نقد دین زرتشت

نقد دین زرتشت

 

معنای زرتشت:

  1. دارنده شتران زرد؛
  2. ستاره شناس؛
  3. ستاره پرست.

تاريخ تولد زرتشت:

از 329 سال قبل از میلاد تا 6321 سال قبل از میلاد حضرت مسیح علیه السلام گفته شده است، یعنی اختلافی در حدود 5992 سال در تاریخ تولد ایشان وجود دارد[1].

محل تولد او:

به صورت قطعی معلوم نیست، و نواحی زیر از قوی ترین محتملات است:

  1. در ناحیه ماد (آذربایجان) و ارومیه؛
  2. برخی دیگر در بلخ افغانستان؛
  3. و برخی دیگر در ری؛
  4. حتی طبری در کتاب تاریخ طبری، فلسطین را محل ولادت او معرفی می کند.

تحصیلات وی:

در باب تحصيلات زرتشت نيز اختلاف بسيار است، برخى او را تحصيل­كرده يونان و برخى ديگر شاگرد مكتب هاى فلسفى هند مى­دانند.

وفات زرتشت:

زرتشت در سن هفتاد يا هفتاد و هفت سالگى، به وسيله يك سرباز تورانى كشته شد.

سیره وی:

دیدگاه ها در مورد زندگی زرتشت به دلیل اینکه صدها یا هزاران سال سینه به سینه نقل شده، قابل اعتماد نیستند و هیچ خبر اطمینان بخش در مورد زندگی او در دست نیست. برای نمونه اصلاً معلوم نیست چرا به او «زرتشت» می گفتند و حدود ده جور آن را معنا کرده اند.

چند نکته:

اساس و شالوده ی هر دین را آموزه های پیامبر آن دین تشکیل می دهد به گونه ای که اگر نتوانیم سخن و رفتار پیامبری را نشان دهیم، به معنای محو دین او و بی اعتباری آن است؛ اگر ندانیم پیامبر یک دین، در چه هزاره ای می زیسته، هیچ سخن و رفتاری را نمی توان با اطمینان به او نسبت داد این، ضعفی بزرگ است که دامنگیر دین زرتشتی شده است و پیامبر دین زرتشتی از همه جهت ابهام دارد و کسی که از همه نظر در ابهام است چگونه می توان سخن و رفتار و دینی را به او نسبت داد؟

زرتشتی پژوه برجسته "هاشم رضی" می گوید:

درباره شناخت درست زمان زرتشت نمی توان داوری درست و پا برجایی کرد، دانشمندان از روزگاران کهن تا امروز، تاریخ هایی یاد کرده اند که اندازه میان آن ها تا شش هزار سال اختلاف دارد[2].

وقتی از موبد دکتر اردشیر خورشیدیان (رئیس انجمن موبدان تهران) در مورد سال ولادت و به پیامبری رسیدن حضرت زرتشت سؤال شد، جواب داد:

معلوم نیست!، بعد هم بیان کرد نخستین روز دقیق زایش هیچ پیامبری مشخص نیست مثلاً بین فرقه های مختلف مسیحی بین روز تولد حضرت مسیح علیه السلام پنج روز اختلاف است و در مورد روز تولد حضرت محمد صلی الله علیه و آله نیز بین شیعه و سنی، هفت روز اختلاف است.

و در آخر می گوید:

محل و تاریخ تولد پیامبر چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟ مهم پیام های پیامبران است[3]!

پاسخ ما به جناب خورشیدیان!

پنج یا هفت روز کجا و شش هزار سال کجا! خیلی فرق است! چند روز اختلاف در تولد شخصی، مشکل ایجاد نمی کند اما کسی که نمی دانیم سه هزار سال پیش متولد شده یا نه هزار سال پیش، نمی توانیم هیچ سخن و هیچ مسئله تاریخی را به او با اطمینان خاطر نسبت بدهیم و بپذیریم.

پس، دانستن تاریخ حیات یک پیامبر، هر چند بصورت تقریبی، خیلی اهمیت دارد؛ این مشکل زمانی حادتر می شود که آموزه ها، چند هزار سال، به صورت شفاهی منتقل شده باشد[4]!

کتاب آسمانی!

آنچه امروزه بعنوان اوستا می شناسیم و به همت دکتر جلیل دوستخواه چاپ شده، حدود 850 صفحه است. امّا جالب اینکه زرتشتیان قائلند که بیشتر آن، مطالب تحریف شده می باشد و تنها بخش "گات ها" از اوستا باقی مانده است.

گات ها چهل، پنجاه صفحه بیشتر نیست زرتشتیان ادعا دارند دینشان می تواند جهانی شود، چگونه با این تعداد برگ، می توانند، پاسخگوی نیاز بشریت باشند؟

کتابی که سخنی از احکام شرعی در آن به میان نیامده، چگونه می توان با آن، پرسش های فراوان را پاسخ داد؟ استاد فاطمی در وبلاگ خودش، ده سؤال از یکی از زرتشتیان، به نام اِمرداد نموده است و از او خواسته است با استفاده از کتاب گات ها، به آن ها پاسخ دهد:

  1. حکم قاتل چیست؟
  2. اموال مردگان میان چه افراد و چگونه تقسیم شود؟
  3. زنا و همجنس بازی حلال است یا حرام؟
  4. در صورت حرام بودن زنا و همجنس بازی، مجازات خطاکار، چیست؟
  5. با دزد چه باید کرد؟
  6. اگر دشمن به ما حمله کرد چه وظیفه ای داریم؟ اگر در این راه کشته شویم در قیامت چه جایگاهی خواهیم داشت؟
  7. خدا را چگونه عبادت کنیم؟
  8. چه کسی باید پاسخگوی مسائلی باشد که در گاتها نیست؟ اگر انجمن زرتشتیان است، در کجای گاتها آمده که به انجمن زرتشتیان مراجعه شود و مشروعیت آن از کجا بدست آمده؟
  9. چه چیزهایی بر ما واجب است؟
  10. چه چیزهایی بر ما حرام است؟

تازه، ای کاش معنای همین چند صفحه هم معلوم بود؛ ژان کلنز (Jean Kellens) که سالیان دراز اوستا را تحقیق و تدریس کرده باور دارد ما نیمی از معنا و مفهوم گات ها را هم نمی دانیم، سپس توضیح می دهد که مترجمانِ گات ها ذهنیت های خود را در ترجمه کردن، به این کتاب تحمیل کرده‌اند[5].

با توجه به آنچه در مورد شخصیت زرتشت گفتیم، نمی توان ثابت کرد که همین چند صفحه هم از زرتشت باشد! زرتشتی ها خیلی تلاش دارند حتی با دلیل های سست و مضحک، اثبات کنند که این مقدار برای زرتشت است.

مرحوم دکتر پرویز رجبی (م 1390) در مورد اعتبار کتاب اوستا و گات ها در سال 88، مصاحبه ای دارد که می گوید:

زرتشتی به کسی می گوییم که پیرو خود زرتشت است، یعنی به همان دستورات اصیل زرتشت وفادار است. گات ها که کتاب مقدس زرتشتی هاست و منسوب به زرتشت است، اصالتش مورد تردید است! یکی از کتاب های زرتشتی ها وندیداد است اگر زرتشت این کتاب را می دید شاید سکته می کرد اساساً این دین در گذشت زمان چیز دیگری شده است[6].



[1] بازکاوی تاریخ و آموزه‌های آیین زرتشت.

[2] راهنمای دین زرتشتی، هاشم رضی، تهران، انتشارات فروهر، 1352 ش، ص 2.

[3] پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، اردشیر خورشیدیان، تهران، انتشارات فروهر، چاپ 2، ص 16 ـ 17.

[4] http://zartoshtimosalman.parsiblog.com.

[5] مقالاتی در باره زردشت و دین زردشتی، ص 41.

[6] روزنامه اعتماد، 1388/8/12.

نظرات مطلب

  1. سلام مرسی برای اطلاع رسانی...یه لطفی میکنید چندتا منبع از کتب دین زرتشتی را معرفی کنید تا بتونیم بخونیم و با احکام فقهی اونا آشنا بشیم..اگه بتونید در مورد ادیان دیگه مثل مسیحیت یا یهودی ها و صائبی ها هم برای مطالعه احکام فقهی اونا راهنمایی کنید ممنون میشم.
  2. با سلام وخسته نباشید مطالبتون عالی بود متاسفانه قبول نمیکنند که زرشت هم مثل مسیحیت ویهودیت تحریف شده

    اصلا من الان زرتشتی ام لطفا دوست زرتشتی احکام جنابتو از روی گاتها بهم بگو
    شما تو دینتون ارزش یه سگو بالاتر از یه زن میدونید حتما میخوایید اینم کتمان کنید
  3. گویا مطالب شما در ابتدا برای من واضح نبود.هم اکنون متوجه شدم!

    از پیگیری شما متشکرم و از بکار بردن کلمه \"مطلب وقیح\" طلب بخشش دارم.
  4. سلام مجدد
    ندانستن خود را دلیل بر نبود احکام فقهی دین زرتشت مگذارید.
    البته خود من میدانم با سو استفاده از نام زرتشت چه کرده اند!
    اما این دلیل نیست که بگوییم زرتشت یک دین پایه و اساس است و برای انحراف جوانان بوده است!
    مگر به اسم اسلام یک سری کارها انجام نمی دهند؟
    مگر داعشیان به اسم اسلام انسان ها را سر نمی برند؟
    زرتشت نیز اینگونه است!!!
    اما در جواب شما باید بگویم که بسیاری از احکام زرتشت نیز مشخص است.
    زرتشت یکتاپرست بود و آئینش توحیدی بود لکن به مرور زمان و ورود آئین و مراسم خرافی توسط برخی افراد نادان و علماء بی خرد، دستخوش تغییر، تحول و تحریف قرار گرفت و آئین زرتشتیان به یک مذهب ساختگی معروف گشت.چنانچه بسیاری آن را باور ندارند!

    تعالیم محورى دین زرتشت:

    اساس دیانت زرتشت بر سه محور: اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک، قرار دارد و به همان اندازه که تاکید بر راستى و درستى شده است، به دورى از دروغ و ناپاکى توصیه گردیده است. چرا که دروغ گویان را به عذاب جهنم وعده داده و راستگویان را ثواب بهشت نوید داده است. بنابراین اساس این دیانت بر راستى و درستى بنا نهاده شده و نقطه ضد آن دروغ و نادرستى است. تمام قواى عالم ناشى از راستى و دروغ مى باشد. در گاتها آمده: به بهترین سخنان گوش فرا دهید، میان دو آئین راستى و دروغ خود داورى کنید. در آغاز، هنگامى که این دو گوهر به یکدیگر پیوستند، زندگى و مرگ را پدید آوردند. به همین جهت در این جهان دروغ پرستان گرفتار بدترین زندگى هستند و پیروان راستى از نیکوترین مکانها و جایگاهها برخوردارند. و این، ثنویت اخلاقى آئین زرتشت را نشان مى دهد. در یسناى 46 / 11 آمده است که: «راه نجات در اوستا راستى و درستى است، بهشت به معنى جهان پاکى و راستى مى باشد و دوزخ، خانه دروغگویان نامیده شده که تبهکاران در آن براى همیشه مخلد مى باشند.» در وندیداد، فرگرد 4 در رابطه با خلف وعده و بدعهدى نکوهش فراوان شده است. در اوستا آمده است: «کسى که خلف وعده کند، دزدى وعده است. و باید شب و روز در فکر وفاى به عهد بود.»


    اعتقاد به معاد و جهان آخرت در دین زرتشت

    زرتشت مردم را به پرستش اهورامزدا فرا مى خواند و آنان را به پاداش اخروى نوید مى داد که در صورت عمل به نیکى ها بدان نایل مى شدند؛ چنان که در نیایش با اهورامزدا مى گوید: «من روانم را با "منش نیک" به فراترین سراى خواهم برد; چه از پاداشى که "مزدا اهوره" براى کردارها برنهاده است، آگاهم.» مؤمنین به زرتشت، با توجه به پیام هاى صریحى که در اوستا آمده است، معتقد به جاودانگى روحند و مى گویند: روان پس از ترک جسم تا روز رستاخیز در عالم برزخ مى ماند هم چنین آنان به صراط، میزان اعمال، بهشت و دوزخ معتقدند. بهشت آیین زردشت چیزى مانند بهشت اسلام است.



    احکام اموات
    فرد متوفى مراسمى دارد: ابتدا پلک هاى او را بسته، پاهایش را تا زانوها تا مى کنند. پس از آن وى را در خانه اى طاهر روى تخت خواب آهنى یا روى زمین سنگ فرش مى خوابانند و با روپوشى تمیز او را مى پوشانند. زیرا در آئین زرتشت مرده ناپاک است و با هر چه تماس پیدا کند، آن را آلوده مى کند. آنگاه به مرده کشها که تعدادشان زوج است یعنى یعنى 2 یا 4 نفرند، خبر مى دهند. پس از غسل و تجدید گشتى، میت را در تابوتى که آن را گهن یا گاهان گویند و از فلز ساخته شده، گذاشته، به آرامگاه مى برند و نزدیکان متوفى چند گامى او را مشایعت مى کنند. تشییع جنازه باید در ساعات روز باشد و دفن باید قبل از غروب انجام گیرد. دفن اموات در شب جایز نیست. بنابر یک رسم دیرینه زرتشتیان اموات خود را در دخمه ها مى گذارند. این سنت در ایران و هند کم و بیش هنوز جارى است. برخى از مراکز زرتشتى نشین ایران به این سنت پاى بند هستند.
    زرتشتیان ایرانى به دخمه دادگاه مى گویند و زرتشتیان هند به آن دخمو گویند. اروپائیان آن را برج سکوت مى نامیده اند. دخمه محوطه اى است مدور که در بالای کوه بلندى قرار دارد و غالبا از آبادیهاى اطراف چند فرسنگ فاصله دارد. دیوار اطراف دخمه را از سنگ و سیمان مى سازند و یک درب کوچک آهنى براى ورود و خروج دارد. محیط دخمه در حدود صد متر است. سطح داخلى آن از دیوار به طرف مرکز سراشیب مى باشد. در وسط دخمه چاه عمیق و وسیعى حفر شده است. در چهار گوشه خارجى آن بیرون از دیوار دخمه چاهها تا حدود یک متر باشن و سنگ ریزه پر شده است. چاه وسطى دخمه را زرتشتیان ایران براده یا استه دان (استخوان دان) مى گویند.
    زرتشتیان از سوزاندن و دفن مردگان خوددارى مى کنند، زیرا عقیده دارند که نعش مردگان آتش و زمین را که پاکیزه اند، ملوت خواهد نمود. از این رو، نعش مردگان را به دشتها برده و طى تشریفات خاصى در هواى آزاد قرار مى دهند. کریستن سن مى گوید: «وندیداد مجموعه اى است از قواعد دینى راجع به انواع ناپاکى ها و گناهان و وسائل تطهیر و توبه و استغفار. در این کتاب از انواع تعدى به موجودات اهورائى (انسان، سگ و..) و طریقه رفتار با اجساد مردگان و غیره سخن رفته است. بر طبق این قواعد مردگان را باید در دخمه نهاد و طعمه پرندگان ساخت. زیرا تدفین مردگان یا سوزاندن اجساد باعث آلایش عناصر مى شود. مراد از عناصر، آب، آتش، باد، خاک و هوا است. به همین جهت زرتشتیان این کار را حرام مى دانند. دست زدن به زنان حائض نیز باعث ناپاکى و نجاست است. در دخمه گذاردن مردگان از عادات ایرانیان عهد ساسانى بود.»


    بهشت و دوزخ

    از دیدگاه زرتشت، روح آدمى پس از مرگ، به مدت سه روز گرداگرد مرده دور مى زند و طبق اعمال او، شاد یا در عذاب است. آنگاه بادى از شمال مى وزد و مانند برگ نامرئى او را به طرف پل چینوات (صراط) مى برد. پل چینوات یعنی پل تشخیص که بر روى نهرى از فلز گداخته میان دو کوه (دماوند و الوند) کشیده شده است. بر کنار این پل دو فرشته حساب به نام میترا (مهر خورشید) و چنوه (عدل) ترازوى عدالت را قرار داده اند و به حساب او مى رسند.
    در وندیداد، فرگرد 19 آمده است که صبح روز چهارم که روان آدمى به کنار پل مى رسد و فروهر آدمى که یکى از قواى پنجگانه است: 1- آهو (جان) 2- دین (نفس ) 3- بوذ (فهم ) 4- اوردان (روح ) 5- فروهر، به صورت دخترى زیبا جلوه مى کند و براى روان بدکار به صورت زنى زشت درمى آید. در یسناى 51 / 13 و دادستان دینیک 21 / 2 و مینو خرد 2 / 32 از ویرافنامه آمده است که: روح و روان گناهکار به وسیله دیو نزد پل مى رود. در ضمن بازجوئى در سر پل، علت تبهکارى هاى او را از وى سئوال مى کنند. او به بهانه هائى راه نجات مى جوید. آنگاه این پل براى او از لبه تیغ تیزتر و از لب او نازکتر مى شود. سپس درى از دوزخ بر روى او باز مى شود. در یسناى 49 / 4 آمده که: دوزخ براى دیو و منزل دروغگویان است، و محل عذاب ابدى تبهکاران. در یسناى 11 / 20 و ویسبرد 7 / 10 و یشت 2 و ارتاویرافنامک 15 21 آمده است که: روان پس از گذشتن از سه مرحله (پندار، گفتار، کردار زشت) به فضاى تیرگى بى پایانى که مکان اهرمن است، واصل مى شود.
    در فرگرد 18 آمده است: در دوزخ سرما (باد) خشکى، گنده بوئى وجود دارد، دوزخ عمیق بوده، داراى چاههاى سهمگین است، و جانورانى دارد که ارواح بدکاران را مى درانند؛ کوچکترین آنها به بزرگى کوهى است. اما روان و روح نیکوکاران پس از مرگ توسط دو فرشته که نویسنده اعمال اویند، به جاى ویژه خود مى رود، و پل صراط براى او به ارتفاع نیزه گشاده مى شود تا بتواند عبور کند.


    منـابـع
    حسین توفیقی- آشنایی با ادیان بزرگ- بخش ادیان ايران باستان- صفحه 66
    عبداللّه مبلغى آبادانى- تاريخ اديان و مذاهب جهان- جلد اول- بخش اديان و مذاهب ايران باستان
    جان بى ناس- تاريخ جامع اديان- ترجمه ى على اصغر حكمت- صفحه 458، 468
    مرتضى مطهرى- خدمات متقابل اسلام و ايران- صفحه 213 و 214، 235
    رسول رضوى- مقاله اصول اعتقادى و عملى زرتشت چيست؟


    همانگونه که دیدید از تصورات من نبود!
    پاسخ : سلام علیکم!
    عرض من هم همین بود؛ دین مجوس، دینی الهی که اکنون پس از گذشت هزاران سال از آن، قاعدتاً مطلب قابل استنادی که بتوان به طور قطع آن را به زرتشت نسبت داد وجود ندارد و این امر، کاملاً طبیعی است و لذا قاعده حکم میکند انسان، به انبیاء متأخر رجوع کند.
    انتظار من این بود حضرتعالی احکام فقهی را با مسائل اعتقادی خلط نکنید.
    بله در دین زرتشت، احکامی وجود دارد از جمله:
    برخورد با زنان حیض؛
    خوردن ادرار گاو تقدیس شده؛
    خوردن ادرار زن؛
    و مسائل فراوان دیگری که تمام آن‌ها را به دین مجوس نسبت داده‌اند و این بدان خاططر است که از ظهور دین مجوس، زمان زیادی گذشته است.

    راجع به فرمایش دیگرتان هم عرض ما همین است همان طور که داعش از اسلام نیست؛ طالبان فرقه انحرافی از اسلام است؛ همانطور که بهائیت و وهابی‌گری، انحرافیست که ما انسان‌ها در اسلام، به وجود آوردیم زرتشت هم به همین صورت از اصل خود که دین مجوس باشد انحراف یافت.
    با این تفاوت که قرائت نزدیک به اسلام ناب، اکنون پس از گذشت 1400 سال موجود است و آن اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله است. اما در دین مجوس، قرائت بدون شائبه وجود ندارد.
    حتی در همان اصلی‌ترین شعار آنان که پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک است هزاران قیل و قال است.
    با تشکر
  5. دوست عزیز

    من تا قبل از این لحظه شما را انسانی منطقی میدانستم

    اما دیگر چنین فکری نمیکنم

    هر چند اصل این مطلب توسط شما نوشته نشده است اما بازنشر آن توسط شما به معنای تایید این مطلب وقیح است.

    حالا سوالی از شما دارم

    مگر خود شما خدا را دیده اید که آن را می پرستید؟

    مگر پیامبر اکرم و حضرت فاطمه را دیده اید که در وفاتشان اشک می ریزید؟

    همانگونه که من خدای عزوجل را نادیده دیده می پندارم زرتشت را نیز اینگونه می پندارم و از نظر من بازنشر این مطلب توسط یک انسان فرهیخته کاری بس زشت و وقاحت انگیز است و توطئه ای بزرگ علیه نیاکان ما.
    پاسخ : علیکم السلام دوست خوب من!
    این مقاله توسط خود من نوشته شده؛ من مؤمنم و شرط ایمان به خدا، ایمان به تمام کتب آسمانی و انبیاء سلف است.
    من به واسطه آنچه از قرآن و روایات آموخته‌ام دانستم دین مجوس، از جمله ادیان الهیست امّا عرض من در این مقاله ترجیح و اولویّت دادن دین مجوس به دین اسلام با وجود این همه ابهام در آن دین است. دینی که اوّلاً پیامبرش معلوم نیست کیست؛ بر فرض محال که زرتشت باشد معلوم نیست کی به دنیا آمده (5992 سال اختلاف در ولادت زرتشت وجود دارد) معلوم نیست در کجا به دنیا آمده و معلوم نیست چه گفته و احکام فقهی دینش چیست!!
    من در این مقاله اثبات کردم مجوس گرچه دینی الهیست امّا از آنجا که امروز چیزی که بتوان با قاطعیّت به آن دین نسبت داد وجود ندارد إلا فراوان توهمات و تحریفاتی که به آن آلوده‌اش ساخته‌اند تبلیغ مجوس، توطئه‌ای فراملّی توسط سران استکبار جهانی و ملحدان از خدا بی‌خبر تا از عشق و ارادت جوانان ایرانی به ساحت ائمه معصومین علیهم السلام و دین اسلام بکاهند.
    لطفاً کمی راجع به احکام فقهی در دین زرتشت تحقیق کن تا بدانی به اسم زرتشت چه بر سر آن آورده‌اند.
    راستی دوست خوب من!
    لطفاً به من بگو یک زرتشتی، اگر بخواهد زرتشتی متدینی باشد چه کارهایی را باید انجام دهد و چه کارهایی را نباید!!
    خواهشاً از متون زرتشتی پاسخ بده نه از تصورات خودت....

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

شبکه های اجتماعی