close
تبلیغات در اینترنت
حفظ حرمت استاد

کمر درد به خاطر بی‌حرمتی به استاد

داستان و حکایت

کمر درد به خاطر بی‌حرمتی به استاد

اهمیّت رعایت مقام استاد در همه حال

مرحوم تنکابنی رحمة الله علیه در کتاب قصص العلماء می‌نویسد:

مرحوم سید ابراهیم موسوی رحِمَهُ الله را تلمیذی بود به نام محمد محسن اردبیلی؛ محمد محسن در مجلس درس، سخن بسیار می‌گفت. روزی سر درس، با استاد محاجه بسیار نمود؛ استاد هر چه در جواب، اصرار کرد او جز انکار، کاری نکرد.

استاد فرمود: «نامربوط مگو» میرزا محمد محسن در جواب گفت: «نامربوط می‌شنوم!»

آنجناب سکوت فرمود.

بعد از انقضاء مجلس درس، میرزا محمد محسن اردبیلی به منزل، مراجعت کرد. و منزل، فوقانی و درجات و بالاخانه داشت. همین که خواست از پله، بالا رود کمرش بی‌اختیار به درد آمد هر چه معالجه کرد سودمند نشد پس از فوت استاد، نذر کرد که به زیارت کربلاء آید فایده نبخشید. و برای پسر استاد، مستمری قرار داد و هر ساله برای بازماندگان استاد، خدمات کثیره می‌نمود فایده نبخشید و به زیارت بیت الله رفت علاج نشد.

اکنون (زمان مرحوم تنکابنی) به همان مرض، گرفتار است.

تذکر: مرحوم میرزا محمد محسن اردبیلی در زمان مرحوم تنکابنی از مشاهیر اردبیل بود.

منبع: کتاب قصص العلماء صفحه 13 چاپ انتشارات علمی فرهنگی (نقل به مضمون)
تهیه شده توسط پورتال فهادان

نظرات مطلب

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

پربازديدها

شبکه های اجتماعی