حفط آبرو

حفط آبرو

من این حروف نوشتم چنان که غیب ندانست

تو هم ز روی کرامت، چنان بخوان که تو دانی

نظرات مطلب

  1. سلام استادعزیز!
    امیدوارم سلامت باشید..
    حاج آقا وقتتون رو زیاد نمیگیرم سریع و صریح میرم سر اصل مطلب!
    من پدرم وقتی کلاس پنجم بودم عمرشو داد به شما..خلاصه مادرفرهنگی من به سختی مارو بزرگ کرد اما در پناه خدا و اهل بیت چنان صبری عطا شد که تمام سختی ها به محاق رفت..
    من خودم اهل هییت رفتن هستم و خلاصه تربیتی مذهبی هم دارم اما چند وقتیه اسیرغریزه ی نامیمون شهوت شدم!
    هرنصیحتی هم که بگید ازبر هستم!
    از ندیدن صحنه های شهوت انگیز و همیشه با وضو بودن و نماز سر وقت خواندن گرفته حتی تا ازدواج!
    برای ازدواج هم اقدام کردم اما چنان گندی زدم(یا زدن) که فعلا عطاشو به لقاش بخشیدم!
    خلاصه به حالت اضطرار رسیدم که دست به دامان شما شدم!
    خواهش میکنم شما هم یک راه(یا یک مورد!) دفع اضطرار ارایه بدین و نه الزاما دفع اسفد به فاسد!
    خدارو شکر از مال دنیا بی نیازم ولی از این دوستی های خیابونی بیزارم..میخوام قانونی باشه و محضری!(البته هوش شما درجه 1 یکه و معنی عبارت بالا واضح!)
    درضمن من 23ساله هستم و ترم 6 مهندسی عمران دانشگاه خوراسگان(همون جلسه ای که به جای استادحسینی سرشت تشریف آوردید)
    ببخشید طولانی شد اما محرمی جز شما یافت نشد!
    تو رو خدا به دادم برسین که فردا خیلی دیره...
    پاسخ : علیکم السلام!
    لطفاً واضح‌تر بگید.

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی