شبهات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها_1 (متن و صوت)

مذهبی

شبهات شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها_1 (متن و صوت)

لینک دانلود فایل صوتی مربوط به این متن:

اثبات شهادت حضرت زهراء از راه دفع شبهات (1)

توسّط استاد مبرز حضرت آیت الله دکتر قزوینی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاءالله.

با توجه به فرارسیدن ایام فاطمیه، جلسه امروز و فردا را، اختصاص می دهیم به بررسی برخی از شبهاتی که در زمینه شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) وجود دارد.

احراق و سوزاندن خانه تارکین نماز جماعت در مسجد!

یکی از شبهاتی که در این زمینه مطرح است و معمولاً هم، جواب داده نشده است، شبهه احراق و سوزاندن درب خانه حضرت زهرا و هجوم به خانه حضرت زهراست.

تهدید به احراق خانه حضرت زهرا، بزرگترین دلیل ما از کتب اهل سنت است. زیرا اهل سنت قضیه ورود به خانه، آتش زدن خانه، و سقط محسن(سلام الله علیه) را قبول نمی کنند و زیر بار نمی روند. و ما هم روایت صحیحی در این زمینه از کتب اهل ست در اختیار نداریم. و روایاتی که به نوعی به این قضایا اشاره دارد، همه تضعیف شده است. ولی متأسفانه ما وقتی می خواهیم آمار بدهیم، شروع می کنیم که بله، «ابن حجر» در فلان جا گفته؛ شهرستانی در فلان جا گفته؛ ولی اینکه تضعیف کرده اند را ذکر نمی کنیم.

الف) روایات احراق، در منابع اهل سنت:

آقایان اهل سنت، پیرامون توجیه هجوم به خانه حضرت زهرا؛ دو تا روایت از پیغمبر دارند که یکی در «صحیح مسلم» است و دیگری در «صحیح بخاری»!

در «صحیح مسلم» دارد که پیغمبر فرمود:

«إِنَّ اللهَ أَمَرَنِي أَنْ أُحَرِّقَ قُرَيْشًا»

همانا خداوند به من دستور داد تا قریش را بسوزانم.

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج4، ص 2197، بَاب الصِّفَاتِ التي يُعْرَفُ بها في الدُّنْيَا أَهْلُ الْجَنَّةِ وَأَهْلُ النَّارِ، ح 2865

و همچنین در «صحیح بخاری» نقل شده است که پیغمبر فرمود:

« وَالَّذِي نَفْسِي بيده لقد هَمَمْتُ أَنْ آمُرَ بِحَطَبٍ فَيُحْطَبَ، ثُمَّ آمُرَ بِالصَّلَاةِ فَيُؤَذَّنَ لها، ثُمَّ آمُرَ رَجُلًا فَيَؤُمَّ الناس ثُمَّ أُخَالِفَ إلى رِجَالٍ فَأُحَرِّقَ عليهم بُيُوتَهُمْ، وَالَّذِي نَفْسِي بيده لو يَعْلَمُ أَحَدُهُمْ أَنَّهُ يَجِدُ عَرْقًا سَمِينًا أو مِرْمَاتَيْنِ حَسَنَتَيْنِ لَشَهِدَ الْعِشَاءَ.»

قسم به ذاتى که جانم در دست اوست، قصد کرده‌ام تا دستور به جمع‌آورى هيزم دهم سپس مؤذن را بگويم تا اذان دهد و شخصى را براى امامت مردم مقرر نمايم و خود به خانه‌ متخلفان بروم و خانه ‌هايشان را بر آنان آتش زنم.

قسم به خداوندي كه جانم در قبضه قدرت او است اگر اين ها مي‌دانستند كه اين‌جا استخوان گوشت دار (يا به مقدارگوشت ميان دو سُم حيوان) و يا تير آموزشي تقسيم مي‌كنند در نماز جماعت حاضر مي‌شدند.(يعني اگر احساس مي‌كردند كه در كنار نماز جماعت سود دنيوي هم هست با علاقه حاضر مي‌شدند.)

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج1، ص231، كتاب الْجَمَاعَةِ وَالْإِمَامَةِ، بَاب وُجُوبِ صَلَاةِ الْجَمَاعَةِ، ح 618

این دو روایت، پیرامون دستور پیامبر، مبنی بر سوزاندن خانه تارکین نماز جماعت، از کتب اهل سنت بود. و در کتب شیعه نیز به همین مضمون روایت داریم.

ب) روایات احراق، در منابع شیعه:

در منابع شیعه، روایت صحیح داریم که امام صادق(سلام الله علیه) فرمود:

«إِنَّ أُنَاساً كَانُوا عَلَى‏ عَهْدِ رَسُولِ‏ اللَّهِ‏ ص- أَبْطَئُوا عَنِ الصَّلَاةِ فِي الْمَسْجِدِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَيُوشِكُ قَوْمٌ يَدَعُونَ الصَّلَاةَ فِي الْمَسْجِدِ أَنْ نَأْمُرَ بِحَطَبٍ فَيُوضَعَ عَلَى أَبْوَابِهِمْ فَتُوقَدَ عَلَيْهِمْ نَارٌ فَتُحْرَقَ عَلَيْهِمْ بُيُوتُهُمْ.»

مردمی در زمان پیامبر بودند که برای نماز در مسجد سستی می کردند. پیامبر فرمود نزدیک است که دستور دهم تا هیزم جمع کنند و بر درب خانه افرادی که نماز در مسجد را ترک کرده اند، قرار داده و خانه آنها را به آتش بکشند. 

وسائل الشیعه، ج8، ص 293، باب کراهة ترک حضور الجماعة، ح 10703؛ تهذیب الاحکام، ج3، ص 25، باب فضل الجماعة، ح87

در روایت دیگری، امام صادق(سلام الله علیه) فرمودند:

«أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بَلَغَهُ‏ أَنَ‏ قَوْماً لَا يَحْضُرُونَ الصَّلَاةَ فِي الْمَسْجِدِ فَخَطَبَ فَقَالَ إِنَّ قَوْماً لَا يَحْضُرُونَ الصَّلَاةَ مَعَنَا فِي مَسَاجِدِنَا فَلَا يُؤَاكِلُونَا وَ لَا يُشَارِبُونَا... أَوْ يَحْضُرُوا مَعَنَا صَلَاتَنَا جَمَاعَةً وَ إِنِّي لَأُوشِكُ أَنْ آمُرَ لَهُمْ بِنَارٍ تُشْعَلُ فِي دُورِهِمْ فَأُحْرِقَهَا عَلَيْهِمْ.»

به امیرالمؤمنین خبر رسید که عده ای برای نماز جماعت در مسجد حاضر نمی شوند. حضرت خطبه ای خواند و فرمود: همانا شنیدم که عده ای در نماز حاضر نمی شوند، اینها حق ندارند با ما بخورند و بیاشامند، و... مگر اینکه در نماز جماعت حاضر بشوند. نزدیک است که من دستور بدهم تا آتشی در اطراف اینها فراهم بکنند و اینها را در آتش بسوزانند.

الأمالی(للطوسی)، ص 696، ح 1487؛ وسائل الشیعه، ج‏5، ص196، باب کراهة تأخر جیران المسجد عنه، ح 6318

این روایت نیز صحیح است! یکی دو روایت دیگر نیز داریم که، مرسل و ضعیف هستند.

تبیین شبهه احراق خانه تارکین نماز جماعت:

ما هم در کتب شیعه و هم کتب اهل سنت، روایات صحیح داریم که هم نبی مکرم و هم امیرالمؤمنین، دستور دادند تا خانه کسانی که در نماز جماعت حاضر نمی شوند را، با آتش بسوزانند!

بنابراین اگر «عمر بن خطاب»، فاطمه زهرا را تهدید می کند و می گوید که:

«وَايْمُ اللَّهِ مَا ذَاكَ بِمَانِعِيَّ إِنِ اجْتَمَعَ هؤُلاَءِ النَّفَرُ عِنْدَكِ أَنْ آمُرَ بِهِمْ أَنْ يُحْرَقَ عَليْهِمُ الْبَيتُ»

سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت؛ ج7، ص 432، ح 37045

و یا به نقل «طبری» می گوید:

«وَاللَّهِ لأُحْرِقَنَّ عَلَيْكُمْ أَوْ لَتَخْرُجُنَّ إِلَى الْبَيْعَةِ»

به خدا سوگند خانه را به آتش مى‌كشم؛ مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد.

تاريخ الطبري، اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت؛ ج2، ص 233

و یا «بلاذری» نقل می کند که:

«إِنَّ أَبَابَکْرَ اَرْسَلَ إِلَي عَلِيٍّ يُرِيدُ البَيْعَةَ، فَلَمْ يَبَايِعْ، فَجَاءَ عُمَرُ وَمَعَهُ قَبَسٌ. فَتَلَقَّتْهُ فاطِمَةُ عَلَي البَابِ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ: يَابْنَ الخَطَّاب! أَتُراکَ مُحَرِّقًا عَلَيَّ بَابِي؟! قَالَ: نِعَمْ، وَذَلِکَ أَقْوَي فِيمَا جَاءَ بِهِ أَبُوکَ.»

ابو بکر كسى را دنبال على فرستاد تا بيعت كند؛ اما علی از بيعت با ابوبكر سرپيچى كرد، ابوبكر به عمر دستور داد كه برود و او را بياورد، عمر با شعله آتش به طرف خانه فاطمه رفت. فاطمه پشت در خانه آمد و گفت: اى پسر خطّاب! آيا تويى كه مى‌خواهى درِ خانه را آتش بزنى؟ عمر پاسخ داد: آرى! اين كار باعث تقويت دينى است كه پدرت آورده است.

انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص 252

اگر عمر بن خطاب به ساکنین خانه فاطمه می گوید که اگر از خانه، برای بیعت با ابوبکر به مسجد نیائید و از صف مسلمین خارج شوید، دستور می دهم تا خانه را با اهلش به آتش بکشند؛ کار عجیبی نبوده و پیرو سنت و سیره پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین بوده است!!

شما شیعیان معتقد هستید که مسئله خلافت و امامت، از اصول دین بوده و جعل الهی است. و پیغمبر اکرم هم فرموده است که:

«إذا خرج عليكم خارج يشق عصا المسلمين و يفرق جمعهم فاقتلوه، ما أستثني أحدا»

هر گاه یک نفر بر علیه شما خارج شد، و خواست عصای مسلمین را بشکند و بین مسلمین تفرقه ایجاد کند، او را بکشید. من هیچ کسی را استثناء نمی کنم.

الاستيعاب في معرفة الأصحاب، اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي؛ ج 3 ص 960، شماره 1624

هم ما در صحیح بخاری و مسلم روایت داریم و هم شما در کتب خودتان روایت صحیح بر این عمل دارید! پس شما نباید عمر بن خطاب را شماتت بکنید! چرا که قطعاً وجوب تأسیس حکومت و خلافت اسلامی، از وجوب نماز به مراتب بالاتر است!!

پاسخ شبهه تهدید به احراق خانه تارکین نماز جماعت:

در ابتدا باید عرض بکنم که پاسخ دادن به این شبهات در عصر کنونی، از مهمترین کارها و وظایف ما طلبه هاست. شما ببینید شبکه وهابی «کلمه»، با القاء این شبهات، عقاید جوانهای ما را سست می کند! چه کسی غیر از ما باید به این شبهات جواب بدهد!؟

لذا شاید بتوانیم ادعا بکنیم که امروز جواب دادن به این شبهات، از اوجب واجبات است! البته ما نمی خواهیم که این را با نماز  و روزه مقایسه بکنم ولی اگر جوان ما بر اساس این شبهات متزلزل شد، دیگر هم نماز را رها می کند، هم روزه را کنار می گذارد و هم اعتقادات خودش را کنار می گذارد!

ارزش و اهمیت پاسخگوئی به شبهات اعتقادی!

مسؤلیت این کار با چه کسی است؟ با من و شماست! البته مسؤلیتی سنگین ولی با أجر و پاداش فراوان. لذا امام صادق(سلام الله علیه) در اهمیت و ارزش عالمی که در حوزه پاسخگوئی به شبهات اعتقادی فعالیت می کند فرمودند:

« عُلَمَاءُ شِيعَتِنَا مُرَابِطُونَ‏ بِالثَّغْرِ الَّذِي يَلِي إِبْلِيسُ وَ عَفَارِيتُهُ يَمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَى ضُعَفَاءِ شِيعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ يَتَسَلَّطَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ وَ شِيعَتُهُ النَّوَاصِبُ أَلَا فَمَنِ انْتَصَبَ لِذَلِكَ مِنْ شِيعَتِنَا كَانَ أَفْضَلَ مِمَّنْ جَاهَدَ الرُّومَ وَ التُّرْكَ وَ الْخَزَرَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ لِأَنَّهُ يَدْفَعُ عَنْ أَدْيَانِ مُحِبِّينَا وَ ذَلِكَ يَدْفَعُ عَنْ أَبْدَانِهِمْ.»

علمای شیعه ما مرزداران هستند که بر مرزهای ایمان مردم و در برابر ابلیس و پیروانش به مرزداری می پردازند آنها را از هجوم به ضعفای شیعه باز می دارند و شیعه را از تسلط ابلیس و یاران ناپاکش محفوظ و مصون نگه می دارند. آگاه باشید آنکس از شیعیان که چنین وظیفه ای را به عهده می گیرد هزار هزار مرتبه برتر از مجاهدین است که با (دشمنان آن روزگار اسلام) روم و ترک و خزر جهاد می کنند چون او از دین محبان ما دفاع می کند و دیگری از بدنهای ایشان.

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏2، 5، باب 8 ثواب الهداية و التعليم؛ ح8

علت افضل بودن هم، مشخص است. زیرا این کسی که در حوزه پاسخگوئی به شبهات کار می کند، عقاید هزاران و میلیونها انسان را تصحیح می کند و درست می کند. بر خلاف یک رزمنده و قاضی و... که اینها یک نفر هستند.

در هر صورت...

این شبهه تهدید عمر به خطاب، به احراق و سوزاندن خانه حضرت زهرا، به تأسی از سیره پیامبر و امیرالمؤمنین؛ برای اولین بار توسط «عثمان الخمیس» و دوستان او مطرح شد. یعنی در حقیقت، این شبهه، یک شبهه قدیمی نیست.

جواب روایت نقل شده از «صحیح مسلم»:

در جواب از روایت «صحیح مسلم» که گفت: «إِنَّ اللهَ أَمَرَنِي أَنْ أُحَرِّقَ قُرَيْشًا»: همانا خداوند به من دستور داد تا قریش را بسوزانم. باید بگوئیم که مراد از احراق و سوزاندن قریش، «جهاد» و «قتل» با قریش است:

«وقوله أمرني أن أحرق قريشا كناية عن القتل»

این که پیغمبر می فرماید خدا به من دستور داد تا قریش را بسوزانم، مراد این است که با آنها بجنگم.

تفسير غريب ما في الصحيحين البخاري ومسلم، اسم المؤلف: محمد بن أبي نصر فتوح بن عبد الله بن فتوح بن حميد بن بن يصل الأزدي الحميدي، دار النشر: مكتبة السنة - القاهرة - مصر - 1415 - 1995، الطبعة: الأولى ، تحقيق: الدكتورة: زبيدة محمد سعيد عبد العزيز؛ ج1، ص 499؛

جامع الأصول، المبارك بن محمد ابن الأثير الجزري، ج11، ص 750؛

غريب الحديث، اسم المؤلف: أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد بن علي بن الجوزي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - لبنان - 1405 - 1985، الطبعة: الأولى، تحقيق: الدكتور عبد المعطي أمين القلعجي؛ ج1، ص 207

جواب از روایت نقل شده در«صحیح بخاری»:

در مورد حدیث تهدید نبی مکرم، که نقل کرده اند که پیغمبر فرمود: «شما اگر در نماز جماعت حاضر نشوید، من دستور می دهم که خانه هایتان را به آتش بکشند.»

اولاً: در شریعت اسلام، حضور در نماز جماعت، مستحب است!

ما از این آقایان سؤال می کنیم که آیا در شریعت اسلام، حضور در نماز جماعت، واجب است یا مستحب!؟

قطعاً مستحب است! حال می پرسیم که آیا برای یک کار مستحبی، همچین تهدید تندی معقول است!؟ آیا عقلاً قابل قبول است که مثلاً به کسی بگوئیم اگر در وضو استنشاق نکنی، باید شلاق بخوری!!؟

«علامه عینی»، شارح صحیح بخاری در توضیح این روایت می نویسد:

«إنما المراد المبالغة لأن الإجماع منعقد على منع عقوبة المسلمين بذلك»

مراد پیامبر از این کلام، مبالغه و تشدید است. زیرا اجماع داریم بر اینکه نمی شود مسلمین را برای ترک کردن نماز جماعت، عقوبت به سوزاندن کرد.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري، اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت؛ ج5، ص 164

عقوبت به سوزاندن، نه برای ترک جماعت، که حتی برای ترک نماز واجب نیز وارد نشده است. بلکه این عقوبت، برای موارد خاصی مثل «لواط»،و...است. ولی برای ترک نماز جماعت، حتی ترک اصل نماز، همچین عقوبتی در شرع نداریم.

ثانیاً: با کلام خود پیغمبر در تعارض است!

خود این آقایان نقل کرده اند که پیغمبر فرمود:

«لاَ تُعَذِّبُوا بِعَذَابِ اللَّهِ»

با عذابی که مختص خداوند است(سوزاندن)، کسی را عذاب نکنید.

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج3، ص 1098، ح 2854

ما روایات سوزاندن را در جلسات متعدد گذشته در موضوع «بررسی احراق و سوزاندن انسان» مفصل مطرح کردیم و بحث کردیم. لذا این روایات را تکرار نمی کنیم.

ثالثاً: با روح قرآن کریم در تضاد است!

این تهدید به آتش – از هر کسی که باشد، چه از پیغمبر باشد، چه از امیرالمؤمنین باشد و چه از عمر باشد – با روح قرآن تضاد و منافات دارد. این جواب، یکی از جوابهای محکم در این بخش است. زیرا قرآن کریم می فرماید:

(وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُر)

بگو اين حق است از سوى پروردگارتان، هر كس مى‏خواهد ايمان بياورد و هر كس مى‏خواهد كافر گردد.

 سوره كهف(18): آیه 29

خداوند متعال در اینجا، مردم را مخیر می کند بین ایمان آوردن به پیامبر و بین کافر شدن و به پیغمبر هم می گوید که تو فقط این حقیقت را به آنها برسان.

یا در آیه ای دیگر می فرماید:

(لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَي)

در قبول دين، اكراهى نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است.

سوره بقرة(2): آیه 256 ‏

این آیه خیلی واضح و روشن است که کسی را نمی شود حتی به اجبار مسلمان کرد. تا چه برسد به اینکه او را وادار به شرکت در نماز جماعت کرد!!

اساساً بحث عقیدتی، با زور شمشیر و اسلحه در قبل و روح انسان داخل نمی شود. بلکه این مسئله، یک بحث عقلی و استدلالی است. شمشیر شاید بتواند زبان کسی را به اکراه به حرکت وادار کند، ولی قلب و دل را نمی تواند.

فرض کنید کسی به اجبار و اکراه در نماز جماعت حاضر بشود، این شخص اگر نیت نداشته باشد، قطعاً نمازش باطل است. آیا رواست که بگوئیم پیغمبر مردم را تهدید به احراق و سوزاندن بکند برای یک نماز باطل!؟

بنابراین وقتی کسی را در پذیرش اصل دین، نشود اجبار و اکراه کرد، در یک امر مستحبی مثل شرکت در نماز جماعت، به طریق اولی نمی شود او را مجبور کرد!

خداوند متعال در یک آیه دیگر به صراحت تمام می فرماید:

(وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنين‏)

و اگر پروردگار مى‏خواست تمام آنها كه در روى زمين هستند همگى (از روى اجبار) ايمان مى‏آوردند، آيا تو مى‏خواهى مردم را مجبور سازى كه ايمان بياورند؟

سوره يونس(10): آیه 99

پس بنابراین، روایت بخاری، مبنی بر تهدید پیامبر به سوزاندن کسانی که در نماز جماعت شرکت نمی کنند، با روح قرآن در تضاد کامل است.

رابعاً: مراد از روایت، منافقین هستند.

نکته مهم این است که مراد پیامبر از این تهدید، تهدید منافقین است نه تهدید مسلمین! چون این منافقینی که قرآن می فرماید:

(وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى‏ شَياطينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُن)‏

و هنگامى كه افراد با ايمان را ملاقات مى‏كنند مى‏گويند ما ايمان آورده‏ايم، (ولى) هنگامى كه با شياطين خود خلوت مى‏كنند مى‏گويند با شمائيم ما (آنها) را مسخره مى‏كنيم.

سوره بقرة(2): آیه 14

این منافقین یک روز می رفتند مسجد را پر می کردند، بعد یک هفته قرار می گذاشتند که مسجد نروند تا مسجد خلوت بشود. این عمل اینها باعث دلسردی مسلمین نسبت به شریعت می شد. لذا بحث، تنها نماز جماعت تنها نیست. بحث شکستن روحیه مسلمانها و تضعیف عقاید مسلمانها مطرح بوده است.

تأیید خود «صحیح بخاری»:

لذا در خود «صحیح بخاری» در شرح حال منافقین، می خوانیم که نبی مکرم فرمودند:

«ليس صَلَاةٌ أَثْقَلَ على الْمُنَافِقِينَ من الْفَجْرِ وَالْعِشَاءِ وَلَوْ يَعْلَمُونَ ما فِيهِمَا لَأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْوًا »

هیچ نمازی مثل نماز صبح و نماز عشاء، بر منافقین سنگین تر نیست. اگر اینها می دانستند که نماز صبح و نماز عشاء چه مقدار پاداش دارد، ولو سینه خیز شده به مسجد می رفتند.

جالب اینجاست که در انتهاء روایت می فرماید:

«لقد هَمَمْتُ أَنْ آمُرَ الْمُؤَذِّنَ فَيُقِيمَ ثُمَّ آمُرَ رَجُلًا يَؤُمُّ الناس ثُمَّ آخُذَ شُعَلًا من نَارٍ فَأُحَرِّقَ على من لَا يَخْرُجُ إلى الصَّلَاةِ بَعْدُ»

من تصمیم گرفتم که به مؤذن دستور بدهم تا اعلان نماز کند و سپس به کسی دستور بدهم تا مردم را (منافقین را) زیر نظر بگیرد تا اگر کسی که برای نماز از خانه خود خارج نشود، او را با شعله های آتش بسوزاند.

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج1، ص 234، بَاب فَضْلِ الْعِشَاءِ في الْجَمَاعَةِ، ح 626

پس بنابراین، این روایت تخصیص خورد به منافقین.

تأیید «صحیح مسلم»:

خود «صحیح مسلم» نیز دارد که:

«لقد رَأَيْتُنَا و ما يَتَخَلَّفُ عن الصَّلَاةِ إلا مُنَافِقٌ قد عُلِمَ نِفَاقُهُ»

ما می دیدیم که جز منافقی که نفاقش مشخص بود، کسی از نماز تخلف نمی کرد.

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج1، ص 453، بَاب صَلَاةِ الْجَمَاعَةِ من سُنَنِ الْهُدَى، ح654

تأیید «ابن حزم آندلسی»:

ابن حزم آندلسی نیز از عطاء نقل کرده که گفته است:

« كنا نَسْمَعُ أَنَّهُ لاَ يَتَخَلَّفُ عن الْجَمَاعَةِ إلاَّ مُنَافِقٌ»

ما همواره می شنیدیم که فقط منافق بود که از نماز جماعت تخلف می کرد.

المحلى، اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي؛ ج4، ص 196

تأیید «ابن حجر عسقلانی»:

جالب اینجاست که «ابن حجر عسقلانی»، در توضیح مراد روایت بخاری می نویسد:

«والذي يظهر لي أن الحديث ورد في المنافقين... لأن هذا الوصف لائق بالمنافقين لا بالمؤمن الكامل لكن المراد به نفاق المعصية لا نفاق الكفر»

آنچه که برای من آشکار شده این است که این حدیث در حق منافقین وارد شده است... زيرا اين صفت زيبنده منافقان است نه مؤمن كامل.

فتح الباري شرح صحيح البخاري، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت، تحقيق: محب الدين الخطيب؛ ج2، ص 127

تأیید «علامه عینی»:

علامه عینی نیز در شرح صحیح بخاری، در ذیل این روایت می نویسد:

«أنه ورد في حق المنافقين»

این حدیث در حق منافقین وارد شده است.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري، اسم المؤلف: بدر الدين محمود بن أحمد العيني، دار النشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت؛ ج5، ص 164

ان شاءالله جواب پنجم از روایات اهل سنت، و نیز جواب از روایات شیعه را، فردا خدمت شما عرض خواهیم نمود.

و السلام علیکم و رحمة الله

  • منبع: سایت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • 94/12/01

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

پربازديدها

شبکه های اجتماعی