019 پروژه دانشجوی عزیزم، آقای کیانوش نظری«CH۲»

آرشیو تدریس

باسمه تعالی

پاسخ به سؤالات تربیتی خانواده

 

نکته ششم- از قوانین گفتگو پرهیز از حساسیت زایی می باشد.
به هر حال در اخلاق و منش زن و شوهر ممکن است حساسیت هایی وجود داشته باشد که با گفتن یک کلمه یا یک جمله یا استناد به حرف و عمل کسی که همسر ما نسبت به او حساس است این حساسیت تحریک شود و فضای گفتگو را از حالت منطقی و عقلانی بیرون کند، مثلاً ممکن است همسر ما نسبت به یکی از اعضای خانواده مثل مادر یا پدرمان حساسیت ویژه داشته باشد (به درستی یا نادرستی این حساسیت کاری نداریم)، ولی در یک گفتگوی منطقی ممکن است برای اثبات آن فرد به گفتار و یا رفتار شخصی که همسرم نسبت به آن حساسیت دارد استناد کنیم، این حساسیت زایی باعث می شود که کلاً بحث از حالت منطقی خارج شود و اجازه ندهد که همسرمان به صورت منطقی و عاقلانه به حرف های ما گوش دهد در نتیجه باید حساسیت های همسرمان را بشناسیم و او را تحریک نکنیم.

 

نکته هفتم- استفاده از دلایل مورد قبول همسر است.
سعی کنیم همسرمان را خوب بشناسیم و متوجه شویم او در گفتگو چه دلایلی را برای اثبات حرف های ما می پذیرد ممکن است کسی در مقابل حرف بزرگان سر تسلیم فرود بیاورد و ممکن است با آیات و روایات آشنا باشد به همین دلیل برای اثبات یک حرف با گفتن یک آیه از قرآن یا یک روایت او را تسلیم کنید، ممکن است کسی فقط به دلایل منطقی و عقلانی توجه داشته باشد، به هر حال سعی کنید در گفتگو از دلایلی استفاده کنید که مورد قبول همسرمان باشد و فضای گفتگو را خیلی سریع تر به نتیجه برساند.

نکته هشتم – توجه کامل به صحبت های همسر است.
گاهی اوقات بعضی از نکات، ساده اند، اما سادگی باعث غفلت ما از آن نکته می شود. گفتگوی دو طرف وقتی مفید است که هر دو احساس کنند صحبت هایشان برای همدیگر مهم و قابل توجه است. بنابراین ما از هر کار و هر حرفی که پیام بی اهمیتی را به دو طرف منتقل می کند باید بپرهیزیم چون این کار انگیزه طرف مقابل ما را برای گفتگو کم می کند.
مثلاً وقتی همسرمان صحبت می کند حتماً باید توجه لازم را به صحبت های او داشته باشیم، نگاهش کنیم، ممکن است تلویزیون روشن باشد و ما نگاهمان به تلویزیون باشد و گوشمان به حرف های همسرمان باشد همین درجه ای از بی اهمیتی به حرف های او را نشان می دهد. شاید بتوانیم هم تلویزیون نگاه کنیم و هم به حرف همسرمان گوش کنیم، ولی وقتی تلویزیون را خاموش کنیم و به حرف های همسرمان توجه کنیم، پیام این کار این است که تو  و حرف هایت برای من مهم تر از تلویزیون و برنامه هایش می باشد. به همین دلیل هم بهتر است حرکتی که نشان از اهمیت دارد در رفتارمان متجلی کنیم و هر حرکتی که نشان دهنده بی اهمیتی را دارد از رفتارمان حذف کنیم.
مثلاً ممکن است دراز کشیده و در حال استراحت باشیم، اما وقتی همسرمان صحبت می کند بلند شده و می نشینیم بدون اینکه هیچ حرف دیگری بزنیم، همین بلند شدن ما و نشستن در مقابل همسر یعنی اینکه حرف های تو برای من مهم است و من حالت نشستنم را طوری تنظیم می کنم که بتوانم به بهترین وجه ممکن به حرف های تو توجه کنم.
یکی دیگر از نکاتی که نشان می دهد حرف های همسر برای ما مهم است، سکوت در بین صحبت های اوست پریدن در بین حرف های او و اجازه کامل صحبت نکردن، نشان از بی اهمیتی سخنان او برای ما را دارد حتی اگر ما چنین قصدی را نداشته باشیم وقتی اجازه ندهیم او حرفش را بزند و تمام کند این یک نوع بی احترامی و بی توجهی به همسر محسوب می شود.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که در بین صحبت برادر مسلمان می پرد مثل این است که به صورت او چنگ انداخته است.
ریشۀ اصلی مشکل ازدواج جوانان ما تفکر پدر و مادرهاست نه مسائل اقتصادی، مثلاً گروهی از جوانان از خانواده های مرفه هستند و اصلاً مشکل مالی ندارند اما به علت تربیت غلط مسئولیت پذیر نیستند و حاضر نیستند ازدواج کنند. گروهی دیگر به دلیل بی بند و باری تمایلاتشان را از راه حرام ارضاء می کنند.
مشکل دیگری که با آن روبرو هستیم پدر و مادرهایی هستند که دخترانشان را مثل یک مرد تربیت می کنند، و هدف اصلی آن ها کنکور و اشتغال دخترشان است اصلاً دختر 23 ساله را بچه می دانند. معتقد هستند که دخترشان باید فوق لیسانس بگیرد و بعد ازدواج کند.

مشکل دیگر رواج مدرک گرایی در دختران است که دنبال پسری می گردند که حتماً فوق لیسانس داشته باشد حتی در برخی موارد رتبه دانشگاه ها را با هم مقایسه می کنند و اگر رتبه دانشگاه پسر پایین تر باشد می گویند این در شأن ما نیست.
پسرهایی هستند که از طریق پدرانشان مال و اموال کافی داشتند اما خانواده دختر ایراد می گرفتند که این اموالش مال پدرش است از کجا معلوم است که فردا تو سر دختر ما نزنند.

خانواده پسرها هم تجمل گرا شده اند، دنبال دختری می گردند که از خانواده ای کم جمعیت، تک فرزند و با جهاز خیلی زیاد باشد مشکل این است که هر روز دارد به تجملات اضافه می شود.

 

تقدس ازدواج

جنبه قدسی ازدواج شاید به راحتی از میان آیات و روایات بیرون بیاید یعنی شما وقتی به آیه 21 سوره روم توجه می کنید می بینید که بحث ازدواج را الهی و خدایی معرفی کرده است. از آیات الهی این است که برای شما از نوع خودتان همسرانی را آفریدند تا به وسیله آن ها آرام بگیرید و خدا بین شما مودت، دوستی و رحمت قرار داد و در این نعمت و آیه نشانه هایی است برای کسانی که فکر می کنند و می بینند.
ازدواج یک امر الهی معرفی شده است آن چیزی که مقام مودت و رحمت در میان زن و شوهر است و رکن یک زندگی موفق است آن هم توسط خدا قرار داده شده است. در میان رابطه زن و شوهر ازدواج ابتدا و انتهایش تمام آن یک امر الهی است و این سکونت و آرامشی هم که خدا به انسان داده باز هم یک امر مقدس است چون از این سکونت و آرامش برای بالا بردن ایمان استفاده می شود.
توجه کردن به تقدس ازدواج چه نقشی در تحلیل ازدواج دارد؟
ما شیعیان اعتقاد به عزاداری برای ائمه علیهم السلام به ویژه سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام را داریم. هیئت های زیادی در کشور برپا می کنیم به ویژه در محرم و صفر عزادار امام حسین علیه السلام هستیم این یک امر بسیار مقدسی است. اما اگر در همین امر مقدس متولیان هیئت یادشان برود جنبه قدسی هیئت داری و عزاداری را فراموش بکنند برای چه عزاداری می کنند. یک آسیب هایی وارد هیئت می شود که از آن می نالیم می بینیم که دو هیئت با هم رقابت می کنند چه کسی پرچم بیشتری دارد؟ چه کسی پرچم سیاه بیشتری زده است؟ و ...
و ما می نالیم و می گوئیم که امام حسین علیه السلام راضی نیست به این رقابت ها چرا در این جا رقابت به وجود آمد، بخاطر اینکه جنبه قدسی هیئت داری و عزاداری فراموش شده است. اگر من معتقد باشم که باید برای امام حسین علیه السلام برای احیای نهضت امام حسین علیه السلام عزاداری بکنیم، اصلاً به اینجور چیزها توجه نمی کنیم تا بخواهد رقابت پیش بیاید اتفاقاً کمک می کنیم که بازار عزاداری امام حسین علیه السلام گرم تر شود.

همچنین در بحث ازدواج اینجوری است که وقتی من یادم رفت ازدواج یک نقطه عطف در زندگی هر کسی است که او به وسیله همسر بهتر  در مسیر خدا  قرار می گیرد و با آرامش بیشتری در مسیر خداوند قرار می گیرد یک سری ملاک ها وارد زندگی و وارد انتخاب ما می شود.
اصلاً ربطی به این هدف ندارد من ازدواج می کنم برای اینکه به آرامش برسم و یک سوم دین را طبق بعضی از روایات نصف دینم را ادا کنم.

بعضی از ملاک هایی که در انتخاب ها نقش اساسی را متأسفانه ایجاد می کند ذکر کنم:

اولین ملاک، ملاک قیافه است. "متأسفانه در حال حاضر قیافه شده یکی از اصلی ترین معیارهای تعیین کننده در ازدواج و انتخاب همسر و دروازه ورود به مسئله ازدواج یعنی الان در بسیاری از موارد ابتدا باید قیافه طرف مقابل بویژه این برای خانواده پسرها است شما گفتید دخترها خانواده هایشان بیشتر حواسشان را جمع می کنند. اول باید قیافه تأیید بشود اگر تأیید شد حالا می رویم سراغ مسائل دیگر آیا واقعاً این اندازه قیافه مؤثر است؟ عامل اصلی به هم زدن ازدواج ها قیافه است."

آیت الله خامنه ای

ازدواج  یک  تقدسی دارد  از نظر ادیانی که من  می شناسم  غالباً  مراسم  ازدواج یک مراسم  مذهبی می باشد مسیحیان در داخل کلیسا آن را انجام می دهند یهودی ها در داخل کلیسا ازدواج های خود را برگزار می کنند.
ازدواج یک جنبه قدسی دارد که دین را نباید از آن گرفت. گرفتن جنبه قدسی و همین کارهای زشتی است که متأسفانه در جامعه ما رایج می باشد. این مهریه های سنگین به خیال اینکه می تواند پشتوانه حفظ خانواده شود در صورتی که اینطور نیست.
یا همین تشریفات جشن ها که وقتی آدم می شنود دلش می گیرد، خرج های زیاد مجالس متعدد این ها از مواردی هستند که گفتمان سازی نیاز دارند. اساتید دانشگاها و روحانیون به خصوص صدا و سیما و رسانه ها باید داخل این زمینه ها کار بکنند و این را از این حالت بیرون بیاورند.
کسی پیدا شود که بگوید باید به نگاه مردم هم توجه شود شاید بعضی از شنوندگان تعجب کنند من یک همچنین مسئله ای را دارم مطرح می کنم. اما متأسفانه از بس داخل جامعه شنیده می شود بالاخره من عروسم را ببرم فلان مجلس، یک ختمی، یک عروسی ای و ... عروس من را می خواهند ببینند آنها هم عروس هاشون را همراه خودشان می آورند اگر قیافه عروس من به این ها نرسد من سرافکنده می شوم.

 


نظر استاد:

درجه یک

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی