مجله اینترنتی فهادانیک روز، دو دوست با هم و با پای پیاده از جاده‌ای در بیابان عبور می‌کردند؛ بعد از چند ساعت، سر موضوعی با هم اختلاف پیدا کرده و به مشاجره پرداختند. وقتی که مشاجره آن‌ها بالا گرفت ناگهان یکی از دو دوست به صورت دیگری سیلی محکمی زد. بعد از این ماجرا آن دوستی که سیلی خورده بود بر روی شن‌های بیابان نوشت: \\\\\\\"امروز بهترین دوستم به من سیلی زد...\\\\\\\" سپس به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. چون خیلی خسته بودند تصمیم گرفتند که همانجا مدتی در کنار برکه به استراحت بپردازند. ناگهان پای آن دوستی که سیلی خورده بود لغزید و به برکه افتاد. کم‌کم او داشت غرق

امروز جمعه 02 تیر 1396
x