حلّ معمّای حدیث منتسب به حضرت علی علیه السلام دربارۀ تاریخ بنای اهرام مصر

حلّ معمّای حدیثی دربارۀ تاریخ بنای اهرام مصر

حلّ معمّای حدیثی دربارۀ تاریخ بنای اهرام مصر

حلّ معمّای حدیث منتسب به حضرت علی علیه السلام

دربارۀ تاریخ بنای اهرام مصر

 


و نقل خبر مُتواتِر ساخت هرم بزرگ مصر، توسّط حضرت ادریس علیه السلام

و تصحیح خطا و اشتباه رامپوری و برخی مورّخین و لغویّین دیگر

(نگارش، تحقیق و توضیح: سیّد احمد سجادی – اصفهان)


متن بدون تحریف حدیث شریف علوی:

 

«بُنِيَ الهَرَمان ِ، وَ النَّسرُ الطّائِرُ واقِعٌ فِی المیزان»

 

(بنا شد دو هرم بزرگ مصر، در حالیکه صورت فلکی نسر طائر (عقاب یا کرکس پرنده) در برج میزان (ترازو) واقع شده بود) (یعنی بین 6000 تا 7000 سال پیش، در عهد حضرت ادریس علیه السلام).


غیاث الدّین محمّد رامپوری (لغت‌شناس قرن سیزدهم هجری قمری) در "غیاث اللّغات" (چاپ امیرکبیر، ص956) ذیل لفظ "هَرَمان" (دو هرم بزرگ از اهرام مصر) می‌نویسد:

 

"بنائیست در مُلک مصر؛ و آن دو گنبدست سنگین، بغایَت (بسیار) قدیم، که حکماء قبل از طوفان [نوح علیه السلام] تعمیر (عمارت یا بنا) کرده‌اند. و بعضی گویند که [حضرت] ادریس علیه السّلام [آن‌ها را] ساخته‌اند. و آن از طوفان [نوح علیه السلام] خراب نشده [است].


حضرت علی کرَّمَ اللهُ وَجهَهُ (که خدا گرامی بدارد چهره‌اش را) از صورت طلسمش که کرکسی (عقابی) است [که] پنج پایه[ای] را در پنجه گرفته، تاریخ بنایش معلوم فرموده‌اند:

 

«بُنِيَ الهَرَمان ِ[وَ] النَّسرُ فِی السَّرَطان»

 

(بنا شد دو هرم، در حالی که صورت فلکی نسر(عقاب) در برج سرطان(خرچنگ) بود).

 

[خواهد آمد که در متن حدیث، تحریف رخ داده و بجای "برج میزان"، "برج سرطان" اشتباهاً درج شده است.]

 

[سپس، رامپوری در توضیح این حدیث می‌گوید – نقل قول]:

 

ازین [حدیث] ظاهر می‌شود که تقریباً پنج هزار سال پیشتر از [حضرت] آدم علیه السلام از [سوی] جنّ (به قدرت اجنّه) بنا شده است؛ چه (زیرا) حالاً نسر [طائر] (صورت فلکی کرکس پرنده) در [مقابل برج] جَدی (بزغاله) است؛ و نسر [طائر] در دوهزار سال (به حرکت آرام ثوابت) یک برج (از دوازده برج مِنطقة البروج) را طی می‌کند)).

 

- نیز، رامپوری در شرح اسم "هِرمِس" همانجا چنین می‌گوید:

 

((اسم ادریس پیغمبر علیه السّلام، که هم نبيّ و هم پادشاه و هم حکیم بودند (و بسبب این سه فضیلت، یونانیان به او، هِرمِس (اِرمیس) تریسمگیستوس Ερμής ο Τρισμέγιστος و به انگلیسی: Hermes Trismegistus و به عربی: "هِرمِس مثلّث النِّعمة" گفته‌اند) [و دانش و فن] ریاضی را که حساب و هندسه و هیأت و نجوم باشد (به عنوان معجزاتی از خود) پیدا (آشکار و پدیدار) کرده...)).


 

* بررسی سخنان مختصر و مفید رامپوری، و تصحیح بعضی نقایص و خطایای او:

 

الف: مسأله بناء اهرام مصر توسط حضرت ادریس علیه السلام اگر از اخبار متواتره (فراوان نقل شده) نباشد، لا أقلّ، از اخبار مُستفیضه (بارها نقل شده) می‌باشد؛ و چنین خبری از دیدگاه علم الحدیث و درایة الحدیث، معتبر و بلکه حتمی و یقین‌آور است.

چنانکه بسیاری از محدّثین، مورّخین و لغویّین دیگر نیز، به ساخته شدن اهرام مصر توسّط حضرت ادریس علیه السلام و یکی بودن او با هِرمِس حکیم، اشاره یا تصریح کرده‌اند؛

 

از آن جمله برخی از مهمترین ایشان را ذیلاً ذکر می‌کنیم:

(به ترتیب الفبایی اسامی کتب)

 

1- زكريّا بن محمد قزوینی، در "آثار البلاد و اخبار العِباد" (ص326 - چاپ امیرکبیر، تهران: 1373ش).

 

2- علیّ بن حسین مسعودی، در "اثبات الوصیّه" (ص26- چاپ انصاريان‏، قم‏: 1426ق / 1384ش).

 

3- جمال الدّین ابوالحسن علیّ بن یوسُف قِفطی، در آغاز "إخبارُ العلماء بأخبار الحکماء" یا همان "تاریخ الحکماء قفطی" (ذیل احوال حضرت ادریس علیه السّلام) (ص2تا6- چاپ مطبعة السّعادة، مصر: 1326ق).

 

4- مرحوم علامه مجلسی(ره) در "بحارالانوار"(ج60/ ص240- چاپ ایران، اسلامیه).

 

5- زُبَیدی، در مادّه "هرم" از فرهنگ لغت "تاج العروس" (ج‏17/ ص746و747- چاپ دارالفكر، بيروت‏: 1414ق‏).

 

6- حمدالله مستوفی، در "تاريخ گزيده"(ص23- چاپ امیرکبیر، تهران: 1364ش).

 

7- ابن بُطوطه (محمد بن عبدالله طـَنجی مراکشی)، در سفرنامه اش، که موسوم است به: "تحفة النـّـُظـّار فى غرائب الاَمصار و عجائب الاَسفار" یا: "رِحلة ابن بُطوطة" (ج‏1، ص209- چاپ أكاديميّة المملكة المغربية، مراکش - رَباط: 1417ق).

 

8- رشيدالدّين فضل الله همدانى‏، در "جامع التّواريخ"(بخش تاريخ افرَنج و پايان قياصره، ص23- چاپ میراث مکتوب، تهران: 1384ش).

 

9- غیاث الدّین خواندمیر، در تاریخ "حَبيبُ السِّيَر"(ج‏1/ ص25- چاپ خیام، تهران: 1380ش).

 

10- جلال الدّین سَیُوطی، در "حُسن المُحاضَرَة فى اَخبارِ مِصرَ وَ القاهِرَة" (ج‏1/ ص31و48و55و57و66؛ ج2/ ص296- دارالكتب العلميه، بيروت: 1418ق).

 

11- محمد بن موسی دَمِیری‏، در "حیاة الحَيَوان‏ الکبریٰ" (ج1/ ص444- چاپ دار الكتب العلمية، بيروت‏: 2004م/ 1424ق).

 

12- مرحوم محدّث نوری، در "دارالسّلام فيما يتعلّق بالرّؤيا وَ المَنام" (ج‏1/ ص133- دار البلاغة، بيروت‏: 2007م / 1427ق).

 

13- سَیّد ابن طاووس (علیّ بن موسی) در "فرج المهموم في تاريخ علماء النّجوم"‏ (ص22و151- چاپ دارالذَّخائر، قم‏: 1368ق‏).

 

14- صفىّ الدّين عبدالمؤمن بغدادى، در "مَراصِد الاطّلاع علیٰ اسماءِ الاَمكِنة و البـِقاع" (ج‏3، ص1457- چاپ دارالجيل، بيروت: 1412ق).

 

15- یاقوت حَمَوی، در "مُعجَم البُلدان" (ج5/ ص400تا402- چاپ دارصادر، بیروت: 1995م).

 

16- احمد بن علی مَقریزی در "المواعظ و الاعتبار بذکر الخِطَط و الآثار" (ج1/ ص52 و222و223- چاپ دارالكتب العلميه، بيروت: 1418ق).

 

17- ابوالمَحاسن ابن تـَغري بـِرْدي، در "النّجوم الزّاهرة فى ملوكِ مصرَ و القاهرة" (ج‏1، ص39- چاپ دارالكتب مصر، وزارة الثـَّقافة و الارشاد القومى).

 

18- شمس الدين محمد انصارى دِمَشقی، در "نخبة الدّهر فی عجائب البَرِّ و البحر"  (ص50و51 - چاپ اساطیر، تهران: 1382ش).

 

19- شِهاب الدّين نـُوَیری، در‏ "نِهاية الأرَب في فنون الأدب" (ج‏1/ ص351و388- چاپ دارالكتب والوَثائق القوميّة، قاهره: 1423ق‏).

 

 

ب: رامپوری، در مورد دوام و طول عمر اهرام مصر - که جاودانه ترین بناهای عظیم تاریخی هستند - نیز صحیح گفته است؛ چنانکه سَیُوطی (که خود اهل اَسیوط یا اُسیوط، از شهرهای کرانه رود نیل مصر است) در "حُسن المُحاضَرَة فى اَخبارِ مِصرَ وَ القاهِرَة" (همان چاپ، ج1/ ص59و70و73) این گفتارهای زبانزد یا "ضرب المثل" را نقل کرده:

 

1- "لَيسَ شَي‏ءٌ إلّا وَ أنا أرحَمُهُ مِنَ الدَّهرِ، إلَّا الهَرَمانِ؛ فأنَا أرحَمُ الدَّهرَ مِنهُما!"

(چیزی نیست جز آنکه من بر آن دلسوزی و ترحّم میکنم از گذر زمان و روزگار، مگر دو هرم بزرگ مصر؛ که من ترحّم میکنم بر خود روزگار از دوام و پایداری آنها!)؛

 

2- "كُلُّ شَي‏ءٍ يُخشیٰ عَلَيهِ مِنَ الدَّهرِ، إلاَّ الهَرَمانِ؛ فإنّهُ يُخشیٰ عَلَی الدَّهرِ مِنهُما!"

(بر هر چیزی نگرانی از گذر زمان و روزگار است، مگر دو هرم بزرگ مصر؛ که براستی، نگرانی بر پایان یافتن روزگار و دوام و پایداری آنهاست!)؛

 

3- "هَرِمَ الدَّهرُ وَ لا يَهرِمُ الهَرَمانِ!" (روزگار پیر شد؛ ولی دو هرم مصر پیر نمی شوند!).

 

ج: رامپوری، در نقل این خبر معتبر (که اهرام را حضرت ادریس ساخته)، درست عمل کرده است؛ امّا خطای او آنجاست که با وجود اینکه خود اذعان داشته "حکماء قبل از طوفان، اهرام را ساخته اند" و باز به اذعان خودش - طبق گفتۀ برخی - آن حکیم که اهرام را ساخته، هِرمِس اوّل، یا هرمس بزرگ، یا هرمس کبیر، یا هِرمِس الهَرامِسَة، و به تعریف آتی خودش: همان ادریس پیامبر(ع) بوده است؛ ولی در پایان بحث، دچار خطا شده و با محاسبه ای نجومی، تاریخ ساخت اهرام مصر را به پیش از خلقت حضرت آدم(ع) می بَرَد! حال آنکه میدانیم، دوران حضرت ادریس(ع) حدود ششهزار و هفتصد سال قبل، و پس از حضرت آدم(ع) و قبل از حضرت نوح(ع) بوده است. پس اهرام مصر، نمیتوانند بیش از شش تا هفت هزار سال عمر داشته باشند.

 

د: شاید سبب خطای رامپوری، سعی وی بر حفظ ظاهر حدیث شریف منسوب به حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام بوده است؛ زیرا چنانکه دیدیم، ظاهر منقول حدیث، چنین است:

 

«بُنِيَ الهَرَمان ِ[وَ] النَّسرُ فِی السَّرَطان»

 

(بنا شد دو هرم، در حالی که صورت فلکی نسر(عقاب) در برج سرطان(خرچنگ) بود)

 

این حدیث با اختلاف الفاظی در منابع دیگر تاریخی و جغرافیائی نیز نقل شده است. مثلاً، سَیُوطی در "حُسن المُحاضره" (همان چاپ، ج1/ ص65) و مَقریزی در "المواعظ و الاعتبار" (همان چاپ، ج‏1/ ص217) عبارت را اینگونه آورده اند:

 

«بُنِيَ هٰذانِ الهَرَمانِ وَ النَّسرُ الواقِعُ فِی السَّرَطان»

 

که چنین میرساند که منظور از "نسر" (عقاب یا کرکس) در حدیث شریف، "نسر واقع" (کرکس نشسته یا بال بسته) است (که در صورت فلکی شَلیاق یا دیگپایه، با دو ستاره نزدیکش، شکلی مثلث مانند را به این شکل [. ْ .] تشکیل میدهند)؛ نه "نسر طایر" (کرکس پرنده یا گشوده بال، که در صورت نجومی عقاب، با دو ستارۀ نزدیکش، سه ستاره ردیف هم به این شکل [  ْ  ْ  ْ ] را تشکیل میدهند).

 

ولی، این نقل سیوطی و مقریزی، نمیتواند صحیح باشد؛ زیرا حرکت ظاهری "نسر واقع" (هرچند همانند دیگر ثوابت، برای ما قابل احساس و ادراک نیست) سریعتر از حرکت ظاهری "نسر طائر" است و در این صورت، در تطبیق با اخبار متواتر احداث اهرام مصر در عصر حضرت ادریس(ع) (طبق شرحی که خواهد آمد) مشکل ایجاد می‌شود.

 

- وجود لفظ "طائر" در برخی مدارک دیگر:

 

به نقل استاد فقید، مرحوم دکتر سید ابراهیم مهدوی اصفهانی (متوفای لندن، در اواخر دهه هشتاد شمسی، در بخش "منجّمین شیعه" از "دایرة المعارف علم و مذهب") "میرزا غلامعلی شریف طوسی" (منجم باشی مرحوم شاه طهماسب صفوی) در رساله ای خطّی که هنوز به چاپ نرسیده و "مُبَشِّرۀ شاهیّه" نام دارد - و مؤلف آنرا برای خود مرحوم شاه طهماسب نوشته، و نسخه ای از آن در اختیار مرحوم دکتر مهدوی بوده است - گوید:

 

((... روایت است که بر طلسم درگاه یکی از اهرام ثلاثه، صورت نسر طائر و برج سرطان نقش بوده و راز آن کس را معلوم نگشته. تا حضرت امیرالمؤمنین، مفتاح خزائن علوم حضرت سَیّد المُرسَلین، مُشرَّف به اشارت عُلیای "أنا مَدینةُ العلمِ وَ عَلِيٌّ بابُها" صلوات الله علیهِما وَ علیٰ اولادِهِمَا الطّیّبینَ الطّاهرین ـ فرمودند که این نقش طلسم، تاریخ بناء این هرم اعظم است، و معنی آن چنین است که:

 

«بُنِيَ الهَرَمانِ وَ النَّسرُ الطّائِرُ فِی السَّرَطانِ»

بِناءً عَلیٰ هٰذا، بموجب رصد سلطان الحکماء، المنجّم القدّوسی، خواجه نصیرالدّین الطّوسي که به هر هفتاد سال" نسر طایر" یک درجه قطع مسافت می کند...)).

 

سپس، محاسباتی ارائه داده که به بحث ما مربوط نیست... لذا از نقل ادامۀ آن معذوریم.

 

و چون هر برج را سی درجه بدانیم، 70 ضربدر 30 میشود: 2100 سال، که تقریباً همان است که رامپوری در "غیاث اللّغات" گفته و گذشت:

 

«... و نسر [طائر] در دو هزار سال، یک برج را طی میکند...»

 

- حلّ اِشکالات متن حدیث:

 

در راستای فهم و درایت حدیث و حلّ اِشکال آن میگوییم که در متن این حدیث شریف، تصحیف یا تحریف ناخواسته ای (توسّط ناسخان یا ناقلان، هرچند زحمات ایشان در حفظ این حدیث قابل تقدیر است) صورت گرفته، و بجای "المیزان"، "السَّرطان" (بسبب شباهت ظاهر املاء و کتابت دو لفظ، و وحدت سَجع (ـٰان) در آخر نام هر دو برج) اشتباهاً درج شده است.

 

شرح حلّ این تحریف و تصحیح این تصحیف، چنین است که: به قرینۀ روایات و اخبار دالّه بر اِحداث اهرام مصر توسّط حضرت ادریس(ع) – که حدود شش هزار و هفتصد سال قبل، دوران پیامبری و تبلیغ او بوده – و (چنانکه خواهیم دید) این با بودن "نسر طایر" در "برج میزان" در عهد وی سازگار است، نه با "برج سرطان"؛ و به مقتضای قاعده پُرفائدۀ مضبوطه نزد ارباب علم رجال، و اصحاب علم حدیث و دِرایَة الحدیث، که: «الجَمعُ مَهما أمکَنَ، أوْلیٰ مِنَ الطَّرحِ» (جمع بین دو حدیث متعارض، سزاوارتر است از طرح یا انداختن یکی از آندو از اعتبار)، نقل سَیُوطی و مَقریزی، به تعبیر "النَّسر الواقع" (که گذشت) نمیتواند مقبول ما باشد، زیرا چنانکه گذشت، گفتیم که سرعت سیر "نسر واقع" بیش از "نسر طائر" است و با تاریخ ادریس نبی(ع) سازگاری پیدا نمیکند؛ چه برج مذکور را "سرطان" بدانیم و چه "میزان". ولی اگر برج مذکور را "میزان" بدانیم (که مقتضای جمع بین اخبار است و کاشف از وقوع تحریف در متن حدیث شریف علوی است) با سرعت حرکت "نسر طایر" (پیمایش یک برج در طول حدود 2000 سال) به زیبایی تمام، سازگاری و تطابق دارد؛ زیرا از برج میزان (برج هفتم مِنطقة البروج) تا برج جَدی (برج دهم، که طبق گفتۀ رامپوری، در این دوران، نسر طائر در آن واقعست) با احتساب اوّل برج میزان، چهار برج (8000 سال)؛ و با احتساب آخر آن، سه برج (6000 سال)؛ و با احتساب حدّ وسط (میانه برج میزان) و میانگین آن دو عدد، حدوداً 7000 سال از ساخت اهرام مصر تا کنون طی شده است. چیزی که با تاریخ حضرت ادریس(ع) - که حدود 6700 سال پیش است - سازگاری تمام دارد.

 

لِهذا، ناچاریم از اینکه لفظ "الواقع" در عبارت منقول سیوطی و مقریزی را بدون الف و لام (یعنی: "واقعٌ") بخوانیم، تا خبر باشد برای "النسر" و نه صفت برای آن. به این تأویل و تقدیر که: «و النَّسرُ [الطّائرُ] "واقِعٌ" فِي...» که حکایت از "واقع" شدن "نسر طائر" در فلان برج دارد... که این شباهت ظاهری بین لفظ خبری "واقع" و صفت اسمی "الواقع" سبب تحریف یا تصحیف ناخواسته و غیر عمدی دیگری در متن حدیث شده است.

 

- نتیجه گیری:

 

پس از تحریف زدایی متن شریف حدیث منسوب به حضرت امیر المؤمنین علی(ع)، چنین نتیجه میگیریم که با جمع بین مَصادِر و منابع نقل این عبارت علمی و ارزشمند، متن صحیح این حدیث باید در اصل چنین بوده باشد:

 

«بُنِيَ [هٰذانِ] الهَرَمانِ، وَ النَّسرُ [الطّائِرُ] [واقِعٌ] فِی [المیزانِ]»

 

(بنا شد این دو هرم، در حالیکه صورت فلکی نسر طائر (عقاب یا کرکس پرنده) در برج میزان (ترازو) واقع شده بود) (یعنی بین 6000 تا 7000 سال پیش، در عهد حضرت ادریس ع).

 

هـ: و امّا در مورد نقش طلسم اهرام مصر، که به عبارتی "مادّه تاریخ" ساخت آنها نیز هست، طبق گفتۀ رامپوری در غیاث اللّغات:

 

«... حضرت علی(ع) از صورت طلسمش که کرکسی(عقابی) است[که] پنج پایه[ای] را در پنجه گرفته، تاریخ بنایش معلوم فرموده اند...»

 

ما می پذیریم که صورت کرکس در آن طلسم، یادآور همان "نسر طایر"(عقاب بال گشوده و در حال پرواز) باشد؛ ولی نمی پذیریم که تفسیر "پنج پایه" به "برج سرطان" را به حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) نسبت بدهند؛ بلکه می گوییم: شباهت ظاهری "پنج پایه" به "ترازو" یا همان "برج میزان" بیشتر است تا شباهت آن به "برج سرطان" که "خرچنگ" باشد (و شش یا هشت پا دارد)؛ و این خود، گواه و شاهد دیگری است بر وقوع تصحیف بین دو لفظ "سرطان" و "میزان" در حدیث شریف منقول از آن حضرت (علیه السّلام).

 

- به این شکل توجه کنید:

 

 

- نسر طائر، دایرة البروج Ecliptic (مسیر ظاهری سالانه خورشید) و صُوَر مِنطقة البروج Zodiac:

نظرات مطلب

  1. اگر تنها ترين تنها شوم باز هم خدا هست او جبران همه نداشته هاي من است ...

    ****

    پيش من هم بياين خوشحال ميشم

  2. این بنا تا اونجا که من تو مستند ها دیدم یه بنای شیطانیه
    بعید میدونم یه پیامبر اونو ساخته باشه
    البته من تخصص کافب تو این زمینه رو ندارم
  3. عالی بود
    دستتون درد نکنه از اینهمه همکاری علمی و روشنگرانه
    پاسخ : باعث افتخاره که مقالات حضرتعالی در تارنمای فهادان منتشر میشه.

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی