دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق

صندوقچه خاطرات

دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق

دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق

چند تا دوست كرماني دارم كه با دو تاشون چند ساله هم كلاسم..

امروز رضا بين دو كلاس وقتي دستاما گرفته بود با نِفرت گفت:

اَه كه چقدر بدنت داغه!!

منا باش با خوشحالي براي اينكه مطمئن بشم ازش پرسيدم بدن من مگه داغه كه گفت:

آره بابا

اينو گفت و رفت . . .

من كه مي‌دونستم اين حرارت يه نشونه است اونقدر از حرفش خوشحال شدم كه باور كنيد تو اين چند سال رفاقتمان از هيچ حرفيش اينقدر ذوق نكرده بودم.

آخه مي دونيد چيه؟

خبر دهد که تو مردي و شد دلت زنده                         ز مرگ رستي اگر بشنوي بشارت عشق
چو هيزم ار چه بسي سوختي ولي خامي               که همچو ديگ نجوشيدي از حرارت عشق

 

شيدايي باشيد!

نظرات مطلب

  1. سلام..
    تشکر میکنم از زحمت های شما.
    ..دوست عزیر من باگوشی که وارد سایت شما میشم ی مطلبی رو که باز میکنم صفحه خود کار ،پایین وبالا میشه واصلا اجازه خوندن مطلبو نمیده....برای همین مجبورم متن رو کپی کنم جای دیگه واز اونجا مطالعه کنم..
    اگه این مشکلو برسی کنین ممنون میشم....

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی