عکسی که قولشا داده بودم...

صندوقچه خاطرات

عکسی که قولشا داده بودم...

سلام علیکم!

احوالتون چطوره؛ خوبید؛ خوشید؛ خوش می‌گذره إن شاء الله؟

اگه یادتون باشه تو یکی از جلسات درسی دانشگاه، بحث ساده‌زیستی به میان آمد.

من گفتم: سادگی و ساده زیستی، منافاتی با هنر و زیبایی نداره گفتم که اتفاقاً هر چه زندگی، ساده‌تر باشه هنر و زیبایی، فرصت بیشتری برای جَوَلان پیدا می‌کنه.

امروز بنا به درخواست برخی از دوستان عزیز از جمله، خانم یا آقای سعادت، یک تصویر از منزل زیبا ولی ساده‌مونا منتشر می‌کنم.

إن شاء الله در فرصت‌های بعدی، تصاویر بیشتری درج خواهد شد.

 

خوشحال میشم اگه قبل از رفتن، نظرتو بنویسی...

نظرات مطلب

  1. آهان راستی خیلی قشگه مخصوصا پرده آشپزخونه که با آرگ اُپن ستش کردید فوق العاده بود دستتون درد نکنه.
    پاسخ : تشکر بابت توجه و عنایتتون.
  2. سلام علیکم بنازم لهجه رو (قولشا داده بودم) جناب استاد شما که یزدی هستید اصالتاً، چطوری این قدر خوب اصفهانی حرف میزنید؟اگر اصفهانی اصیل بودید دیگه چطور حرف میزدید؟

    فدای شما دوستتون داریم. *:
    پاسخ : این هم از یَتا قولی که داده بودم.

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی