با دیگران چگونه سخن بگوییم!

داستان و حکایت

با دیگران چگونه سخن بگوییم!

با دیگران چگونه سخن بگوییم!

روستایی بود دور افتاده که مردم ساده‌دل و بی‌سوادی در آن سکونت داشتند. مردی شیاد از ساده‌لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می‌کرد.

بر حسب اتفاق، گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری‌های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می‌کند.

اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبکاری‌های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه‌های او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا، معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی‌سواد هستند.

در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده، گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می‌شود.

شیاد به معلم گفت: بنویس مار

معلم نوشت: مار

نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید.

و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید کدامیک از این‌ها، مار است؟

مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می‌توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند.

اگر می‌خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آن‌ها را با خود همراه کنیم بهتر است با زبان، رویکرد و نگرش خود آن‌ها، با آن‌ها سخن گفته و رفتار کنیم. همیشه نمی‌توانیم با اصول و چارچوب فکری خود دیگران را مدیریت کنیم. باید افکار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه کرد و به آن‌ها داد.

نظرات مطلب

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی