تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه (۲)

حمایت از ما با خرید این محصول

مقدمه

در سال ۱۸۸۲ چارلز داو[۱] به همراه شریک تجاری‌اش ادوارد جونز، کمپانی داو جونز را تأسیس کردند. در آن سال‌ها او نظریاتش را در قالب مقالاتی برای مجله وال استریت ارائه می‌کرد و امروزه پس از گذشت حدود یک قرن، اغلب تحلیل‌گران تکنیکی و محققان بازار سرمایه عقیده دارند که پایه و اساس آنچه امروزه به عنوان تحلیل تکنیکال شناخته می‌شود در واقع همان نظریه‌هایی است که در آن سال‌ها توسط داو ارائه شده‌اند.

امروزه بیشتر تحلیل‌گران تکنیکی با مبانی نظریات داو آشنایی دارند. نظریات او حتى با وجود دخالت تکنولوژی پیچیده کامپیوتر و پیشرفت‌هایی که در علم تحلیل تکنیکال رخ داده است همچنان پایه و اساس مباحث تحلیل تکنیکال را تشکیل می‌دهد.

در سوم ژوئن ۱۸۸۴ نخستین (میانگین) شاخص بازار سرمایه که از میانگین قیمت نهایی یازده شرکت به دست آمده بود توسط داو منتشر شد. از این تعداد، نُه شرکت مربوط به صنعت راه آهن و دو شرکت مربوط به کارخانجات تولیدی بودند.

داو دریافته بود که میانگین قیمت پایانی سهام این شرکت‌ها می‌تواند مبنای خوبی برای تشخیص وضعیت اقتصادی کشور باشد.

در سال ۱۸۹۷ داو، این شاخص را به دو قسمت تقسیم کرد که یکی شاخص دوازده شرکت صنعتی و دیگری شاخص بیست شرکت مربوط به راه آهن بود.

بیست و یک سال بعد، در ۱۹۲۸ تعداد شرکت‌های مؤثر بر شاخص صنعت به ۳۰ عدد رسید.

در ادامه این مسیر، وال استريت جورنال، شاخص‌های متعددی را ارائه کرد.

یکصد سال پس از انتشار نخستین نظریات داو، انجمن تحلیلگران تکنیکی جام نقره‌ای به نام گورهام را به پاس تلاش‌ها و خدمات چارلز داو در زمینه تحلیل تکنیکال به کمپانی داو جونز تقدیم کرد.

شاخصی که او ارائه کرد امروزه به عنوان دماسنج وضعیت بازار سرمایه و نمایشگر تغییرات این بازار به کار می‌رود و با گذشت ۸۰ سال از مرگ او این شاخص به عنوان یک ابزار ضروری توسط همه تحلیل‌گران تکنیکی استفاده می‌شود.

متأسفانه چارلز داو، هرگز نظریاتش را در قالب کتاب ارائه نکرد و همه آنچه از او باقی مانده مقالاتی است که یک قرن پیش برای بیان نظریاتش درباره رفتار بازار سرمایه، برای مجله وال استریت نوشته است.

در اولین سالگرد درگذشت چارلز داو، فردی به نام نلسون مقالات او را در قالب کتابی به نام[۲] Thr ABC of stock speculation  جمع‌آوری و منتشر کرد.

در سال ۱۹۲۲ ویلیام پیتر همیلتون (شریک داو و قائم مقام مجله وال استریت) کتابی به نام «دماسنج بازار سرمایه» منتشر کرد و در آن نظریات داو را شرح داد.

ارائه دیگری از این نظریات نیز توسط رابرت رئا در سال ۱۹۳۲ در قالب یک کتاب موجود است.

داو، نظریاتش را در قالب میانگین‌هایی که برای بازار سرمایه تعریف کرده بود به کار برد. اکثر نظریات تحلیلی او در بازارهای مختلف به خوبی کاربرد دارد.

در فصل ششم، اصول ابتدایی نظریات داو شرح داده خواهد شد و نیز درباره ترکیب این نظریات با نظریات مدرن تحلیل تکنیکال بحث خواهیم کرد.

در این فصل به هر کدام از این نظریات به طور مجزا پرداخته خواهد شد.

اصول مقدماتی نظریه داو

۱: همه چیز در میانگین‌ها (شاخص‌ها) لحاظ می‌شود!

حاصل جمع و گرایشات معاملات در بازار، مجموعه اطلاعات گذشته را در بازار وال استریت نشان می‌دهد و تأثیرشان را در میانگین‌ها (شاخص‌ها) به جا می‌گذارد.

هیچ نیازی نیست آن طور که برخی از آمارگران عادت دارند مجموعه‌ای از اطلاعات قیمت کالاها، نقل و انتقالات بانک‌ها و نوسانات سهام و حجم معاملات خارجی و داخلی با زحمت زیاد گردآوری شود. بورس وال استریت خودش همه این موارد را مدنظر قرار می‌دهد؟[۳]

آیا آشنا به نظر نمی‌رسد؟ اینکه بازار همه فاکتورهای اطلاعاتی ممکن را منعکس می‌کند و روی هم رفته بر عرضه و تقاضا تأثیر می‌گذارد، یکی از فرضیات اوّلیه، نظریه تکنیکال است که در فصل یک به آن اشاره شد.

این فرضیه که برای میانگین‌های بازار به کار می‌رود حتی برای بازارهای اختصاصی نیز صحّت دارد و حتی در توصیف بلایای طبیعی نیز استفاده می‌شود.

اگرچه بازارها نمی‌توانند حوادثی نظیر زلزله و سایر بلایای طبیعی را پیش‌بینی کنند اما از این رخدادها متأثر می‌شوند و تقریباً همزمان در عملکرد قیمت نشان داده می‌شوند.

۲: شاخص‌ها باید یکدیگر را تأیید کنند!

بر طبق آنچه که داو در بیان شاخص‌های صنعت و راه آهن گفته است هر نشانه یا اخطار زمانی اهمیت دارد که هر دوی این شاخص‌ها (صنعت و راه آهن) اخطار یا علامت مشابهی را نشان بدهند و بدین گونه همدیگر را تأیید کنند.

او دریافت که شرط آغاز روند افزایشی این است که هر دو شاخص از موج قبلی بالاتر، قرار بگیرند.

هرچند به نظر او لزومی نداشت که هر دو اخطار یا علامت باید در یک زمان ایجاد شوند اما هرچه فاصله میان آن‌ها کمتر باشد تأیید قوی‌تری بر تشخیص روند به دست می‌دهد.

داو، متوجه شد که هرگاه این دو شاخص، واگرایی ایجاد کنند یعنی برخلاف هم حرکت کنند روند قبلی همچنان پا برجا باقی می‌ماند. (نظریه موج‌های الیوت تنها به اخطار یکی از شاخص‌ها احتیاج دارد) در فصل ۶ در مورد همگرایی و واگرایی توضیح داده خواهد شد. شکل‌های ۱ و ۲ را ببینید.)

شکل ۱ نمودار بلندمدت برای نمایش نظریه داو. برای روند افزایشی بزرگتر لازم است که هر دو شاخص صنعت و حمل و نقل با یکدیگر رشد کنند.

شکل ۲ نمونه‌ای است از تأیید شاخص‌ها از یکدیگر در نظریه داد. در ابتدای سال ۱۹۹۷ (نقطه اول) شاخص حمل و نقل شکست مقاومت در شاخص صنعت را تأیید می‌کند در ماه می‌همان سال (نقطه دو) شاخص صنعت شکست و مقاومت در شاخص حمل و نقل را تأیید میکند.

۳: بازار سه نوع روند دارد!

پیش از بحث درباره چگونگی این روندها لازم است که نظریه داو را در این مورد بیان کنیم.

روند صعودی از نظر داو این طور تعریف می‌شود: هرگاه قیمت در یک موج صعودی بالاتر از موج صعودی پیش از آن قرار گیرد و با قیمت در یک موج نزولی، بالاتر از موج نزولی پیش از آن قرار گیرد یک روند صعودی خواهیم داشت.

به عبارت دیگر روند صعودی، الگویی از نوسانات رو به بالاست و برعکس این حالت مجموعه‌ای از نوسانات رو به پایین را روند نزولی می‌نامیم.

در یک روند مثبت، قیمت ممکن است بارها به سمت بالا و پایین نوسان کند ولی در نهایت برآیند آن دارای شیب مثبت است.

این تعریف داو به نوعی اساس تحلیل روندها می‌باشد. داو معتقد بود که قوانین عمل و عکس‌العمل همان طوری که در جهان مادی وجود دارد برای بازارهای سرمایه نیز صادق است.

داو نوشته است: در بسیاری از موارد در معاملات شاهد بوده‌ایم که وقتی قیمت سهم تا حد زیادی صعود می‌کند آنگاه سهم قیمت خود را تعدیل کرده و سپس دوباره به محدوده بالاترین قیمت خود باز می‌گردد و چنانچه در این حرکت نتواند به قیمت بالایی خود نزدیک شود محکوم به نزول بیشتر خواهد بود.[۴]

از نظر داو یک روند، خود مشتمل بر سه روند دیگر است:

۱- روند اوّليه؛ ۲- روند ثانویه؛ ۳- روند کوچک؛ این سه روند را می‌توان به ترتیب به: جریان؛ امواج و سطح ناهموار دریا تشبیه کرد.

روند اوّلیه نشان‌دهنده جریان حاکم بر کل روند است و روند ثانویه در حقیقت امواجی است که جریان را تکمیل می‌کند و روندهای کوچک، رفتاری مشابه سطح ناهموار دریا دارند.

تصمیم‌گیری در مورد سمت جریان می‌تواند بدون توجه به بالاترین نقطه‌ای باشد که امواج در ساحل به آن می‌رسند.

اگر هر موج، نسبت به موج قبلی، نفوذ بیشتری در ساحل داشته باشد جریان حاکم می‌شود. هرگاه بالاترین نقطه‌ای که امواج متوالی در ساحل به آن می‌رسند کاهش داشته باشد جریان رو به بازگشت و نابودی می‌گذارد.

اما به عقیده داو جریانات می‌توانند حتی تا سال‌های متوالی دوام داشته باشند.

روند ثانویه در حقیقت تصحیح در روند اوّليه است. قیمت‌ها اغلب در یک سوم تا دو سوم روند قبلی تصحیح می‌شوند. روند ثانویه، معمولاً بین ۳ هفته تا ۳ ماه به طول می‌انجامد.

بر طبق نظریه داو، روند کوچک نشان‌دهنده نوساناتی است که در روند ثانویه رخ می‌دهند که معمولاً کمتر از سه هفته به درازا می‌انجامد.

۴: روندهای اوّلیه، دارای سه مرحله هستند!

چارلز داو، بیشتر توجه خود را بر روی روند اوّلیه متمرکز کرد که این روند، معمولاً شامل سه مرحله است:

١- مرحله تراکم (کاشت)؛ ۲- مرحله مشارکت عمومی؛ ۳- مرحله توزيع

  • مرحله تراکم (کاشت): سرمایه‌گذاران آگاه و زیرک در مرحله تجميع، اقدام به ورود به بازار می‌کنند. اگر روند پیش از آن، نزولی بوده باشد این سرمایه‌گذاران زیرک در می‌یابند که موانع و اخبار بدی که باعث نزول قیمت شده بودند رو به کاهش گذاشته است.
  • مرحله مشارکت عمومی (داشت): آغاز مرحله مشارکت عمومی (زمانی که اکثر تحلیل‌گران تکنیکی شروع به سرمایه‌گذاری می‌کنند) زمانی است که قیمت سریعاً شروع به رشد می‌کند و اخبار اقتصادی رو به بهبود می‌گذارد.
  • مرحله توزيع (برداشت): مرحله توزیع، زمانی است که روزنامه‌ها به صورت گسترده شروع به انتشار اخبار و تحلیل‌های مثبت می‌کنند و اخبار اقتصادی در بهترین حالت است. در این هنگام است که حجم معاملات در جریان مشارکت عمومی، افزایش می‌یابد.

اینجاست که همان سرمایه‌گذاران آگاه و زیرک که در اواخر دوران نزولی، شروع به خرید کرده بودند (زمانی که هیچ کس علاقه‌ای به خرید نداشت!) پیش از اینکه خریداران اخیر، آماده فروش بشوند شروع به عرضه می‌کنند.

علاقمندان و فراگیران نظریه موج‌های الیوت خواهند دید که بازارهای صعودی بزرگ، به سه مرحله تقسیم می‌شوند. در حقیقت آر.ان اليوت دریافته بود که بازارهای صعودی بزرگ، سه مرحله صعودی بزرگ دارند.

در فصل ۱۳ شباهت نزدیک بین سه مرحله بازار صعودی در نظریه داو و ۵ رشته موج اليوت را نشان خواهیم داد.

۵: حجم معاملات باید روند را تصدیق کند!

به عقیده داو، حجم معاملات یک عامل ثانویه ولی مهم در تأیید اخطارهایی می‌باشد که از تحلیل قیمت به دست آمده‌اند. به بیان ساده تر، حجم معاملات می‌بایست همسو با جهت روند اصلی باشد. در روندهای بزرگ صعودی، حجم معاملات باید همراه با افزایش قیمت‌ها بالا برود.

در روندهای نزولی حجم معامله در نوسانات مثبت کاهش و در نوسانات نزولی افزایش پیدا می‌کند. از نظر داو، اخطارهای خرید و فروش، مبتنی بر قیمت نهایی می‌باشد و حجم معاملات، یک عامل ثانویه به شمار می‌رود. در فصل ۷ در مورد حجم معاملات در نظریات داو بحث خواهیم کرد.

بدون شک، حجم معاملات چه افزایش داشته باشند و چه کاهش، عامل مهمی در تصمیم‌گیری‌ها هستند.

معامله‌گران آگاه، اطلاعات مربوط به حجم معاملات را با تغییرات قیمت، مقایسه می‌کنند تا دریابند که آیا یکدیگر را تأیید می‌کنند یا خیر.

۶: روندها تا زمانی که اخطارهای قطعی بازگشت را دریافت نکنند به حرکت خود ادامه می‌دهند!

به این اصل در فصل اوّل پرداخته شد که پایه و اساس نظریات مدرنِ تعقیب‌کنندگان روند بر همین اصل بنا شده است.

ماهیت این اصل بیان می‌کند که هر چیز متحرکی، تمایل به حفظ جهت حرکت خود دارد مگر اینکه یک نیروی خارجی سبب تغییر جهت آن بشود.

ابزارهای تکنیکی متعددی به عنوان‌اندیکاتور، اخطار بازگشت توسط معامله‌گران به کار برده می‌شود که بعضی از این ‌اندیکاتورها (Indicators)  می‌توانند اخطارهای سریع‌تری در مورد افت حرکت (چه صعودی یا نزولی) ارائه کنند. البته همه آن‌ها قابل اطمینان نیستند و گاهی اوقات، ادامه روند فعلی شانس بیشتری می‌یابد.

یکی از دشوارترین کارها برای کاربران نظریات داو و حتی تعقیب‌کنندگان روند، تشخیص تفاوت میان رخداد تصحیح قیمت در روند فعلی و رخداد شروع اوّلین دوره روند مخالف است.

کاربران نظریات داو در اغلب موارد با اخطارهای اوّلیه بازگشت روند موافق نیستند. شکل ۳ – الف و ۳-ب، این مخالفت‌ها را آشکار می‌کند.

در شکل‌های ۳ -الف و ۳-ب، دو رویداد مختلف بازار تشریح شده است.

شکل ۳ – الف نوسان ناموفق: نقطة پیک C نتوانسته بر نقطه اوج A غلبه کند و قیمت به پایین‌تر از نقطه B ادامه یافته و اخطار فروش در نقطه S مشاهده می‌شود.

در شکل ۳-الف، موج صعودی در نقطه C پایین‌تر از نقطه اوج قبلی یعنی نقطه A می‌باشد. سپس قیمت تا پایین‌تر از نقطه B  شروع به کاهش می‌کند. وقوع این حالت و دو موج کاهشی، اخطار فروش واضحی را در نقطه S که پایین‌تر از نقطه B  قرار دارد ارائه می‌دهد. این الگوی برگشتی، اغلب نوسان ناموفق خوانده می‌شود.

شکل ۳-ب ملاحظه می‌‎کنید که نقطه C قبل از اینکه به پایین‌تر از نقطه B برسد از نقطه A فراتر رفته است. کاربران نظریه‌های داو اخطار فروش را در نقطه SI مشاهده میکنند. ولی برخی از آن‌ها قبل از نزول در نقطه S2 می‌بایست نقطه پیک پایین‌تری را در نقطه E ببینند.

در شکل ۳ -ب، رالی صعودی که به نقطه C ختم شده از رالی صعودی قبلی آن یعنی A فراتر رفته است. سپس شروع به کاهش به نقطه پایین‌تر از B کرده است. بعضی کاربران نظریه‌های داو به شکسته شدن حمایت S1 اکتفا نمی‌کنند و آن را اخطار فروش قطعی نمی‌دانند. این دسته ترجیح می‌دهند تا رالی صعودی که نقطه پیک آن از نقطه C كمتر است یعنی نقطه E  را ببینند سپس منتظر می‌مانند تا نزول قیمت تا زیر نقطه D یعنی شکست حمایت S2 را نیز مشاهده کنند. برای آن‌ها اخطار واقعی فروش در نقطه S2 است که از دوبار، شکست حمایت و یک بار ناتوانی در صعود به دست آمده است.

الگوی قبلی یعنی الگوی نوسان ناموفق، نسبت به این الگو دارای اعتبار کمتری می‌باشد. شکل‌های ۴ -الف و ۴-ب، همین رخدادها را در بازار نزولی نشان می‌دهد.

شکل ۴ -الف نوسان ناموفق کف: اخطار خرید هنگامی که قیمت از نقطه B1 فراتر می‌رود مشاهده می‌شود.

شکل ۴-ب اخطار خرید در نقاط B1 و B2 ایجاد شده است.

استفاده از قیمت‌های پایانی و خطوط

تأکید اصلی داو بر قیمت‌های پایانی بوده و به عقیده او قیمت‌ها باید بالاتر از پیک قبلی یا پایین‌تر از رالی نزولی قبلی قرار بگیرند تا معنادار باشند.

هرگاه معامله‌گران درباره خطوط صحبت می‌کنند اشاره آن‌ها به الگوهای جانبی است که برخی اوقات در نمودارها، قابل مشاهده هستند.

معمولاً در این محدوده، مرحله تصحیح رخ می‌دهد. در بحث‌های مدرن تکنیکال، این الگوهای جانبی «مستطیل» خوانده می‌شوند.

چند انتقاد به نظریه داو

هرچند نظریه داو در طی این سال‌ها در تشخیص بازارهای افزایشی یا کاهشی بسیار موفق عمل کرده اما نظریات او جای انتقاد نیز دارد.

به طور متوسط ۲۰ تا ۲۵ درصد از تحرکات بازار، پیش از به وجود آمدن اخطار خرید و فروش توسط نظریه داو قابل مشاهده نیست. اخطار خرید را اغلب در مرحله دوم افزایشی یا رالی دوم صعود با استفاده از نظریه داو می‌توان دریافت کرد. یعنی زمانی که قیمت در رالی صعودی دوم بالاتر از پیک رالی صعودی قبلی باشد.

این در حالی است که در این مرحله، اکثر سیستم‌های تکنیکال مبتنی بر اساس روندها شروع به شناسایی و شرکت در روند موجود می‌کنند.

باید یادآور شد که داو هرگز مدعی پیش‌بینی روندها نبود و صرفاً ظهور بازارهای افزایشی یا کاهشی را جستجو می‌کرد و قصد داشت تا بخش بزرگ میانی از حرکت مهم بازار را به دست آورد.

بر طبق اسناد موجود، نظریه داو این وظیفه مهم را به خوبی انجام داده است. او در طی سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۷۵ توانست ۶۸% از تغییرات قیمت شاخص‌های صنعت و حمل و نقل و ۶۷% از تغییرات شاخصS & P500  را پیش‌بینی کند. کسانی که معتقدند نظریه او نمی‌تواند حرکات بازار را به دست آورد در حقیقت در درک مفاهیم ابتدایی روندها مشکل دارند.

بازار سرمایه به عنوان یک شاخص اقتصادی

آنچه به نظر می‌رسد این است که داو هرگز قصد استفاده از نظریه‌اش برای پیش‌بینی کردن جریان بازار نداشت. برداشت او این بود که از این نظریات برای تعیین وضعیت عمومی سرمایه‌گذاری در کشور می‌توان استفاده کرد.

باید از هوش و دیدگاه چارلز داو ابراز شگفتی کرد. زیرا افزون بر اینکه نظريه او تغییرات قیمت را پیش‌بینی می‌کند او از زمره نخستین افرادی بود که ارزش استفاده از شاخص‌ها را به عنوان یک نماد وضعیت اقتصادی کشف کرد.

نتیجه

در این فصل کوشش ما بر این بود که مروری سریع بر کلیات نظریه مهم چارلز داو داشته باشیم. در ادامه مطالعه کتاب، خواهید دید که نظریه داو، پایه و اساس همه مباحث تحلیل تکنیکال را تشکیل می‌دهد. غالب مطالبی که در فصول آتی مورد بحث قرار می‌گیرند بر پایه نظریه داو بنا شده‌اند.

تعریف اصولی روند؛ دسته‌بندی روند بر سه مرحله؛ اصول همگرایی و واگرایی؛ تشریح حجم معاملات و استفاده از فیبوناچی و بازگشت‌ها، مباحثی هستند که از نظریه داو، سرچشمه می‌گیرند.

علاوه بر منابعی که قبلاً در این فصل ذکر شده یکی از بهترین مراجع برای مرور اصول نظریه داو، کتاب «تحلیل تکنیکی روندهای بازار سرمایه» تأليف ادوارد و مگی می‌باشد.

پاورقی ____________________________

[۱] Charles Henry Dow

[۲] Thr ABC of stock speculation

[۳]  هاميلتون. صفحات ۴۰ – ۴۱

[۴] نلسون. صفحه ۴۳

admin

پست بعدی

تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه (3)

ج مرداد ۱۱ , ۱۳۹۸
حمایت از ما با خرید این محصول مقدمه  این فصل اساساً طوری نوشته شده که برای خوانندگانی که هیچ آشنایی با ساختار نمودارها ندارند قابل فهم باشد. در ابتدا درباره انواع مختلف نمودارها به بحث خواهیم پرداخت و سپس رایج‌ترین نوع نمودار یعنی نمودار میله‌ای[۱] روزانه را مورد بررسی قرار […]

سردبیر

مسعود رضانژاد فهادان

مسعود رضانژاد فهادان هستم. مدیر و نویسنده «مجله اینترنتی فهادان»

دسترسی سریع