029 پروژه دانشجوی عزیزم، آقای میلاد عسگری «S2»

آرشیو تدریس

029 پروژه دانشجوی عزیزم، آقای میلاد عسگری «S2»

باسمه تعالي

پرسش و پاسخ تربيتي دربارة مسائل خانواده با حضور كارشناس محترم جناب حجة السلام و المسلمين آقاي عباسي.
با سلام و درود!
در آغاز بحث گام هاي موفقيت در زندگي مشترك را پي خواهيم گرفت و سپس به سؤالات شما پاسخ خواهيم داد. در بحث آغازين برنامه تا گام يازدهم پيش رفتيم و درگام يازدهم درباره ي صبر در زندگي مطالبي را از زبان جناب آقاي عباسي شنيديم.
در برنامة گذشته به كاركردهاي صبر و همچنين به راهكارهاي صبر اشاره شد، دو راهكار بسيار مهم:

يكي تقويت ايمان؛

ديگري توجه به هدف زندگي

در برنامة پيش مورد بحث قرار گرفت حال به ادامه بحث مي پردازيم:
اگر بخواهيم در چند جملة كوتاه به كل جملاتي كه در گام يازدهم گفتيم اشاره بكنيم اين گونه خواهيم گفت كه انسان براي رسيدن به ايده آل هايش بايد زمان را تحمل كند و همين تحمل زمان، صبر را در خود دارد. پس براي رسيدن به ايده آل ها بايد صبر كرد. اما كسي كه صبر نمي كند نه تنها به نتيجه اي كه مطلوبش است نمي رسد، بلكه به جهت عجله اي كه در كار دارد يا نااميد مي شود و يا حتي دست به كاري مي زند که معمولاً آن كار درست از آب در نمي آيد.
سؤال مهمي كه ايجاد مي شود اين است كه چه كاري بايد كرد كه براي رسيدن به ايده آل ها صبر داشته باشيم و مشكلات زندگي را بتوانيم تحمل كنيم.
دو راهكار مهم كه قبلاً هم به آن اشاره شد نكته سومي كه به آن اشاره خواهيم كرد توجه به گذرا بودن مشكلات است، اين نكته كه در روايات ما خيلي به آن اشاره شده است و به آن تأكيد كرده اند كه حواستان باشد كه كل دنيا گذرا است. كل عمري كه شما صرف مي كنيد در قبال ابديت، چند لحظه بيشتر نيست.

رسول خدا (ص) فرموده اند: الدينا ساعةٌ (كل دنيا يك لحظه است). كه حالا در ابيات فارسي هم به تعابير مختلف از گذرا بودن دنيا ياد شده است بطور مثال: بر لب جوي بشين و گذر عمر ببين و يا وقتي كه مي خواهند زندگي دنيا را تشبيه كنند به حبابي بر لب دريا تشبيه مي شود.

در برخي از اشعار بزرگان شعر ما مانند شهريار (در اشعار تركي اش) دنيا را به يك پنجرة بازي تشبيه مي كند كه به هر كسي چند لحظه فرصت تماشا مي دهند.
اصل دنيا گذراست اميرمؤمنان علي (عليه السلام) فرموده اند: دنيا گذرگاه است، اقامتگاه نيست.
جوان 25 ساله اي براي مشاوره آمده بود كه مشكلاتش، مشكلات حادي بود كه راهكاري نداشت و تنها راهكارش صبر است. به ايشان گفتند كه آيا مي تواني يك سفر ذهني به 20 سال گذشته داشته باشيم؟ گفتند: بله مي توانيم چشمانش را بست و 20 سال به عقب برگشت، به وي گفتيم: كه الان چند سالته؟ گفت: 5 سال. گفتيم: آيا باورت مي شود كه 25 سالت شود؟ گفت: نه اصلاً، فكرش هم نمي توانم بكنم.
حال به دورة خودت برگرد، چند سالته؟ گفت: 25 سال. گفتم: باورت مي شود در يك چشم به هم زدن 25 سالت شود؟ به همين صورت در يك چشم به هم زدن 50 سالت مي شود و همين طور 75 سال، كه 75 سال ميانگين طبيعي عمر انسان است. به اين توجه كن كه عمر انسان به همين سادگي تمام مي شود.

در روايات آمده است كه به نزديك بودن مرگ توجه كنيد، اما امروزي ها مي گويند كه فكر به مرگ لذت زندگي را از انسان مي گيرد، اما به آن طرف كه بسياري از آلام بشري كه بشر با آن درگير است، توجه به گذرا بودن دنيا باعث مي شود كه تحمل اين مشكلات راحت شود.
حال اگر به اين نكته توجه كنيم كه دنيا گذراست و تمام مي شود و مشكلات هم اگر عمرشان طولاني باشد به اندازة عمر دنياست.

اگر به اين مسأله توجه كرديم كه صبر در دنياي گذرا باعث رفاه و آسايش ابدي در قيامت مي شود تحمل مشكلات باز هم آسانتر مي شود. به اين رواياتي كه از رسول خدا (صلي علي الله) نقل شده دقت كنيد مي فرمايند: يكي از گروه زناني كه در قيامت با حضرت زهرا (سلام عليها) محشور مي شوند، زناني هستند كه در برابر بد اخلاقي شوهرشان شكيبايي مي ورزند اين ها كساني هستند كه ثواب هزار شهيد را به آنها مي دهند و براي هر تحملشان ثواب هزار شب عبادت به آنها داده مي شود. يعني زن بايد تلاش كند، اگر تلاشش بي ثمر بود باز هم بازنده نيست، صبر كند كه پاداش دارد. و از طرفي هم روايت شده كه اگر مردي در برابر بداخلاقي زن خود شكيبايي كند، خداوند ثواب شاكرين و سپاسگذاران را به او خواهد داد كه در قرآن آمده است: كه بندگاني كه شاكرند كم اند.
اين مبحث را با حديثي از امام حسين (عليه السلام) به پايان مي رسانيم. كه فرموده اند: دنيا چه خوش باشد و چه تلخ، خواب و رؤياست و بيداري در آخرت است.
حال به سؤالات پاسخ خواهيم داد:
1- چرا ما برنامه ريزي مي كنيم ولي نمي توانيم انجام دهيم؟ آنقدر كه برنامه ريزي كردم و عملي نشد از دين و دينداري خسته شده ام.
اين سؤال، سؤال بسيار مهمي است كه براي پاسخ به آن بايد ابعاد مختلف برنامه ريزي در آن بررسي شود كه براي گرايش خاصي قابل استفاده نباشد بلكه براي گرايش هاي مختلف قابل استفاده باشد.
نكته اولي كه در برنامه ريزي بايد در نظر گرفته شود اين است كه واقعاً هدف شما در زندگي چيست؟ و در زندگي به دنبال چه مي گرديد؟ شايد از بنده بپرسيد كه: هر بحثي كه مي شود سريع به هدف زندگي ربطش مي دهيد. اما اين را بگويم كه من اعتقادم اين است كه ما در بسياري از شرايط حركتي كه مي خواهيم انجام دهيم بايد هدف زندگيمان معلوم باشد. اگر در يك سير كلي قرار گرفتيم و اگر هدف مشخص نباشد اجزاي زندگي نمي تواند سر و سامان بگيرد. براي اينكه معلوم شود كه هدف زندگي در برنامه ريزي چقدر مؤثر است با يك مثال مشخص مي كنيم.
مادري به من مي گويد كه بچه داري اجازه نمي دهد كه من براي رسيدن به علايق خودم برنامه ريزي كنم، خيلي از مادرها گلايه شان اين است. من از اين مادر مي پرسم كه آيا تربيت فرزند در مسير رسيدن به هدف تو مي باشد يا خير؟
وقتي شما برنامه مي ريزيد، تربيت فرزند را مانع رسيدن به هدف زندگيتان مي دانيد يا عاملي براي رسيدن به هدف زندگي؟ موقعي كه مي گوييد من به هدفم نمي رسم، هدف و دغدغة شما در زندگي چيست كه تربيت فرزند مانع رسيدن به آن مي شود؟
اگر هدف در زندگي خدا خواه باشد كه تربيت فرزند يكي از اصلي ترين راه رسيدن به خداست. پس برنامه ريزي شما در زندگي، ملاك و محور و مبنايش تربيت فرزند مي شود. اما اگر اينطور به هدف زندگي نگاه نكنيم، پس بايد هدف زندگي را از ابتدا يك زندگي پر زرق و برق و يك زندگي متفاوت تعيين كنيم. پس هدف خيلي مهم است و مهمتر از آن پايبند بودن به آن هدف است.
مقصد وقتي مشخص نباشد، برنامه هر چقدر هم منظم باشد احساس رشدي نخواهد داد، چون احساس رشد وقتي به آدم دست مي دهد كه هدف وجود داشته باشد و من با برنامه به آن هدف احساس نزديكي كنم. اما وقتي هدف نيست و يا هدف مبهم است و يا هدف چيزي انتخاب شده باشد كه واقعاً مطلوب فطري انسان نيست اين برنامه هر اندازه هم منظم باشد باز هم به انسان دلخوشي نمي دهد و احساس آرامش به انسان نمي دهد.
پس هر كسي از بنده بپرسد چگونه برنامه ريزي كنم، به او خواهم گفت كه اول بگو چرا زندگي مي كني تا بگويم چگونه برنامه ريز و به چه هدفي و بعد تازه معلوم مي شود كه چگونه بايد برنامه ريخت.

اين نكته اول كه يك نكته كلي و كليدي بود.

اما نكته دوم اولويت بندي در كارهاست كه همين نكته ي دوم وابسته به نكته ي اول مي شود. براي برنامه ريزي بايد كارها را اولويت بندي كرد. كار مهم تر، كار مهم، كار بي اهميت را مشخص كرده و به ترتيب براي انجامشان برنامه ريزي كنيم و اگر وقت براي كارهاي پايين دستي باقي ماند اين كار بايد كاملاً حذف شود.
پس نكته ي دوم اولويت بندي است البته با توجه به هدف زندگي، نكته ي سوم پرهيز از عجله است. براي اينكه برنامه ريزي به حد مطلوب برسد نبايد عجله كرد. در هفته هاي نخستي كه انسان برنامه براي زندگيش مي ريزد، اگر معدلش بين 10 تا 15 باشد خيلي اميدوار كننده است مخصوصاً براي كسي كه تا حالا با برنامه زندگي نكرده است، پس اين شخص تا با برنامه و منظم زندگي كردن، كار را سر وقت انجام دادن، عبادت را سروقت انجام دادن، سروقت خوابيدن، سروقت بيدار شدن، انس بگيرد، اين انس گرفتن زمان قابل توجهي را لازم دارد.
كساني كه نااميد مي شوند كساني هستند كه دوست دارند در همان هفته هاي اول نمره ي 20 بگيرند. يعني اگر امروز برنامه ريختند بايد همان روزهاي اول 90% را عملي كنند، در صورتيكه در هفته هاي اول تا 50% هم عملي شود واقعاً موفقيت آميز بوده است.

نكته ي چهارم، برنامه ريزي واقع بينانه است. خيلي از برنامه ريزي هايي كه ما انجام مي دهيم واقع بينانه نيست يعني نه شرايط كاري، نه شرايط محيطي و نه اجتماعي و ... را در نظر نمي گيريم و برنامه ريزي مي كنيم.
مثلاً يك انساني كه كم حوصله است، اصلاً عادت به مطالعه ندارد و روزي 10 دقيقه مطالعه برايشان مانند كوه كندن است و براي خودش در برنامه ريزي روزانه اش روزي 3 ساعت مطالعه قرار مي دهد واضح است كه اين فرد از همان ابتدا شرايط خود را در نظر نگرفته و برنامه ريزي كرده است. يا كسي كه شغلش سخت است و وقتي به خانه مي آيد نياز به استراحت دارد اين زمان را در نظر نگرفته و براي همان زمان استراحتش يك برنامه ي فكري در نظر گرفته، پس واضح است كه مغزش كشش نخواهد داشت.
پس بايد برنامه ريزي را واقع بينانه برنامه ريزي كرد.
نكته پنجم اينكه برنامه نبايد فشرده ريخته شود. وقتي برنامه ي كساني كه نمي توانند برنامه ريزي خود را عملي كنند را مشاهده مي كنيم مي بينيم كه نوشته اند 10-8 كار الف، 11-10 كار ب و 12-11 كار ج و ... همين طور كارها را به طور فشرده براي خود برنامه ريزي كرده است، پس اگر يك برنامه ي كوچك ما بين برنامه اش پيش بيايد كل برنامه را تغيير مي دهد.
بايد مابين كارها يك فرجه هايي قرار داد كه اگر برنامه اي خارج از برنامه ريزي قرار گرفت بتوان برنامه ريزي را با همان روال قبلي ادامه داد كه اين فرجه در كل برنامه اثر نگذارد. كساني كه ابتداي برنامه ريزيشان است خوب است كه يك زمان خالي در ميان برنامه قرار دهند تا اسكلت برنامه ريزي به هم نريزد.
نكته ششم در برنامه ريزي توجه به استراحت و كارهاي تفريحي است. كسانيكه كارهايي مي كنند كه با روح و ذهنشان در ارتباط است بايد توجه داشته باشند كه استراحت جزء اصلي برنامه بايد باشد. اين ها فكر مي كنند كه كساني كه فقط كارهاي بدني انجام مي هند نياز به استراحت دارند. مثلاً يك كارگر بنا مثل يك مكانيك اما يك كسي كه مطالعه مي كند اين نيازمند به استراحت آنچناني نيست در حالي كه كار كشيدن از مغز انرژي قابل توجهي از انسان مي گيرد حتماً اين ذهن بايد استراحت كند. البته بعضي ها استراحت خود را بد انتخاب مي كنند مثلاً مطالعه مي كند استراحتش را باز دوباره مطالعه مي كند كه مثلاً يه تنوعي در مطالعه اش داشته باشد در حالي كه در طول روز، انسان نياز دارد به اينكه ذهنش مخصوصاً كساني كه كارشان مطالعه و درس است استراحت داشته باشند. به اين معنا كه ذهنش مشغول مطالعه نباشد.

يا جوان هايي كه تصميم مي گيرند برنامه ريزي عبادي داشته باشند برنامه ريزيشان را نگاه مي كنيد مي بينيد خيلي سنگين است و يك هفته، دو هفته به كارشان ادامه مي دهند بعد از يك ماه خسته مي شوند و مي بُرند و حتي به عبادت هاي واجبشان آن طوري كه بايد نمي توانند برسند. در حالي كه در برنامه ريزي بايد مدارا بشود حتي روايت هم هست عبادات مستحبي و غير واجب را به خودتان تحميل نكنيد. در سفارشات علي (عليه السلام) هم هست كه در مستحبات با روحتان و نفستان را بياييد آن زماني كه نشان آنچناني نداريد آن ها را تحميل نكنيد. اينها واقعاً آن نشاط و شادابي انسان را به شدت آسيب مي زند پس شما به استراحت و نيازهاي تفريحي خود توجه كنيد.
نكته هفتم برنامه ريزي روزانه (نه هفتگي و ماهانه) مثلاً كساني كه در برنامه ها و كارهاي خود موفق نمي شود روزانه برنامه ريزي نمي كند. براي يك هفته و يا يك ماهشان برنامه ريزي مي كنند كساني كه تا حالا با برنامه زندگي نكردند نمي توانند به راحتي از همان اول برنامه يك ماهشان را بچينند آنها حتي يك روزشان هم با برنامه زندگي نكردند. اينكه بتوانند يك پيش بيني خيلي دقيق از يك برنامه اي كه بناست در يك ماه اجرا بشود معمولاً بعيد به نظر مي رسد براي همين هم ما توصيه مي كنيم كه هر شب برنامه ي فردا را بنويسيد.
اما نكته هشتم، تلاش كنيد برنامه ريزي شما مكتوب باشد. برنامه ريزي ذهني چيز بدي نيست اما كساني كه عادت به برنامه ريزي ندارند جديت خوبي روي برنامه هايي كه روي ذهنشان دارند، نخواهند داشت و قضاوتشان بر روي اجراي برنامه دقيق نيست اميدوارم كه شنونده هاي محترم بتوانند اين چيزي را كه مي گويم درذهنشان تصور كنند. حالا يك كاغذ را برداريم و يك جدول 3 طبقه بكشيم طبقه اول را مي گذاريم براي ساعت. مثلاً 7 تا 8 صبح طبقه دوم را به كار اختصاص مي دهيم مثلاً مطالعه و طبقه سوم را هم به قضاوت اختصاص مي دهيم قضاوت يعني اينكه بعد از اينكه ساعت 8 شد در قسمت قضاوت مي توانيم يك علامت مثبت يا منفي بگذاريم نشاندهنده ي اين است كه من كامل اجرايش كردم اما اگر اصلاً اجرا نشود يك منفي يا صفر مي گذارم اما قضاوتم را درباره اش مي نويسم اينكه چرا انجام نشد دليل اينكه انجام نشد را مي نويسيم مثلاً اينكه خوابم برد تنبلي و كسالت بر من غالب شد.
همه اينها را مي نويسم آن موقع اگر بخواهيم نمره بگذاريم نگاه مي كنيم براي اين كار كم گذاشته و نمره را از خودش كم كند و هر روز هم ميانگين نمره هايش را حساب كند. در طول يك هفته اگر اين برنامه ريزي مرتب و منظم نوشته بشود فرد با يك هفته قضاوت مواجه مي شود. مي توانيم عواملي كه باعث مي شود برنامه من اجرا نشود خوب شناسايي كنم و ببينيم، آن موقع برنامه ي هفته ي بعد خودم را متناسب با برنامه ي هفته اول مي نويسم. يعني اينكه عواملي كه باعث شده كه نتوانسته ام برنامه ام را اجرا كنم چه چيزهايي بوده خوب بوده است،‌ نگاه مي كنم مي بينم در طول روز خوابم كم است، در طول روز كسالت دارم و خسته ام،‌خوابم را بيشتر مي كنم. يا مثلاً متوجه مي شوم كه خيلي با رفقا تلفني صحبت مي كنم و اين باعث شده كه به برنامه هاي خود نرسم و نمي توانم به دوستان بگويم نمي توانم با تلفن صحبت كنم چون كارهايم عقب مي افتد و براي هفته ي آتي يك فكري مي كنم. يكي از مزاياي برنامه ريزي مكتوب اين است كه من خيلي واضح با برنامه ام مواجه مي شوم و بهتر مي توانم براي هفته ي آتي يك فكري براي هفته ي آينده ام برنامه ريزي كنم.
نكته نهم خيلي نكته ي مهمي است و خيلي به روز است من اسمش را گردنه هاي برنامه گذاشته ام پنج گردنه را من معرفی می کنم که اگر ما بتوانیم تو زندگی روزمره مان برای این پنج گردنه خوب برنامه ریزی کنیم انسجام برنامه ریزی مان در طول روز به طور خیلی محسوسی تغییر می کند. ثبات خاصی پیدا می کند.
اولین گردنه خواب است ما باید بپذیریم که متأسفانه یک برنامه ی خواب در بسیاری از خانواده ها دچار مشکل است برنامه باید با بیدار شدن از خواب شروع شود و با خوابیدن تمام شود یعنی موقعی که شما برنامه ریزی مکتوب می کنید اما برای میزان خواب و زمان خواب حتماً برنامه ریزی داشته باشید تا بتوان از خواب بهترین استفاده را کرد یعنی کسی که ساعت 12 و 1 می خوابد این به صورت طبیعی اگر صبح هم ساعت 6.5 یا 7 برای سر کار بیدار شود به صورت طبیعی از خوای ش بهره خوبی نبرده و همچنین برای نماز صبح بیدار می شود قبل از نماز 4 یا 5 ساعت خوابیده بعد از نماز هم تا خوابش ببرد باید بیدار شود به صورت طبیعی از خوابش ببرد باید بیدار شود و زود باید بیدار شود یک صبحانه خیلی تند و سریع بخورد کسالت های روزانه ما به خاطر خواب بد است ما اگر در طول شب خوب بخوابیم آن خواب بعد نماز صبح خواب شیرینی نمی تواند باشد چون شب خوب نخوابیدیم آن موقع مجبور می شویم بخواهیم.

خواب هایی که در نیمه ی دوم شب اتفاق می افتد بازدهی اش از نیمه اول شب کمتر است پس ببینید ما اگر بتوانیم یک طور برنامه ریزی بکنیم که بیشتر خواب را در نیمه اول شب داشته باشیم و زود بخوابیم آن موقع از آن طرف نماز صبحمان را با نشاط تر از خواب بیدار می شویم و بعد از نماز صبح احتیاج به خواب نخواهیم داشت با حوصله سرکار و سر کلاس درس خواهیم رفت اگر در غیر اینصورت باشد صبح تا ظهر که بی حوصله هستیم ظهر هم که بر می گردیم اولین چیزی که می خواهیم خواب مجدد است بعد از خواب ظهر هم برنامه ای نداریم البته اگر شغل دوم نداشته باشیم پس ببینید چقدر خواب گردنه ی مهم است.

دومین گردنه غذاست هم ساعات غذا. صبحانه. ناهار و شام مشخص شود که چه موقع غذا می خورد نوع غذا را مشخص  بشود کسانی که شام سنگین می خورند زیاد می خورند و چرب می خورند این فرد نباید دیگر انتظار داشته باشند خواب خوبی داشته باشد و همچنین گردنه ی اول دچار مشکل خواهد شد پس خوراک و غذا که شامل ساعت غذا و نوع غذا یکی از مهمترین گردنه های مهم برنامه ریزی است که هم در عبادت موثر است و هم در برنامه ریزی ما تأثیر می گذارد.

گردنه سوم باید با آه و ناله در باره اش صحبت کرد (تلویزیون) یکی از مهمترین آفت در برنامه ریزی های زندگی انسان امروز، نداشتن یک برنامه عاقلانه برای تماشای رسانه است. حالا  ما اسم تلویزیون  را آورده ایم این نماد رسانه است همینطور اینترنت هم جز رسانه است. نشستن پای فیلم های DVD و CD و بازی های کامپیوتری هم همینطور است.یعنی طور دیگر باید گفت آن تلویزیون است که برای ما برنامه می ریزد نه تنها ما برای تلویزیون برنامه می ریزیم بلکه اون رسانه ها هستند که می گویند چه موقع بخواب چه موقع بیدار شو و چه موقع غذا بخور ما باید هر چه سریع تر به این فکر بیافتیم که یک برنامه عاقلانه داشته باشیم برای تماشای رسانه، وجود برنامه های تلویزیونی دلیل بر تماشای آنها نیست مثلاً شما وقتی به یک پایانه مسافربری مشاهده می کنید که نوشته همدان، شیراز، تهران و... مطمئناً شما همه ی بلیط ها را نمی خرید نگاه  می کنید به مقصد و بلیط مربوط به آن را می خرید حالا تلویزیون هم همین طور است انواع شبکه ها و برنامه ها وجود دارد شما باید انتخاب کنید و این به معنای این نیست که همه ی برنامه ها را باید تماشا کنیم.

چهارمین گردنه نماز است ما اگر دغدغه ی نماز را در زندگیمان داشته باشیم مخصوصاً نماز اول وقت آن هم نماز اول وقت با نشاط که اصلی ترین نماز صبح است یعنی اگر شما تصمیم داشته باشید نماز صبح را اول وقت بخوانید آن موقع روی خوابتان اثر خواهد گذاشت مثل اینکه من می خواهم بروم اداره و رفته ایم مهمانی می گویم بلند شویم من فردا صبح باید به اداره بروم اگر این دغده ها نسبت به نماز داشته باشیم یک روز خوب و یک برنامه ریزی خوب را خواهیم داشت.

گردنه آخر روابط عمومی است. یعنی اینکه ما برای ارتباط با دیگران برنامه ریزی داشته باشیم دیگران بدانند ما زندگیمان برنامه دارد ما چون برنامه ای نداریم دیگران رابطه اش و بر اساس برنامه نداشتن ماست مثلاً مهمان در خانه ی ما تا هر وقت که بخواهند می مانند چون ما تا هر وقت بخواهیم خانه ی آنها می نشینیم و کمتر اتفاق می افتد که برویم خانه کسی و بگوییم بلند شویم من برنامه دارم شاید بگوییم ساعت 12 و 1 نصب شب شده بلند شویم تا برویم شاید کمتر اتفاق بیافتد که ساعت 9 شده من باید بخوابم صبح باید بیدار شوم این که به دیگران منتقل می کنیم که من زندگیم برنامه دارد و زندگیم باید بر اساس این شکل بگیرد این مطمئناً باعث می شود و دیگران بر اساس برنامه ی ما با ما ارتباط داشته باشند. اگر روابط عمومی ما برنامه ریزی شده انجام بگیرد می تواند به شدت در انضباط برنامه ی ما تأثیر گذار باشد و بر عکسش اگر رابطه ها برنامه ریزی نشده باشد مطمئناً یکی از آفات مهم برنامه ریزی خواهد بود.
شناخت هدف زندگی گام اول  بود.

شناختن نشانه ی موفقیت در زندگی مشترک گام دوم بود.

گام سوم این که همانگونه که دوست داریم برخورد کنند.

گام چهارم قرار دادن محور ثابت در زندگی.

گام پنجم پر نگه داشتن کانون خانه از معنویت.
در ادامه ی نکته هایی که ما درباره ی تقویت معنویت خانواده می گفتیم امروز هم به نکاتی اشاره می کنیم نکته ی اول این بود که تقلید لازم واجبات و ترک مستحبات را داشته باشیم. نکته دوم اینکه در ارتباط با نامحرم حواسمان را جمع کنیم به آن قید و بندهایی که دین گفته مقید باشیم نکته سوم بسیار مهم است از آوردن وسایلی که راه فساد اخلاقی را به خانه باز می کنند متأسفانه الآن با توجهیات مختلف مثلاً از ماهواره استفاده می شود من حتی گاهی اوقات می شنوم از کسانی که وجهه ی مذهبی دارند می گویند ما ماهواره را می آوریم تا برنامه های علمی آن را مشاهده کنیم تا نماز صبح و ظهر و شب را از مسجدالحرام را که نشان می دهد را مشاهده کنیم.
ولي واقعاً اينها نمي خواهند توجه كنند و يا واقعاً غافلند؟
پدر و مادر اگر گاهي  ماهواره را به خانه آورند گاهي اوقات به دليل چشم و هم چشمي بوده، و جوان و نوجوان اين خانواده مشاوره آمده به دليل مشكلات عديده اخلاقي كه برايش بوجود آمده كه درمان اين نوع مشكلات از نگاه ما مشاوران هم بسيار كار مشكلي مي باشد. وقتي كه شخصي عادت به ديدن اين صحنه ها و فيلم ها كرد، ترك دادن اين عادت ها كار سختي است. چه خانواده هايي كه با ديدن اين فيلم ها از مُسَلمات ديني خود جدا شدند و حتي در ارتباط با نامحرم و حتي ارتباط زن و شوهر با هم به مشكل برخوردند همه قبلاً چشمش را مراقبت مي كرد ولي ديگر با ديدن اينها توانايي نگهداري چشم خود را ندارد و قبحش هم مي ريزد.
حتي همين اينترنت كه در خانه ي همه ي ما مي باشد، اما واقعاً اين تيپ استفاده از اينترنت آيا كار درستي است؟ چقدر ما بايد با مواردي برخورد كنيم كه مي گويند در چت اينترنتي دچار مشكلات شده اند. تعارضاتي براي خانواده ها پيش آمده كه اين تعارضات قابل حل نيستند.
اعتياد به اينترنت الآن يك مقوله است كه بايد واقعاً مراقب بود كسي مانع استفاده از آن نيست. بايد عاقلانه با مسائل برخورد كرد. اگر كسي واقعاً توانايي مواجهه با آنها را ندارد بهتر است كه اصلاً اين وسايل را به خانه نياورد، اگر مي خواهد اينترنت استفاده كند، كافي نت برود تحقيق علمي اش را انجام دهد. اكثر استفاده ها، استفاده ي علمي نيست. من به عنوان يك مشاور خواهش مي كنم كه به بهانه هاي استفاده هاي به اين كوچكي راه اين ابزارها را به خانه ي خود باز نكنيد و اگر هم باز كرديد، قبلش توانايي هاي لازم براي كنترل اين را بدست آورده و سپس استفاده كنيد.

والسلام عليكم و بركاتهُ


 

نظر استاد:

احسنت

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی