درسنامه غناء و موسیقی (۱) مباحث مقدماتی

اهمیت بیشتر بحث غناء در عصر حاضر 

علاوه بر اینکه در دوران ما، با این وسایل ارتباطي گوناگونی که وجود دارد، مسئله غناء از گذشته اهميتش بیشتر است. در زمان سابق، حتی در دوره‌‎ای که ما آن دوره را در اوایل زندگی‌مان درک کردیم، غناء بود، لكن این طور شایع نبود، چون امکانش نبود. بعضی از افراد لاابالی مثلاً عروسی داشتند، جشنی داشتند، مطرب یا مغنّی می‌آوردند، سازی می‌زدند؛ مخصوص یک عده معدودی از مردم بود. بعد که این وسایل ارتباط جمعی آمد، برای همه، قابل دسترسی شد. این وسایل، هم در کشور ما و هم در کشورهای اسلامی، یک سوغات غربی بود و چون اختراع، اختراع غربی و اروپایی بود لذا با محتوای اروپایی‌اش آمد. در بین غربی‌ها هم مسئله موسیقی، یک مسئله رایجی است. یکی از کارهای رایج و متداول در اروپا از سابق، از قدیم‌الأیام، کنسرت‌های موسیقی بوده است که پول بدهند، یک ساعت یا دو ساعت بنشینند و فلان آهنگ را فلان نوازنده یا خواننده یا آهنگساز معروف، گوش کنند که هنوز هم در کشور ما این طور چیزی معمول نیست[۱]؛ برای آن‌ها معمول بود؛ لذا وقتی که وسایل ارتباط جمعی مثل رادیو و سپس تلویزیون، درست شد، محتوا و مضمون غالب این وسایل ارتباط جمعی در آنجاها عبارت بود از موسیقی. [این وسائل] با همین محتوا، وارد کشور ما شد و غناء و موسیقی در بین آحاد مردم رایج شد. هرچه هم که بیشتر پیش می‌رویم و وسایل ارتباطات اجتماعی، وسایل الکترونیک و فنّی و غیره توسعه پیدا می‌کند، این معنا، بیشتر رواج پیدا می‌کند. بنابراين غناء، بحث مهمی است.

لزوم شناخت حدود شرعی مسئله 

باید بدانیم حدود شرع در این مسئله چیست، باید حدود آن روشن بشود. تا الان حدود آن روشن نیست. گاهی مسئولین صداوسیما از ما یا از دیگران می‌پرسند، نمی‌شود یک حدی را انسان مشخص کند که این حرام است، این حلال است. باید واقعاً این معنا را روشن کرد. بالأخره باید این قضیه تمام بشود. لذا مسئله، مسئله مهمی است. حالا وارد بحث بشویم به توفیق الهی و هدایت الهی پیش برویم، ببینیم به کجا خواهیم رسید. هرچه هم ما در این مسئله، معطّل بشویم و با تأنی و تدریج پیش برویم، ایرادی ندارد. قبل از ورود به بحث، این نکته را عرض کنم که:

مقصد اصلی در باب مکاسب 

در باب مکاسب محرمه، مقصود اوّلی این است که ببینیم کسب به غناء چگونه است؟ همان طور که در اوّل ابواب مکاسب، عرض کردیم، غرض اصلی در مکاسب محرّمه، بحث کسب‌های ممنوع و محرّم است؛ البته در همه عرف‌های دنیا هم بعضی از کسب‌ها ممنوع است. پس بحث اصلی در باب مکاسب این است که ببینیم معامله به غناء چگونه است، مثل اینکه فرض کنید کسی را اجیر کنند برای اینکه آوازخوانی یا نوازندگی کند. این یک معامله و یک کسب است. یا جنسی را به کسی بفروشد، ثمن آن را مثلاً خوانندگی با نوازندگی قرار بدهد. بحث این است که آیا این معامله، معامله جایزی است یا معامله محرّمی است؟ و آیا معامله صحیحی است یا معامله باطلی است؟ بحث اصلی و مقصود اوّلی در این باب، این است. تا برسیم به اینکه معامله نوارهای موسیقی، نوارهای غناء، صفحات و سی‌دی‌هایی که رایج‌شده، چطور است؟ معامله این‌ها آیا حلال است یا حرام است؟ آیا این معاملات باطل است یا صحيح؟ 

لزوم بررسی حکم و موضوع غناء 

بحث اصلی ما در باب مکاسب محرمه این است. لکن برای اینکه ما بتوانیم حکم کنیم به حرمت معامله، بایستی اوّل حرمت نفس عمل را ثابت کنیم. اینجا است که وارد مسئله غناء می‌شویم، از لحاظ بيان حكم و بیان موضوع، که غناء چیست و حکمش چیست؟ اگر تفصیلی وجود دارد، آن تفصيل به چه صورت است؛ بنابراین، بحث اصلی در اینجا بحث اکتساب به غناء است، لكن عمده بحث در اینجا آن بحث مقدّمی است یعنی اینکه اوّل ببینیم غناءِ حرام چیست؟ بنابراین، بحث از حرمت غناء، بحث مقدمی است.

مسلّم بودن حرمت اجمالی غناء 

حرمت غناء فی‌الجمله جزء مسلمات فقه شیعه است. در فقه امامیه، تقریباً جزء واضحات و مسلّمات، همین حرمت غناء است؛ بعضی ادعای اجماع و بعضی ادعای لاخلاف کرده‌اند. در فرمایشات شیخ طوسی، ابن ادریس، علامه و عده‌‎ای از متأخرين رحمهم الله، تعبيرات «إجماع»[۲] و «لا خلاف»[۳] وجود دارد.

وجه بررسی اجماع

این اجماع. البته اجماع حجت نیست. ما نمی‌خواهیم به این اجماع، استدلال کنیم. چون در این باب، روایات فراوانی وجود دارد. اگر اجماعی هم ثابت بشود این اجماع، اجماع مدرکی است. این اجماع را به عنوان حجت، مطرح نمی‌کنیم لكن برای اين مطرح می‌کنیم که بگوییم حرمت غناء، فی‌الجمله متفقٌ‌عليه بين همه علماء است یعنی از علماء خودمان از أعشار قديم تا زمان حاضر، هیچ کس را نمی‌‎شناسیم که غناء را فی‌الجمله حرام نداند.

اختلافی بودن حدود حرمت غناء 

اینکه می‌گوييم «فی‌الجمله» به خاطر این است که خصوصيات و حدود موضوع، محل اختلاف است. لكن فی‌الجملة حرمت غناء، محل اختلاف بين فقهاء ما نیست. مثلاً اختلاف‌هایی در مورد مستثنیات از غناء وجود دارد؛ اینکه چه چیزهایی استثناء شده است. بعضی مثلاً حُداء را که در فارسی حُدى به آن گفته می‌شود و آهنگی بوده که برای راه رفتن و سرعت گرفتن شتر می‌خواندند استثنا کرده‌اند؛ یا غناء در عروسی را مثلاً استثنا کرده‌اند؛ بعضی غناء در قرآن را استثناء کرده‌اند؛ این‌ها بحث‌هایی است که خواهد آمد. این طور اختلافات وجود دارد. همچنین در معنای غناء و حدود و دایره موضوع آن، اختلاف هست که در نقل اقوال فقها ذکر خواهد شد. لكن در اصل حرمت غناء اختلافی نیست.

تقدم بررسی ادله بر بحث از موضوع 

قبل از آنکه به موضوع بپردازيم ادله‌‎ای را که در این باب وجود دارد عرض خواهیم کرد، زیرا بحث در موضوع، شاید طولانی‌ترین و مفصل‌ترین بحث باشد که آن را بعد ذکر می‌کنیم. البته از خود این ادله هم می‌توان برای فهم موضوع کمک گرفت. اگر چنانچه با دقت این ادله را ملاحظه کنیم، چه بسا بخش مهمّی از قضیه موضوع را هم برای ما حل بكند.

روایات؛ مدرک اصلی بحث 

عمده ادله در اینجا روایات است. البته چند آیه کریمه قرآن هم مورد استناد قرار گرفته است. مثل: «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور»[۴] یا «وَ الَّذينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّور»[۵] و از این قبیل، سه، چهار آیه است که مورد استناد قرار گرفته است، لكن استفاده از این آیات به معونه روایات است. اگر روایات نباشد، این آیات، دلالتی بر حرمت غناء ندارند. آنچه این آیات را بر موضوع غناء، تطبیق می‌کند عبارت از روایاتی است که در ذیل این آیات، وارد شده است، پس عمده استدلال ما به روایات است. البته برای ادله حرمت، بعضی اجماع را هم ذکر کرده‌اند. بسیاری از فقها، وقتی که می‌خواهند استدلال بر حرمت غناء بکنند می‌گویند: الكتاب و السنة و الإجماع. کتاب را که عرض کردیم مستقلاً دلالتی ندارد مگر به معونه روایات. اجماع هم مطلقاً در اینجا حجت نیست؛ چون اجماع، مدرکی است.

تضعیف منبع بودن عقل در بحث غناء 

بعضی‌ها از این هم فراتر رفته و عقل را هم اضافه کرده‌اند و گفته‌اند که یکی از ادله حرمت غناء، عقل است به اینکه انسان بخواهد با دلیل عقلی حکم شرعی را ثابت کند که «دونه خرط القتاد»[۶] بنابراین، عمده ادله، همان روایات است. روایاتی که در این باب، وارد شده، زیاد است. مرحوم شیخ حرّ در رساله‌ای می‌فرمایند:حدود سیصد روایت در باب غناء هست.[۷]

تقدیر و تشکر 

البته اینجا تقديراً و شكراً لازم است عرض کنیم که بعضی از برادران خوب ما از فضلای قم، یک کار بسیار خوبی در باب غناء کرده‌اند.[۸] غیر از آنچه در کتب فقهی در باب غناء وجود دارد، از کلمات فقها. سی رساله مستقل غناء را پیدا کرده و با زحمت زیاد چاپ کرده‌اند. بنده می‌خواستم بحث غناء را قبل از «غشّ» مطرح بکنم. لكن بعد که به این رساله‌ها دست یافتم دیدم نمی‌شود بدون مطالعه این رسانه‌ها وارد بحث «الغناء» بشویم لذا بحث «غشّ» را جلو انداختیم برای اینکه من این رساله‌ها را نگاه کنم. سی رساله است از علمای معروف و غير معروف، محققین و اقوال مختلف در سه جلد[۹] و قریب به دو هزار صفحه یا بیشتر، همه روایاتی را که در این باب هست در این کتاب آورده‌اند. کار بسیار خوبی انجام داده اند. ما روایات را از روی این کتاب می‌خوانیم.

کثرت روایات باب 

مرحوم شیخ حر عاملی رحمة الله علیه می‌فرمایند: سیصد روایت است. البته ایشان محدثند و در روایات واردند ولی آنچه ما دیدیم، به سیصد روایت نمی‌رسد. به هر حال، روایاتی که وجود دارد خیلی زیاد است. بعضی از روایات در باب حرمت است، بعضی در باب مذمت غناء است نه در باب حرمت آن؛ یعنی غناء را مذمت می‌کند که می‌تواند مراد، کراهت غناء باشد. بعضی از روایات در باب جواز غناء در بعضی از موارد است، مثل اعراس و. . . بنابراین، این طور نیست که تعداد روايات داله بر حرمت به این مقدار باشد، لكن همان روایات داله بر حرمت هم انصافاً خیلی زیاد است، کم نیست؛ اگرچه سیصد تا نیست. این روایات را این آقایان دسته‌بندی کرده‌اند، من هم بر اساس همین دسته‌بندی می‌خوانم.

لزوم بررسی تک تک روایات 

غرض از خواندن و تأمل در این روایات این است که ببینیم در چه مواردی تصریح به حرمت غناء شده یا آن چیزی که موضوع حرمت قرار گرفته دارای چه خصوصیاتی است؟ با مداقه در این روایات می‌شود این را فهمید.

یک نکته را اینجا عرض بکنیم:گاهی گفته می‌شود که در باب غناء، ما احتیاج به بررسی یکایک روایات نداریم؛ چون آن قدر روایات این باب زیاد و متضافر است که ما را از اینکه یک یک این روایات را دلالةً يا سنداً بررسی کنیم مستغنی می‌کند. این، درست نیست؛ زیرا آنچه از این روایات متضافره استفاده می‌شود، عبارت است از حرمت چیزی که «يسمى بالغناء فی‌الجمله» اما این حرمت در کجاها است؟ این موضوع محرّم، دارای چه خصوصیاتی است؟ بر هر یک از احتمالاتی که در اطراف این سؤال وجود دارد، روایات متضافری نداریم. تضافر روایات، حرمت فی‌الجمله را برای ما اثبات می‌کند و آن حرمتِ فی‌الجمله. به کار نمی‌آید. می‌خواهیم موضوع را بشناسیم و مرکز حکم حرمت را درست بدانیم، و از خلال روایات، آن را به دست بیاوریم. خصوصیاتی وجود دارد که محتملاتی را در مسئله به وجود می‌آورد، و بر هر یک از آن محتملات، روایات متضافر نداریم. لذا مجبوریم روایات را تمام بخوانیم.

در باب روایات مربوط به غناء بعضی کثرت این روایات را کافی دانسته‌اند برای اینکه در باب غناء بالمرة، حکم به حرمت کنند، اما ما همچنان مشغول به بیان روایات هستیم، تا ببینیم وضع این روایات چگونه است؟ اینکه بعضی از بزرگان فرموده‌اند: اگرچه بعضی از این روایات، اسانیدش ضعیف است، اما در آنچه اسانید قوی دارد، «غنیً و كفاية» البته مرحوم صاحب وسائل می‌گوید: سیصد روایت. حال، سیصد یا کمتر، اگر در بین این‌ها ده روایت صحیح و معتبر هم باشد، کافی است. این مطلب اگرچه درست است. اما بحث در این است که آیا از آن روایات صحاح، از آن روایات معتبره، اطلاق حرمت غناء فهمیده می‌شود؟ این، محل بحث است و ما را مجبور می‌کند که یکایک این روایات را تا آن حدی که لازم است ملاحظه کنیم، ببینیم مدالیل آنها در چه محدوده‌‎ای است؟ چه چیز را محرّم قرار داده است؟ و در آن روایاتی که اسانیدش درست و قابل اعتماد است، چه چیزی مورد حکم به تحریم واقع شده است؟ تأمل در یک یک روایات، به خاطر این است.

دسته‌بندی و بررسی روایات دسته اوّل

دسته اوّل، روایاتی است که در تفسیر آیات وارد شده است که اتفاقاً بهترین روایات این باب هم همین روایات است هم از لحاظ دلالت و هم از لحاظ أسانید، أسانید خوبی در بین این‌ها هست؛ اگرچه بعضی از آن‌ها ضعیف است، اما در بین آن‌ها، أسانید خوب هم وجود دارد.

بخش اوّل از دسته اوّل: روایات ذیل آیه «و اجتنبوا قول الزور»

یک دسته از این روایات در باب تفسیر این آیه شریفه است: «فاجتنبوا الرجس من الأوثان واجتنبوا قول الزور» که بعضی از این روایات را می‌خوانم.

روایت اوّل: معتبره ابی بصير 

۱- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِير. البته سند این روایت. سند صحیح نیست . لكن معتبر است. ما به روایات سهل بن زیاد در کافی عمل می‌کنیم. یحیی بن مبارک توثیق نشده است، لكن جزء رجال تفسير على بن ابراهیم قمی است، و این برای اثبات وثاقت او کافی است. عبدالله بن جبلة توثیق شده است، سماعة بن مهران هم که از بزرگان اصحاب است.

عَنْ أَبِي بَصِير قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ‏ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور»[۱۰] پرسیدم که این آیه معنایش چیست؟ «قَالَ الْغِنَاءُ» اینجا «اجتنبوا» امر به اجتناب است و حکم الزامی است، در این هیچ شکی نیست. دلالت، دلالت خوبی است. حضرت هم فرمودند مراد، غناء است. «واجتنبوا قول الزور» یعنی واجتنبوا الغناء.

روایت دوم: معتبره زید شحّام 

۲- روایت دیگر نیز روایت کافی است که این هم سندش بد نیست: مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً، اگر کسی در محمد بن خالد، که پدر احد بن محمّد بن خالد است شبهه بكند (البته ما او را ثقه می‌دانیم) از حسین بن سعید هم این روایت نقل شده است. بنابراین، سند اشکال ندارد. عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ که ثقه است. عَنْ دُرُسْت که درست بن ابی منصور است و توثیق نشده است و واقفی است، لكن ابن أبي عمیر و بزنطی از او نقل روایت می‌کنند که این در وثاقت او کافی است؛ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ زياد الشخام هم ثقه است. بنابراین، این سند هم سند معتبری است. قَالَ: «سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ فَقَالَ الرِّجْسُ مِنَ الْأَوْثَانِ الشِّطْرَنْجُ وَ قَوْلُ الزُّورِ الْغِنَاءُ»[۱۱] این هم کاملاً واضح و روشن است که قول زیر را به غناء تفسیر کرده‌اند.

روایت سوم: صحيحه هشام 

۳-  روایت دیگر که این هم سندش خوب است، در کافی است: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ» قَالَ: الرِّجْسُ مِنَ الْأَوْثَانِ هُوَ الشِّطْرَنْجُ وَ قَوْلُ الزُّورِ الْغِنَاءُ»[۱۲]

 سند، سند معتبری است. مرسلات ابن ابی عمیر را ما مثل مسندات می‌دانیم و به آن اعتماد می‌کنیم. این روایت سوم، سند دیگری هم دارد که بنا بر آن سند، روایت صحيحه است: في تفسیر القمي «قَالَ وَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام»[۱۳]، بنابراين. روایت صحیحه است. در آن روایت قبلی، سند این طور بود:ابن ابی عمیر، عن بعض اصحابه، در این روایت، مشخص می‌کند آن بعض اصحاب، هشام بن حکم یا هشام بن سالم است که هر کدام باشند، ثقه هستند.

پاورقی ____________________

[۱] البته در حال حاضر این نوع برنامه‌ها در کشور ما نیز رواج یافته است. «ناشر»

[۲] الخلاف، جلد ۶، صفحه ۲۰۶ و ۳۰۷ و ابن ادریس رحمة الله علیه در سرائر تعبيرا عندنا، دارد؛ جلد ۲، صفحه ۱۲۰، و رسالة فی ‌تحريم الغناء (محقق سبزواری رحمة الله علیه) مندرج در کتاب « غناء، موسیقی» صفحه ۳۰

[۳] أجوبة المسائل المهنائية، صفحه ۲۵

[۴] سوره حج آیه ۳۰

[۵] سوره لقمان آیه ۶

[۶] مثل معروفی است برای سخت نشان دادن کاری یعنی آسان‌تر از آن، كندن برگ از شاخه درخت خاردار با كف دست است.

[۷] رسالة فی‌الغناء (شیخ حر عاملی رحمة الله علیه)، مندرج در کتاب، غنا،، موسیقی، صفحه ۱۱۵

[۸] کتاب «غناء، موسیقی» به کوشش حجج الاسلام و المسلمین آقایان: رضا مختاری، محسن صادنی و محمدرضا نعمتی و در مرکز تحقیقات مدرسه علمیه ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۷ تدوین و تصحیح شده است. ناشر این اثر، بوستان کتاب قم است و پس از اضافه شدن جلد چهارم به سه جلد تبلی، مجموع صفحات آن به حدود ۴۰۰۰ صفحه رسید. جلد چهارم به تنهایی مشتمل بر هجده رسانه در غناء . علاوه بر مباحثی دیگر است.

[۹] تا زمان این فرمایش، جلد چهارم کتاب منتشر نشده بود.

[۱۰]  سوره حج آیه ۳۰

[۱۱] الكافی، جلد ۶، صفحه ۴۳۵، حدیث ۲

[۱۲] همان، صفحه ۴۳۶، حدیث ۷

[۱۳] تفسیر القمی، جلد ۲، صفحه ۷۴

مسعود رضانژاد فهادان

پست بعدی

درسنامه غناء و موسیقی (2)

ج آگوست 2 , 2019
روایت چهارم: روایت عبدالاعلى ۴- روایت بعدی، روایت عبدالاعلی است که سندش بد نیست. این روایت چهارم، از معانی الاخبار صدوق نقل شده، البته در وسائل الشیعه هم هست: حدثني المظفربن جعفر العلوی، مظفربن جعفر از مشایخ صدوقی است، قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مسعود، جعفر بن محمدبن مسعود […]

ممکن است بپسندید

سردبیر

مسعود رضانژاد فهادان

مسعود رضانژاد فهادان هستم. مدیر و نویسنده «مجله اینترنتی فهادان»

دسترسی سریع