آنچه خواهد گذشت؛ جلسه چهارم_آیین زندگی

آرشیو تدریس

به نام خدا

گفتگوی اوّل: كاوشی در جمله معروف "سال نو مبارك"

"سال نو مبارك"

اين جمله اي است كه غالب ما در ابتداي هر سال با آن به يكديگر دعا مي كنيم، و از خداوند متعال می خواهيم سال جديد را برای خودمان و ديگران مبارك قرار دهد جا دارد كمی پيرامون اين جمله دعائی بيشتر درنگ كنيم!

واژه های هم خانواده برکت در قرآن جمعا 32 مورد می باشد.

برکت در لغت از برک البعیر می باشد، وقتی شتر روی زمین می نشیند و سینه او به زمین می رسد و به حالت ثبات و قرار در می آید، عرب می گوید برک البعیر، پس برکت بمعنای "ثابت ماندن" می باشد و همچنین معنای رشد و نمو و زیاد شدن هم می دهد[1].

در تفسیر گران سنگ المیزان علامه طباطبایی رحمة الله عليه مي فرمايند: به هر چیزی که دارای زیاده یـِ غیر محسوس باشد گفته مي شود این چیز مبارک و دارای برکت است.

چنانچه خیری استقرار یابد و از طرفی رشد نموده و غرضی را که از آن انتظار می رفت، تامین نماید، به آن شیء با برکت گویند.

پس واژه بركت به معناي حداكثر استفاده از امكانات موجود مي باشد.

بسيار ديده ايم كساني را كه با ما در شرايط يكساني قرار داشته اند حتي در سطح پائين تري از ما بوده اند ولي توفيقات بيشتري شامل حالشان شد و به تعبير عوام هميشه يك سر و گردن از ما جلوتر افتاده اند شايد علت اين اتفاق را بايد در واژه بركت و مفهوم آن جستجو كرد.

بركت ماه رمضان براي همه ما پذيرفتني است حضرت رسول صلوات الله عليه و آله فرمودند: "قد جائكم شهر رمضان، شهر مبارك، شهر فرض الله علیكم صیام" ماه رمضان به سوى شما آمد، ماهیـ که مبارك است، ماهى كه خداوند روزه اش را بر شما واجب كرده است...

آيا تا كنون به اين فكر كرده ايم كه چرا ماه رمضان مبارك است و خداوند از آن به مباركي ياد كرده است؟

برخي از علل مباركي ماه رمضان:

1)      صله ارحام (به وسيله افطاری ها)؛

2)      كمك به فقراء؛

3)      سحرخيزي و شب زنده داري حتي بدون اقامه نماز شب و تنها سحري خوردن؛

4)      اقامه نماز اول وقت؛

5)      ارتباط با خالق هستي و راز و نياز با او؛

6)      اجتناب از محرمات؛

7)      انجام واجبات؛

8)      تلاوت قرآن مجید؛

9)      حضور در مساجد؛

10)   در ماه رمضان ما ياد مي گيريم كه از حق مسلّم خود (مثل خوردن و آشاميدن) به خاطر رضاي خداوند بگذريم و در واقع تمرين مي كنيم تا بتوانیم در تمام سال از حقوق مسلّم خودمان براي رضاي خداوند كه ثمره آن براي خود ماست از موضع قدرت گذشت كنيم و از مردم بگذريم و آن ها را ببخشیم؛

11)   و...

در واقع اگر ما توانستيم موارد فوق الذكر و موارد ديگر را در طول سال در زندگي خود پیاده کنیم آن سال براي ما ميمون و مبارك خواهد شد.

گفتگوی دوم: اندر فوائد رازداری

رازداری يكي از خصوصيات افراد سليم النفس است و نشانه عظمت روحي انسان تلقي مي شود در واقع ما با رازداري اعتماد ديگران را به خود جلب كرده و به ديگران ياد مي دهيم ما را امين بدانند.

يكي از مصاديق رازداري پرهيز از غيبت كردن است در واقع ما با رازداري به ديگران، می فهمانیم که اجازه ندارند راز ما را برملا كنند و اين كنشي است كه واكنش آن براي خود ماست.

كسي كه مرتب افشاء س‍ّر مي كند با خود فكر كند حال او نسبت به اسرار خودش چگونه است همانگونه كه اسرار خود را محافظت مي كند بايد پاسبان اسرار ديگران هم باشد.

از مصاديق راز داري اسراري است كه فرزندان با يكي از اولياء خود مطرح مي كنند و خواهان كتمان آن مي شوند مثلاً کودک به مادر خود سرّي را مي گويد و مي خواهد پدر نفهمد.

باید فکر کنیم که آيا زندگي ما سراسر آغشته به آن عيوبي كه ما از دوستان خود سراغ داريم نيست پس اگر دوست نداریم عیوبمان را کسی افشاء کند چرا عيوب ديگران را كه اسرار آن هاست برملا می كنيم.

گفتگوی سوم: دروغگويی

كسي كه به زكام مبتلا شده است چون بوي عطر استشمام نمي كند حاضر نيست براي عطر هزينه كند ما هم چون عطر ايمان و مسلماني را در درون خود استشمام نكرده ايم نسبت به دين كاهل هستيم و هيچ گاه لذت ايمان خود را نچشيده ايم.

معصوم عليه السلام فرمودند: كسي كه دروغ بگويد ايمانش برايش لذيذ نيست خوب است براي اينكه از عطر ايمانمان لذت ببريم تصميم قاطع در خود ايجاد كنيم و با عزمي راسخ از اين سال دروغ را كنار بگذاريم و به بهانه مصلحت سنجي و غيره به دامن دروغ چنگ نزنيم.

وقتي اطراف دروغ تفكر مي كنيم مي بينيم اگر ما دروغ مي گوئيم گاهي ريشه در علل زير دارد:

1. عدم تصميم و عزم راسخ: چون براي برخي دروغ عادت شده است حتي در شرايطي كه راست و دروغ برايش يكسان باشد چون عادت كرده دروغ بگويد، دروغ می گوید لذا براي ترك اين حالت لازم است عزمي راسخ در خود ايجاد كند تا بتواند با اين عادت مذموم مبارزه كند.

2. سهل انگاري در بيان دقيق وقايع: گاهي ريشه دروغگويي افراد حالت غلو و بزرگ نمايي و راضي نبودن به قدر موجود است و براي همين در نقل وقايع دقيق عمل نمي كند لذا تصميم بر دقيق گويي، خود، محركي است براي عزم بر راستگويي حتي در بيان اعلام ساعت سعي كنيم دقيق باشيم و اين خود نوعي ورع محسوب مي شود كه در چاه دروغ وارد نشويم.

3. ديگر عاملي كه ما را در راستگويي ياري مي كند اعلام کردن اين عزم است و به بيان دقيق تر اعلام اين تصميم در ميان اطرافيان و نزديكان يعني مرتب اعلام كنيم من تصميم گرفته ام دقيق حرف بزنم و اين باعث مي شود كه عزم من در صداقت پايدار تر بماند. در عين اينكه اين عمل باعث ترغيب ديگران به اين امر مي شود و با يك تير چند هدف را نشانه گرفته ايم هم خود عمل كرده ايم و هم امر به معروف كرده ايم.

4. ديگر عاملي كه ما را ياري مي دهد تا راحت تر راست بگوئيم اينكه ما بايد بپذيريم ديگران متوجه دروغ ما مي شوند هر چند به روي خود نياورند و اين شخصيتي كه ما از خود ساخته ايم كاذب است در حالي كه اگر ما عادت به راستگویی داشته باشيم وقتي گاهي قضاوت و گفته ما به ضرر ما باشد ديگران اين را درك مي كنند و از صداقت ما لذت مي برند و به گفته هاي ديگر ما، بيشتر اعتماد مي كنند.

توقع من از دانشجویان محترم در پایان این جلسه:

  1. برکت را هم از لحاظ لغوی و هم از لحاظ اصطلاحی معنا کنید.
  2. واژه برکت و مشتقات آن، چند بار در قرآن تکرار شده است؟
  3. چرا ماه رمضان مبارک شده است؟
  4. ارتباط برکت در ماه رمضان و نوروز و سال جدید را بیان فرمایید.
  5. برخی از فوائد رازداری را بیان فرمایید.
  6. چرا ما عطر دل انگیز ایمان را استشمام نمی کنیم؟
  7. ریشه های دروغ گویی را بیان فرمایید.

هميشه مؤيّد باشيد/مسعود رضانژاد فهادان

1391/01/10


[1] لسان العرب ج 10 ص 359

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی