شکل ۴-۶-ب، یک روند نزولی را نشان می‌دهد ولی قوانین قبلی درباره آن صادق است. به طور خلاصه یعنی اینکه دو نقطه برای رسم ابتدایی خط روند و نقطه سوم برای ایجاد یک خط روند معتبر لازم است.

چگونه از خط روند استفاده کنیم؟

هنگامی که نقطه سوم اعتبار خط روند را تأیید کرد و روند، مسیر اصلی خود را در پیش گرفت خطوط روند در زمینه‌های مختلفی مفید خواهند بود. یکی از مفاهیم اوّلیه روند این است که روند دوست دارد جهت خود را حفظ کند. در نتیجه هنگامی که روند، شیب مطمئنی به خود می‌گیرد که این شیب به وسيله خط روند، قابل تشخیص است به طور معمول روند در همان شیب باقی می‌ماند.

خط روند نه تنها حد نهایی مراحل تصحیح روند را مشخص می‌کند بلکه شاید به عنوان یک کاربرد مهمتر بتوان زمان تغییر جهت روند را نیز از روی آن پیش‌بینی کرد.

برای مثال در روند صعودی (موج تصحیح‌گر) حفره نزولی اغلب به خط روند نزدیک می‌شود و یا حتی‌اندکی از آن عبور می‌کند. علت آن، تمایل معامله‌گران به خرید در موج‌های نزولی در یک روند صعودی است که باعث می‌شود این خط روند، همانند یک مرز حمایت عمل کند که می‌توان به عنوان محدوده خرید از آن استفاده کرد. در روند نزولی این خط به عنوان محدوده مقاومت (فروش) عمل می‌کنند (شکل ۴-۷-الف و شکل ۴-۷-ب، را ببینید).

شکل ۴-۷-الف: تا زمانی که خط روند پابرجاست حفره‌های نزولی در نزدیک خط روند، ناحیه مناسب خرید محسوب می‌شود. در نقاط ۵ و ۷ می‌توان اقدام به خرید مجدد نمود. شکسته‌شدن خط روند در نقطه ۹ علامتی است جهت خروج از روند موجود زیرا شروع یک روند نزولی را هشدار می‌دهد.

شکل ۴-۷-ب : نقاط ۵ و ۷ می‌توانند به عنوان نقاط فروش مورد استفاده قرار بگیرند شکسته‌شدن خط روند در نقطه ۹ اخطاری است جهت تغییر روند.

تا زمانی که خط روند، شکسته نشده باشد از آن می‌توان به عنوان محدوده خرید یا فروش استفاده کرد. در شکل ۴-۷-الف، شکسته‌شدن خط روند، اخطار در مورد تغییر روند است و بدین معنی است که شاید بهتر باشد از معاملاتی که بر اساس پیش‌بینی جهت این روند انجام شده خارج شد. در اغلب مواقع، شکسته‌شدن خط روند یکی از بهترین و سریع‌ترین اخطار‌های تغییر روند است.

چگونه میزان اعتبار خط روند را تعیین کنیم؟

لازم است که درباره ویژگی‌های خط روند صحبت کنیم. اوّل از همه اینکه، چه چیزی به یک خط روند اعتبار می‌دهد؟ جواب این سؤال دو قسمت دارد: طولانی‌تر بودن زمانی که خط روند، تحت خود را حفظ کرده است و تعداد دفعاتی که در برخورد با قیمت، ایستادگی کرده است.

به عنوان مثال، خط روندی که ۸ مرتبه قیمت را لمس کرده و همچنان پایدار مانده بسیار مهمتر و معتبرتر از خط روندی است که تنها سه مرتبه در برابر قیمت، ایستادگی کرده است.

همچنین خط روندی که به مدت نُه ماه، تأثیر خود را حفظ کرده نسبت به خط روند نُه هفته‌ای و یا نُه روزه، اهمیت بسیار بیشتری دارد.

اعتبار بیشتر خط روند، اعتماد و اعتبار بیشتری را به وجود می‌آورد و نفوذ در آن از اهمیت بیشتری برخوردار است.

خط روند باید شامل تمام نوسانات قیمت باشد

خطوط روند در نمودار میله‌ای باید کاملاً در بالا یا پایین میله‌های روزانه (محدوده نوسان قیمت در طول روز) رسم گردد و قیمت‌های بالایی یا پایینی را نیز در بر گیرد. بعضی از چارتیست‌ها ترجیح می‌دهند خط روند را از متصل کردن قیمت‌های پایانی، رسم کنند هر چند که این، روش استانداردی نیست. ولی مطمناً قیمت پایانی، مهم‌ترین قیمت در طول روز می‌باشد، اگر چه این قیمت، نشان‌دهنده نقطه کوچکی از نوسانات قیمت در طول یک روز است. تکنیک به کارگیری کل فعالیت‌های قیمت‌ها برای رسم خط روند کاربرد رایج‌تری دارد.

شکل ۴-۸: رسم صحيح خط روند که باید کلیه قیمت‌های روز را در بر بگیرد.

چگونه نفوذهای کوچک به خط روند را بررسی کنیم؟

گاهی اوقات، قیمت در طول روز به داخل خط روند نفوذ می‌کند اما در انتهای روز، قیمت پایانی در مسیر خط روند شکل می‌گیرد و تحلیل‌گران را در شک و تردید باقی می‌گذارد که آیا روند شکسته شده یا خیر؟ (شکل ۴-۹ را ببینید).

شکل ۴-۹: گاهی اوقات نفوذ یک روزه قیمت در خط روند، چارتيست را در این شک باقی می‌گذارد که آیا خط روند هنوز معتبر است یا بابد خط جدیدی رسم کرد. یک پیشنهاد این است که خط اوّلیه را حفظ کرد و خط جدید را نیز رسم کرد تا بتوان تشخیص داد که کدام یک معتبرتر است.

شکل ۴-۹ یکی از این موقعیت‌ها را نشان می‌دهد. قیمت در طول روز، خط روند را می‌شکند ولی در انتهای روز به بالای خط روند بر می‌گردد و قیمت پایانی، بالای خط روند رقم می‌خورد. آیا لازم است تا خط روند را دوباره رسم کنیم؟

متأسفانه قانون صریح و سریعی برای چنین موقعیت‌هایی وجود ندارد. گاهی اوقات، بهتر است که نفوذ کوچک قیمت را نادیده بگیریم مخصوصاً زمانی که حرکت قیمت، اعتبار خط روند اصلی را تأیید می‌کند.

چگونه یک خط روند شکسته می‌شود؟

به عنوان یک قانون عمومی، شکل‌گرفتن قیمت پایانی زیر خط روند در صعودی و بالای خط روند در روند نزولی بسیار مهمتر از نفوذهایی است که ناشی از نوسانات قیمت در طول روز می‌باشد. زمانی که قیمت پایانی به قدر کافی در خط روند نفوذ نکرده است اکثر تحلیل‌گران تکنیکی از دو فیلتر قیمت و زمان برای مشخص کردن اعتبار خط روند و حذف کردن اخطارهای مشکوک، استفاده می‌کنند.

به عنوان مثال، فیلتر قیمت، نفوذ ۳٪ قیمت پایانی می‌باشد و بیشتر برای شکسته‌شدن خطوط روند بلندمدت به کار می‌رود. به این معنی که برای قطعیت شکسته‌شدن خط روند، نفوذ قیمت پایانی به‌اندازه ۳٪ در داخل خط روند، لازم است. به عنوان مثال، وقتی قیمت طلا، خط روند صعودی خود را در ۴۰۰ دلار شکسته باشد قیمت پایانی باید ۳٪ پایین‌تر از این قیمت، قرار بگیرد تا شکست خط روند، تأیید گردد یعنی باید به قیمت ۳۸۸ دلار برسد.

واضح است که معیار ۳٪ برای دوره‌های کوتاه‌مدت مناسب نمی‌باشد و شاید معیار ٪۱ در این مورد، بهتر باشد.

قانون درصد نشانگر یکی از انواع فیلترهای قیمت است.

چارتیست‌های بازار سرمایه، نفوذ کامل همه قیمت‌ها را لازم می‌دانند (اعم از بالایی و پایینی و پایانی). اگر فیلترها، کوچک باشند تردید نسبت به درستی اخطارها، همچنان باقی می‌ماند و اگر خیلی بزرگ باشند حرکات ابتدایی قیمت را از دست خواهیم داد. یک معامله‌گر شخصاً باید بهترین فیلتر را بر اساس نوع هر روند، تشخیص دهد. فیلتر پیشنهادی دیگری نیز به نام فیلتر زمان، وجود دارد که به میزان نفوذ كافی قیمت در خط روند در اثر افزایش یا کاهش قیمت نیاز دارد.

یک فیلتر رایج زمان، قانون دو روزه می‌باشد. به این معنی که برای اطمینان از شکست خط روند، قیمت‌های پایانی باید به مدت دو روز متوالی در سوی دیگر خط روند تشکیل شوند.

برای شکسته‌شدن خط روند صعودی، قیمت‌های پایانی باید حداقل به مدت دو روز متوالی زیر خط روند بسته شوند. شکسته‌شدن این خط، تنها در یک روز قابل قبول نیست.

فیلتر زمان و فیلتر نفوذ، ۱ تا ۳٪ در مورد شکسته‌شدن خطوط حمایت و مقاومت مهم، نیز کاربرد دارد. فیلتر دیگری نیز وجود دارد که عبارت است از تشکیل قیمت پایانی آخرین روز هفته در بالای خط روند.

چگونه خطوط روند به یکدیگر تبدیل می‌شوند؟

پیش از این گفتیم که سطوح حمایت و مقاومت، هنگامی که شکسته می‌شوند به یکدیگر تبدیل می‌شوند. همین قانون درباره خطوط روند نیز صادق است. (شکل‌های ۴-۱۰-الف تا ج، را ببینید).

به بیان دیگر خط روند صعودی (خط حمایت) هنگامی که به طور قطع شکسته شود تبدیل به خط مقاومت خواهد شد. و به همین ترتیب خط روند نزولی نیز هرگاه به طور قطعی شکسته شود تبدیل به خط حمایت خواهد شد. به این دلیل است که رسم تمامی خطوط روند، حتی آن‌ها که شکسته شده‌اند بر روی نمودار، اقدام مفیدی خواهد بود.

تعجب برانگیز است که اغلب خطوط روند قدیمی به عنوان خطوط مقاومت و حمایت جدید ولی بر عکس نقش قبلی‌شان عمل می‌کنند.

شکل ۴-۱۰-الف: مثالی از تبدیل خط حمایت صعودی به خط مقاومت. معمولاً خط حمایت پس از شکسته‌شدن به یک مانع مقاوم در برابر موج‌های صعودی تبدیل می‌شود.

شکل ۴-۱۰-ب: اغلب موارد، خط روند نزولی بعد از شکسته‌شدن، تبدیل به حط حمایت می‌شود.

شکل ۴-۱۰-ج: معکوس شدن نفش خطوط روند. در این نمودار، خط روند شکسته شده در برابر تلاش موج صعودی برای افزایش قیمت مانند یک مانع مقاوم رفتار می‌کند.

مفاهیم‌اندازه‌گیری در خطوط روند

از خطوط روند، می‌توان برای تعیین قیمت‌های هدف استفاده کرد. درباره قیمت‌های هدف در دو فصل بعدی که مربوط به الگوهای قیمت می‌باشد حرف‌های زیادی گفته می‌شود.

بعضی از قیمت‌های هدف که با استفاده از الگوهای قیمت به دست می‌آید بسیار به آن چیزی که در اینجا از طریق خطوط روند به دست می‌آید نزدیک است.

به طور خلاصه باید گفت هنگامی که روند شکسته می‌شود قیمت به اندازه رشد یا افت در فاصله عمودی از خط روند، پیش از تغییر جهت روند، به داخل خط روند نفوذ می‌کند.

برای مثال اگر روند صعودی قبلی، قیمت به‌ اندازه ۵۰ دلار در بالای خط روند رشد کرد پس از شکسته‌شدن روند، انتظار می‌رود که قیمت به همین‌اندازه (‌اندازه عمودی) یعنی ۵۰ دلار در پایین خط روند، افت کند.

در فصل آینده مشاهده کنید که این قانون دقیق، برای الگوی معروف سر و شانه‌ها که یک الگوی برگشتی است به کار می‌رود که در آنجا، فاصله قیمت از سر تا خط گردن به ‌اندازه‌ای خواهد بود که قیمت پس از شکستن خط گردن، طی خواهد کرد.

اصل بادبزن

این قانون، کاربرد دیگری از خطوط روند را به ما نشان می‌دهد (شکل‌های ۱۱-۴-الف تا ج، را ببینید).

گاهی بعد از شکسته‌شدن خط روند صعودی، قیمت قبل از شروع موج بازگشتی به سمت خط روند که حالا به یک مقاومت تبدیل شده مقداری کاهش می‌یابد. در شکل ۱۱-۴-الف، می‌بینید که قیمت نتوانسته در خط ۱ نفوذ کند.

سپس می‌توان خط دوم که اکنون، شکسته شده است را رسم کرد. بعد از یک موج ناموفق صعودی دیگر، خط روند سوم رسم می‌شود. (خط ۳).

شکسته‌شدن سومین خط روند، معمولاً بیانگر این است که قیمت‌ها به پایین‌ترین حد خود رسیده‌اند. در شکل ۴-۱۱-ب، شکسته‌شدن سومین خط روند شروع روند صعودی جدیدی را اعلام می‌کند. در این مثال‌ها ملاحظه کردید که چطور خط روندهای شکسته شده قبلی، تبدیل به خط حمایت یا مقاومت شدند. عبارت «اصل بادبزن» از شکل ظاهری این خطوط که به تدریج با باز شدن خود شکل یک بادبزن را تداعی می‌کنند گرفته شده است.

نکته مهمی که باید به خاطر داشت این است که شکسته‌شدن سومین خط روند، اخطار قوی در مورد بازگشت روند است.

شکل ۴-۱۱-الف: مثالی از اصل بادبزن. شکسته‌شدن سومین خط روند اخطار برگشت روند را می‌دهد. توجه کنید که خطوط روند شکسته شده ۱ و ۲ تبدیل به خط مقاومت شده‌اند.

شکل ۴-۱۱-ب: نمونه‌ای از اصل بادبزن کف. شکسته‌شدن سومین خط روند، اخطار برگشت روند به روند صعودی را می‌دهد. خط شکسته شده ۱و ۲ مانند خط حمایت عمل می‌کنند.

شکل ۴-۱۱-ج: خطوط بادبزن در میان موج‌های صعودی متوالی رسم شده است. شکسته‌شدن خط سوم بادبزن نشان‌دهنده شروع روند صعودی است.

اهمیت عدد سه

همانند اهمیت خط سوم در اصل بادبزن، جالب است که بدانید عدد سه در مباحث تکنیکال به کرات ظاهر می‌شود و در روش‌های تحلیلی، نقش بسیار مهمی دارد. به عنوان مثال:

  1. اصل بادبزن از سه خط روند تشکیل شده است.
  2. بازارهای بزرگ چه افزایشی و چه کاهشی، معمولاً سه مرحله دارند (بر طبق نظریه داو و نظریه موج‌های الیوت)
  3. سه نوع شکاف وجود دارد (به زودی بحث خواهد شد)
  4. اکثر الگوهای بازگشتی معروف، مانند: سقف سه قلو و سر و شانه‌ها، سه موج مهم صعودی دارند.
  5. روند به سه دسته تقسیم می‌شود: بزرگ_متوسط_کوتاه،
  6. همچنین روند سه حالت دارد: صعودی_نزولی_خنثی
  7. در میان الگوهای دنباله‌دار شناخته شده سه نوعِ مثلثی متقارن و کاهشی یا افزایشی وجود دارد.

بنا به دلایل گوناگون عدد سه، نقش بسیار مهمی را در تمام زمینه‌های تحلیل تکنیکی بازی می‌کند.

شیب نسبی خط روند

شیب نسبی روند مطلب بسیار مهمی است. به طور کلی، اکثر خط روندهای مهم صعودی، تمایل به حرکت در نزدیکی شیب ۴۵ درجه دارند.

برخی از چارتیست‌ها ابتدا یک خط با زاویه ۴۵ درجه را که از نقاط مهم و حساس می‌گذرد رسم می‌کنند و به عنوان خط روند اصلی، استفاده می‌کنند. خط ۴۵ درجه یکی از تکنیک‌های مورد علاقه W. D. GANN بوده است. این خط، بازتاب وضعيت صعودی یا نزولی قیمت در حالتی است که قیمت و زمان به تعادل کامل رسیده باشند.

اگر خط روند، شیب تندی داشته باشد (خط ۱ را در شکل ۴-۱۲ ببینید) معمولاً بیانگر شتاب زیاد در افزایش قیمت است و اغلب این شیب، قابل اطمینان و پایدار نیست. شکسته‌شدن این خط (خط ۱) شاید فقط عکس‌العمل بازگشتی قیمت در جهت پایدار کردن شیب خود و نزدیک شدن به شیب ۴۵ درجه باشد (خط ۲). ‘

اگر خط روند شیب کمی داشته باشد (مثل خط ۳) احتمالاً روند صعودی آن ضعیف بوده و روند مطمئن و مستحکمی نمی‌باشد.

شکل ۴-۱۲: اکثر خطوط روند معتبر دارای شیب ۴۵ درجه هستند (خط ۲). اگر خط روند، بسیار شیب‌دار باشد (خط ۱) معمولاً بیانگر این است که این صعود، چندان پایدار نخواهد بود. خط روندی که تقریباً صاف باشد (خط ۳)، نشان می‌دهد که روند صعودی بسیار ضعیف و مشکوک است. بسیاری از تحلیل‌گران، خط ۴۵ درجه را از نقاط سقف و کف قبلی مشخص می‌کنند و به عنوان خط روند اصلی به کار می‌برند.

چگونگی تنظیم خطوط روند

گاهی لازم است تا خطوط روند را متناسب با روندهای کُند یا روندهای پرشتاب، تنظیم کنیم (شکل ۴-۱۳ و شکل‌های ۴-۱۴-الف و ب، را ببینید). برای مثال، همان طور که در مطلب قبلی گفته شد اگر خط روند شیب‌دار شکسته شود شاید لازم باشد تا خط روند جدید با شیب کمتری رسم گردد. و اگر روند اصلی، بسیار مستقیم یا کم شیب بود، ممکن است لازم باشد تا خط روند با شیب تندتری رسم کنیم.

شکل ۴-۱۳: مثالی از خط روند با شیب تند (خط ۱). خط روند اصلی، شیب تندی دارد. اغلب موارد شکسته‌شدن چنین خط روندی، باعث ایجاد خط روند جدیدی با شیب کندتر می‌شود که روند صعودی مربوط به آن استحکام و دوام بیشتری دارد (خط ۲).

شکل ۴-۱۴-الف: نمونه‌ای از خط روند صعودی که بسیار کم شیب است (خط ۱). خط ۱، شیب کندی نسبت به روند صعودی پر شتاب دارد. در این مورد باید خط روند با شیب تندتری رسم گردد تا بتواند عملکرد روند را به درستی دنبال کند.

شکل ۴-۱۳ نشان‌دهنده وضعیتی است که به علت شکسته‌شدن خط روند شیبدار (خط ۱) لازم است که خط روند با شیب ملایم‌تری رسم کنیم. (خط ۲).

در شکل ۴-۱۴-الف، خط روند اصلی، بسیار کند و کم شیب است و باید مجدداً با شیب تندتری رسم گردد (خط ۲) روند شتابدار صعودی به خط روند با شیب تندتری نیاز دارد. خط روندی که فاصله چشمگیری از عملکرد قیمت داشته باشد برای پیگیری روند چندان مناسب نیست.

در هنگام وقوع روند پرشتاب، بعضی اوقات لازم است خطوط روند متعددی که شیبشان به تدریج افزایش می‌یابد رسم شود. بنا به تجربه من (جان مورفی) هر چند که رسم خطوط روند جدید، لازم است ولی بهتر است که در این موارد از‌ اندیکاتوری به نام میانگین متحرک استفاده کنیم که عملکرد آن همانند خط روند می‌باشد.

یکی از دستاوردهای استفاده از ‌اندیکاتورهای مختلف در تحلیل تکنیکی این است که می‌توانیم مناسب‌ترین آن‌ها را بسته به شرایط انتخاب کنیم. تمام تکنیک‌هایی که در این کتاب، ارائه شده در وضعیت‌های مطمئن و استاندارد به خوبی عمل می‌کند ولی نه لزوماً در همه شرایط.

شکل ۴-۱۴-ب: همان طور که در این نمودار می‌بینید روند صعودی شتابدار، نیازمند رسم خطوط روند پر شیب‌تری می‌باشد. پرشیب‌ترین خط روند، یکی از مهم‌ترین خطوط است.

در صورتی که یک تحلیلگر تکنیکی به ابزارهای گوناگون مسلّح باشد می‌تواند در هر وضعیت سريعاً ابزار خود را عوض کرده و آن را که متناسب با شرایط، بهتر عمل می‌کند انتخاب کند. به طور مثال، روند پرشتاب یکی از حالت‌هایی است که در آن میانگین متحرک، بهتر از داشتن مجموعه‌ای از خطوط روند جدید عمل می‌کند.

در شکل ۴-۱۵ برای رسم کردن روندهای مختلف به خط روندهای متعددی نیاز است. خط روند اصلی از به هم وصل کردن نقاط پائینی روند، تشکیل می‌شود و خط روندهای کوتاه‌مدت‌تر و نفوذپذیرتر می‌توانند به عنوان نوسان‌های ثانویه رسم گردند و نشان‌دهنده حرکات کوتاه‌مدت قیمت هستند.

شکل ۴-۱۵: خطوط مختلف روند، برای مشخص کردن مسیرهای مختلف روند به کار می‌روند. خط ۱ خط روند صعودی اصلی است و خطوط ۲ و ۳ و ۴ روندهای میان‌مدت را دنبال می‌کند. و در آخر خط ۵ خط روند مربوط به روند کوتاه مدت‌تر در داخل روند متوسط است. تحلیل‌گران هم‌زمان از خطوط روند مختلفی در یک نمودار بهره می‌برند.

زمانی که روندهای مختلفی، همزمان بر روی یکدیگر تأثیر می‌گذارند لازم است که خطوط روند مختلفی به تناسب هر کدام از این روندها رسم گردد. به طور مثال، خط روند در یک روند صعودی بزرگ از به هم وصل کردن نقاط پائینی روند تشکیل می‌شود در حالی در مورد روند متوسط، خط روند کوتاه‌تر و دقیق‌تری باید رسم شود. خطوط باز هم کوچکتری برای‌اندازه‌گیری حرکات قیمت در فواصل کوتاه به کار می‌رود.

admin

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه (۴.۴)

ش مرداد ۱۲ , ۱۳۹۸
حمایت از ما با خرید این محصول (هزار تومان) کانال خط کانال یا به اصطلاح خط برگشت، حالت مفید دیگری از تکنیک خط روند است. بعضی اوقات روند قیمت، بین دو خط موازی (خط روند اصلی و خط کانال) شکل می‌گیرد. همواره وقتی چنین کانالی به وجود بیاید و تحلیل‌گر […]

سردبیر

مسعود رضانژاد فهادان

مسعود رضانژاد فهادان هستم. مدیر و نویسنده «مجله اینترنتی فهادان»

دسترسی سریع