آمدی خوش آمدی

صندوقچه خاطرات

آمدی خوش آمدی

بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏

وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى‏ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْني‏ فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثين‏.

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ وَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَ أَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَ يَدْعُونَنَا رَغَبًا وَ رَهَبًا وَ كَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ.

و زكريّا را [ياد كن‏] هنگامى كه پروردگار خود را خواند: «پروردگارا، مرا تنها مگذار و تو بهترين ارث برندگانى.»

پس [دعاى‏] او را اجابت نموديم، و يحيى را بدو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته كرديم، زيرا آنان در كارهاى نيك شتاب مى‌‏نمودند و ما را از روى رغبت و بيم مى‏‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.

شهاب الدین؛ فرزندم!

آمدنت گرامی باد...

هفت فروردین 1395_ ساعت 21:45 _ بیمارستان دکتر شریعتی اصفهان

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

پربازديدها

شبکه های اجتماعی