یکشنبه 01 مرداد 1396

مجله اینترنتی فهادان

جدیدترین مطالب

می‌خواهی بنویس؛ می‌خواهی ننویس

خدایا بنویس؛ خدایا بنویس!!

در دولاب یک خانم بی‌بی بود که در دوران جوانیش در مجالس جشن و عروسی زنانه، دایره می‌نواخت. وقتی پا به سن گذاشت توبه کرد و دست کشید و دیگر حتی در مجالس عروسی، شرکت هم نمی‌کرد.

یکبار به اصرار از او خواستند به مجلس عروسی دو تا بچه سیّد برود و بالأخره قبول کرد در داخل مجلس به او گفتند که خانم فاطمه زهراء سلام الله علیها خوشحال نیست که مجلس عروسیِ بچه‌هایش، سوت و کور باشد اجازه بده خودمان با سینی دایره بزنیم و بالأخره پذیرفت.

خانم‌ها یک به بک، سینی را دست به دست می‌دادند و می‌نواختند تا اینکه به بی‌بی خانم رسید. او هم سینی را گرفت و شروع به زدن کرد و ابتداء می‌گفت: خدایا ننویس؛ خدایا ننویس.

کم‌کم که گرم شد می‌گفت: می‌خواهی بنویس؛ می‌خواهی ننویس.

در آخر کار می‌گفت: خدایا بنویس؛ خدایا بنویس.

مؤمن در سِیرَش بعد از آنکه از کارهای بدِ گذشته‌اش توبه می‌کند و دست می‌کشد باید مراقب این سه مرحله باشد.

مرحوم دولابی، کتاب مصباح الهدی، ص 197

  • امیدوارم نکته این مطلب را خوب گرفته باشید...

امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 4


لطفاً به اشتراک بگذارید تا همه استفاده کنند.

ارسال به هم میهن محبوب کن - فیس نما ارسال به کلوب افسران ارسال به گوگل پلاس ارسال به فیسبوک


بخش نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


ورود کاربران


عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار کلی سایت

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 2031
    کل نظرات کل نظرات : 3200
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 21
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 2556

    آمار بازدید آمار بازدید
    باردید دیروز باردید دیروز : 8,945
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 1057
    بازدید کلی بازدید کلی : 3,659,287



صفحات اضافی سایت